[ بازگشت ] | [ چـاپ ]

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم - 1370/11/30
عنوان فیش : فقه حکومتی
کلیدواژه(ها) : فقه حکومتی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما اگر بخواهیم آنچه را كه باید عمل بشود، در یك جمله خلاصه كنیم، آن یك جمله عبارت از فقه اسلامی است. ما باید فقه اسلامی را در جامعه پیاده كنیم. فقه اسلامی، فقط طهارت و نجاسات و عبادات كه نیست؛ فقه اسلامی مشتمل بر جوانبی است كه منطبق بر همه‌ی جوانب زندگی انسان است؛ فردیاً، اجتماعیاً، سیاسیاً، عبادیاً، نظامیاً و اقتصادیاً؛ فقه‌اللَّه الأكبر این است. آن چیزی كه زندگی انسان را اداره می‌كند - یعنی ذهن و مغز و دل و جان و آداب زندگی و ارتباطات اجتماعی و ارتباطات سیاسی و وضع معیشتی و ارتباطات خارجی - فقه است.

مربوط به :بیانات در دیدار جمعی از فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم - 1370/11/30
عنوان فیش : فقه حکومتی
کلیدواژه(ها) : فقه حکومتی
نوع(ها) : جستار

متن فیش :
ما در باب علمیات هم نمى‌گوییم راه بسته است. در مسأله‌یى که همه‌ى فقها قرنها آن را تنقیح کرده‌اند، شما که یک مجتهد هستید، امیدوارید که شاید حرف تازه‌یى پیدا کنید. آیا شما دیگر مسائل مشهوره و اجماعى بین فقها را - اجماع به معناى این‌که همه‌ى فقها آن را قبول کرده باشند؛ نه آن اجماع حجت و معتبر - مطالعه نمى‌کنید؟ نه، دنبالش مى‌گردید ببینید واقعاً شاید حرف جدیدى - غیر از حرفهایى که تاکنون گفته‌اند - پیدا کردید. شما در مباحث اصولى، فکر و تأمل مى‌کنید؛ شاید حرف جدیدى درآوردید. در مباحث کلى دین و در فقه - به معناى اوسع و اشمل آن - این حرفها فراوان است. این‌قدر حرف هست که ما هنوز بلد نیستیم. ما مسائل اقتصادى و نظامى و سیاست خارجى و ارتباطات اخلاقى خود را بایستى از دین دربیاوریم؛ خیلى از مسائل فردیمان را باید بازنگرى کنیم؛ تعارف که نداریم.
ما در طول زمان، به دین و فقه به عنوان قالب و شکلى براى حکومت نگاه نکردیم. ما در دورانهاى گذشته، گروه محکومى بودیم؛ حکومتها داشتند کار خودشان را مى‌کردند و گاو خودشان را مى‌دوشیدند؛ ما هم در این چارچوبى که حکومتها تشکیل داده بودند و در این اتوبوس یا قطارى که حکومتها مردم را سوار کرده بودند و به سمتى حرکت مى‌دادند، در حالى که خودمان هم با این اتوبوس یا قطار حرکت مى‌کردیم، مى‌خواستیم چیزى در خصوص ارتباطات فردى افراد و مسافران به آنها یاد بدهیم؛ فقه ما این‌طورى بوده؛ لااقل در این چند قرن اخیر این‌طورى بوده است. امروز فقه، شکلى براى حکومت و شکلى براى نظام اجتماعىِ منها الحکومة است. حکومت جزیى از یک نظام اجتماعى است. کدامیک از فقها مى‌توانند بگویند که ما همه‌ى اینها را تر و تازه و شسته و رُفته درآورده‌ایم، بفرمایید در اختیار شماست؛ قطعاً هیچکس چنین ادعایى نکرده و نمى‌کند؛ خیلى خوب، باید برویم اینها را پیدا کنیم؛ پس فکر جدید لازم است.
حوزه‌ى علمیه باید کارخانه‌ى سازندگى انسان، سازندگى فکر، سازندگى کتاب، سازندگى مطلب، سازندگى مبلّغ، سازندگى مدرّس، سازندگى محقق، سازندگى سیاستمدار و سازندگى رهبر باشد. حوزه‌ى علمیه باید به جایى برسد که همیشه ده، بیست نفر شخصیت آماده براى رهبرى داشته باشد؛ که اگر هرکدام از اینها را در مقابل زبدگان این امت بگذارند، بر او متفق بشوند که براى رهبرى صلاحیت دارد. حالا حوزه‌ى علمیه این کارها را مى‌تواند بکند، یا نمى‌تواند بکند؟ همه‌ى ما در این‌جا خودمانى هستیم. سابقه‌ى آخوندى و حوزوى من از بسیارى از شماها بیشتر است؛ شاید هم اگر ادعا کنم از اکثر شماها بیشتر است، خیلى گزافه نباشد؛ چون مى‌بینم ماشاءاللَّه اغلب شما از من جوانترید. من نسبت به مسائل روحانیت، علاقه‌ى عمیقى از نوع علاقه‌ى انسان به نفس و متعلقات خودش دارم. مسأله، مسأله‌ى یک شیئ خارجى نیست که درباره‌اش بحث کنیم. من که نگاه مى‌کنم، مى‌بینم حوزه‌ى ما این‌طورى نیست.