[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : مردمسالاری دینی
کلیدواژه(ها) : مردمسالاری دینی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در این شرایط، شما می‌خواهید نظریه‌ی سیاسی اسلام و نظام جمهوری اسلامی - یعنی مردم‌سالاری دینی - را به دنیا معرفی کنید. جمهوری، یعنی مردم‌سالاری؛ اسلامی، یعنی دینی. بعضی خیال می‌کنند ما که عنوان مردم‌سالاری دینی را مطرح کردیم، حرف تازه‌ای را به میدان آوردیم؛ نه. جمهوری اسلامی یعنی مردم‌سالاری دینی. حقیقت مردم‌سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده‌ی مردمی اداره شود و پیش برود. اشکال کار نظامهای دنیا این است که یا هدایت الهی در آنها نیست - مثل به اصطلاح دمکراسیهای غربی که اراده‌ی مردمی علی‌الظاهر هست، اما هدایت الهی را ندارند - یا اگر هدایت الهی را دارند یا ادعا می‌کنند که دارند، اراده‌ی مردمی در آن نیست؛ یا هیچکدام نیست، که بسیاری از کشورها این‌گونه‌اند؛ یعنی نه مردم در شؤون کشور دخالت و رأی و اراده‌ای دارند، نه هدایت الهی وجود دارد. جمهوری اسلامی، یعنی آن‌جایی که هدایت الهی و اراده‌ی مردمی توأم با یکدیگر در ساخت نظام تأثیر می‌گذارند. بر این نظریه، هیچ‌گونه خدشه و اشکالی در بحثهای دانشگاهی و محافل تحقیقاتی وارد نمی‌شود؛ اما اگر شما بخواهید حقانیت این نظریه را برای مردم دنیا ثابت کنید، در عمل باید ثابت کنید. چالش عمده‌ی نظام جمهوری اسلامی این است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : همت مضاعف و کار مضاعف
کلیدواژه(ها) : همت مضاعف و کار مضاعف
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسؤولان باید کارهای نشده، کارهای ضعیف، کارهای تأخیر شده و فراموش شده را با توجه مضاعف و با اهتمام دو برابر در برنامه‌ی کار خود قرار دهند؛ و این نمی‌شود، مگر این‌که مسؤولان همه‌ی همت خود را برای کار بگذارند

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : دستاوردهای انقلاب اسلامی
کلیدواژه(ها) : دستاوردهای انقلاب اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز با گذشت دو دهه از انقلاب اسلامی، سرتاسر کشور از لحاظ کارهای زیربنایی، عمرانی، رسیدگی به عمیقترین و دورترین بخشهای این کشور، از لحاظ فرهنگ و دانشگاه و از همه‌ی جهاتی که برای آینده‌ی یک کشور مورد اهتمام است، کارهای فوق‌العاده‌ای شده است. اینها را نباید ندیده گرفت.
من یک بار به یکی از رؤسای کشورهای خارجی که در تهران به دیدن من آمده بود، گفتم الان در آنِ واحد هفتاد سد در برنامه‌ی ساخت قرار دارد. گفتم شما این را تصوّر می‌کنید که از دولت قبل مبالغی از ساخت سد برای این دولت ماند؛ این دولت هم تعدادی را تمام کرد و تعدادی را در برنامه آورد؛ در حدود هفتاد سد در آنِ واحد؟ تعجّب کرد و گفت آیا این واقعیّت دارد؟! گفتم بله، اینها چیزهایی است که نمی‌شود ندیده گرفت. تحقیر دستاوردهای انقلاب چیزی نیست که به نفع ملت باشد؛ بلکه موجب ناامیدی و یأس مردم خواهد شد و این کاری است که دشمنان می‌خواهند آن را انجام دهند. ضعفها را بزرگ و کمبودها را برجسته کنند؛ اما پیشرفتها را مورد نظر قرار ندهند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : جدایی دین از سیاست
کلیدواژه(ها) : جدایی دین از سیاست
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مردم و جوانان ما نگذاشتند فرمول قدیمی دشمن، در انقلاب اسلامی تحقق پیدا کند. این فرمول چیست؟ قدم اول، جدایی دستگاه سیاست و نهضت از دین و روحانیت است. قدم دوم، مأیوس شدن مردم از تحولی که به وجود آمده است؛ مثل مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت. مأیوس شدن مردم موجب می‌شود که در صحنه حضور نداشته باشند. قدم سوم، در غیاب مردم، پدید آمدن یک دیکتاتوری ظالمانه و بی‌رحم و در مشت دشمن و استکبار و استعمار قرار گرفتن است. در تحولاتی که دین نقشی نداشته است، راحت توانسته‌اند این فرمول را پیاده کنند: مردم را مأیوس کنند؛ آنها را از صحنه دور کنند؛ در غیاب آنها هر کاری که می‌خواهند بکنند و عوامل مورد نظر خود را سر کار بیاورند. در ایران پس از انقلاب اسلامی نتوانستند این کار را بکنند؛ نتوانستند عنصر دین را از اساس حکومت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جدا کنند؛ نتوانستند مردم را مأیوس کنند؛ مردم در صحنه ماندند و تا مردم در صحنه هستند، دشمن مجال هیچ تحرک واقعی و حقیقی را در کشور ما ندارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : روشنفکری
کلیدواژه(ها) : روشنفکری
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
آیت‏اللّه کاشانی کسی است که اگر او نبود، نهضت ملی شدن صنعت نفت یقیناً در این کشور به وقوع نمی‏پیوست. من به جوانان عرض می‏کنم، با تاریخ گذشته‏ی نزدیک کشورتان آشنا شوید؛ چون یکی از راههای فریب و اغواگری، تحریف تاریخ است که امروز متأسفانه این کار به‏وفور صورت می‏گیرد. مرحوم کاشانی کسی است که به کمک او دکتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حرکت جلب کنند؛ و الّا حمایت مردم جلب نمی‏شد. کسی مصدّق را نمی‏شناخت؛ کسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‏دانست؛ توده‏های عظیم مردم که رأی و حضور و اقدام آن‏ها در تحوّلات اجتماعی تعیین‏کننده است، در جریان وارد نبودند و برای آن‏ها توضیح داده نشده بود. دستگاه دربار که مخالفت چیزفهمیِ مردم بود، خودش هم عامل دست انگلیسی‏ها بود. روشن‏فکران و سیاسیّونی که جهت حرکتشان این بود، وسیله و راهی نداشتند و مردم به آن‏ها اعتماد نمی‏کردند. مرحوم آیت‏اللّه کاشانی وارد میدان شد. سابقه‏ی این مرد را، علما می‏شناختند و مردم ایران هم به او ارادت داشتند. او کسی بود که به وسیله‏ی قشون غاصبِ مداخله‏گرِ انگلیس در ایران، از کشور تبعید شده بود. شما ببینید آن روز وضع کشور چگونه بود. امروز به استقلال سیاسی ملت ایران نگاه کنید، ببینید هیچ قدرتی در دنیا نمی‏تواند هیچ‏گونه موضع‏گیری‏ای- حتّی موضع‏گیری زبانی- را بر دولتمردان ما تحمیل کند؛ اما آن موقع چنین بود که یک دولت بیگانه در دنباله‏ی جنگ بین‏الملل دوم- که انگلیسی‏ها و آمریکاییها و روسها در زمان حکومت محمد رضای پهلوی از چند طرف‏ وارد کشور ما شده بودند- به خودش جرأت می‏داد که یک عالم دینی را به خاطر مخالفت با سیاست انگلیس بگیرد و به خارج از کشور تبعید کند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : روشنفکری
کلیدواژه(ها) : روشنفکری
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مرحوم آیت‏اللّه کاشانی چند روز قبل از ماجرای 28 مرداد نامه نوشت- همه‏ی این نامه‏ها موجود است- و گفت من می‏ترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند. دکتر مصدّق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین‏جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت- کسی مثل آیت‏اللّه کاشانی- وادار می‏کرد که صحنه‏ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد. در 28 مرداد که کاشانی منزوی و خانه‏نشین بود- و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود- عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچی‏های مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‏راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک‏مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند. پس از آن، دیکتاتوریِ محمد رضا شاهی به وجود آمد که بیست و پنج سال این ملت زیر چکمه‏های دیکتاتوری او لگدمال شد و ملی شدن صنعت نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که‏ آمریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. این‏ها عبرت است.

شبیه همین قضیه در صدر مشروطیت اتفاق افتاد. آنجا هم کار را مردم کردند و حضور آن‏ها بود که مشروطیت را بر حکّام مستبد قاجار تحمیل کرد؛ و الّا مظفر الدین شاه کسی نبود که مشروطیت را قبول کند؛ حضور و فشار مردم او را مجبور کرد که مشروطیت را بپذیرد. روحانیون و علمای بزرگ، مردم را به صحنه آورده بودند. بعد از آنکه مشروطیت به وجود آمد، جمعی از روشن‏فکران خودباخته در مقابل انگلیس، با تبلیغات و روزنامه‏ها و روشهای خود، کاری کردند که روحانیت و مردم متدیّن را نسبت به نهضت مشروطیت بدبین و مأیوس کردند. نتیجه این شد که در ابتدا یک دیکتاتوری توأم با هرج‏ومرج، چند سال بعد هم دیکتاتوری سیاه دوران رضا خان بر این ملت مسلّط شد. این دو واقعه، دو تجربه است که البته هرکدام تحلیل و داستان جداگانه‏ای دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : محاصره اقتصادی
کلیدواژه(ها) : محاصره اقتصادی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عزیزان من! بدانید همه‏ی تلاش دشمنان جمهوری اسلامی این است که این کار اتّفاق نیفتد؛ یعنی این سازندگی بر اساس نظام جمهوری اسلامی تحقّق پیدا نکند. این محاصره‏ی اقتصادی که می‏شنوید، برای این است. این کارشکنیهای گوناگون در قضیه‏ی نفت و بقیه‏ی مسائل دیگری که از سوی دشمنان برای کشور ما پیش می‏آید، به خاطر این است. می‏خواهند نگذارند نظام جمهوری اسلامی و کشور ایران در پرتو این نظام به نقطه‏ی مورد نظر خود از آبادانی و عمران و پیشرفت و ترقّی و توسعه برسد، تا برای کشورهای دیگر الگو نشود و نظریه‏ی سیاسی اسلام در دنیا رواج پیدا نکند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : دموکراسی غربی
کلیدواژه(ها) : دموکراسی غربی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
جمهوری، یعنی مردم‏سالاری؛ اسلامی، یعنی دینی. بعضی خیال می‏کنند ما که عنوان مردم‏سالاری دینی را مطرح کردیم، حرف تازه‏ ای‏ را به میدان آوردیم؛ نه. جمهوری اسلامی یعنی مردم‏سالاری دینی. حقیقت مردم‏سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده‏ی مردمی اداره شود و پیش برود. اشکال کار نظامهای دنیا این است که یا هدایت الهی در آن‏ها نیست- مثل به اصطلاح دمکراسی‏های غربی که اراده‏ی مردمی علی‏الظّاهر هست، اما هدایت الهی را ندارند- یا اگر هدایت الهی را دارند یا ادّعا می‏کنند که دارند، اراده‏ی مردمی در آن نیست؛ یا هیچ‏کدام نیست، که بسیاری از کشورها این گونه‏اند؛ یعنی نه مردم در شئون کشور دخالت و رأی و اراده‏ای دارند، نه هدایت الهی وجود دارد. جمهوری اسلامی، یعنی آنجایی که هدایت الهی و اراده‏ی مردمی توأم با یکدیگر در ساختِ نظام تأثیر می‏گذارند. بر این نظریه، هیچ‏گونه خدشه و اشکالی در بحثهای دانشگاهی و محافل تحقیقاتی وارد نمی‏شود؛ اما اگر شما بخواهید حقّانیت این نظریه را برای مردم دنیا ثابت کنید، در عمل باید ثابت کنید. چالش عمده‏ی نظام جمهوری اسلامی این است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : یأس, یاس, حضور در صحنه, حضور مردم در صحنه
کلیدواژه(ها) : یأس, یاس, حضور در صحنه, حضور مردم در صحنه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مأیوس شدن مردم موجب می‌شود که در صحنه حضور نداشته باشند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : جناح‏‌های سیاسی, اصول رقابت سیاسی, فعالان سیاسی, کارگزاران نظام
کلیدواژه(ها) : جناح‏‌های سیاسی, اصول رقابت سیاسی, فعالان سیاسی, کارگزاران نظام
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
بزرگترین تبلیغ برای یک نظریه‌ی سیاسی چیزی است که در میدان عمل اتّفاق می‌افتد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : مردمسالاری دینی
کلیدواژه(ها) : مردمسالاری دینی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
حقیقت مردم‌سالاری دینی این است که یک نظام باید با هدایت الهی و اراده‌ی مردمی اداره شود و پیش برود.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : کارگزاران نظام, دعواهای سیاسی, نبایدهای رقابت‌ سیاسی
کلیدواژه(ها) : کارگزاران نظام, دعواهای سیاسی, نبایدهای رقابت‌ سیاسی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
من همیشه هشدار داده‌ام که منازعات سیاسی نمی‌گذارد مسؤولان کار کنند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : عدالت, معنویت‎گرایی, دستاوردهای انقلاب اسلامی, دستاوردهای جمهوری اسلامی
کلیدواژه(ها) : عدالت, معنویت‎گرایی, دستاوردهای انقلاب اسلامی, دستاوردهای جمهوری اسلامی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز دنیا به عدالت و معنویتی که ایران اسلامی پرچم آن را به اهتزاز در آورده است، نهایت احتیاج را دارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : عدالت, معنویت‎گرایی, بحران معنویت
کلیدواژه(ها) : عدالت, معنویت‎گرایی, بحران معنویت
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز مهمترین خلأ دنیا، خلأ معنویت و عدالت است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : یأس مسلمین
کلیدواژه(ها) : یأس مسلمین
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من یک‏بار به یکی از رؤسای کشورهای خارجی که در تهران به دیدن من آمده بود، گفتم الآن در آنِ واحد هفتاد سد در برنامه‏ی ساخت قرار دارد. گفتم شما این را تصوّر می‏کنید که از دولت قبل مبالغی از ساخت سد برای این دولت ماند؛ این دولت هم تعدادی را تمام کرد و تعدادی را در برنامه آورد؛ در حدود هفتاد سد در آنِ واحد؟ تعجّب کرد و گفت آیا این واقعیّت دارد؟! گفتم بله، این‏ها چیزهایی است که نمی‏شود ندیده گرفت. تحقیر دستاوردهای انقلاب چیزی نیست که به نفع ملت باشد؛ بلکه موجب ناامیدی و یأس مردم خواهد شد و این کاری است که دشمنان می‏خواهند آن را انجام دهند. ضعفها را بزرگ و کمبودها را برجسته کنند؛ اما پیشرفتها را مورد نظر قرار ندهند.
درعین‏حال من معتقدم همچنان که پیشرفتها و موفقیّتها را نباید ندیده گرفت، مسئولان باید کارهای نشده، کارهای ضعیف، کارهای تأخیر شده و فراموش شده را با توجّه مضاعف و با اهتمامِ دو برابر در برنامه‏ی کار خود قرار دهند؛ و این نمی‏شود، مگر اینکه مسئولان همه‏ی همّت خود را برای کار بگذارند. آب شرب، آب کشاورزی، صنایع نساجی، صنایع قالیبافی و مخملبافی- که جزو افتخارات قدیمی کاشان است و همیشه با این شهر همراه بوده است- دچار مشکلات جدّی است؛ اما همه‏ی این مشکلات به نحوی قابل حلّ است. مسئولان با پیگیری می‏توانند این گره‏ها را باز کنند. نمی‏گوییم در کوتاه مدت این گره‏ها باز خواهد شد؛ نه. ممکن است زمان ببرد؛ اما مهم این است که این زمان مدتی تمام می‏شود. مشکلات یکی پس از دیگری حل خواهد شد و این تلاش مسئولان را می‏خواهد. بخش مربوط به مردم این است که آن‏ها با دیدن کمبودها و نقاط ضعف، یأس به خود راه ندهند. به همه چیز بدبین شدن و همه‏ی کارهای مثبت را ندیده گرفتن، درست همان چیزی است که دشمن می‏خواهد. چالش عمده‏ی امروز کشور ما این است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : غیاث الدین جمشید کاشانی
کلیدواژه(ها) : غیاث الدین جمشید کاشانی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در قرونی که تألیفات اسلامی رواج داشت، بزرگان و شخصیّتهای برجسته علمی در فقه و حدیث - مثل قطب راوندی، یا قبل از او، سیدابوالرّضا فضل‏اللَّه راوندی - بودند. یا غیاث‏الدّین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته و معروف قرون گذشته، متعلّق به این منطقه بوده است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : قطب الدین راوندی
کلیدواژه(ها) : قطب الدین راوندی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در قرونی که تألیفات اسلامی رواج داشت، بزرگان و شخصیّتهای برجسته علمی در فقه و حدیث - مثل قطب راوندی، یا قبل از او، سیدابوالرّضا فضل‏اللَّه راوندی - بودند. یا غیاث‏الدّین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته و معروف قرون گذشته، متعلّق به این منطقه بوده است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : سیدابوالرّضا فضل‏ اللَّه راوندی
کلیدواژه(ها) : سیدابوالرّضا فضل‏ اللَّه راوندی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در قرونی که تألیفات اسلامی رواج داشت، بزرگان و شخصیّتهای برجسته علمی در فقه و حدیث - مثل قطب راوندی، یا قبل از او، سیدابوالرّضا فضل‏اللَّه راوندی - بودند. یا غیاث‏الدّین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته و معروف قرون گذشته، متعلّق به این منطقه بوده است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : فیض کاشانی
کلیدواژه(ها) : فیض کاشانی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‏های بعد، فقها و حکما و متکلّمان بزرگ، مفسّران برجسته و نام‏آور، شخصیّتهای سیاسی و مؤلّفان نامدار - امثال فیض کاشانی، ملامهدی نراقی و پسرش ملااحمد نراقی - در این منطقه استمرار پیدا کرده‏اند و انسان هیچ زمانی را نمی‏بیند که این زنجیره قطع شده باشد..... به بعضی از شخصیّتهای تاریخی کاشان ظلم شده است؛ یعنی حقّ آنها چنان که باید، شناخته نشده است. یکی از آنها مرحوم فیض کاشانی است. فیض کاشانی، یکی از شخصیّتهای کم نظیر و انسانی است که در چندین علم مختلف، جزو سرآمدان است. یک حکیم و فیلسوف بزرگ، یک متکلّم برجسته، یک محدّث نام‏آور، یک رجالیِ صاحب مبنا و مکتب، یک فقیه صاحب آراء برجسته، یک شاعر و یک عارف است. همه این خصوصیات در این مرد جمع است. در کتیبه شخصیّتهای برجسته مملکت و در چشم خواص و عوام، فیض کاشانی این جلوه را ندارد که در واقع در مقابل چشم کسانی که او را می‏شناسند، دارد. حتّی شنیدم مقبره این عالم بزرگ و فنّان در کاشان از آن آبادی و عمرانی که شایسته آن است، برخوردار نیست. البته گویا فیض وصیت کرده است که روی مقبره او سقف نباشد. به هر حال ستایش بزرگانی از قبیل فیض، ستایش علم و معرفت است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : ملا احمد نراقی
کلیدواژه(ها) : ملا احمد نراقی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‏های بعد، فقها و حکما و متکلّمان بزرگ، مفسّران برجسته و نام‏آور، شخصیّتهای سیاسی و مؤلّفان نامدار - امثال فیض کاشانی، ملامهدی نراقی و پسرش ملااحمد نراقی - در این منطقه استمرار پیدا کرده‏اند و انسان هیچ زمانی را نمی‏بیند که این زنجیره قطع شده باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : ملامهدی نراقی
کلیدواژه(ها) : ملامهدی نراقی
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
در دوره‏های بعد، فقها و حکما و متکلّمان بزرگ، مفسّران برجسته و نام‏آور، شخصیّتهای سیاسی و مؤلّفان نامدار - امثال فیض کاشانی، ملامهدی نراقی و پسرش ملااحمد نراقی - در این منطقه استمرار پیدا کرده‏اند و انسان هیچ زمانی را نمی‏بیند که این زنجیره قطع شده باشد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : نقاط ضعف جمهوری اسلامی
کلیدواژه(ها) : نقاط ضعف جمهوری اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من معتقدم همچنان که پیشرفتها و موفقیّتها را نباید ندیده گرفت، مسئولان باید کارهای نشده، کارهای ضعیف، کارهای تأخیر شده و فراموش شده را با توجّه مضاعف و با اهتمامِ دو برابر در برنامه‏ی کار خود قرار دهند؛ و این نمی‏شود، مگر اینکه مسئولان همه‏ی همّت خود را برای کار بگذارند. آب شرب، آب کشاورزی، صنایع نساجی، صنایع قالیبافی و مخملبافی- که جزو افتخارات قدیمی کاشان است و همیشه با این شهر همراه بوده است- دچار مشکلات جدّی است؛ اما همه‏ی این مشکلات به نحوی قابل حلّ است. مسئولان با پیگیری می‏توانند این گره‏ها را باز کنند. نمی‏گوییم در کوتاه مدت این گره‏ها باز خواهد شد؛ نه. ممکن است زمان ببرد؛ اما مهم این است که این زمان مدتی تمام می‏شود. مشکلات یکی پس از دیگری حل خواهد شد و این تلاش مسئولان را می‏خواهد. بخش مربوط به مردم این است که آن‏ها با دیدن کمبودها و نقاط ضعف، یأس به خود راه ندهند. به همه چیز بدبین شدن و همه‏ی کارهای مثبت را ندیده گرفتن، درست همان چیزی است که دشمن می‏خواهد. چالش عمده‏ی امروز کشور ما این است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش :تاریخ پر افتخار کاشان در پرورش مفاخر علمی و فرهنگی
کلیدواژه(ها) : کاشان, بزرگان کاشان, علی‌بن‌محمّدالباقر(علیه السلام), تاریخ عصر حضور ائمه اطهار (ع) و حادثه کربلا
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
شهرستان كاشان از جمله مناطق معدودی در كشور ماست كه از اوایل قرون اسلامی با محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام و شناختن حقیقت آنها معروف شد و از آغاز توانست در بین امواج متراكم و متلاطم سیاستهای اموی و عباسی، حقیقت را بشناسد. آن‌طوری كه معروف است، امام باقر علیه‌الصّلاةوالسّلام فرزند خود جناب علی‌بن‌محمّدالباقر را كه در مشهد اردهال مدفون است، برای توجّه دادن مردم و پاسخگویی به احساسات ارادتمندانه‌ی آنان به ساحت اهل بیت علیهم‌السّلام، به این منطقه گسیل كردند. در جمع علما و دانشمندان - چه فقها و محدّثان، چه دانشمندان علوم ریاضی، چه فیلسوفان و حكیمان و متكلّمان - نام كاشان برجستگی دارد. این سوابق را ما برای این تكرار نمی‌كنیم كه خود را به گذشته دلخوش كنیم و از حال غافل بمانیم؛ نه. سوابق و افتخارات علمی و فرهنگی و هنری و سایر افتخارات تاریخی یك شهر، نشان‌دهنده‌ی استعدادهایی است كه در حال حاضر از آن استعدادها باید كمال استفاده بشود. به مردمِ دارای چنین ریشه‌ی تاریخی‌ای نگویند كه شما گذشته و تاریخ ندارید؛ چرا، همه‌جای كشور ما همین‌طور است. من مقیّدم در هر منطقه‌ای روی نام پُرافتخار مفاخر و چهره‌های علمی و فرهنگی آن شهر تكیه كنم. از زمان ائمه علیهم‌السّلام در سلك روات، علی‌بن‌محمّد قاسانی بود كه در طریق بسیاری از روایات، نام شریف این محدّثِ بزرگ وجود دارد. در قرونی كه تألیفات اسلامی رواج داشت، بزرگان و شخصیّتهای برجسته‌ی علمی در فقه و حدیث - مثل قطب راوندی، یا قبل از او، سیدابوالرّضا فضل‌اللَّه راوندی - بودند. یا غیاث‌الدّین جمشید كاشانی، ریاضیدان برجسته و معروف قرون گذشته، متعلّق به این منطقه بوده است. در دوره‌های بعد، فقها و حكما و متكلّمان بزرگ، مفسّران برجسته و نام‌آور، شخصیّتهای سیاسی و مؤلّفان نامدار - امثال فیض كاشانی، ملا مهدی نراقی و پسرش ملااحمد نراقی - در این منطقه استمرار پیدا كرده‌اند و انسان هیچ زمانی را نمی‌بیند كه این زنجیره قطع شده باشد. مرتّب علمای بزرگ، مفسّران، مؤلّفان و شخصیتهای برجسته و عظیم‌القدر حضور داشتند، تا نزدیك زمان ما می‌رسد: مرحوم ملا حبیب‌اللَّه كاشانی، مرحوم آیةاللَّه حاج میر سید علی یثربی كاشانی - كه من تأسف می‌خورم از این‌كه این بزرگان علم و معرفت به قدر ظرفیّت علمی‌شان شناخته شده نیستند - در عالم سیاست، مرحوم سید ابوالقاسم كاشانی، و همین‌طور فهرست طولانی شعرای گذشته و حتّی زمان ما، عرفا و انواع و اقسام معرفتها و دانشها. اینها برای یك شهر افتخار است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش :نقش برجسته آیت الله کاشانی در نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران
کلیدواژه(ها) : سید ابوالقاسم کاشانی, آشنایی با تاریخ, ملی شدن صنعت نفت, تاریخ بر سر کار آمدن و حکمرانی محمدرضا پهلوی, قیام سی تیر, دخالت‌های انگلیس در ایران, دخالت‌های انگلیس در ایران, عملکرد استعمار انگلیس در ایران, کودتای 28 مرداد, مبارزات ضد استعماری علما, انقلاب مشروطه, انقلاب مشروطه, انحراف مشروطه, انقلاب مشروطه, انحراف مشروطه, تاریخ نهضت مشروطیت, کناره‌گیری علما از نهضت مشروطیت, عبرت‌های تاریخ, جدایی دین از سیاست, مایوس شدن مردم, جدایی سیاست از روحانیت, تاریخ مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی, تاریخ بر سر کار آمدن و حکمرانی محمدرضا پهلوی, تاریخ حوزه‌های علمیه و مجاهدتهای علما, قیام سی تیر, تجربیات انقلاب اسلامی, نقشه دشمن
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
آیةاللَّه کاشانی کسی است که اگر او نبود، نهضت ملی شدن صنعت نفت یقیناً در این کشور به وقوع نمی‌پیوست. من به جوانان عرض می‌کنم، با تاریخ گذشته‌ی نزدیک کشورتان آشنا شوید؛ چون یکی از راههای فریب و اغواگری، تحریف تاریخ است که امروز متأسفانه این کار به‌وفور صورت می‌گیرد. مرحوم کاشانی کسی است که به کمک او دکتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حرکت جلب کنند؛ والاّ حمایت مردم جلب نمی‌شد. کسی مصدّق را نمی‌شناخت؛ کسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانست؛ توده‌های عظیم مردم که رأی و حضور و اقدام آنها در تحوّلات اجتماعی تعیین کننده است، در جریان وارد نبودند و برای آنها توضیح داده نشده بود. دستگاه دربار که مخالفت چیزفهمیِ مردم بود، خودش هم عامل دست انگلیسیها بود. روشنفکران و سیاسیّونی که جهت حرکتشان این بود، وسیله و راهی نداشتند و مردم به آنها اعتماد نمی‌کردند. مرحوم آیةاللَّه کاشانی وارد میدان شد. سابقه‌ی این مرد را، علما می‌شناختند و مردم ایران هم به او ارادت داشتند. او کسی بود که به وسیله‌ی قشون غاصبِ مداخله‌گرِ انگلیس در ایران، از کشور تبعید شده بود. شما ببینید آن روز وضع کشور چگونه بود. امروز به استقلال سیاسی ملت ایران نگاه کنید، ببینید هیچ قدرتی در دنیا نمی‌تواند هیچ‌گونه موضع‌گیری‌ای - حتّی موضعگیری زبانی - را بر دولتمردان ما تحمیل کند؛ اما آن موقع چنین بود که یک دولت بیگانه در دنباله‌ی جنگ بین‌الملل دوم - که انگلیسیها و امریکاییها و روسها در زمان حکومت محمد رضای پهلوی از چند طرف وارد کشور ما شده بودند - به خودش جرأت می‌داد که یک عالم دینی را به خاطر مخالفت با سیاست انگلیس بگیرد و به خارج از کشور تبعید کند! البته قبلاً او را در قلعه‌ی فلک‌الافلاک خرم‌آباد زندانی کردند، که من رفتم آن سلولی را که می‌گفتند مرحوم آقای کاشانی در آن‌جا زندانی بود، از نزدیک دیدم. وقتی که از تبعید به تهران برگشت، امواج احساسات و ارادت مردم نسبت به این روحانی مجاهد و مبارز، چنان توفانی به راه انداخت که همه‌ی دشمنان را پس زد و انگلیسیها و دیگران حساب کار خود را کردند و فهمیدند که مبارزه با این عالم روحانی به جایی نخواهد رسید. بعد، مرحوم آیةاللَّه کاشانی به عنوان نماینده‌ی مردم تهران و رئیس مجلس آن روز، پشتیبان طرح ملی شدن صنعت نفت شد. نمایندگان مرحوم آیةاللَّه کاشانی به سرتاسر کشور مسافرت می‌کردند. من خودم آن وقت نوجوان بودم. نماینده‌ی مرحوم آیةاللَّه کاشانی به مشهد آمد و منبر رفت. او چنان دلهای مردم را مثل مغناطیس به خود جذب می‌کرد که هیچ عامل دیگری نمی‌توانست جای این حرکت را بگیرد. و به این ترتیب در سال 1329 شمسی - یعنی پنجاه و یک سال قبل که شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران است - مردم طرفدار ملی‌شدن صنعت نفت ایران شدند و علی‌رغم این‌که محمدرضا موافق نخست‌وزیری مصدّق نبود، به پشتیبانی حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر شد. اگر مرحوم آیةاللَّه کاشانی این حمایت عظیم مردمی را برای مصدّق به وجود نمی‌آورد، او نخست‌وزیر نمی‌شد. بعد در سال 1331 که ضدّ حمله‌ی دربار علیه مصدّق شروع شد و او از نخست‌وزیری برکنار گردید، فقط یک عامل توانست مجدّداً قدرت را به مصدّق برگرداند و او مرحوم آیةاللَّه کاشانی بود. اینها جزو واضحات تاریخ است؛ جزو حوادثی است که کسانی که آن روز بودند، دیده‌اند و از قضایای آن خبر دارند و به‌روشنی می‌دانند چه گذشته است؛ لیکن عدّه‌ای عمداً اینها را کتمان می‌کنند و نمی‌گذارند این حرفها به گوش نسل حاضر برسد؛ که البته مقاصدشان معلوم است. وقتی شاه، قوام‌السلطنه را به جای مصدّق به نخست‌وزیری انتخاب کرد، مرحوم آیةاللَّه کاشانی در مقابل قوام‌السلطنه اعلامیه داد؛ مردم کفن پوشیدند و در تهران و شهرهای دیگر به خیابانها آمدند؛ لذا قوام‌السلطنه سه روز بیشتر نتوانست به عنوان نخست‌وزیر بماند. اصلاً مگر می‌شد در مقابل امواج عظیم مردم که آیةاللَّه کاشانی راه انداخته بود، مقاومت کرد؟ لذا قوام‌السلطنه کنار رفت و دوباره مصدّق بر سرِ کار آمد. انگلیسیها نفت ایران را مِلک شخصی خود به حساب آورده بودند و دهها سال استفاده‌ی غاصبانه می‌کردند و مال ملت ایران را تقریباً مفتِ مفت می‌بردند و دربار سلطنت هم برای این‌که چهار روز بیشتر به حکومت ننگین خود ادامه دهد، با انگلیسیها همکاری می‌کرد. اما این بساط را نهضت ملی شدن صنعت نفت به هم زد، که عامل و سرچشمه‌ی اصلی جوشش در این نهضت، همین مرد بزرگ و شجاع بود: مرحوم آیةاللَّه سید ابوالقاسم کاشانی.

بخش بسیار مهم این ماجرا این است که الان عرض می‌کنم و این مطلبی است که می‌خواهم بخصوص جوانان ما به آن توجّه کنند. دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیّون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیةاللَّه کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفّق هم شدند. از سی تیر 1331 که مرحوم آیةاللَّه کاشانی توانست ملت ایران را آن‌طور به صحنه بیاورد، تا 28 مرداد 1332 که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدّق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید. در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضدّ استقلال این کشور و با توطئه‌ی دشمنان این ملت، دکتر مصدّق مرتّب فاصله‌ی خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا این‌که مرحوم آیةاللَّه کاشانی چند روز قبل از ماجرای 28 مرداد نامه نوشت - همه‌ی این نامه‌ها موجود است - و گفت من می‌ترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند. دکتر مصدّق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین‌جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت - کسی مثل آیةاللَّه کاشانی - وادار می‌کرد که صحنه‌ها را پُر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد. در 28 مرداد که کاشانی منزوی و خانه‌نشین بود - و در واقع دولت مصدّق او را منزوی و از خود جدا کرده بود - عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به‌راحتی بخشی از ارتش را به تصرّف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدّق را سرنگون کردند. پس از آن، دیکتاتوریِ محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست‌وپنج سال این ملت زیر چکمه‌های دیکتاتوری او لگدمال شد و ملی شدن صنعت نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طرّاحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است.

شبیه همین قضیه در صدر مشروطیت اتفاق افتاد. آن‌جا هم کار را مردم کردند و حضور آنها بود که مشروطیت را بر حکّام مستبد قاجار تحمیل کرد؛ والّا مظفرالدین شاه کسی نبود که مشروطیت را قبول کند؛ حضور و فشار مردم او را مجبور کرد که مشروطیت را بپذیرد. روحانیون و علمای بزرگ، مردم را به صحنه آورده بودند. بعد از آن‌که مشروطیت به وجود آمد، جمعی از روشنفکران خودباخته در مقابل انگلیس، با تبلیغات و روزنامه‌ها و روشهای خود، کاری کردند که روحانیت و مردم متدیّن را نسبت به نهضت مشروطیت بدبین و مأیوس کردند. نتیجه این شد که در ابتدا یک دیکتاتوری توأم با هرج و مرج، چند سال بعد هم دیکتاتوری سیاه دوران رضاخان بر این ملت مسلّط شد. این دو واقعه، دو تجربه است که البته هر کدام تحلیل و داستان جداگانه‌ای دارد.

من از این‌که می‌بینم جوانان ما از این قضایا بی‌اطّلاعند، رنج می‌برم. همیشه اطّلاع از آنچه که دشمن در گذشته عمل کرده است، موجب می‌شود که انسان ترفندهای دشمن را در زمان خودش هم بداند. البته روشها عوض می‌شود. شما می‌بینید که در مبارزات ورزشی هم مربّیان می‌نشینند و عملکرد فلان تیم رقیب را با دقّت نگاه می‌کنند تا روشهای او را بشناسند. ملت ایران در طول صد سال اخیر اقلاً در دو قضیه‌ی مهم قبل از انقلاب اسلامی با امریکا و انگلیس روبه‌رو شده است. یک قضیه، قضیه‌ی مشروطیت است؛ یک قضیه، قضیه‌ی نهضت ملی شدن صنعت نفت است. در هر دو قضیه، آنها ترفندی زدند و ملت ایران را از لذت بردن از پیروزی خود محروم کردند و یک دیکتاتوریِ سخت و سیاه را در هر کدام از این دو مقطع در کشور به وجود آوردند.

ماجرای سوم، ماجرای انقلاب اسلامی بود که امام هشیاری به‌خرج داد و نگذاشت. عدّه‌ای اوّلِ انقلاب به تلقینِ همان دشمنان، تبلیغ می‌کردند که بسیار خوب، امام آمد، انقلاب را پیروز کرد، مردم را به صحنه آورد و دولت جمهوری اسلامی تشکیل شد؛ کار امام دیگر تمام شد؛ امام به قم برود و مشغول درس و بحث و کارهای خود باشد! معنایش این بود که همان کاری که در مشروطیت شد، در انقلاب اسلامی هم بشود. امام بزرگوار ما، ملت مؤمن، مبارزان آبدیده‌ای که تجربه‌های تاریخی را داشتند و بزرگان سیاستمدار انقلاب که می‌فهمیدند چه می‌کنند و دشمن از کدام منفذ ممکن است هجوم و حمله‌ای دوباره به این کشور بکند، ترفند دشمن را فهمیدند. قانون اساسی تدوین شد و امام بزرگوار در همه‌ی جریان کار، بر استحکام این پایه اشراف و نظارت داشت. در طول این مدت، مردم در کنار حقایق دینی و پرچمداران معرفت دینی باقی ماندند. جوانان ما به جای این‌که طبق خواسته‌ی دشمن، به حقایق و زیباییهای معرفت دینی و به برجستگیهای اسلامی که پرچم عدالت را در دنیای امروز بلند کرده است، پشت کنند، از همه‌ی قشرهای دیگر آگاهانه‌تر و با اصرار بیشتر، پرچم اسلام و اسلام‌خواهی را در کشور برافراشته و به دست گرفته‌اند.

مردم و جوانان ما نگذاشتند فرمول قدیمی دشمن، در انقلاب اسلامی تحقّق پیدا کند. این فرمول چیست؟ قدم اوّل، جدایی دستگاه سیاست و نهضت از دین و روحانیت است. قدم دوم، مأیوس شدن مردم از تحوّلی که به وجود آمده است؛ مثل مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت. مأیوس شدن مردم موجب می‌شود که در صحنه حضور نداشته باشند. قدم سوم، در غیاب مردم، پدید آمدن یک دیکتاتوری ظالمانه و بی‌رحم و در مشت دشمن و استکبار و استعمار قرار گرفتن است. در تحوّلاتی که دین نقشی نداشته است، راحت توانسته‌اند این فرمول را پیاده کنند: مردم را مأیوس کنند؛ آنها را از صحنه دور کنند؛ در غیاب آنها هر کاری که می‌خواهند بکنند و عوامل مورد نظر خود را سر کار بیاورند. در ایرانِ پس از انقلاب اسلامی نتوانستند این کار را بکنند؛ نتوانستند عنصر دین را از اساس حکومت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جدا کنند؛ نتوانستند مردم را مأیوس کنند؛ مردم در صحنه ماندند و تا مردم در صحنه هستند، دشمن مجال هیچ تحرّک واقعی و حقیقی را در کشور ما ندارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش :اعزام علی بن‌محمّدالباقر(ع) به کاشان برای پاسخگویی به احساسات ارادتمندانه‌ مردم
کلیدواژه(ها) : علی‌بن‌محمّدالباقر(علیه السلام), کاشان, تاریخ عصر حضور ائمه اطهار (ع) و حادثه کربلا
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
شهرستان کاشان از جمله مناطق معدودی در کشور ماست که از اوایل قرون اسلامی با محبّت اهل بیت علیهم‌السّلام و شناختن حقیقت آنها معروف شد و از آغاز توانست در بین امواج متراکم و متلاطم سیاستهای اموی و عباسی، حقیقت را بشناسد. آن‌طوری که معروف است، امام باقر علیه‌الصّلاةوالسّلام فرزند خود جناب علی‌بن‌محمّدالباقر را که در مشهد اردهال مدفون است، برای توجّه دادن مردم و پاسخگویی به احساسات ارادتمندانه‌ی آنان به ساحت اهل بیت علیهم‌السّلام، به این منطقه گسیل کردند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش :فيض كاشانی؛ حکیم، محدّث نام‌آور و رجالىِ صاحب مبنا
کلیدواژه(ها) : فیض کاشانی, کاشان, بزرگان کاشان, تاریخ حوزه‌های علمیه و مجاهدتهای علما
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
به بعضی از شخصیّتهای تاریخی كاشان ظلم شده است؛ یعنی حقّ آنها چنان كه باید، شناخته نشده است. یكی از آنها مرحوم فیض كاشانی است. فیض كاشانی، یكی از شخصیّتهای كم نظیر و انسانی است كه در چندین علم مختلف، جزو سرآمدان است. یك حكیم و فیلسوف بزرگ، یك متكلّم برجسته، یك محدّث نام‌آور، یك رجالیِ صاحب مبنا و مكتب، یك فقیه صاحب آراء برجسته، یك شاعر و یك عارف است. همه‌ی این خصوصیات در این مرد جمع است. در كتیبه‌ی شخصیّتهای برجسته‌ی مملكت و در چشم خواص و عوام، فیض كاشانی این جلوه را ندارد كه در واقع در مقابل چشم كسانی كه او را می‌شناسند، دارد. حتّی شنیدم مقبره‌ی این عالم بزرگ و فنّان در كاشان از آن آبادی و عمرانی كه شایسته‌ی آن است، برخوردار نیست. البته گویا فیض وصیت كرده است كه روی مقبره‌ی او سقف نباشد. به‌هرحال ستایش بزرگانی از قبیل فیض، ستایش علم و معرفت است.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : انگلیس
کلیدواژه(ها) : انگلیس
نوع(ها) : فیش موضوعی

متن فیش :
آیةاللَّه كاشانی كسی است كه اگر او نبود، نهضت ملی شدن صنعت نفت یقیناً در این كشور به وقوع نمی‌پیوست. من به جوانان عرض می‌كنم، با تاریخ گذشته نزدیك كشورتان آشنا شوید؛ چون یكی از راههای فریب و اغواگری، تحریف تاریخ است كه امروز متأسفانه این كار به‌وفور صورت می‌گیرد. مرحوم كاشانی كسی است كه به كمك او دكتر مصدّق و دیگر سرانِ نهضت ملی شدن صنعت نفت توانستند حمایت مردم را به این حركت جلب كنند؛ والاّ حمایت مردم جلب نمی‌شد. كسی مصدّق را نمی‌شناخت؛ كسی معنای ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانست؛ توده‌های عظیم مردم كه رأی و حضور و اقدام آنها در تحوّلات اجتماعی تعیین كننده است، در جریان وارد نبودند و برای آنها توضیح داده نشده بود. دستگاه دربار كه مخالفت چیزفهمیِ مردم بود، خودش هم عامل دست انگلیسیها بود. روشنفكران و سیاسیّونی كه جهت حركتشان این بود، وسیله و راهی نداشتند و مردم به آنها اعتماد نمی‌كردند. مرحوم آیةاللَّه كاشانی وارد میدان شد. سابقه این مرد را، علما می‌شناختند و مردم ایران هم به او ارادت داشتند. او كسی بود كه به وسیله قشون غاصبِ مداخله‌گرِ انگلیس در ایران، از كشور تبعید شده بود. شما ببینید آن روز وضع كشور چگونه بود. امروز به استقلال سیاسی ملت ایران نگاه كنید، ببینید هیچ قدرتی در دنیا نمی‌تواند هیچ‌گونه موضع‌گیری‌ای - حتّی موضعگیری زبانی - را بر دولتمردان ما تحمیل كند؛ اما آن موقع چنین بود كه یك دولت بیگانه در دنباله جنگ بین‌الملل دوم - كه انگلیسیها و امریكاییها و روسها در زمان حكومت محمد رضای پهلوی از چند طرف وارد كشور ما شده بودند - به خودش جرأت می‌داد كه یك عالم دینی را به خاطر مخالفت با سیاست انگلیس بگیرد و به خارج از كشور تبعید كند! البته قبلاً او را در قلعه فلك‌الافلاك خرم‌آباد زندانی كردند، كه من رفتم آن سلولی را كه می‌گفتند مرحوم آقای كاشانی در آن‌جا زندانی بود، از نزدیك دیدم. وقتی كه از تبعید به تهران برگشت، امواج احساسات و ارادت مردم نسبت به این روحانی مجاهد و مبارز، چنان توفانی به راه انداخت كه همه دشمنان را پس زد و انگلیسیها و دیگران حساب كار خود را كردند و فهمیدند كه مبارزه با این عالم روحانی به جایی نخواهد رسید. بعد، مرحوم آیةاللَّه كاشانی به عنوان نماینده مردم تهران و رئیس مجلس آن روز، پشتیبان طرح ملی شدن صنعت نفت شد. نمایندگان مرحوم آیةاللَّه كاشانی به سرتاسر كشور مسافرت می‌كردند. من خودم آن وقت نوجوان بودم. نماینده مرحوم آیةاللَّه كاشانی به مشهد آمد و منبر رفت. او چنان دلهای مردم را مثل مغناطیس به خود جذب می‌كرد كه هیچ عامل دیگری نمی‌توانست جای این حركت را بگیرد. و به این ترتیب در سال 1329 شمسی - یعنی پنجاه و یك سال قبل كه شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران است - مردم طرفدار ملی‌شدن صنعت نفت ایران شدند و علی‌رغم این‌كه محمدرضا موافق نخست‌وزیری مصدّق نبود، به پشتیبانی حمایت مردمی، مصدّق نخست‌وزیر شد. اگر مرحوم آیةاللَّه كاشانی این حمایت عظیم مردمی را برای مصدّق به وجود نمی‌آورد، او نخست‌وزیر نمی‌شد. بعد در سال 1331 كه ضدّ حمله دربار علیه مصدّق شروع شد و او از نخست‌وزیری بركنار گردید، فقط یك عامل توانست مجدّداً قدرت را به مصدّق برگرداند و او مرحوم آیةاللَّه كاشانی بود. اینها جزو واضحات تاریخ است؛ جزو حوادثی است كه كسانی كه آن روز بودند، دیده‌اند و از قضایای آن خبر دارند و به‌روشنی می‌دانند چه گذشته است؛ لیكن عدّه‌ای عمداً اینها را كتمان می‌كنند و نمی‌گذارند این حرفها به گوش نسل حاضر برسد؛ كه البته مقاصدشان معلوم است. وقتی شاه، قوام‌السلطنه را به جای مصدّق به نخست‌وزیری انتخاب كرد، مرحوم آیةاللَّه كاشانی در مقابل قوام‌السلطنه اعلامیه داد؛ مردم كفن پوشیدند و در تهران و شهرهای دیگر به خیابانها آمدند؛ لذا قوام‌السلطنه سه روز بیشتر نتوانست به عنوان نخست‌وزیر بماند. اصلاً مگر می‌شد در مقابل امواج عظیم مردم كه آیةاللَّه كاشانی راه انداخته بود، مقاومت كرد؟ لذا قوام‌السلطنه كنار رفت و دوباره مصدّق بر سرِ كار آمد. انگلیسیها نفت ایران را مِلك شخصی خود به حساب آورده بودند و دهها سال استفاده غاصبانه می‌كردند و مال ملت ایران را تقریباً مفتِ مفت می‌بردند و دربار سلطنت هم برای این‌كه چهار روز بیشتر به حكومت ننگین خود ادامه دهد، با انگلیسیها همكاری می‌كرد.
.....
ملت ایران در طول صد سال اخیر اقلاً در دو قضیه مهم قبل از انقلاب اسلامی با امریكا و انگلیس روبه‌رو شده است. یك قضیه، قضیه مشروطیت است؛ یك قضیه، قضیه نهضت ملی شدن صنعت نفت است. در هر دو قضیه، آنها ترفندی زدند و ملت ایران را از لذت بردن از پیروزی خود محروم كردند و یك دیكتاتوریِ سخت و سیاه را در هر كدام از این دو مقطع در كشور به وجود آوردند.

مربوط به :بیانات در دیدار مردم کاشان و آران و بیدگل‌ - 1380/08/20
عنوان فیش : لیبرال دموکراسی, جنایت و خشونت دشمن
کلیدواژه(ها) : لیبرال دموکراسی, جنایت و خشونت دشمن
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز بزرگترین ضربه‌ای كه به اعتبار لیبرال دمكراسی رایج در دنیای غرب وارد می‌شود، این دنیای آغشته از كشته و خون و جسد و ظلم است كه براساس لیبرال دمكراسی در دنیا به وجود آمده است.