[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار روحانیون و مبلّغان - 1375/02/26
عنوان فیش : جامعه اسلامی
کلیدواژه(ها) : جامعه اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
در عهد رسول اللّه، كسانی در خانه نشستند و گفتند: «خدای متعال وعده كرده است كه «و من یتوكّل علی الله فهو حسبه. خوب؛ ما توكّل می‏كنیم و در خانه می‏نشینیم.» وقتی پیغمبر خبردار شد، به آن‏ها فرمود: «خدا یك دعای شما را هم مستجاب نخواهد كرد!» این برای چیست؟ برای این است كه جامعه از لحاظ مادّی رشد كند، به سازندگی بپردازد و توسعه یابد. تفاوت محیط زندگی اوّل اسلام كه مردم در «صُفّه» زندگی می‏كردند، با پنجاه سال بعدش، كه در همان كشور اسلامی، انواع و اقسام نعمتهای مادّی همه جا را پر كرد، به‏خاطر این بُعد بود.
البته اسلام در كنار رشد مادّی جامعه‏، رشد معنوی هم ایجاد می‏كند. می‏گوید كه باید به درِ خانه‏ی خدا بروید: «قل ما یعبؤا بكم ربی لو لا دعاؤُكم.» باید دعا كنید. «و قال ربكم: ادعونی أستجب لكم.» باید دعا كنید تا از خدا جواب بشنوید. حیات انسان، جز در رابطه با خدا، معنا ندارد. حیات قلبی و روحی و معنوی انسان، جز در ارتباط با خدا، مفهوم پیدا نمی‏كند. به مجرّد اینكه كسی از خدا غفلت كند، قلب، زندگی خود را از دست می‏دهد و روح، میرا می‏شود. اگر دوباره ذكر و توجّه به سراغش بیاید، جان می‏گیرد، و الّا خواهد مرد. اگر رویكرد مجدّدش به خدا و معنویات، به طول انجامد، تبدیل به جماد خواهد شد. این را اسلام و آیات قرآن به ما می‏گوید: «أ لم یأن للذین آمنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه.» و یا: «ألا بذكر اللّه تطمئنّ القلوب.» این‏ها در اسلام است. یعنی همان اسلامی‏ كه می‏گوید «به سراغ كشف منابع طبیعی و ساختن این دنیا بروید؛ ابزار مادّی را به دست بگیرید؛ ذهن را مجهّز به علم كنید؛ دنیا را طبیعت را مادّه را و منابع را بشناسید و كشف كنید و پرورش دهید، چون از آنِ شماست»؛ یادآور می‏شود كه «این همه را برای خدا بكنید؛ به یاد خدا باشید؛ ذكر خدا را از دل بیرون نكنید و همه‏ی این حركات را به صورت عبادت انجام دهید.»
جمعِ بین تلاش و سازندگی مادّی با تلاش و سازندگی معنوی، یعنی همین. لذا شما می‏بینید كه آن كسی كه در اسلام، اهل سازندگی مادّی است، ازهد خلق اللّه هم اوست. امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، با دست خود چاه و قنات حفر كرد و آن‏گاه كه آب به ضخامت گردن شتر فوران نمود، از چاه بیرون آمد؛ با همان لباسِ كار گل‏آلود، كنار چاه نشست و بر كاغذ نوشت كه «این آب را برای فقرا وقف كردم و صدقه قرار دادم.» یعنی چون به آبادانی جایی پرداخت، آناً در راه خدا انفاق می‏كند. منفق‏ترین، سازنده‏ترین، به ماده پردازنده‏ترین؛ و از لحاظ معنا، برترین و بالاترین. این، نتیجه‏ی تربیت و نشانگر برنامه‏ی رفاه مادّی و معنوی اسلام است.
عوامل بقا را در اسلام مشاهده كنید! یكی از عوامل بقا، همین عاشوراست. یكی از عوامل بقا، امر به معروف و نهی از منكر است. بدیهی است كه در جامعه، فساد به وجود می‏آید. هیچ اجتماع بشری نیست كه در آن، فساد به وجود نیاید. این فساد، چگونه باید برطرف شود؟ بعضی كسان تا چشمشان به مظاهر فساد می‏افتد، می‏گویند «پس مسئولین كجایند كه بیایند فساد را از بین ببرند؟!» غالباً فسادی را كه به چشم می‏بینند فریاد برمی‏آورند و سراغ از مسئولین می‏گیرند. اما آن فسادی كه به چشم دیده می‏شود، خیلی كوچك‏تر از فسادهایی است كه با چشم ظاهری در كوچه و بازار و خیابان نمی‏شود دید. كسانی كه واردند، می‏دانند و می‏فهمند كه فسادهای كلان، اغلب از دیده‏ها پنهان است. لذا محیط جامعه باید به گونه‏ای باشد كه اگر در آن فسادی پدیدار شد، فرصت رشد پیدا نكند و زود از بین برود. مثل جریانهای عظیم آب.
رودخانه‏های عظیم دنیا را مشاهده می‏كنید؟ هرچه در این رودخانه‏ها آلودگی و كثافت بریزند، كمی آن طرف‏تر، تلاطم آب، سر به سنگ كوبیدن آب و حركت آب، مواد مضر را از بین می‏برد و در عوض، مواد حیاتی تولید می‏كند. محیط جامعه، باید این‏گونه باشد. باید چنان زلال باشد كه اگر كسی قطره‏ی فسادی هم در آن چكاند، خودِ جامعه، آن را هضم كند و از بین ببرد. چگونه امكان‏پذیر است؟ با امر به معروف، با نهی از منكر و با دعوت به خیر. قرآن می‏فرماید: «ادع الی سبیل ربّك بالحكمة.» حكمت، حكمت، حكمت. اندیشه‏ی مستحكم را تعبیر به حكمت می‏كنند. حكمت، كه انبیا به آن ممتازند و از آنِ بندگان برگزیده و صالح است، همان فكر مستحكمی است كه هیچ ابزار عقلانی نمی‏تواند آن را نفی كند و از بین ببرد. هیچ استدلال و تجربه‏ای هم نمی‏تواند آن را خنثی كند. شما در قرآن به آیاتی كه حكمت را معیّن می‏كند، بنگرید، و ببینید چه چیزهایی است: «ذلك ممّا اوحی الیك ربّك من‏ الحكمة.» چیزهایی است كه اگر بشریت تا ابد هم تلاش كند، نمی‏تواند آن‏ها را رد كند. هیچ منكری، هیچ مغرضی، هیچ معاندی نمی‏تواند در ردّ آن‏ها بكوشد. حكمت یعنی مستحكم‏ترین افكار و اندیشه‏ها. اینكه حكما، حكمت را «صیرورة الانسان عالما مضاهیا للعالم الحسّی» می‏گویند، همان است. یعنی چنان افكار برجسته و مستحكم و غیر قابل خدشه‏ای در روح او- بنده‏ی برگزیده و صالح- گسترش پیدا كرده است، كه خود تبدیل به یك عالَم شده است و شما می‏توانید كون را وجود را، و همه‏ی گیتی را در سخن او، در اشاره‏ی او و در اقدام او مشاهده كنید.
این، حكمت است. آن وقت «ادع الی سبیل ربّك بالحكمة.» این‏گونه مردم را به سوی خدا دعوت كنید. «و الموعظة الحسنة.» «و جادلهم بالتی هی احسن.» این هم هست. یعنی این‏ها عوامل بقاست. این‏ها هست كه تفكر اسلامی تا امروز توانست بماند.
عزیزان من! روحانیت باید بداند كه نظام و جامعه‏ی اسلامی، اگر خود را به گونه‏ای كه اسلام فرموده است شكل دهد، و عوامل بقا را در خود فراهم كند، هیچ نیرویی در دنیا قادر به مقابله با آن نخواهد بود؛ نه نیروی مادّی و نه نیروی نظامی، كه پیوسته تهدید می‏كنند هواپیما می‏آید؛ موشك می‏آید، چه می‏آید، چه می‏آید. مگر می‏توانند؟! ایادی استكبار به مدّت هشت سال كشور ما را تهدید كردند و به تهدیدهای خود، جامه‏ی عمل هم پوشاندند. در طی این مدّت چه غلطی كردند كه بعد از این بتوانند بكنند؟! امروز استكبار جهانی، نیروی علمی و خیل رجل خود را بسیج كرده تا بلكه بتواند با تفكّر و فرهنگ و ابزار دانش، تفكّر اسلامی را متزلزل كند. اما با این ترفند هم، نخواهد توانست كاری از پیش ببرد. البته، شرط ناكامی و ناتوانی استكبار این است كه در اینجا، همان‏گونه كه اسلام فرموده است، عمل شود. یعنی: «ادْعُ الی سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْموعِظَةِ الْحَسَنَةِ.» در این صورت، حتّی با ابزارهای فساد هم نخواهد توانست كاری كند.
عوامل استكبار، امروز فیلم بد درست می‏كنند، نوار بد درست می‏كنند، حرفهای بد درست می‏كنند، شعر بد می‏گویند، داستان بد می‏نویسند و این همه را، در داخل كشور، بین نوجوانان، جوانان و مردم عادّی پخش و منتشر می‏كنند و یا از طریق ماهواره، رواج می‏دهند. این مورد اخیر- ماهواره- واقعاً گنداب فسادی است كه تیرهای زهرآگین خود را به سمت ملتها و كشورها هدف‏گیری می‏كند. بحمد اللّه سال گذشته، مجلس شورای اسلامی، با حسن فهم قضیه، ماهواره را ممنوع كرد. با این همه، اگر در جامعه، به دستور اسلام و فرموده‏ی قرآن عمل شود، هیچ‏كدام از ابزار و عوامل فساد، نمی‏تواند كمترین اثری بكند. به معنای دقیق‏تر، توجّه از جوانب مختلف و امر به معروف و نهی از منكر، نمی‏گذارد دشمن پیروز شود. این است كه جامعه‏ی اسلامی، یك جامعه‏ی ماندگار است. این است كه «انّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكْرَ وَ انّا لَهُ لَحافِظُونَ.» این است كه «وَ لَیَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنْصُرُهُ.» این است كه «وَ الّذِینَ جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا.» این‏ها تعارف نیست كه خدا با ما كرده است. حال، قدرتمندان دنیا عربده بكشند و علیه نظام جمهوری اسلامی تهمت بزنند. بحمد اللّه اینجا بنای مستحكمی است. بنایی است كه هركس با آن زورآزمایی كند، دست و پنجه‏ی خودش را زخمی و مجروح خواهد كرد. امروز همه‏ی عوامل بقا و حیات، در نظام اسلامی هست. كسانی هم كه گاهی اوقات نسبت به بعضی از كارهای دینی و شعارهای اسلامی، اعتراض دارند و نِق می‏زنند كه «آقا؛ شما هم دیگر شورش را درآوردید! دائم راجع به ارزشهای اسلامی می‏گویید! فلان شعار دیگر چیست و فلان كار دیگر كدام است؟!» در واقع حرف دشمن را تكرار می‏كنند. دشمن مایل نیست كه اسلام به طور كامل پیاده شود؛ چون اگر اسلام به طور كامل پیاده شد، آسیب‏ناپذیر می‏گردد. حال، برای اینكه آسیب‏پذیر شود، باید چه كار كنند؟ باید ناقصش كنند. باید یك گوشه‏اش را نگذارند عمل شود. مثلًا نسبت به «لایحه‏ی قصاص» و «قانون مجازات»، جنجال آفرینی كنند.