[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : اصلاح‌طلبی
کلیدواژه(ها) : اصلاح‌طلبی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
دستگاههای خارجی شتابزده عمل کردند؛ زود خوشحال شدند و زود اعلام موضع کردند. همان کسانی که دائم دم از حقوق بشر می‌زنند، اوباشی را که در خیابانها شیشه‌ها را می‌شکستند، بانک می‌زدند و ماشینهای مردم یا دستگاهها را به آتش می‌کشیدند و چهارراهها را بند می‌آوردند، به عنوان ملت ایران و نیروهای اصلاح‌طلب معرفی کردند! پس معلوم شد از نظر آنها «اصلاح» یعنی چه! اصلاحی که دنبالش هستند، همینهاست دیگر! ملت ایران را که روز چهارشنبه آمد، به حساب نیاوردند! کسانی را که مردم علیه آنها قیام کردند، به عنوان ملت معرفی کردند! اشتباه کردند. اگر یکی دو روز دندان روی جگر گذاشته بودند و حرف نزده بودند، بعدا دچار این شرمندگی نمی‌شدند! اغلبشان هم حرف زدند. همینهایی که مراکز خصومت با نظام اسلامی بودند، همه‌شان چیزی از دهنشان پرید و گفتند. حتی آن دولتمرد امریکایی هم که گفت «نمی‌خواهم حرفی بزنم که به ضرر نیروهای مخالف نظام تمام شود» نتوانست خودش را نگهدارد! بالاخره حرف زد و دفاع خودش را از نیروهای اغتشاشگر نشان داد! عوامل صهیونیست در پارلمانهای مختلف اروپایی و غیر اروپایی، و نیز بعضی از کشورهای همسایه هم نتوانستند اظهارنظر نکنند.


مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : همت مضاعف و کار مضاعف
کلیدواژه(ها) : همت مضاعف و کار مضاعف
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسؤولان قدر این ملت را بدانند. رفع مشکلات این ملت را، هدف حقیقی و دائمی خودشان قرار دهند. هر چه تلاش می‌کنند، اگر این تلاش را مضاعف کنند، جا دارد. این مردم ارزشش را دارند که انسان برایشان همه‌ی هستی خودش را مایه بگذارد. مسؤولان عزیز - دولت، مجلس، قوه‌ی قضاییه، نیروهای مسلح، همه و همه - هرچه می‌توانید، به این مردم خدمت و برای آنها کار کنید. این مردم خیلی باارزش و خیلی شریفند. بدانید که این نظام با اتکای به این مردم، از هر کوهی استوارتر و محکمتر است.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مذاکره با آمریکا
کلیدواژه(ها) : مذاکره با آمریکا
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک شبکه‌ی جاسوسی خطرناک که اعضایش تعدادی از یهودیها و غیریهودیهای ایرانی بودند، کشف شد. البته آنها یکی، دو ماه هیچ چیز نگفتند؛ با این‌که از همان لحظه‌ی اوّل فهمیدند که اعضای شبکه‌ی مذکور دستگیر شده‌اند! خودشان بعداً گفتند که ما از اوّل فهمیده بودیم؛ که باید گفت اگر مرتبط نبودید، چگونه فهمیدید؟! چطور ملت ایران هنوز نمی‌دانست که جاسوسها گرفتار شده‌اند، اما مسؤولان امریکایی و صهیونیستی می‌گفتند از همان روز اوّل ما خبر شده‌ایم؛ ولی برای این‌که مبادا کار اینها سخت‌تر شود، حرف نزده‌ایم؟! از همان روز اوّل فهمیدند که این جاسوسها گرفتار شده‌اند؛ اما بعد که دیدند وساطت و فشارهای بالواسطه‌شان اثری نکرد، بنا به جنجال کردند که چرا سیزده نفر یهودی را گرفتید!؟ رؤسای کشورهای اروپایی و امریکایی درباره‌ی سیزده نفر جاسوسی که در ایران دستگیر شده بودند، تلفنی با هم صحبت کردند! آیا این نشان‌دهنده‌ی اهمیت قضیه برای آنها نیست؟

ببینید؛ اینها حوادث عجیبی است. در طول یک سال، یک سال و نیمِ اخیر، این حوادث پشت سرِ هم اتّفاق می‌افتد. وقتی حادثه‌ای اتّفاق می‌افتاد، علی‌الظّاهر ارتباطی با حادثه‌ی دیگر نداشت، اما هنگامی که انسان فکور، مجموع این حوادث را نگاه می‌کند، درمی‌یابد که اینها با هم بی‌ارتباط نیست. از طرفی زمینه‌های ذهنی مردم را خراب کردن، از طرفی خواص داخلی را مشغول به کارهای جنبی کردن، از طرفی بین مردم و نظام فاصله انداختن، از طرفی جاسوسهایشان را به کار گماشتن. اخیراً در جریان این قضایا، یکی از مسؤولان امریکایی اظهار ناراحتی کرده و گفته بود: ما در ایران سفارتخانه نداریم تا بر قضایای آن‌جا درست اشراف داشته باشیم! پس معلوم شد اصراری که اینها در این مدّت داشته‌اند که رابطه برقرار کنیم، برای چه بوده و سفارتخانه در تهران را برای چه می‌خواهند! معلوم می‌شود که می‌خواستند کار آن سفارتخانه را نیز همین جاسوسها و امثال اینها برایشان انجام دهند! وقتی انسان این مجموعه حوادث را در کنار اظهار نظر رئیس سازمان سیای امریکا می‌گذارد که گفته بود: «در سال 1999 قرار است در ایران یک حادثه‌ی بزرگ اتّفاق بیفتد»، آن وقت معلوم می‌شود این حوادث، حوادثِ خودبه‌خودی و تصادفی و اتّفاقی و کار چهار نفر آدم بی‌کارِ این طرف و آن طرف نیست؛ اینها برنامه‌ریزی کرده بودند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : آسیب‌شناسی‌ انقلاب‌ اسلامی
کلیدواژه(ها) : آسیب‌شناسی‌ انقلاب‌ اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ملت عزیز ما دشمنان را بشناسد - که می‌شناسد - بداند که سلاح اصلی و سلاح فائق و سلاح برتر ما عبارت از ایمان، وحدت و هوشیاری است. ایمانتان را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید، هوشیاریتان را حفظ کنید. اگر این باشد، هیچ دشمنی نمی‌تواند به شما آسیب بزند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش :محاسبه دائمی نفس ، باعث خیر در دنیا و آخرت
کلیدواژه(ها) :
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
در حدیثی از امام سجّاد علیه‌الصّلاةوالسّلام نقل شده است که فرمود: «ابن ادم لا تزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک»؛ ای فرزند آدم! حال تو، وضع تو، روزگار و مسیر تو، نیکو خواهد بود، تا وقتی که از درون خود واعظی داشته باشی. کسی از درون تو، تو را نصیحت کند؛ دل تو، عقل تو، وجدان تو، ایمان تو، تو را نصیحت و موعظه کند. موعظه‌ی دیگران مفید است؛ اما مفیدتر از آن این است که انسان خودش، خودش را موعظه کند: «ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبة من همّک»؛ تا وقتی که از درون خودت موعظه‌گری داری و تا وقتی که همّت تو بر حسابرسی خودت هست. خودمان را را رها نکنیم؛ از خودمان حساب بکشیم. این حرف را زدیم، چرا زدیم؛ این کار را کردیم، چرا کردیم؛ این پول را گرفتیم، یا دادیم؛ چرا گرفتیم و دادیم؟ خودمان را محاسبه کنیم. محاسبه‌ی خود انسان می‌تواند دقیقتر از محاسبه‌ی دیگران باشد؛ چون انسان نمی‌تواند از خودش چیزی را پنهان کند. «و ما کان الخوف لک شعارا و الحزن لک دثارا»؛ تا وقتی که ترس از خدا شعار تو و احتیاط و برحذر بودن از عذاب الهی دثار تو باشد، در خیرِ نیکویی خواهی بود. یعنی از خدای متعال بر حذر باشی و بترسی؛ عذاب و قهر و غضب الهی را در محاسبات خودت بگنجانی و مراقبت کنی که لغزشی از تو سر نزند که موجب شود خدای متعال بر تو خشم گیرد. اگر این چند چیز را رعایت کنید؛ یعنی خودتان را موعظه و از خودتان حساب‌کشی کنید و از عذاب خدا برحذر باشید و از قهر الهی بترسید، در خیرِ نیکویی خواهید بود. دنیایتان هم خوب خواهد شد، آخرتتان هم خوب خواهد شد، اخلاقتان هم خوب خواهد شد، صفای زندگیتان هم خوب خواهد شد؛ در میانتان ناامنی و بی‌صفایی نخواهد بود و زندگی شیرین خواهد شد. «ابن ادم انّک میّت و مبعوث و موقوف بین یدی اللَّه عزّ و جلّ مسؤول فاعد جوابا»(1)؛ ای فرزند آدم! روزی هم از خاک برانگیخته و در مقابل پروردگار (عزّ و جلّ) نگاهداشته خواهی شد و از تو سؤال خواهند کرد. آن روز برای همه‌ی ما هست. همین من و شما، با همین احساسات و با همین ظرفیت، یک روز از خاک برانگیخته خواهیم شد؛ خدای متعال ما را در قیامت جمع خواهد کرد و از ما سؤال خواهد کرد. «فاعد جوابا»؛ برای آن روز، جوابی آماده کن.
1 )
الأمالي‏للمفيد ، شیخ مفید ص  337 ؛
الأمالي‏للطوسی ، شیخ طوسی ص  115 ؛ 
تحف‏العقول ، حسن بن شعبه حرّانى‏ ص  280 ؛ 
بحارالأنوار ، علامه مجلسی ج  67 ص  382 ؛

كان علی بن الحسين ع يقول: ابن آدم لا تزال بخير ما كان لك واعظ من نفسك و ما كانت المحاسبة لها من همك و ما كان الخوف لك شعارا و الحزن لك دثارا ابن آدم إنك ميت و مبعوث و موقوف بين يدی الله عز و جل و مسئول فأعد جوابا
ترجمه :
ابو حمزه ثمالى گويد: امام سجّاد (ع) مى‏فرمود: پسر آدم! تو پيوسته در خير و خوبى هستى تا آنگاه كه پند دهنده‏اى از درون خويش داشته باشى، و محاسبه از نفست از جمله كارهاى مهمّ تو باشد، و تا آنگاه كه بيم از خدا لباس زير، و اندوه لباس روى تو باشد (در باطن از خدا بترسى و آثار حزن و اندوه از چهره‏ات نمايان باشد). پسر آدم! تو مى‏ميرى و سپس برانگيخته مى‏گردى و در پيشگاه خدا- عزّ و جلّ- می ایستی و مورد سؤال قرار خواهى گرفت، پس جوابى بیار (آماده ساز)


مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش :موقع‌شناسی مؤمن در سخن گفتن و حق‌مداری او در رفتار
کلیدواژه(ها) :
نوع(ها) : حدیث

متن فیش :
حدیث دیگر باز هم از امام سجاد علیه‌السّلام است که می‌فرماید: «المؤمن یجلس لیعلم»؛ مؤمن هر جا می‌نشیند، در صدد فرا گرفتن و آموختن است. «وینصت لیسلم»؛ هر جا سکوت می‌کند، سکوت او برای این است که در گفتن، خطر و اشکالی بر دین خود مشاهده می‌کند. «لایحدث بالامانة الاصدقاء»؛ آنچه را که به عنوان سخن راز و امانت به او سپرده شود، حتی برای دوستانش هم آن را افشا نمی‌کند. «و لایکتم الشهادة للبعدء»؛ اگر یک وقت کسی برای احقاق حقّش به گواهی او احتیاج داشته باشد، گواهی و شهادت خود را کتمان نمی‌کند؛ ولو آن شخص از او دور باشد. «و لایعمل شیئا من الحقّ رئاء»؛ هیچ کار نیکویی را از روی ریا انجام نمی‌دهد. «و لا یترکه حیاء»؛ هیچ کار خیری را هم از روی خجالت و حیا ترک نمی‌کند. به بعضیها می‌گویند: آقا! چرا فلان جا نماز یا نافله یا نماز اوّل وقتتان را نخواندید؟ می‌گویند خجالت کشیدیم! نه؛ از روی حیا، هیچ کار نیکی را ترک نکنید. خواهند گفت متظاهر است؟ بگویند. خواهند گفت خودشیرینی می‌کند؟ بگویند. اگر حرفی حقّ است و اگر کاری خوب است، آن را به‌خاطر ملاحظه‌ی دیگران ترک نکنید. «انّ زکّی خاف ممّا یقولون»؛ خصوصیت دیگر مؤمن این است که اگر از او ستایش و تعریف کنند، از آنچه گفته شده است، به خود می‌لرزد. «و یستغفر اللَّه لما لایعلمون» از کارهای بدی که آن ستایش کننده از آنها نمی‌داند، پیش خدا طلب مغفرت می‌کند. «و لایضرّه جهل من جهله»(1)؛ کسانی اگر خوبیهای او را ندانند، به او ضرری نمی‌رسد؛ اهمیتی نمی‌دهد. کار خوبی کرده است، ندانند.
عزیزان من؛ بخصوص جوانان عزیز! سعی کنید اینها را فرا بگیرید و عمل کنید. خودتان را با این کلمات و با این دستورالعملها بسازید. ملت و کشوری که با جوانان مؤمنی از این قبیل و با انسانهای آراسته‌ای به این گونه مزیّن شود، آن کشور و آن ملت در هیچ میدانی عقب نخواهد ماند؛ دنیا و آخرتش آباد خواهد شد.
1 )
الكافی ،ثقة الاسلام كلینی ج  2 ص 111؛
الأمالي‏للصدوق ، شیخ صدوق ص  493 ؛ 
تحف‏العقول ، حسن بن شعبه حرّانى‏  ص  280 ؛ 
بحارالأنوار ، علامه مجلسی  ج 75 ص  138 ؛

الْمُؤْمِنُ خَلَطَ عَمَلَهُ بِالْحِلْمِ يَجْلِسُ لِيَعْلَمَ وَ يَنْطِقُ لِيَفْهَمَ لَا يُحَدِّثُ أَمَانَتَهُ الْأَصْدِقَاءَ وَ لَا يَكْتُمُ شَهَادَتَهُ الْأَعْدَاءَ وَ لَا يَفْعَلُ شَيْئاً مِنَ الْحَقِّ رِيَاءً وَ لَا يَتْرُكُهُ حَيَاءً إِنْ زُكِّيَ خَافَ مِمَّا يَقُولُونَ وَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِمَّا لَا يَعْلَمُونَ لَا يَغُرُّهُ قَوْلُ مَنْ جَهِلَهُ وَ يَخْشَى إِحْصَاءَ مَا قَدْ عَمِلَهُ
ترجمه :
ابو حمزه گويد: مؤمن عملش را با خويشتن دارى آميخته است. می نشيند تا بياموزد (بمجلسى ميرود كه چيزى بياموزد) می گويد تا بفهمد، (براى فهميدن سؤال ميكند، نه براى اظهار فضل) امانتى كه نزدش هست به دوستانش خبر نمی دهد (تا چه رسد به دشمنان) و شهادت خود را از دشمنانش پنهان نمی كند (به نفع دشمنانش گواهى می دهد تا چه رسد به دوستان) و هيچ امر حقى را به قصد خود نمائى انجام ندهد و از روى شرمسارى ترك نكند، اگر او را بستايند، از گفتار آنها بترسد و نسبت به آنچه آنان نمی دانند، از خدا آمرزش خواهد، گفتار كسى كه او را نشناخته مغرورش نكند و از شمارش كردار خود (نزد خداى تعالى) در هراس است


مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : نماز جمعه, تقوا
کلیدواژه(ها) : نماز جمعه, تقوا
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
نماز جمعه به اجتماع مردم و به تقوا و به توصیه‌ی به تقوا قائم است .

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : عمل صالح, حیا
کلیدواژه(ها) : عمل صالح, حیا
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
از روی حیا، هیچ کار نیکی را ترک نکنید .

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : اختلاف سلیقه, جناح‏‌های سیاسی
کلیدواژه(ها) : اختلاف سلیقه, جناح‏‌های سیاسی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
جریانها و خطّ و خطوط سیاسی با هم اختلاف سلیقه دارند؛ با هم بغض و کینه و دشمنی که ندارند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مردم, ایالات متحده امریکا, استقلال
کلیدواژه(ها) : مردم, ایالات متحده امریکا, استقلال
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : دانشجو
کلیدواژه(ها) : دانشجو
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
توده‌ی دانشجویان، مؤمن، هوشیار ، رشید و آگاه هستند .

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مردم, پیروزی, عبرت, عبرت‌های تاریخ
کلیدواژه(ها) : مردم, پیروزی, عبرت, عبرت‌های تاریخ
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هر ملتی که از حوادث درس گرفت، پیروز و موفّق خواهد شد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : حقوق بشر
کلیدواژه(ها) : حقوق بشر
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
همان کسانی که دائم دم از حقوق بشر می‌زنند، اوباشی را که در خیابانها شیشه‌ها را می‌شکستند، بانک می‌زدند و ماشینهای مردم یا دستگاهها را به آتش می‌کشیدند و چهارراهها را بند می‌آوردند، به عنوان ملت ایران و نیروهای اصلاح‌طلب معرفی کردند! پس معلوم شد از نظر آنها «اصلاح» یعنی چه! اصلاحی که دنبالش هستند، همینهاست دیگر! ملت ایران را که روز چهارشنبه آمد، به حساب نیاوردند! کسانی را که مردم علیه آنها قیام کردند، به عنوان ملت معرفی کردند! اشتباه کردند. اگر یکی دو روز دندان روی جگر گذاشته بودند و حرف نزده بودند، بعداً دچار این شرمندگی نمی‌شدند! اغلبشان هم حرف زدند. همینهایی که مراکز خصومت با نظام اسلامی بودند، همه‌شان چیزی از دهنشان پرید و گفتند. حتّی آن دولتمرد امریکایی هم که گفت «نمی‌خواهم حرفی بزنم که به ضرر نیروهای مخالف نظام تمام شود» نتوانست خودش را نگهدارد! بالاخره حرف زد و دفاع خودش را از نیروهای اغتشاشگر نشان داد! عوامل صهیونیست در پارلمانهای مختلف اروپایی و غیر اروپایی، و نیز بعضی از کشورهای همسایه هم نتوانستند اظهارنظر نکنند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : نصرت الهی
کلیدواژه(ها) : نصرت الهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
پروردگارا ! به محمّد و آل محمّد، رحمت و لطف خودت را از این ملت بازنگیر؛ نصرت خودت را بر این ملت نازل کن.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : خودی و غیرخودی
کلیدواژه(ها) : خودی و غیرخودی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
گفته می‌شود «خودی» و «غیر خودی». حالا خودی و غیر خودی داریم یا نداریم؟ اگر بخواهیم ملت را حساب کنیم، نه؛ آحاد ملت همه خودیند. اما جریانات سیاسی، بله؛ جریان خودی داریم، جریان غیرخودی هم داریم. خودی کیست؟ خودی آن است که دلش برای اسلام می‌تپد؛ دلش برای انقلاب می‌تپد؛ به امام ارادت دارد؛ برای مردم به صورت حقیقی - نه ادّعایی - احترام قائل است. غیر خودی کیست؟ غیر خودی کسی است که دستورش را از بیگانه می‌گیرد؛ دلش برای بیگانه می‌تپد؛ دلش برای برگشتن امریکا می‌تپد. غیر خودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه‌ی دوستانه با امریکا بود. به امام اهانت می‌کرد؛ اما برای امریکا اظهار علاقه می‌نمود! کسی به امام اهانت می‌کرد، ناراحت نمی‌شد؛ اما اگر کسی به دشمنان بیرون از مرز یا همدستان آنها اهانت می‌کرد، ناراحت می‌شد! اینها غریبه‌اند. اسمشان چیست، هرچه باشد؛ چه کسی هستند، به ما ربطی ندارد که حالا بخواهم در خطبه‌های نماز جمعه اسم کسی را بیاورم. هر کس این‌طور باشد، غریبه است و خدا کند این‌طوری نداشته باشیم. این به عهده‌ی دستگاههای مسؤول کشور است که حواسشان جمع باشد. دستگاههای امنیتی - وزارت اطّلاعات و وزارت کشور - نیروی انتظامی، سپاه، بسیج و بقیه، حواسشان باید جمع باشد. این‌که بعضی از دلسوزان به برخی از مطبوعات گله دارند، از این ناحیه است، والّا هیچ کس با مطبوعات آزاد مخالفتی ندارد. فلسفه‌ی این انقلاب، آزادی است - آزادی بیان و آزادی فکر - اما طوری نباشد که حرف و خواست و تحلیل و جهتگیریِ دشمن را بر همه‌ی حرفهای دیگر مقدّم کنند؛ آن را اصل و ملاک قرار دهند. کسی که با دشمن دوست شد، دوست دیگر نمی‌تواند به او اعتماد کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : عبرت‌های انقلاب
کلیدواژه(ها) : عبرت‌های انقلاب
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ملت بزرگ ایران! ای نمودار عظمت و قدرت اسلام در این روزگار! ای جوانان! ای زن و مرد! ای دلهای مؤمن! ای روحهای گرم! دست خدا را در این حادثه ببینید. خطاست اگر کسی گمان کند ملت ایران که به میدان آمد، یا نیروهای مؤمنی که آن‏گونه قدرت‏مندانه ظاهر شدند، به خاطر حرف فلان و بهمان بود؛ نه، فلان و بهمان چه کسی هستند؛ من و امثال من چه کسی هستیم؟ این، اراده و دست قدرتِ خداست؛ این همان دست قدرت و عظمتی است که بیست سال است علی‏رغم همه‏ی دشمنیها، این ملت و این نظام و این انقلاب را پیش می‏برد. بازهم پیش خواهد برد؛ بازهم از این ملت دفاع خواهد کرد؛ بازهم دشمنان را سرکوب خواهد کرد؛ اما من و شما باید درس بگیریم. هر ملتی که از حوادث درس گرفت، پیروز و موفّق خواهد شد.
من در اینجا چند نکته را به عنوان درس یادداشت کرده‏ام که عرض کنم و صحبتم را که طولانی هم شد تمام کنم. درسهای این حادثه، درسهای متعدّدی است و برای همه هم هست:
اوّلین درس را دشمنان ما بگیرند. مشت به سندان نکوبند؛ با اسلام درنیفتند؛ با نظامی که متّکی به توده‏های میلیونی ملت است، درنیفتند؛ فایده‏ای ندارد.
درس دوم برای عموم ملت است. ملت عزیز ما دشمنان را بشناسد که می‏شناسد بداند که سلاح اصلی و سلاح فائق و سلاح برتر ما عبارت از ایمان، وحدت و هوشیاری است. ایمانتان را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید، هوشیاریتان را حفظ کنید. اگر این باشد، هیچ دشمنی نمی‏تواند به شما آسیب بزند.
درس سوم برای مسئولان است. مسئولان قدر این ملت را بدانند. رفع مشکلات این ملت را، هدف حقیقی و دائمی خودشان قرار دهند. هرچه تلاش می‏کنند، اگر این تلاش را مضاعف کنند، جا دارد. این مردم ارزشش را دارند که انسان برایشان همه‏ی هستی خودش را مایه بگذارد. مسئولان عزیز دولت، مجلس، قوّه‏ی قضائیّه، نیروهای مسلّح، همه و همه هرچه می‏توانید، به این مردم خدمت و برای آن‏ها کار کنید. این مردم خیلی باارزش و خیلی شریفند. بدانید که این نظام با اتّکای به این مردم، از هر کوهی استوارتر و محکم‏تر است.
درس چهارم به دانشجویان است. دانشجویان عزیز! ببینید که دشمن در محاسباتِ خود عنصر دانشجو را وارد می‏کند. البته از مدّتی پیش وارد کرده است؛ اما حالا دشمن به صورت عملی می‏خواهد با عنصر دانشجو، بازی کند. هوشیاری شما، آگاهی شما، ایمان شما و دقّت نظر شما باید دشمن را ناکام کند. هرچه می‏توانید، در موضع یک انسان آگاه و هوشیار عمل کنید. مملکت متعلّق به شماست. ما که رفتنی هستیم؛ نسل شماست که این مملکت را می‏گیرد. پدران و نسل قبل از شما توانستند این کشور را از چنگ غارتگران خارجی و عمدتاً امریکایی خارج کنند. آن‏ها هنوز هم دست و پا می‏زنند، پنجه می‏کشند و تلاش می‏کنند! این شما هستید که باید خودتان را مجهّز کنید و کشورتان را نگهدارید. نگذارید این کشور، این منابع، این قدرت عظیم و این منطقه‏ی حسّاس به دست دشمن بیفتد. خودتان را آماده کنید.
درس پنجم، درس به خطوط سیاسی است. من خطوط سیاسی را از یک منظر نگاه می‏کنم. برای من اسمها اهمیت ندارند؛ برای من مغزها و دلها و عملها اهمیت دارند. هرکسی که به اسلام و ارزشها، به امام، به مصالح ملی و به سرنوشت این کشور بیشتر علاقه نشان دهد، او برای من عزیزتر است؛ متعلّق به هر خطی باشد؛ متعلق به هر جماعتی باشد؛ متعلق به هر جریان سیاسی‏ای باشد. سعی کنید خودتان را با این معیارها تطبیق دهید. ملت این را از شما می‏خواهد. ملت، اسلام را می‏خواهد. ملت، حاکمیت و اقتدار اسلامی خود را می‏خواهد. به دشمن و ایادی او اعتماد نکنید. این بد حالتی است که انسان ببیند در داخل خطوط سیاسی، با خطّ مقابل خودشان خصمانه رفتار کنند؛ اما مرزهای خودشان را به روی دشمن باز بگذارند! من این را نمی‏پسندم؛ این را ملت نمی‏پسندد؛ به جرأت می‏توانم بگویم که این را خدا هم نمی‏پسندد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : یأس دشمن
کلیدواژه(ها) : یأس دشمن
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک عدّه دانشجو از حادثه‏ی کوی دانشگاه ناراحت و عصبانی شدند و به خشم آمدند. دانشگاه تهران، محور دانشگاههای کشور است؛ مایه‏ی امید همه است. بچه‏ها عصبانی شدند؛ آن‏ها آمدند و خواستند از عصبانیت این جوانان استفاده کنند؛ داخل صفوف این‏ها شدند و شعارها را از شعارهای دانشجویی، به شعارهای ضدّ نظام تبدیل کردند؛ بعد هم جریان را به خیابانها کشاندند و قضایایی که شنیده‏اید و می‏دانید. خیال کردند که کار را پیش برده‏اند؛ اما نیروی انتظامی با قدرت وارد شد. بااینکه آن ضربه را آن روز اوّل و دوم به نیروی انتظامی زدند، اما انصافاً نیروی انتظامی خوب به میدان آمد. انتظار این بود که نیروی انتظامی بعد از آن ضربه‏ی اوّل ضربه‏ی حیثیّتی اصلًا نتواند هیچ دفاعی بکند؛ اما انصافاً به میدان آمدند و خوب دفاع کردند. بعد هم که بسیج آن نیروی اصلی و عظیم ملت ایران با سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد شد و به‏طور قاطع، مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند. فردای آن روز هم که ملت به صورت واقعاً خودجوش به خیابانها آمدند و آن تظاهرات پُرشور و عظیم و میلیونی را راه انداختند که دستهای بیگانگان سعی کردند آن را کوچک کنند. در نظر چه کسی کوچک کنند؟ در نظر مردمی که در کشورهای دیگر هستند. ممکن است که موفّق شوند حادثه را طور دیگر جلوه دهند؛ اما مردمی که در تهران، در اصفهان، در شیراز، در مشهد، در تبریز، در شهرهای گوناگون و همه جا خودشان دیدند که چه خبر بود، آیا در نظر این‏ها هم می‏توانند حقیقت را قلب و عوض کنند؟اوّلین محاسبه‏ی غلطشان، محاسبه‏ی غلط در باره‏ی ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که آمریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن 1357 به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال 59، در میدان و در صحنه آن‏چنان حضوری پیدا کرد که همه‏ی امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال 60، آن‏چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی‏ را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس‏ کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه‏ی قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آن‏ها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه‏ی دشمن به هر شکلی از اشکال زیاده‏روی کرده است، با حضور سیل‏آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‏ای که می‏آید و خس و خاشاکها را پاک می‏کند و از بین می‏برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است. این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‏شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته‏ی به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را می‏داند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : فتنه‌سازی
کلیدواژه(ها) : فتنه‌سازی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
خطرناکترینِ این حوادث، حادثه‌ای است که فتنه باشد. فتنه، یعنی حادثه غبارآلودی که انسان نتواند بفهمد چه کسی دوست و چه کسی دشمن است و چه کسی با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک می‌شود. فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش کرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش کوتاه می‌شود. هر جا حرف بی‌هدف، کار بی‌هدف، تیراندازی بی‌هدف، تهمت زدن بی‌هدف وجود داشته باشد، فتنه‌انگیز خوشحال می‌گردد؛ - چون صحنه شلوغ می‌شود. لذا مردم عزیز ما که بحمداللَّه در این بیست سال هوشیاری حقیقی خودشان را در قضایای گوناگون نشان دادند، در این قضیه هم باید هوشیارانه مسائل را تحلیل کنند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : فتنه‌سازی
کلیدواژه(ها) : فتنه‌سازی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
از حدود یک سال، یک سال و نیم قبل، بیش از گذشته، شروع به یک شایعه پراکنیِ بسیار پرحجمی علیه نظام اسلامی کردند. البته در طول این بیست سال گذشته، همیشه شایعه پراکنی بوده است؛ اما آنچه که در این مدّت بود، خیلی پرحجم‌تر بود.

از طرف دیگر، مارهای خزیده در سوراخها را در داخل تشویق کردند که به میدان بیایند و حرف بزنند! کسانی که در واقع باید به اینها گفت توسری خورده‌های سیاسی - بالاتر از ورشکسته‌ها - که از ملت ایران تودهنی و توسری خورده بودند و به لانه‌هایشان خزیده بودند، اینها را وادار و تشویق کردند و به عرصه اظهارنظر سیاسی و اظهار وجود کشاندند. این هم پدیده‌ای بود که انسان در وهله اوّل تعجب می‌کرد که چطور شده است اینها به میدان آمدند.

از طرفی هم به‌وسیله واسطه‌های خبیث و بددل، شروع به تفتین بین جریانهای سیاسی داخلی کردند. البته جریانها و خطّ و خطوط سیاسی با هم اختلاف سلیقه دارند؛ با هم بغض و کینه و دشمنی که ندارند. واسطه‌هایی بودند که شروع به این کار کردند؛ آدم مشخّصاً هدفهایشان را می‌فهمید. در تبلیغات بیرونی و در همین کارهایی که انجام می‌گرفت، انسان می‌فهمید که اینها تصمیم دارند هر جناحی را علیه جناح دیگر تحریک کنند؛ برای هر جناحی از جناحهای داخلی کشور، این‌طور وانمود کنند که دشمن واقعی شما بیرون این مرزها نیست؛ دشمن واقعی شما همین جاست و آن هم آن جناح مقابل شماست! آتش منازعات جناحی را داغ و برافروخته کردند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : حضور مردم در صحنه
کلیدواژه(ها) : حضور مردم در صحنه
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
همه برادران و خواهران عزیز نمازگزار را به رعایت تقوا توصیه می‌کنم و در این خطبه، شاخه مورد نظر من از تقوا، هوشیاری و دقّت نظر و تفکّر و تدبّر است. قضایایی که در این دو، سه هفته گذشته اتّفاق افتاد، قضایای قابل توجّه و قابل اهتمامی بود، اگر چه با حضور شما مردم - حضور قدرتمندانه و پرشکوه و پرصلابت ملت ایران - مشت محکمی به دهان توطئه‌گران زده شد، و اگرچه دستگاههای مسؤول انصافاً و حقّاً کار خود را خوب انجام دادند، اما این‌طور قضایا تا درست شناخته نشود و مردم - که هوشمندانه و شجاعانه، آماده دفاع از حقّ و حقیقتند - تصمیم خود را برای آینده به طور روشن نگیرند، هرآنی احتمال توطئه و فتنه هست.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : حضور مردم در صحنه
کلیدواژه(ها) : حضور مردم در صحنه
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اوّلین محاسبه غلطشان، محاسبه غلط درباره ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که امریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن 1357 به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال 59، در میدان و در صحنه آن‌چنان حضوری پیدا کرد که همه امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال 60، آن‌چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آنها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه دشمن به هر شکلی از اَشکال زیاده‌روی کرده است، با حضور سیل‌آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‌ای که می‌آید و خس و خاشاکها را پاک می‌کند و از بین می‌برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است. این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‌شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را می‌داند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : حضور مردم در صحنه, حضور بسیج در صحنه انقلاب
کلیدواژه(ها) : حضور مردم در صحنه, حضور بسیج در صحنه انقلاب
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اشتباه پنجم آنها این بود که نسبت به نیروهایی هم که برایشان کار می‌کردند، اشتباه کردند! اینها آن‌جا نشسته بودند و خیال می‌کردند عوامل مزدورشان توانسته‌اند یک شبکه منسجمِ قوی از اراذل و اوباش درست کنند، که وقتی این اراذل و اوباش به خیابان آمدند، دیگر هیچ کس جلودارشان نیست! این‌جا هم اشتباه کردند؛ نفهمیدند پولهایی که به مزدوران خودشان داده‌اند، طبق معمول، اغلب این پولها صرف عطینای خود اینها شده است! روی نیروهای وابسته خودشان زیادی حساب کرده بودند. نفهمیدند که با یک حضور بسیج و با یک حضور مردمی، همه اینها دوباره مثل حشراتی به لانه‌های خودشان خواهند خزید. حالا را با 28 مرداد سال 32 اشتباه گرفته بودند؛ چون آن روز هم همین اوباش و اراذل و چاقوکشها و امثال اینها به خیابانها آمدند و همه چیز را از خود کردند. بعد که آنها کار را تمام کردند، آن وقت ارتش شاه هم آمد و وارد شد! خیال کردند که حالا هم این‌گونه است؛ فکر بسیج و فکر مردم و فکر این نیروهای انقلابی را دیگر نکرده بودند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : امنیت ملّی, امنیت اجتماعی
کلیدواژه(ها) : امنیت ملّی, امنیت اجتماعی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
حالا اگر فرض کنیم این حوادث را دستهای پشت پرده هدایت می‌کردند - که انصافاً فرضِ نزدیک به ذهنی است - طبیعی است که منتظر بودند جرقّه‌ای در داخل کشور به‌وجود آید. خیال می‌کردند چون اوضاع اقتصادی مردم خوب نیست، پس مردم از نظام ناراضی و از دولت مأیوسند، لذا از نظام حمایتی نخواهند کرد؛ از سپاه و نیروی انتظامی و اینها هم که کار چندانی برنمی‌آید؛ وزارت اطّلاعات هم که فلج شد، پس جرقه‌ای بزنند و بشکه باروتی را در ایران منفجر کنند! فکر می‌کردند حداقل نتیجه‌ای که پیش می‌آید، این است که امنیت عمومی و اجتماعی مردم از بین می‌رود. این حدّاقل فایده‌ای بود که به دشمن می‌رسید. به‌عنوان مثال همین اغتشاشات روز دوشنبه و سه‌شنبه آن هفته - روز بیست‌ویکم و بیست‌ودوم تیرماه که عدّه‌ای به خیابانها آمدند و آتش زدند و دکانها را شکستند و بانکها را دستبرد زدند و تخریب کردند - اگر به وسیله دستها و پنجه‌های قویِ نظام اسلامی مهار نمی‌شد و مردم آن حرکت عظیم را انجام نمی‌دادند و متوقّف نمی‌کردند، شما ببینید در طول سال در کشور چه اتّفاق می‌افتاد! هر چند روز یک‌بار، در تهران، در فلان خیابان، در فلان گوشه، در فلان محلّه، یا در فلان شهرستان، از این حوادث باید اتّفاق می‌افتاد. مردم در دکانشان، در اداره‌شان، در منزلشان و بچه‌ها داخل مدرسه‌شان نشسته‌اند، باید مرتّب از این حوادث پیش می‌آمد؛ امنیت مردم مختل می‌شد و مردم به ستوه می‌آمدند. هدف و برنامه این بود.

این که من روز دوشنبه آن هفته به ملت ایران عرض کردم هدف اینها «امنیت ملی» است، آن روز هنوز آتش‌سوزیها شروع نشده بود. آن روز که من آن صحبت را کردم، هنوز اغتشاش خیابانی شروع نشده بود و این تخریبها و آتش‌سوزیها را راه نینداخته بودند؛ اما معلوم بود که هدف، از بین بردن «امنیت کشور» است. یعنی مردم اگر بچه‌شان از خانه بیرون می‌آید تا به مدرسه برود، خاطرجمع نباشند که به مدرسه خواهد رسید؛ جوانشان را اگر به دانشگاه تهران یا دانشگاه فلان شهرستان فرستادند، خاطرجمع نباشند که هفته دیگر نامه‌اش خواهد آمد؛ از محل کسبشان، از محل کارشان، از محل زندگیشان، سلب امنیت و آرامش شود برنامه این بود. منتظر یک جرقّه بودند که این قضایا به راه بیفتد. جرقّه چه بود؟ حادثه بسیار تلخ کوی دانشگاه.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش :اشتباه محاسباتی دشمنان در 18 تیر 1378
کلیدواژه(ها) : حضور مردم در صحنه, تاریخ جمهوری اسلامی بعد از رحلت امام خمینی(ره), حادثه ۱۸ تیر ۷۸, محاسبات غلط دشمنان ملت ایران
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
[دشمنان] اوّلین محاسبه‌ی غلطشان[نسبت به حادثه 18تیر]، محاسبه‌ی غلط در باره‌ی ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که آمریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن 1357 به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال 59، در میدان و در صحنه آن‌چنان حضوری پیدا کرد که همه‌ی امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال 60، آن‌چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه‌ی قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آن‌ها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه‌ی دشمن به هر شکلی از اشکال زیاده‌روی کرده است، با حضور سیل‌آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‌ای که می‌آید و خس و خاشاکها را پاک می‌کند و از بین می‌برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است.
این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‌شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته‌ی به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را می‌داند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند. این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود، این ملت حاضر نیست مثل بعضی از ملتهای دیگر، رژیمی را قبول کند که آن رژیم برای کارهای کوچک و بزرگ خود باید از امریکا اجازه بگیرد؛ اگر می‌خواهد با دولتی ارتباط برقرار کند، یا می‌خواهد ارتباطش را قطع کند، باید اجازه بگیرد؛ اگر می‌خواهد سلاح بسازد، باید اجازه بگیرد. چند روز پیش در خبرها راجع به کشوری می‌خواندیم که از امریکا اجازه گرفت که بُردِ فلان سلاحش را از فلان قدر، به فلان قدر برساند! ملت ایران این‌ها را در دنیا می‌بیند و حاضر نیست که این‌طور زندگی کند. ملت ایران مزه‌ی استقلال و طعم آزادی و عزّت را چشیده است؛ ملت ایران مزه‌ی مسلّط نبودن اجانب را چشیده است؛ لذا دیگر زیر بار نخواهد رفت. پس، اوّلین غلطی که در محاسبه‌شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابی و محاسبه کردند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش :حضور نیروهای مردمی؛ عامل به لانه خزیدن اوباش در حوادث سال 78
کلیدواژه(ها) : بسیجی, حضور بسیج در صحنه انقلاب, حادثه ۱۸ تیر ۷۸, تاریخ جمهوری اسلامی بعد از رحلت امام خمینی(ره), حضور مردم در صحنه, محاسبات غلط دشمنان ملت ایران, عملکرد ضدانقلاب
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
اشتباه پنجم، آن‌ها[دشمنان در حادثه 18تیر] این بود كه نسبت به نیروهایی هم كه برایشان كار می‌كردند، اشتباه كردند! این‌ها آنجا نشسته بودند و خیال می‌كردند عوامل مزدورشان توانسته‌اند یك شبكه‌ی منسجمِ قوی از اراذل و اوباش درست كنند، كه وقتی این اراذل و اوباش به خیابان آمدند، دیگر هیچ‌كس جلودارشان نیست! اینجا هم اشتباه كردند؛ نفهمیدند پولهایی كه به مزدوران خودشان داده‌اند، طبق معمول، اغلب این پولها صرف عطینای خود این‌ها شده است! روی نیروهای وابسته‌ی خودشان زیادی حساب كرده بودند. نفهمیدند كه با یك حضور بسیج و با یك حضور مردمی، همه‌ی این‌ها دوباره مثل حشراتی به لانه‌های خودشان خواهند خزید. حالا را با 28 مرداد سال 32 اشتباه گرفته بودند؛ چون آن روز هم همین اوباش و اراذل و چاقوكش‌ها و امثال این‌ها به خیابانها آمدند و همه چیز را از خود كردند. بعد كه آن‌ها كار را تمام كردند، آن وقت ارتش شاه هم آمد و وارد شد! خیال كردند كه حالا هم این‌گونه است؛ فكر بسیج و فكر مردم و فكر این نیروهای انقلابی را دیگر نكرده بودند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مصالح ملّی
کلیدواژه(ها) : مصالح ملّی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
درس پنجم، درس به خطوط سیاسی است. من خطوط سیاسی را از یك منظر نگاه می‌كنم. برای من اسمها اهمیت ندارند؛ برای من مغزها و دلها و عملها اهمیت دارند. هر كسی كه به اسلام و ارزشها، به امام، به مصالح ملی و به سرنوشت این كشور بیشتر علاقه نشان دهد، او برای من عزیزتر است؛ متعلّق به هر خطی باشد؛ متعلق به هر جماعتی باشد؛ متعلق به هر جریان سیاسی‌ای باشد. سعی كنید خودتان را با این معیارها تطبیق دهید. ملت این را از شما می‌خواهد. ملت، اسلام را می‌خواهد. ملت، حاكمیت و اقتدار اسلامی خود را می‌خواهد. به دشمن و ایادی او اعتماد نكنید. این بدحالتی است كه انسان ببیند در داخل خطوط سیاسی، با خطّ مقابل خودشان خصمانه رفتار كنند؛ اما مرزهای خودشان را به روی دشمن باز بگذارند! من این را نمی‌پسندم؛ این را ملت نمی‌پسندد؛ به جرأت می‌توانم بگویم كه این را خدا هم نمی‌پسندد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : قدرت تحلیل سیاسی
کلیدواژه(ها) : قدرت تحلیل سیاسی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
خطرناكترینِ این حوادث، حادثه‌ای است كه فتنه باشد. فتنه، یعنی حادثه غبارآلودی كه انسان نتواند بفهمد چه كسی دوست و چه كسی دشمن است و چه كسی با غرض وارد میدان شده و از كجا تحریك می‌شود. فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش كرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش كوتاه می‌شود. هر جا حرف بی‌هدف، كار بی‌هدف، تیراندازی بی‌هدف، تهمت زدن بی‌هدف وجود داشته باشد، فتنه‌انگیز خوشحال می‌گردد؛ - چون صحنه شلوغ می‌شود. لذا مردم عزیز ما كه بحمداللَّه در این بیست سال هوشیاری حقیقی خودشان را در قضایای گوناگون نشان دادند، در این قضیه هم باید هوشیارانه مسائل را تحلیل كنند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : فتنه, بصیرت‌افزایی
کلیدواژه(ها) : فتنه, بصیرت‌افزایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش كرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش كوتاه می‌شود.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : جهاد سازندگی, دانشجو
کلیدواژه(ها) : جهاد سازندگی, دانشجو
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
طبقه‌ی اولی كه جهاد سازندگی را تشكیل دادند، همین دانشجویان بودند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : استقلال, مردم, عزت ملت ایران, عزت, آزادی
کلیدواژه(ها) : استقلال, مردم, عزت ملت ایران, عزت, آزادی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
ملت ايران مزه‌ى استقلال و طعم آزادى و عزت را چشيده است؛ ملت ايران مزه‌ى مسلط نبودن اجانب را چشيده است؛ لذا ديگر زير بار نخواهد رفت.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : بصیرت‌افزایی, فتنه
کلیدواژه(ها) : بصیرت‌افزایی, فتنه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
فتنه‌ها را بايد با روشنگرى خاموش كرد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : بصیرت‌افزایی, فتنه
کلیدواژه(ها) : بصیرت‌افزایی, فتنه
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
هر جا روشنگرى باشد، فتنه‌انگيز دستش كوتاه مى‌شود.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مردم, کارگزاران نظام, رفع مشکلات مردم, رفع مشکلات مردم
کلیدواژه(ها) : مردم, کارگزاران نظام, رفع مشکلات مردم, رفع مشکلات مردم
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
مسوولان قدر اين ملت را بدانند. رفع مشكلات اين ملت را، هدف حقيقى و دائمى خودشان قرار دهند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : مردم, خدمت به مردم, خدمت, کارگزاران نظام
کلیدواژه(ها) : مردم, خدمت به مردم, خدمت, کارگزاران نظام
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اين مردم ارزشش را دارند كه انسان برايشان همه‌ى هستى خودش را مايه بگذارد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : اختلال دستگاه محاسباتی
کلیدواژه(ها) : اختلال دستگاه محاسباتی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ملت ایران مزه‌ى استقلال و طعم آزادى و عزّت را چشیده است؛ ملت ایران مزه‌ى مسلّط نبودن اجانب را چشیده است؛ لذا دیگر زیر بار نخواهد رفت. پس، اوّلین غلطى که در محاسبه‌شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابى و محاسبه‌ کردند.اشتباه دوم آن‌ها اشتباه در محاسبه‌ى دانشجویان ما بود. گفت: خود گویم و خود خندم! خودشان گفتند، خودشان هم کیف کردند که دانشجویان با نظام مخالفند و اسلام را قبول ندارند! کدام دانشجویان؟ بله؛ ممکن است چهار نفر از نوکران و مزدوران شما در گوشه‌اى باشند و پسران یا دختران آن‌ها هم دانشجو باشند البته معلوم هم نیست این‌طور باشد؛ اما حالا به فرض چهار نفر هم پیدا شدند ولى توده‌ى دانشجویان، مؤمن و هوشیار و رشید و آگاهند. دیدید بااینکه احساساتشان جریحه‌دار شده بود قضیه‌ى کوى دانشگاه، حقیقتاً دانشجویان را عصبانى و ناراحت کرده بود تا دیدند دشمن مى‌خواهد استفاده کند، اعلان‌کردند و گفتند ما نیستیم. دانشجویان ما فرزندان ما هستند؛ فرزندان شما که نیستند؛ بچه‌ى همین خانواده‌اند. بچه‌ى این خانواده، حتّى اگر بچه‌ى تُخس هم باشد، وقتى‌که ببیند دشمن به خانه حمله کرد، مى‌رود سینه سپر مى‌کند. حتّى آن تُخس‌ها گاهى بهتر هم سینه سپر مى‌کنند! بچه‌ى خانواده، خودش را در دفاعِ مقدّس نشان داد. شما ببینید از همین دانشگاه تهران و از دانشگاههاى دیگر تهران و سایر نقاط کشور، چقدر دانشجو به جبهه رفت؛ چقدر دانشجو شهید شد. طبقه‌ى اوّلى که سپاه پاسداران را تشکیل دادند، اغلب همین دانشجویان بودند. طبقه‌ى اوّلى که جهاد سازندگى را تشکیل دادند، همین دانشجویان بودند. الآن کارهاى مهمّ علمى نظام را همین دانشجویان به صورت عملى و تجربى در آزمایشگاه‌هاى دانشگاهها انجام مى‌دهند. چه فکر کردید در باره‌ى دانشجویان ما؟!
اشتباه سوم در مورد وحدت مسئولان بود. خیال مى‌کردند همان شایعاتى را که پخش کرده‌اند، محقّق خواهد شد؛ مثل آن دیوانه‌اى که خواست بچه‌ها را از خودش دور کند، به‌دروغ گفت فلان‌جا مهمانى مى‌دهند! بعد که بچه‌ها شروع به رفتن کردند، خودش هم راه افتاد؛ گفت حالا شاید هم مهمانى بود! این‌ها خودشان شایعه را القاء مى‌کنند، خودشان هم باور مى‌کنند که بین مسئولان اختلاف هست. نه آقا! بین مسئولان اختلافى نیست. همان روز سه‌شنبه عصرى که لازم دیده شد مسئولین طراز اوّل کشور بیایند با بنده جلسه‌اى بگذارند، در آنجا رؤساى محترم سه قوّه، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزراى محترم اطّلاعات، کشور و دیگران، وقتى صحبت مى‌کردند، من دقّت کردم، دیدم همه‌شان یک حرف مى‌زنند؛ همه‌شان یک چیز مى‌خواهند؛ همه‌شان دنبال یک مطلب و یک هدفند. مسئولان کشور این گونه‌اند. کجا رفتید؛ چه اشتباهى مى‌کنید! خودشان مى‌نشینند، مى‌بافند، مى‌دوزند و برطبق آن قضاوت براى هرکسى حکمى صادر مى‌کنند.
من الآن عرض مى‌کنم و مى‌دانم که ملت ایران مى‌داند و با تکرار من خوشحال هم مى‌شود، و مى‌دانم که دشمن هم مى‌داند و با تکرار من ناراحت مى‌شود؛ اما همه بدانند که مواضع رؤساى کشور بخصوص رئیس‌جمهور محترم در این قضایا، مواضعى بود که صددرصد مورد تأیید و حمایت من بود. بنده به طور قاطع از مسئولان کشور دفاع و حمایت مى‌کنم؛ از رؤساى سه قوّه دفاع و حمایت مى‌کنم. من به طور قاطع از شخص رئیس‌جمهور حمایت مى‌کنم. اگر اشکال و ایرادى هم به عملکرد بعضى از اجزاى دولت داشته باشم، به رئیس‌جمهور مى‌گویم و مى‌دانم و اطمینان دارم که ایشان دنبال مى‌کنند. قضایاى ما این‌گونه است. دشمن، چیز دیگر و طور دیگرى فهمیده بود.
اشتباه چهارمشان محاسبه‌ى جناحهاى داخلىِ سیاسى بود. این‌ها بد فهمیده بودند. دیده بودند که جناحها و خطّ و خطوط سیاسى گاهى به هم مى‌پرند؛ اما طور دیگرى فرض کرده بودند. خیال کرده بودند که در این قضایا، این دو جناح یا دو، سه جناح، در مقابل هم مى‌ایستند و تا گاو و ماهى باهم خواهند جنگید! اینجا را هم اشتباه کردند. دیدند که در راه‌پیمایى روز چهارشنبه، همه‌ى جناحها اعلام کردند که با راه‌پیمایى عظیم مردم همراهند و در آن شرکت خواهند کرد؛ این را باور نمى‌کردند. اینجا دیگر چپ و راستى وجود نداشت. من از اسم چپ و راست هم خوشم نمى‌آید؛ اما حالا خودشان گاهى مى‌گویند چپ و راست! همانهایى که هستند، همه‌شان اعلام کردند که در راه‌پیمایى عظیم مردم شرکت مى‌کنند، و شرکت کردند. این هم اشتباه دیگر آن‌ها بود.
اشتباه پنجم آن‌ها این بود که نسبت به نیروهایى هم که برایشان کار مى‌کردند، اشتباه کردند! این‌ها آنجا نشسته بودند و خیال مى‌کردند عوامل مزدورشان توانسته‌اند یک شبکه‌ى منسجمِ قوى از اراذل و اوباش درست کنند، که وقتى این اراذل و اوباش به خیابان آمدند، دیگر هیچ‌کس جلودارشان نیست! اینجا هم اشتباه کردند؛ نفهمیدند پولهایى که به مزدوران خودشان داده‌اند، طبق معمول، اغلب این پولها صرف عطیناى خود این‌ها شده است! روى نیروهاى وابسته‌ى خودشان زیادى حساب کرده بودند. نفهمیدند که با یک حضور بسیج و با یک حضور مردمى، همه‌ى این‌ها دوباره مثل حشراتى به لانه‌هاى خودشان خواهند خزید. حالا را با 28 مرداد سال 32 اشتباه گرفته بودند؛ چون آن روز هم همین اوباش و اراذل و چاقوکش‌ها و امثال این‌ها به خیابانها آمدند و همه چیز را از خود کردند. بعد که آن‌ها کار را تمام کردند، آن وقت ارتش شاه هم آمد و وارد شد! خیال کردند که حالا هم این‌گونه است؛ فکر بسیج و فکر مردم و فکر این نیروهاى انقلابى را دیگر نکرده بودند.
اشتباه ششم آن‌ها در باره‌ى دستگاه‌هاى عمل‌کننده بود. خیال نمى‌کردند نیروى انتظامى، یا وزارت اطّلاعات، یا مسئولان گوناگونى که بخشهاى مختلف را به عهده دارند، بتوانند این‌طور مقتدرانه وارد شوند. همان‌طور که عرض کردم، خیال کرده بودند که دیگر نفسى براى این‌ها باقى نمانده است! اشتباه این‌ها در محاسبات بود و خداى متعال این‌ها را به خاطر خطاهایشان، دچار ناکامى و شکست تلخ کرد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : اشتباه محاسباتی دشمن
کلیدواژه(ها) : اشتباه محاسباتی دشمن
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
من هنوز درباره حادثه کوی دانشگاه یک استنتاج قطعی ندارم که قضیه چه بود. هرچند میدانیم که چه اتّفاقی افتاد؛ اما چه بود، از کجا بود و چطوری شد، هنوز برای ما روشن نیست. هر که بود و هرچه بود، حادثه بسیار تلخی بود و خیلی سخت است آدم باور کند که این حادثه تصادفی پیش آمد؛ یعنی با این مقدّماتی که گفتم، آدم ذهنش به هزار جا میرود. آدم باورش نمی‌آید که حادثه، حادثه عادّی و پیش‌آمده باشد؛ گمان میکند که این حادثه را پیش آورده‌اند. منتها در این‌جا آماج و بلاکش و جورکشِ حادثه، یک عدّه جوان دانشجوی مظلوم شدند که واقعاً دل انسان خون میشود. این جوانان پیش من آمدند. آن شبی که این جوانانِ آسیب‌دیده و مصدومِ کوی دانشگاه پیش من آمدند، هر کار کردم که ذهنم از این برادران منصرف شود، نشد. انسان نمیتوانست خودش را از تلخىِ این حادثه دور کند. اینها جوانان نجیب و خوب و حقیقتاً مؤمن و صادق و پُرشوری محسوب میشدند که عمدتاً متعلّق به شهرهای دیگر - اصفهان، خراسان، یزد و ... - بودند؛ البته تعدادی هم تهرانی بودند. جماعتی از این جوانان آمدند و من از نزدیک آنها را دیدم. حقیقتاً دل انسان آتش میگیرد که این قدر دستهای دشمن، بیملاحظه و در ارتکاب به جنایت بیباک باشد که اگر این حادثه، حادثه‌ای محسوب شود که برنامه‌ریزی کرده و عمداً خواسته باشد آن را به وجود آورد، کسانی را از بهترین عناصر یک کشور - جوان و دانشجو؛ آن هم این‌گونه دانشجویانی - انتخاب کند! به خیال او، جرقّه این‌طوری زده شد. منتها محاسباتش غلط از آب درآمد؛ که حالا من خواهم گفت اشتباهات دشمن در محاسبات کجاها بود. من که این اشتباه او را در محاسبه میگویم، میدانم که نمیتواند این اشتباه محاسبه‌ها را درست کند؛ یعنی راهی ندارد. نه این‌که بگویم کجا اشتباه کردی که برود اشتباهش را تصحیح کند؛ نه. دشمن قادر نیست خودش را از این تناقض و از این موقع و موقفِ اشتباه خارج کند.
 
البته شروعشان، شروعی بود که آنها را امیدوار کرد. یک عدّه دانشجو از حادثه کوی دانشگاه ناراحت و عصبانی شدند و به خشم آمدند. دانشگاه تهران، محور دانشگاههای کشور است؛ مایه امید همه است. بچه‌ها عصبانی شدند؛ آنها آمدند و خواستند از عصبانیت این جوانان استفاده کنند؛ داخل صفوف اینها شدند و شعارها را از شعارهای دانشجویی، به شعارهای ضدّ نظام تبدیل کردند؛ بعد هم جریان را به خیابانها کشاندند و قضایایی که شنیده‌اید و میدانید. خیال کردند که کار را پیش برده‌اند؛ اما نیروی انتظامی با قدرت وارد شد. با این‌که آن ضربه را آن روز اوّل و دوم به نیروی انتظامی زدند، اما انصافاً نیروی انتظامی خوب به میدان آمد. انتظار این بود که نیروی انتظامی بعد از آن ضربه اوّل - ضربه حیثیّتی - اصلاً نتواند هیچ دفاعی بکند؛ اما انصافاً به میدان آمدند و خوب دفاع کردند. بعد هم که بسیج - آن نیروی اصلی و عظیم ملت ایران - با سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد شد و به‌طور قاطع، مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند. فردای آن روز هم که ملت به صورت واقعاً خودجوش به خیابانها آمدند و آن تظاهرات پُرشور و عظیم و میلیونی را راه انداختند که دستهای بیگانگان سعی کردند آن را کوچک کنند. در نظر چه کسی کوچک کنند؟ در نظر مردمی که در کشورهای دیگر هستند. ممکن است که موفّق شوند حادثه را طور دیگر جلوه دهند؛ اما مردمی که در تهران، در اصفهان، در شیراز، در مشهد، در تبریز، در شهرهای گوناگون و همه جا خودشان دیدند که چه خبر بود، آیا در نظر اینها هم میتوانند حقیقت را قلب و عوض کنند؟
 
اوّلین محاسبه غلطشان، محاسبه غلط درباره ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که امریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن ۱۳۵۷ به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال ۵۹، در میدان و در صحنه آن‌چنان حضوری پیدا کرد که همه امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال ۶۰، آن‌چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آنها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه دشمن به هر شکلی از اَشکال زیاده‌روی کرده است، با حضور سیل‌آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‌ای که می‌آید و خس و خاشاکها را پاک میکند و از بین می‌برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است. این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‌شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را میداند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند.
 
این ملت دیگر حاضر نیست زیر بار امریکا برود، این ملت حاضر نیست مثل بعضی از ملتهای دیگر، رژیمی را قبول کند که آن رژیم برای کارهای کوچک و بزرگ خود باید از امریکا اجازه بگیرد؛ اگر میخواهد با دولتی ارتباط برقرار کند، یا میخواهد ارتباطش را قطع کند، باید اجازه بگیرد؛ اگر میخواهد سلاح بسازد، باید اجازه بگیرد. چند روز پیش در خبرها راجع به کشوری میخواندیم که از امریکا اجازه گرفت که بُردِ فلان سلاحش را از فلان قدر، به فلان قدر برساند! ملت ایران اینها را در دنیا میبیند و حاضر نیست که این‌طور زندگی کند. ملت ایران مزه استقلال و طعم آزادی و عزّت را چشیده است؛ ملت ایران مزه مسلّط نبودن اجانب را چشیده است؛ لذا دیگر زیر بار نخواهد رفت. پس، اوّلین غلطی که در محاسبه‌شان داشتند، این بود که ملت ایران را بد ارزیابی و محاسبه کردند.
 
اشتباه دوم آنها اشتباه در محاسبه دانشجویان ما بود. گفت: خود گویم و خود خندم! خودشان گفتند، خودشان هم کیف کردند که دانشجویان با نظام مخالفند و اسلام را قبول ندارند! کدام دانشجویان؟ بله؛ ممکن است چهار نفر از نوکران و مزدوران شما در گوشه‌ای باشند و پسران یا دختران آنها هم دانشجو باشند - البته معلوم هم نیست این‌طور باشد؛ اما حالا به فرض چهار نفر هم پیدا شدند - ولی توده دانشجویان، مؤمن و هوشیار و رشید و آگاهند. دیدید با این‌که احساساتشان جریحه‌دار شده بود - قضیه کوی دانشگاه، حقیقتاً دانشجویان را عصبانی و ناراحت کرده بود - تا دیدند دشمن میخواهد استفاده کند، اعلان کردند و گفتند ما نیستیم. دانشجویان ما فرزندان ما هستند؛ فرزندان شما که نیستند؛ بچه همین خانواده‌اند. بچه این خانواده، حتّی اگر بچه تُخس هم باشد، وقتی که ببیند دشمن به خانه حمله کرد، میرود سینه سپر میکند. حتّی آن تُخسها گاهی بهتر هم سینه سپر میکنند! بچه خانواده، خودش را در دفاعِ مقدّس نشان داد. شما ببینید از همین دانشگاه تهران و از دانشگاههای دیگر تهران و سایر نقاط کشور، چقدر دانشجو به جبهه رفت؛ چقدر دانشجو شهید شد. طبقه اوّلی که سپاه پاسداران را تشکیل دادند، اغلب همین دانشجویان بودند. طبقه اوّلی که جهاد سازندگی را تشکیل دادند، همین دانشجویان بودند. الان کارهای مهمّ علمی نظام را همین دانشجویان به صورت عملی و تجربی در آزمایشگاههای دانشگاهها انجام میدهند. چه فکر کردید درباره دانشجویان ما!؟
 
اشتباه سوم در مورد وحدت مسؤولان بود. خیال میکردند همان شایعاتی را که پخش کرده‌اند، محقّق خواهد شد؛ مثل آن دیوانه‌ای که خواست بچه‌ها را از خودش دور کند، به‌دروغ گفت فلان جا مهمانی میدهند! بعد که بچه‌ها شروع به رفتن کردند، خوش هم راه افتاد؛ گفت حالا شاید هم مهمانی بود! اینها خودشان شایعه را القاء میکنند، خودشان هم باور میکنند که بین مسؤولان اختلاف هست. نه آقا! بین مسؤولان اختلافی نیست. همان روز سه‌شنبه عصری که لازم دیده شد مسؤولین طراز اوّل کشور بیایند با بنده جلسه‌ای بگذارند، در آن‌جا رؤسای محترم سه قوّه، رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، وزرای محترم اطّلاعات، کشور و دیگران، وقتی صحبت میکردند، من دقّت کردم، دیدم همه‌شان یک حرف میزنند؛ همه‌شان یک چیز میخواهند؛ همه‌شان دنبال یک مطلب و یک هدفند. مسؤولان کشور این‌گونه‌اند. کجا رفتید؛ چه اشتباهی میکنید! خودشان مینشینند، میبافند، میدوزند و برطبق آن قضاوت برای هر کسی حکمی صادر میکنند.
 
من الان عرض میکنم و میدانم که ملت ایران میداند و با تکرار من خوشحال هم میشود، و میدانم که دشمن هم میداند و با تکرار من ناراحت میشود؛ اما همه بدانند که مواضع رؤسای کشور - بخصوص رئیس جمهور محترم - در این قضایا، مواضعی بود که صددرصد مورد تأیید و حمایت من بود. بنده به طور قاطع از مسؤولان کشور دفاع و حمایت میکنم؛ از رؤسای سه قوّه دفاع و حمایت میکنم. من به طور قاطع از شخص رئیس جمهور حمایت میکنم. اگر اشکال و ایرادی هم به عملکرد بعضی از اجزای دولت داشته باشم، به رئیس جمهور میگویم و میدانم و اطمینان دارم که ایشان دنبال میکنند. قضایای ما این‌گونه است. دشمن، چیز دیگر و طور دیگری فهمیده بود.
 
اشتباه چهارمشان محاسبه جناحهای داخلىِ سیاسی بود. اینها بد فهمیده بودند. دیده بودند که جناحها و خطّ و خطوط سیاسی گاهی به هم میپرند؛ اما طور دیگری فرض کرده بودند. خیال کرده بودند که در این قضایا، این دو جناح یا دو، سه جناح، در مقابل هم میایستند و تا گاو و ماهی با هم خواهند جنگید! این‌جا را هم اشتباه کردند. دیدند که در راهپیمایی روز چهارشنبه، همه جناحها اعلام کردند که با راهپیمایی عظیم مردم همراهند و در آن شرکت خواهند کرد؛ این را باور نمیکردند. این‌جا دیگر چپ و راستی وجود نداشت. من از اسم چپ و راست هم خوشم نمی‌آید؛ اما حالا خودشان گاهی میگویند چپ و راست! همانهایی که هستند، همه‌شان اعلام کردند که در راهپیمایی عظیم مردم شرکت میکنند، و شرکت کردند. این هم اشتباه دیگر آنها بود.
 
اشتباه پنجم آنها این بود که نسبت به نیروهایی هم که برایشان کار میکردند، اشتباه کردند! اینها آن‌جا نشسته بودند و خیال میکردند عوامل مزدورشان توانسته‌اند یک شبکه منسجمِ قوی از اراذل و اوباش درست کنند، که وقتی این اراذل و اوباش به خیابان آمدند، دیگر هیچ کس جلودارشان نیست! این‌جا هم اشتباه کردند؛ نفهمیدند پولهایی که به مزدوران خودشان داده‌اند، طبق معمول، اغلب این پولها صرف عطینای خود اینها شده است! روی نیروهای وابسته خودشان زیادی حساب کرده بودند. نفهمیدند که با یک حضور بسیج و با یک حضور مردمی، همه اینها دوباره مثل حشراتی به لانه‌های خودشان خواهند خزید. حالا را با ۲۸ مرداد سال ۳۲ اشتباه گرفته بودند؛ چون آن روز هم همین اوباش و اراذل و چاقوکشها و امثال اینها به خیابانها آمدند و همه چیز را از خود کردند. بعد که آنها کار را تمام کردند، آن وقت ارتش شاه هم آمد و وارد شد! خیال کردند که حالا هم این‌گونه است؛ فکر بسیج و فکر مردم و فکر این نیروهای انقلابی را دیگر نکرده بودند.
 
اشتباه ششم آنها درباره دستگاههای عمل کننده بود. خیال نمیکردند نیروی انتظامی، یا وزارت اطّلاعات، یا مسؤولان گوناگونی که بخشهای مختلف را به عهده دارند، بتوانند این‌طور مقتدرانه وارد شوند. همان‌طور که عرض کردم، خیال کرده بودند که دیگر نفسی برای اینها باقی نمانده است! اشتباه اینها در محاسبات بود و خدای متعال اینها را به خاطر خطاهایشان، دچار ناکامی و شکست تلخ کرد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : بسیج مستضعفین
کلیدواژه(ها) : بسیج مستضعفین
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
یک عدّه دانشجو از حادثه کوی دانشگاه ناراحت و عصبانی شدند و به خشم آمدند. دانشگاه تهران، محور دانشگاههای کشور است؛ مایه امید همه است. بچه‌ها عصبانی شدند؛ آنها آمدند و خواستند از عصبانیت این جوانان استفاده کنند؛ داخل صفوف اینها شدند و شعارها را از شعارهای دانشجویی، به شعارهای ضدّ نظام تبدیل کردند؛ بعد هم جریان را به خیابانها کشاندند و قضایایی که شنیده‌اید و میدانید. خیال کردند که کار را پیش برده‌اند؛ اما نیروی انتظامی با قدرت وارد شد. با این‌که آن ضربه را آن روز اوّل و دوم به نیروی انتظامی زدند، اما انصافاً نیروی انتظامی خوب به میدان آمد. انتظار این بود که نیروی انتظامی بعد از آن ضربه اوّل - ضربه حیثیّتی - اصلاً نتواند هیچ دفاعی بکند؛ اما انصافاً به میدان آمدند و خوب دفاع کردند. بعد هم که بسیج - آن نیروی اصلی و عظیم ملت ایران - با سازماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد شد و به‌طور قاطع، مثل کاغذی که مچاله کنند، دشمن را مچاله کردند. فردای آن روز هم که ملت به صورت واقعاً خودجوش به خیابانها آمدند و آن تظاهرات پُرشور و عظیم و میلیونی را راه انداختند که دستهای بیگانگان سعی کردند آن را کوچک کنند. در نظر چه کسی کوچک کنند؟ در نظر مردمی که در کشورهای دیگر هستند. ممکن است که موفّق شوند حادثه را طور دیگر جلوه دهند؛ اما مردمی که در تهران، در اصفهان، در شیراز، در مشهد، در تبریز، در شهرهای گوناگون و همه جا خودشان دیدند که چه خبر بود، آیا در نظر اینها هم میتوانند حقیقت را قلب و عوض کنند؟
 
اوّلین محاسبه غلطشان، محاسبه غلط درباره ملت ایران بود. خیال کردند ملت ایران از اسلام و از انقلاب و از امام بریده است. نفهمیدند که این ملت، همان ملتی است که با اقتدار عظیم خود توانست نظام فاسدی را که امریکاییها و دیگران، اطرافش هفت حصار درست کرده بودند، از داخل این کشور بردارد و آن را نابود کند. این ملت، همان ملتی است که در کودتای امریکایی بهمن ۱۳۵۷ به دستور امام به خیابان آمد و در ظرف چند ساعت کار را تمام کرد. این ملت، همان ملتی است که در دفع کودتای باز امریکایی در این کشور در سال ۵۹، در میدان و در صحنه آن‌چنان حضوری پیدا کرد که همه امیدها را قطع نمود. این ملت، همان ملتی است که در اغتشاش منافقین در سال ۶۰، آن‌چنان قدرت خود را نشان داد که دشمنی را که به عناصر مزدور و خودفروخته و روسیاهِ منافق دل بسته بود، مأیوس کرد. این ملت، همان ملتی است که هشت سالِ تمام، جنگی را که همه قدرتهای موجود و مادّی دنیا به طرف مقابل ما کمک کردند، با حضور خودش در صحنه، با همین بسیج، با همین دانشجویان، با همین جوانان، با همین کارگران، با همین روستاییان و با همین شهریها، توانست علیه خود آنها تمام کند. این ملت، همان ملتی است که در طول این بیست سال، هر وقت که توطئه دشمن به هر شکلی از اَشکال زیاده‌روی کرده است، با حضور سیل‌آسای خود در خیابانها و در تظاهرات و در اجتماعات، مثل رودخانه‌ای که می‌آید و خس و خاشاکها را پاک میکند و از بین می‌برد، وارد میدان و صحنه شده و دشمن را ناکام کرده است. این همان ملت است؛ این همان جوانانند؛ این همان نسل است. این نسل جدیدی که امروز رو آمده است، نسل اسلام است. خطای در محاسبه‌شان این بود که خیال کردند ملت ایران از اسلام برگشته است؛ نه. فهمیدند که ملت ایران پایبند به اسلام است؛ پایبند به انقلاب است؛ پیوسته به نظام است؛ قدر این نظام قدرتمند و صالح را میداند و در صدد است که با ایستادگی، خودش مشکلات را حل کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : بسیج مستضعفین
کلیدواژه(ها) : بسیج مستضعفین
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
اشتباه پنجم آنها این بود که نسبت به نیروهایی هم که برایشان کار میکردند، اشتباه کردند! اینها آن‌جا نشسته بودند و خیال میکردند عوامل مزدورشان توانسته‌اند یک شبکه منسجمِ قوی از اراذل و اوباش درست کنند، که وقتی این اراذل و اوباش به خیابان آمدند، دیگر هیچ کس جلودارشان نیست! این‌جا هم اشتباه کردند؛ نفهمیدند پولهایی که به مزدوران خودشان داده‌اند، طبق معمول، اغلب این پولها صرف عطینای خود اینها شده است! روی نیروهای وابسته خودشان زیادی حساب کرده بودند. نفهمیدند که با یک حضور بسیج و با یک حضور مردمی، همه اینها دوباره مثل حشراتی به لانه‌های خودشان خواهند خزید. حالا را با ۲۸ مرداد سال ۳۲ اشتباه گرفته بودند؛ چون آن روز هم همین اوباش و اراذل و چاقوکشها و امثال اینها به خیابانها آمدند و همه چیز را از خود کردند. بعد که آنها کار را تمام کردند، آن وقت ارتش شاه هم آمد و وارد شد! خیال کردند که حالا هم این‌گونه است؛ فکر بسیج و فکر مردم و فکر این نیروهای انقلابی را دیگر نکرده بودند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : بسیج مستضعفین
کلیدواژه(ها) : بسیج مستضعفین
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
دستگاههای امنیتی - وزارت اطّلاعات و وزارت کشور - نیروی انتظامی، سپاه، بسیج و بقیه، حواسشان باید جمع باشد. این‌که بعضی از دلسوزان به برخی از مطبوعات گله دارند، از این ناحیه است، والّا هیچ کس با مطبوعات آزاد مخالفتی ندارد. فلسفه این انقلاب، آزادی است - آزادی بیان و آزادی فکر - اما طوری نباشد که حرف و خواست و تحلیل و جهتگیرىِ دشمن را بر همه حرفهای دیگر مقدّم کنند؛ آن را اصل و ملاک قرار دهند. کسی که با دشمن دوست شد، دوست دیگر نمیتواند به او اعتماد کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : رفع مشکلات مردم
کلیدواژه(ها) : رفع مشکلات مردم
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
مسؤولان قدر این ملت را بدانند. رفع مشکلات این ملت را، هدف حقیقی و دائمی خودشان  قرار دهند. هر چه تلاش میکنند، اگر این تلاش را مضاعف کنند، جا دارد. این مردم ارزشش را دارند که انسان برایشان همه‌ی هستی خودش را مایه بگذارد. مسؤولان عزیز - دولت، مجلس، قوّه قضایّیه، نیروهای مسلّح، همه و همه - هرچه میتوانید، به این مردم خدمت و برای آنها کار کنید. این مردم خیلی باارزش و خیلی شریفند. بدانید که این نظام با اتّکای به این مردم، از هر کوهی استوارتر و محکمتر است.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : دست قدرت الهی
کلیدواژه(ها) : دست قدرت الهی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
عزیزان من؛ ملت بزرگ ایران! ای نمودار عظمت و قدرت اسلام در این روزگار! ای جوانان! ای زن و مرد! ای دلهای مؤمن! ای روحهای گرم! دست خدا را در این حادثه ببینید. خطاست اگر کسی گمان کند ملت ایران که به میدان آمد، یا نیروهای مؤمنی که آن‌گونه قدرتمندانه ظاهر شدند، به خاطر حرف فلان و بهمان بود؛ نه، فلان و بهمان چه کسی هستند؛ من و امثال من چه کسی هستیم؟ این، اراده و دست قدرتِ خداست؛ این همان دست قدرت و عظمتی است که بیست سال است علی‌رغم همه دشمنیها، این ملت و این نظام و این انقلاب را پیش می‌برد. باز هم پیش خواهد برد؛ باز هم از این ملت دفاع خواهد کرد؛ باز هم دشمنان را سرکوب خواهد کرد؛ اما من و شما باید درس بگیریم. هر ملتی که از حوادث درس گرفت، پیروز و موفّق خواهد شد.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : آزادی بیان
کلیدواژه(ها) : آزادی بیان
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
غیر خودی آن کسی است که از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه دوستانه با امریکا بود. به امام اهانت میکرد؛ اما برای امریکا اظهار علاقه مینمود! کسی به امام اهانت میکرد، ناراحت نمیشد؛ اما اگر کسی به دشمنان بیرون از مرز یا همدستان آنها اهانت میکرد، ناراحت میشد! اینها غریبه‌اند. اسمشان چیست، هرچه باشد؛ چه کسی هستند، به ما ربطی ندارد که حالا بخواهم در خطبه‌های نماز جمعه اسم کسی را بیاورم. هر کس این‌طور باشد، غریبه است و خدا کند این‌طوری نداشته باشیم. این به عهده دستگاههای مسؤول کشور است که حواسشان جمع باشد. دستگاههای امنیتی - وزارت اطّلاعات و وزارت کشور - نیروی انتظامی، سپاه، بسیج و بقیه، حواسشان باید جمع باشد. این‌که بعضی از دلسوزان به برخی از مطبوعات گله دارند، از این ناحیه است، والّا هیچ کس با مطبوعات آزاد مخالفتی ندارد. فلسفه این انقلاب، آزادی است - آزادی بیان و آزادی فکر - اما طوری نباشد که حرف و خواست و تحلیل و جهتگیرىِ دشمن را بر همه حرفهای دیگر مقدّم کنند؛ آن را اصل و ملاک قرار دهند. کسی که با دشمن دوست شد، دوست دیگر نمیتواند به او اعتماد کند.

مربوط به :بیانات در خطبه‌های نمازجمعه‌ - 1378/05/08
عنوان فیش : حضرت امام سجاد (علیه‌السلام)
کلیدواژه(ها) : حضرت امام سجاد (علیه‌السلام)
نوع(ها) : فیش موضوعی

متن فیش :
در حدیثی از امام سجّاد علیه‌الصّلاةوالسّلام نقل شده است که فرمود: «ابن ادم لا تزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک»؛ ای فرزند آدم! حال تو، وضع تو، روزگار و مسیر تو، نیکو خواهد بود، تا وقتی که از درون خود واعظی داشته باشی. کسی از درون تو، تو را نصیحت کند؛ دل تو، عقل تو، وجدان تو، ایمان تو، تو را نصیحت و موعظه کند. موعظه دیگران مفید است؛ اما مفیدتر از آن این است که انسان خودش، خودش را موعظه کند: «ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبة من همّک»؛ تا وقتی که از درون خودت موعظه‌گری داری و تا وقتی که همّت تو بر حسابرسی خودت هست. خودمان را را رها نکنیم؛ از خودمان حساب بکشیم. این حرف را زدیم، چرا زدیم؛ این کار را کردیم، چرا کردیم؛ این پول را گرفتیم، یا دادیم؛ چرا گرفتیم و دادیم؟ خودمان را محاسبه کنیم. محاسبه خود انسان میتواند دقیقتر از محاسبه دیگران باشد؛ چون انسان نمیتواند از خودش چیزی را پنهان کند. «و ما کان الخوف لک شعارا و الحزن لک دثارا» ؛ تا وقتی که ترس از خدا شعار تو و احتیاط و برحذر بودن از عذاب الهی دثار تو باشد، در خیرِ نیکویی خواهی بود. یعنی از خدای متعال بر حذر باشی و بترسی؛ عذاب و قهر و غضب الهی را در محاسبات خودت بگنجانی و مراقبت کنی که لغزشی از تو سر نزند که موجب شود خدای متعال بر تو خشم گیرد. اگر این چند چیز را رعایت کنید؛ یعنی خودتان را موعظه و از خودتان حساب‌کشی کنید و از عذاب خدا برحذر باشید و از قهر الهی بترسید، در خیرِ نیکویی خواهید بود. دنیایتان هم خوب خواهد شد، آخرتتان هم خوب خواهد شد، اخلاقتان هم خوب خواهد شد، صفای زندگیتان هم خوب خواهد شد؛ در میانتان ناامنی و بیصفایی نخواهد بود و زندگی شیرین خواهد شد. «ابن ادم انّک میّت و مبعوث و موقوف بین یدی الله عزّ و جلّ مسؤول فاعد جوابا» ؛ ای فرزند آدم! روزی هم از خاک برانگیخته و در مقابل پروردگار (عزّ و جلّ) نگاهداشته خواهی شد و از تو سؤال خواهند کرد. آن روز برای همه ما هست. همین من و شما، با همین احساسات و با همین ظرفیت، یک روز از خاک برانگیخته خواهیم شد؛ خدای متعال ما را در قیامت جمع خواهد کرد و از ما سؤال خواهد کرد. «فاعد جوابا»؛ برای آن روز، جوابی آماده کن.
حدیث دیگر باز هم از امام سجاد علیه‌السّلام است که میفرماید: «المؤمن یجلس لیعلم»؛ مؤمن هر جا مینشیند، در صدد فرا گرفتن و آموختن است. «وینصت لیسلم»؛ هر جا سکوت میکند، سکوت او برای این است که در گفتن، خطر و اشکالی بر دین خود مشاهده میکند. «لایحدث بالامانة الاصدقاء»؛ آنچه را که به عنوان سخن راز و امانت به او سپرده شود، حتی برای دوستانش هم آن را افشا نمیکند. «و لایکتم الشهادة للبعدء»؛ اگر یک وقت کسی برای احقاق حقّش به گواهی او احتیاج داشته باشد، گواهی و شهادت خود را کتمان نمیکند؛ ولو آن شخص از او دور باشد. «و لایعمل شیئا من الحقّ رئاء»؛ هیچ کار نیکویی را از روی ریا انجام نمیدهد. «و لا یترکه حیاء»؛ هیچ کار خیری را هم از روی خجالت و حیا ترک نمیکند. به بعضیها میگویند: آقا! چرا فلان جا نماز یا نافله یا نماز اوّل وقتتان را نخواندید؟ میگویند خجالت کشیدیم! نه؛ از روی حیا، هیچ کار نیکی را ترک نکنید. خواهند گفت متظاهر است؟ بگویند. خواهند گفت خودشیرینی میکند؟ بگویند. اگر حرفی حقّ است و اگر کاری خوب است، آن را به‌خاطر ملاحظه دیگران ترک نکنید. «انّ زکّی خاف ممّا یقولون»؛ خصوصیت دیگر مؤمن این است که اگر از او ستایش و تعریف کنند، از آنچه گفته شده است، به خود میلرزد. «و یستغفر الله لما لایعلمون» از کارهای بدی که آن ستایش کننده از آنها نمیداند، پیش خدا طلب مغفرت میکند. «و لایضرّه جهل من جهله»؛ کسانی اگر خوبیهای او را ندانند، به او ضرری نمیرسد؛ اهمیتی نمیدهد. کار خوبی کرده است، ندانند.