[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : استعمار, سلاح ارتباطات رسانه‌‌ای, رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون ارتباطی
کلیدواژه(ها) : استعمار, سلاح ارتباطات رسانه‌‌ای, رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های گوناگون ارتباطی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
اگر یک دستگاه استعماری در دنیا رسانه‌یی را اداره می‌کند، بی‌گمان تمام آنچه که از این رسانه صادر می‌شود، در خدمت آن هدف استعماری است.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : استکبار, رشد اسلام‌گرایی
کلیدواژه(ها) : استکبار, رشد اسلام‌گرایی
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
امروز یکی از اهداف عمومی و مشترک قدرتمندان دنیا - عمدتاً در اروپا و امریکا و تا حدودی در ژاپن - مقابله با موج اسلامگرایی است.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : ماه مبارک رمضان, صدا و سیما
کلیدواژه(ها) : ماه مبارک رمضان, صدا و سیما
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
در سحر های ماه رمضان از برنامه هایی استفاده کنید که دل مردم را نرم می کند.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : هنر, صدا و سیما, اصحاب فرهنگ و هنر, اصحاب فرهنگ و هنر
کلیدواژه(ها) : هنر, صدا و سیما, اصحاب فرهنگ و هنر, اصحاب فرهنگ و هنر
نوع(ها) : جمله‌های برگزیده

متن فیش :
من استفاده ی از هنرمندان و نویسندگان و گویندگان و مجریان خوب را بشدت حمایت می کنم.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : سیدمحمدحسین شهریار
کلیدواژه(ها) : سیدمحمدحسین شهریار
نوع(ها) : كتاب

متن فیش :
بنده چند سال قبل از این به تبریز رفته بودم؛ مرحوم شهریار - خدا رحمتش کند - جلسه‌یی با ما داشت. جمعی از این شعرای تبریز را دعوت کرده بودند؛ من دیدم که واقعاً یک عده شعرای قوی و خوب در تبریز هستند؛ اما بنده اصلاً خبر نداشتم که در تبریز این همه شاعر هست.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : هنر انقلابی
کلیدواژه(ها) : هنر انقلابی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما در جمهوری اسلامی اهدافی داریم و ارزشهایی برای ما مطرح است. تشکیل این نظام و ادامه‏ی این نظام و مقررات این نظام بر اساس هدفهایی بوده است؛ ما نباید اجازه بدهیم که این رسانه‏ی عظیمی که امروز در دنیا تنها هم است، حتّی اندکی از جهت‏گیری و سمت‏گیری این اهداف تخطی کند. البته این معنایش آن نیست که ما دائماً در رادیو و تلویزیونمان سخنرانی یا بیانیه‏ی اسلامی و دینی پخش کنیم که صریحاً مبانی و مفاهیم ما را ترویج کند؛ اینکه راه تبلیغ نیست. شیوه‏های رایج تبلیغ شیوه‏های غیر مستقیم، استفاده‏ی بهینه از هنر و روشهای هنری؛ همان کارهایی که امروز پیشرفتهای زیادی هم داشته است باید تماماً در خدمت اهداف انقلاب و اسلام باشد؛ یعنی اگر ما بازی فوتبال هم پخش می‏کنیم، مواظب باشیم که این بازی فوتبال در جهت ضد آن اهداف به کار نرود. کاملًا واضح است که بازی فوتبالی که در دنیا یا در ایران اتفاق افتاده، گزارش آن می‏تواند دوگونه باشد: یک طور این است که در جهت ضد هدفهای ما باشد، یک طور هم این است که در جهت ضد هدفها نباشد و احیاناً در جهت خدمت به این هدفها باشد؛ آن اصل اساسی در باب اداره‏ی رادیو و تلویزیون این است. این هدفها روشن است: دینی شدن مردم، یکی از هدفهاست؛ ارتباط مستحکم مردم با نظام و مبانی اصلی نظام، یکی از هدفهاست؛ حفظ روحیه و شور انقلابی‏ در مردم و دچار نشدن آن‏ها به یأس و دل‏مردگی و سرخوردگی، یکی از این هدفهاست؛ حفظ ارتباط و اعتماد مردم به دولتی که بر سر کار است هر دولتی که سر کار است و مورد قبول مردم و مجلس و رهبری قرار گرفته یکی از هدفهاست. البته طبیعی است که حفظ اعتماد مردم به دولت هدف اوّلی نیست؛ اما یک هدف ثانوی است که در خدمت هدفهای اوّلی قرار می‏گیرد. امکان ندارد که ما بخواهیم مملکت را به شکل درستی بسازیم، درعین‏حال اجازه بدهیم که ارتباط فی‏مابین مردم و دولت گسسته بشود. اگر این اعتماد گسسته شد، کدام عنصری خواهد توانست مملکت را اداره کند و به سمت اهداف پیش ببرد؟ آیا جز دولت کس دیگری را برای این کار داریم؟

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش :پیشرو بودن مردم آذربایجان در مشروطه و انقلاب اسلامی ایران
کلیدواژه(ها) : مردم آذربایجان, مردم تبریز, نقش مردم آذربایجان در انقلاب اسلامی, پیشروان انقلاب, فتنه‌‌‌ حزب خلق مسلمان, تاریخ مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
آن‌‌‌ها [مردم آذربایجان]خودشان را صاحب انقلاب می‌‌‌دانند؛ حق هم با آن‌‌‌هاست؛ آن‌‌‌ها در چند انقلاب، پیشروان انقلاب بودند؛ در انقلاب ما که بلاشک پیشرو انقلاب بودند؛ یعنی اگر آن‌‌‌ها چهلم مردم قم را برگزار نمی‌‌‌کردند و آن حوادث پیش نمی‌‌‌آمد، من نمی‌‌‌دانم چه می‌‌‌شد. اگر به حسب قرار طبیعی نگاه کنید، می‌‌‌بینید که آن‌‌‌ها جزو پایه‌‌‌گذاران و اولین فداییان این انقلابند. اگر مردم تبریز در فتنه‌‌‌ی «حزب خلق مسلمان» و آمدن عده‌‌‌یی از جاهای مختلف به آنجا برای فتنه‌‌‌گری، ایستادگی نمی‌‌‌کردند، من نمی‌‌‌دانم چه می‌‌‌شد. یا در قضیه‌‌‌ی مشروطیت، اگر آن مبارزات عظیم مردم تبریز نبود، ما نمی‌‌‌دانیم اصلًا قضایا چگونه پیش می‌‌‌رفت.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش :غلبه کمونیستها بر غربی‌ها در آفریقا، آمریکای لاتین و خاورمیانه با تبلیغات قوی
کلیدواژه(ها) : کمونیسم, تبلیغات کمونیستی, سازماندهی کمونیستی, آذربایجان(کشور), تاریخ انقلابهای چپ و مارکسیستی, تاریخ آسیا و آفریقا
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
بنده قبول ندارم بعضی از فکرهایی را که خیال می‌‌‌کنند ما اگر خواستیم در خصوص آذربایجانِ ملحق به شوروی سابق بحث کنیم، چون آن‌‌‌ها مثلًا حمد و سوره‌‌‌شان را هم بلد نیستند، برویم اولیات دین را به آن‌‌‌ها یاد بدهیم، یا مراسم سینه‌‌‌زنی و امثال این‌‌‌ها را برایشان بگذاریم؛ این‌‌‌طوری نیست. هفتاد سال شلاق فرمولهای خیلی خوش‌‌‌ظاهر و براق ایدئولوژیک مارکسیسم روی سر این‌‌‌ها بوده است؛ هفتاد سال آن دستگاه تبلیغاتیِ بسیار کارآمد کمونیستها این‌‌‌ها را بمباران تبلیغاتی کرده است. کمونیستها در دو چیز فوق‌‌‌العاده بودند: یکی در سازماندهی، که یک چیز سنتی بین کمونیستها بود و در این چندساله انصافاً در سازماندهی نظیر نداشتند و احزابشان را سازماندهی می‌‌‌کردند؛ یکی هم در تبلیغات، که در دنیا اصلًا نمونه بود. با وجودی که امکاناتشان کمتر از غربی‌‌‌ها بود، اما در موارد بسیاری بر تبلیغات غربی‌‌‌ها غلبه می‌‌‌کرد. این‌‌‌ها با تبلیغاتشان، در جاهایی مثل آفریقا و امریکای لاتین و همین خاورمیانه و قضیه‌‌‌ی فلسطین، پدر غربی‌‌‌ها را درآوردند! همین تبلیغات، هفتاد سال بالای سر مردم کوچه و بازار و پیر و جوان این منطقه بوده است؛ و هنر دین و احساس دینی را ببینید که بعد از این همه تبلیغات، این‌‌‌طور سر می‌‌‌کشد. خیلی از اینهایی که امروز دارند فریاد دین می‌‌‌کشند، دوران دینیِ این منطقه را اصلًا ندیده‌‌‌اند؛ در همین دوران الحاد و بی‌‌‌دینی به دنیا آمده‌‌‌اند و آن تبلیغات بالای سرشان‌‌‌ بوده است.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش :ظرفیت های فرهنگیِ خوب در شهرستان‌هایی چون شهرهای دزفول، مشهد و تبریز
کلیدواژه(ها) : دزفول, مشهد, تبریز, کار فرهنگی, سازمان صدا و سیما, صدا و سیما, تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه ای بعد, تاریخ فعالیتها و مسئولیتهای آیت الله خامنه ای بعد
نوع(ها) : روایت تاریخی

متن فیش :
من یادم می‌‌‌آید که چندین سال قبل در زمان ریاست جمهوری، برای شرکت در یک مراسم نظامی به دزفول رفته بودم؛ اوقات جنگ بود و دزفول هم وضع خیلی خاصی داشت. در دزفول به من گفتند که ما می‌‌‌توانیم یکی، دو ساعت در روز برنامه‌‌‌سازیِ رادیویی کنیم؛ بعد گویا می‌‌‌خواستند این را به ما نشان بدهند که می‌‌‌توانند؛ واقعاً هم نشان دادند. من در آن فاصله‌‌‌یی که آنجا بودم، چند نفر آمدند و برنامه‌‌‌ی خود را اجرا کردند؛ اجراهای بسیار خوب و قوی؛ مضمونها و محتواهای بسیار خوب؛ قالبهای هنریِ بسیار خوب؛ مقاله‌‌‌های ادبیِ بسیار زیبا. در زمینه‌‌‌ی مقاله‌‌‌های ادبی و شعر و این حرفها، رودربایستی هم با کسی ندارم؛ اما آن برنامه‌‌‌ای که اجرا شد، انصافاً خوب بود؛ در حدی که با این برنامه‌‌‌های معمولی که رادیوی ما پخش می‌‌‌کند، قابل مقایسه نبود؛ این در حالی بود که دزفول شهر کوچکی هم است؛ ولی معلوم بود که نویسنده‌‌‌ی خوب دارد؛ مجریِ خوب دارد؛ هنرمند دارد؛ خوش‌‌‌صدا دارد که این برنامه را قشنگ اجرا کند و انسان از حرف زدنش لذت ببرد. بنابراین، از این عناصر محلی حتماً استفاده بشود. من مشهد را می‌‌‌شناسم. مشهد شهری است که من در آن بزرگ شدم و می‌‌‌دانم که این شهر، لبالب از هنر و ذوق و شعر و توانایی ادبی است؛ ولی آیا استفاده می‌‌‌شود؟ من نمی‌‌‌دانم آیا استفاده می‌‌‌شود یا نه. باید بروید این عناصر را شناسایی کنید. تبریز هم همین‌‌‌طور است. بنده چند سال قبل از این به تبریز رفته بودم؛ مرحوم شهریار خدا رحمتش کند جلسه‌‌‌ای با ما داشت. جمعی از این شعرای تبریز را دعوت کرده بودند؛ من دیدم که واقعاً یک عده شعرای قوی و خوب در تبریز هستند؛ اما بنده اصلًا خبر نداشتم که در تبریز این همه شاعر هست. بااینکه من به یک معنا ترک‌‌‌زبان هستم و ترکی می‌‌‌فهمم و صحبت می‌‌‌کنم و با آن‌‌‌ها احساس خویشاوندی می‌‌‌کنم و به آنجا رفت و آمد هم داشته‌‌‌ام، درعین‌‌‌حال نمی‌‌‌دانستم که در آنجا این‌‌‌قدر شاعر و گوینده‌‌‌ی خوب وجود دارد؛ این‌‌‌ها را باید شناسایی کرد و از وجودشان استفاده نمود. در حوزه‌‌‌های علمیه گاهی افراد خیلی خوبی هستند. در حوزه‌‌‌ی علمیه‌‌‌ی مشهد افراد بسیار خوبی هستند؛ جاهای دیگر هم همین‌‌‌طور است.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش :هشدار درباره از بین بردن شور انقلابی و روح دینی مردم
کلیدواژه(ها) : سینما, فیلمنامه
نوع(ها) : فیش موضوعی

متن فیش :
وقتى شما به کارهایى که امروز دشمنان ما در دنیا مى‌کنند، نگاه کنید - که حالا گاهى اندکى هم در داخل کشور از دهان این و آن صادر مى‌شود؛ یا با توجه، یا بى‌توجه - مى‌بینید که درست مقابل همین اهدافى است که عرض کردم: یا مى‌خواهند اعتماد مردم را به دولت از بین ببرند و دولت را یک موجود ناتوان و ناشى و ناموفق در هدفگیرى و در حرکت معرفى کنند؛ یا مى‌خواهند شور انقلابى و روح دینى و دلبستگى مردم را به نظام کم کنند و بین مردم و نظام جدایى بیندازند؛ رؤوس مطالب تبلیغاتشان اینهاست؛باید کاملاً مراقب باشید که در تمام برنامه‌ها، درست جهت مقابل را انجام دهید؛ هیچ برنامه‌یى خارج از این نیست. یک نمایشنامه‌ى محلى که شما تنظیم مى‌کنید و در تلویزیون محلى یا در تلویزیون سراسرى پخش مى‌شود، یک مصاحبه که راجع به یک سنت محلى با یک نفر مى‌کنید، این مى‌تواند بار منفى یا مثبت داشته باشد. وقتى شما هوشیارانه به قضیه نگاه کنید، مى‌بینید که عجب، همه جا همان نقطه‌ى اصلى و حساس است که انسان مى‌تواند روى آن انگشت بگذارد.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : عید نوروز
کلیدواژه(ها) : عید نوروز
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امسال ایام ماه رمضان با عید نوروز هم همراه است؛ پارسال هم این مسأله را داشتیم. سال گذشته آقایان صدا و سیما آمدند و ما قدری راجع به تلفیق عید نوروز و ماه رمضان با هم بحث کردیم.
عید نوروز هم حقیقتی است. ما با عید نوروز موافقیم. کسی خیال نکند که عید نوروز از لحاظ اسلامی چیز بدی است؛ هرکس چنین تصوری بکند، واقعاً اشتباه کرده است. اسلام عید نوروز را رد نکرده است. البته ممکن است در زمان خلفای اول، عده‌یی تحت تأثیر تفکرات خاصی قرار گرفته باشند و نسبت به این قضیه به‌عنوان یک تهاجم فرهنگی برخورد کرده باشند و احتمالاً در بعضی از روایات رد شده باشد - که البته آن هم مسلّم نیست - اما امروز عید نوروز چیز خوبی است؛ اولِ بهار است و مردم عادت کرده‌اند که این ایام را عید بگیرند و تعطیل باشند و شادی کنند و به دیدن یکدیگر بروند و به هم عیدی بدهند و قهرها آشتی کنند و دورها نزدیکی کنند؛ این چیز بسیار خوبی است و بنده صددرصد با عید نوروز و با جشن گرفتن این ایام موافقم.
هر کاری هم که در این ایام به جشن مردم کمک کند و آن را معنا ببخشد، خیلی خوب است و هیچ ایرادی ندارد؛ یعنی کسی که دارد برای عید نوروز برنامه‌ریزی میکند، نباید احساس گناه و جرم و کمبودی بکند؛ منتها شاد کردن مردم یک چیز است، مبتذل کردن فضا یک چیز دیگر است. من گاهی میبینم که به‌عنوان شاد کردن مردم، فضا را مبتذل میکنند! مثلاً اگر میخواهند جوک و لطیفه‌یی بگویند، لات‌بازی میکنند! لات‌بازی بد است؛ هرجا باشد، بد است؛ در تلویزیون هم بد است، در رادیو هم بد است. تیپهای متین و شسته و رُفته میتوانند همان مقصود را به شکلهای خوب کاملاً برآورده کنند؛ لزومی ندارد که در این زمینه آدم به پَستی گرایش پیدا کند. بنابراین، عید نوروز را شاد کنید؛ منتها چون ماه رمضان است، در تلفیق بین این دو، هنری لازم است. مانعی ندارد که شما سحرها را کلاً رمضانی باشید؛ اما شبها رمضانی و نوروزی با همدیگر.
پارسال اوایل ساعت تحویل بود که داشتم به‌سمت مرقد حضرت امام (رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه) میرفتم. ابتدای سال بود و من احساس خودم این بود که دارم میروم به روح مطهر امام سال نو را تبریک بگویم. در آن لحظه من حضور و حالی داشتم؛ رادیو را باز کردم، دیدم برنامه‌های بسیار خوبی در لحظات سال تحویل دارد پخش میکند. برنامه، برنامه‌ی نوروزی بود؛ اما حال و حضور و ذکر در آن احساس میشد؛ بنابراین، این‌طور نیست که نشود انجام داد؛ من معتقدم که خیلی بیش از اینها هم میشود کار انجام داد.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : حماسه نوزدهم دی
کلیدواژه(ها) : حماسه نوزدهم دی
نوع(ها) : فیش موضوعی

متن فیش :
مردم آذربایجان مردمی نیستند که آدم بخواهد آنها را در مقابل این مسائل واکسینه کند؛ آنها خودشان را صاحب انقلاب میدانند؛ حق هم با آنهاست؛ آنها در چند انقلاب، پیشروان انقلاب بودند؛ در انقلاب ما که بلاشک پیشرو انقلاب بودند؛ یعنی اگر آنها چهلم مردم قم را برگزار نمیکردند و آن حوادث پیش نمیآمد، من نمیدانم چه میشد. اگر به حسب قرار طبیعی نگاه کنید، میبینید که آنها جزو پایه‌گذاران و اولین فداییان این انقلابند. اگر مردم تبریز در فتنه‌ی «حزب خلق مسلمان» و آمدن عده‌یی از  جاهای مختلف به آن‌جا برای فتنه‌گری، ایستادگی نمیکردند، من نمیدانم چه میشد. یا در قضیه‌ی مشروطیت، اگر آن مبارزات عظیم مردم تبریز نبود، ما نمیدانیم اصلاً قضایا چگونه پیش میرفت. بنابراین، این مردم، مردمی نیستند که شما خیلی دغدغه‌شان را داشته باشید؛ اینها وفادار و اصیل و انقلابیند و به مبانی انقلاب بسیار پایبندند؛ منتها همواره افرادی پیدا میشوند که جزو مردم اصیل نیستند؛ جنجالها مربوط به آن عناصر ناباب است؛ باید برای آنها فکری کرد.

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : زبان فارسی
کلیدواژه(ها) : زبان فارسی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
امروز ما در همسایگی خود با دیگر کشورها مسائلی داریم که این برنامه‌ریزىِ بسیار هوشمندانه‌یی را میطلبد؛ هم در خراسان این مسأله هست، هم در آذربایجان این مسأله هست، هم در مازندران این مسأله هست؛ حتّی در مرزهای غربی ما به مناسبت عراق تا حدود زیادی این مسأله هست؛ هم در قسمت شرق ما و قسمت افغانستان این مسأله هست؛ منتها این شرق و غرب به حدت و فوریت مسائل شمال کشور - که عمدتاً شامل خراسان و مازندران و آذربایجان شرقی و غربی میشود - نیست. شما در خراسان برای مردم تاجیک - چه تاجیکهای شمال افغانستان که فارسی زبانند، چه مردم تاجیکستان که الان بعد از هفتاد، هشتاد سال دارند احساس فارسی بودن میکنند - برنامه پخش میکنید. هیجانی در آن مردم وجود دارد که میخواهند زبان فارسی را، زبان رودکی را - که متعلق به خودشان هم است - یا زبان شعرای برجسته و ادبای قدیمی ما را به  خودشان نسبت دهند؛ این را شما باید توجه داشته باشید و جذب کنید. هرچه بشود برنامه‌ی فارسىِ خوب پخش کنید، هرچه بشود بخصوص در آن منطقه از زبان فارسىِ صحیح و بدون غلط استفاده کنید، این به نفع ماست؛ یعنی به نفع همان هدفهایی است که عرض شد. حتّی در ازبکستان و ترکمنستان عده‌یی فارسیزبان هستند؛ به مناسبت سیاستهایی که اتحاد جماهیر شوروی داشته، اینها تقسیم شده‌اند. سمرقند و بخارا جزو تاجیکستان نیست؛ ولی زبانشان تاجیکی و فارسی است.فارسی زبانهایی که الان در منطقه‌ی آسیای میانه هستند، متفرقند و در یک جا جمع نیستند. همین‌طور به طرف غرب که میرویم، زبان ترکىِ آذربایجانی اهمیت پیدا میکند. جمهوری آذربایجان جزو این کشور و این مجموعه بوده و به دلایلی حدود  صدوپنجاه سال است که از ایران جدا شده است. انسان وقتی نگاه میکند، میبیند که آنها هدفهایی دارند، برای این‌که احساسات آذربایجانیهای این طرف را تحریک کنند. البته اصل اینهایند؛ همیشه فرع به اصل برمیگردد؛ همیشه جزء به کل برمیگردد؛ همیشه کوچکتر به بزرگتر جذب میشود؛ اما اینها میخواهند قضیه را بعکس کنند؛ بزرگتر را به کوچکتر جذب کنند!

مربوط به :بیانات در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها - 1370/12/07
عنوان فیش : اهداف انقلاب اسلامی
کلیدواژه(ها) : اهداف انقلاب اسلامی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما در جمهوری اسلامی اهدافی داریم و ارزشهایی برای ما مطرح است. تشکیل این نظام و ادامه‌ی این نظام و مقررات این نظام بر اساس هدفهایی بوده است؛ ما نباید اجازه بدهیم که این رسانه‌ی عظیمی که امروز در دنیا تنها هم است، حتّی اندکی از جهتگیری و سمتگیری این اهداف تخطی کند. البته این معنایش آن  نیست که ما دایماً در رادیو و تلویزیونمان سخنرانی یا بیانیه‌ی اسلامی و دینی پخش کنیم که صریحاً مبانی و مفاهیم ما را ترویج کند؛ این‌که راه تبلیغ نیست. شیوه‌های رایج تبلیغ - شیوه‌های غیرمستقیم، استفاده‌ی بهینه از هنر و روشهای هنری؛ همان کارهایی که امروز پیشرفتهای زیادی هم داشته است - باید تماماً در خدمت اهداف انقلاب و اسلام باشد؛ یعنی اگر ما بازی فوتبال هم پخش میکنیم، مواظب باشیم که این بازی فوتبال در جهت ضد آن اهداف به‌کار نرود. کاملاً واضح است که بازی  فوتبالی که در دنیا یا در ایران اتفاق افتاده، گزارش آن میتواند دو گونه باشد: یکطور این است که در جهت ضد هدفهای ما باشد، یکطور هم این است که در جهت ضد هدفها نباشد و احیاناً در جهت خدمت به این هدفها باشد؛ آن اصل اساسی در باب اداره‌ی رادیو و تلویزیون این است. این هدفها روشن است: دینی شدن مردم، یکی از هدفهاست؛ ارتباط مستحکم مردم با نظام و مبانی اصلی نظام، یکی از هدفهاست؛ حفظ روحیه و شور انقلابی در مردم و دچار نشدن آنها به یأس و دلمردگی و سرخوردگی، یکی از این هدفهاست؛ حفظ ارتباط و اعتماد مردم به دولتی که بر سر کار است - هر دولتی که سر کار است و مورد قبول مردم و مجلس و رهبری قرار گرفته - یکی از هدفهاست. البته طبیعی است که حفظ اعتماد مردم به دولت هدف اوّلی نیست؛ اما یک هدف ثانوی است که در خدمت هدفهای اوّلی قرار میگیرد. امکان ندارد که ما بخواهیم مملکت را به شکل درستی بسازیم، درعین‌حال اجازه بدهیم که ارتباط فیمابین مردم و دولت گسسته بشود. اگر این اعتماد گسسته شد، کدام عنصری خواهد توانست مملکت را اداره کند و به سمت اهداف پیش ببرد؟ آیا جز دولت کس دیگری را برای این کار داریم؟