امانوئل کانت
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
امانوئل کانت, ابو علی سینا

خیلی خوب است كه شما به فكر چشم‌انداز ده ساله و بیست ساله و پنجاه ساله باشید. به نظر من آن چشم‌انداز بلند مدت - حالا چه فرض كنیم كه این بلند مدت، به قول شما پنجاه سال است، یا سی سال است، یا بیست سال است - باید گسترش گفتمان فلسفه‌ی اسلامی در دنیا باشد؛ این را هدف قرار دهید. امروز مطلقاً اینجور نیست، بلكه بعكس است. یعنی امروز در ایران مثلاً در محیطهای دانشگاهی و علمی ما فلسفه‌ی كانت بمراتب رائج‌تر و شناخته شده‌تر است از فلسفه‌ی بوعلی سینا. یعنی ابن‌سینای با این عظمت كه همه‌ی تاریخ بشر، از هزار سال پیش به این طرف، با اسم او درگیر است، در مجامع دانشگاهی ما حكمت و فكر فلسفی‌اش شناخته شده نیست به آن اندازه‌ای كه كتاب فكر فلسفیِ مثلاً كانت شناخته شده است. این یك مسئله‌ی مهمی است. ما باید عكس این را عمل كنیم. یعنی باید هدف را این قرار بدهیم كه تفكر فلسفه‌ی اسلامی - حالا با همان مشخصاتی كه دارد؛ كه خود این، جای بحث و گفتگو دارد كه فلسفه‌ی اسلامی چیست - در دنیا به عنوان گفتمان فلسفی شناخته شود، در دانشگاه‌ها رواج پیدا كند، متفكرین عالم از آنها مطلع باشند، روی آنها بحث كنند، نقد و انتقاد كنند، در مجلات علمی‌شان منعكس شود. خب، این كار طبعاً متوقف به این است كه شما كارهای بین‌المللی داشته باشید؛ كه حالا یكی از آقایان گفتند كه ما این قضیه را نداریم.1391/11/23
لینک ثابت
لذات فلسفه, ویل دورانت, زریاب خویی، عباس, هگل, امانوئل کانت, دکارت, ملاصدرا, آقا علی مدرس زنوزی, میرزا ابوالحسن جلوه, شیخ شهاب‌الدین سهروردی, میرداماد

یك كار دیگری هم كه به نظر من جایش خالی است، نوشته‌هائی درباره‌ی فلسفه‌ی تطبیقی است؛ شبیه آن كاری كه ویل دورانت در «لذات فلسفه» كرده، كه لابد ملاحظه كرده‌اید. «لذات فلسفه» یك كتابی است كه با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دكتر عباس زریاب هم ترجمه‌ی خیلی خوبی كرده؛ انصافاً خیلی خوش‌قلم ترجمه كرده. این كتاب، مباحثه و مناظره‌ی بین فلاسفه‌ی قدیم و جدید غرب است در یك مسئله‌ی خاصی؛ مثل اینكه اینها یك جلسه‌ای تشكیل داده‌اند و دارند با هم بحث میكنند؛ هگل یك چیزی میگوید، بعد كانت جواب او را میدهد، بعد دكارت حرف خودش را میزند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع میكنند با همدیگر بحث كردن. اگر یك چنین كار شیرین و شیوائی انجام بگیرد، چقدر خوب است. فرض كنید این كار درباره‌ی موضوع «اصالةالوجود» انجام بگیرد؛ ملاصدرا یك حرف دارد، همین مرحوم آقا علی حكیم یك حرف دارد، مرحوم جلوه یك حرف دارد؛ بعد، از قدما، شیخ اشراق یك حرف دارد - كه منكر این معناست - میرداماد یك حرف دارد. اگر فرضاً اینها با همدیگر بحث كنند، چقدر چیز قشنگی از آب در می‌آید. اینها حكمت را ترویج میكند، و ما امروز به این ترویج احتیاج داریم.1391/11/23
لینک ثابت
امانوئل کانت

خواستند برای فلسفه‌ی اسلامی رقیب درست کنند؛ لذا فلسفه‌های غربی را آوردند و ترجمه و ترویج کردند. با غفلت حوزه‌های علمیه‌ی ما تدریجاً کار به جایی رسید که هر وقت در محیطهای دانشگاهی اسم فلسفه برده می‌شد - الان هم تقریباً همین‌طور است - ذهن به سمت «کانت» و «هگل» و امثال اینها می‌فت و تصوّر می‌شد اصلاً فلسفه محصول تفکّر اینهاست.1382/10/29
لینک ثابت
امانوئل کانت

«آزادی اجتماعی» به همین معنایی که امروز در فرهنگ سیاسی دنیا ترجمه می‏شود، یک چنین ریشه قرآنی دارد. هیچ لزومی ندارد که ما به لیبرالیسم قرن هجدهم اروپا مراجعه کنیم و دنبال این باشیم که «کانت» و «جان استوارت میل» و دیگران چه گفته‏اند! ما خودمان حرف و منطق داریم.1377/06/12
لینک ثابت
امانوئل کانت

شما ببینید در داخل کشور ما مثلاً «فیاض لاهیجی» را که یک فیلسوف است، چه کسی می‏شناسد؟ اصلاً نمی‏خواهم او را با «کانت» و «دکارت» و امثال اینها مقایسه کنم. «ملاصدرا» را هم که معروف است، به قدر «کانت» نمی‏شناسند؛ چه برسد به «فیاض لاهیجی»!1370/11/08
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی