طراحی این صفحه اخیراً عوض شده‌است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا را کلیک کنید.
    آزادی به معنای حق در مقابل باطل براساس قرآن

    ما راجع به آزادى از منظر حق، به اصطلاح قرآنى عمل كنيم. حق در اصطلاح قرآن - كه شايد تعبير «حق» بيش از دويست مرتبه در قرآن تكرار شده؛ خيلى چيز عجيبى است - يك معناى عميقِ وسيعى دارد؛ كه حالا آنچه به طور خلاصه و مجمل در دو كلمه شايد بشود يك معناى سطحى از آن داد، به معناى دستگاه نظام‌مند و هدفدار است. خداى متعال در آيات متعددى از قرآن ميگويد: همه‌ى عالم وجود بر حق آفريده شده؛ «ما خلقناهما الّا بالحقّ»،(1) «خلق اللّه السّماوات و الأرض بالحقّ»؛(2) يعنى اين دستگاه عالم وجود و دستگاه آفرينش - از جمله وجود طبيعى انسان، منهاى مسئله‌ى اختيار و اراده در انسان - يك دستگاهِ ساخته و پرداخته و به هم پيوندزده‌ى متصل به يكديگر و داراى نظام و داراى هدف است. بعد عين همين مسئله را درباره‌ى تشريع بيان ميكند. در مورد تكوين، به برخى از آيات اشاره كردم. در مورد تشريع ميفرمايد: «نزّل الكتاب بالحقّ»،(3) «ارسلناك بالحقّ بشيرا و نذيرا»،(4) «لقد جائت رسل ربّنا بالحقّ».(5) اين حق، همان حق است؛ آن در عالم تكوين است، اين در عالم تشريع است. اين معنايش اين است كه عالم تشريع، به حكمت الهى، صددرصد منطبق با عالم تكوين است. اراده‌ى انسان ميتواند يك گوشه‌هائى از آن را خراب كند. البته چون منطبق با عالم تكوين است و جهت، جهت حق است - يعنى آنچه كه بايد باشد، حكمت الهى آن را اقتضاء كرده - لذا در نهايت، آن حركت عمومى و كلى غلبه پيدا ميكند بر همه‌ى اين كارهاى جزئى‌اى كه تخطى و تخلف و انحراف از اين راه است؛ بنابراين تخلفهائى ممكن است انجام بگيرد. اين عالم هستى است، اين هم تشريع است. خب، يكى از مواد اين عالم، اراده‌ى انسان است؛ يكى از مواد اين تشريع، آزادى انسان است؛ پس اين حق است. با اين ديد به مسئله‌ى آزادى نگاه كنيم، كه آزادى حق است در مقابل باطل.1391/08/23

    1 ) سوره مبارکه الدخان آیه 39
    ما خَلَقناهُما إِلّا بِالحَقِّ وَلٰكِنَّ أَكثَرَهُم لا يَعلَمونَ
    ترجمه:
    ما آن دو را جز بحق نیافریدیم؛ ولی بیشتر آنان نمی‌دانند!
    2 ) سوره مبارکه العنكبوت آیه 44
    خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِالحَقِّ ۚ إِنَّ في ذٰلِكَ لَآيَةً لِلمُؤمِنينَ
    ترجمه:
    خداوند، آسمانها و زمین را بحق آفرید؛ و در این آیتی است برای مؤمنان.
    2 ) سوره مبارکه الجاثية آیه 22
    وَخَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَالأَرضَ بِالحَقِّ وَلِتُجزىٰ كُلُّ نَفسٍ بِما كَسَبَت وَهُم لا يُظلَمونَ
    ترجمه:
    و خداوند آسمانها و زمین را بحقّ آفریده است تا هر کس در برابر اعمالی که انجام داده است جزا داده شود؛ و به آنها ستمی نخواهد شد!
    4 ) سوره مبارکه البقرة آیه 176
    ذٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الكِتابَ بِالحَقِّ ۗ وَإِنَّ الَّذينَ اختَلَفوا فِي الكِتابِ لَفي شِقاقٍ بَعيدٍ
    ترجمه:
    اینها، به خاطر آن است که خداوند، کتاب (آسمانی) را به حق، (و توأم با نشانه‌ها و دلایل روشن،) نازل کرده؛ و آنها که در آن اختلاف می‌کنند، (و با کتمان و تحریف، اختلاف به وجود می‌آورند،) در شکاف و (پراکندگی) عمیقی قرار دارند.
    5 ) سوره مبارکه البقرة آیه 119
    إِنّا أَرسَلناكَ بِالحَقِّ بَشيرًا وَنَذيرًا ۖ وَلا تُسأَلُ عَن أَصحابِ الجَحيمِ
    ترجمه:
    ما تو را به حق، برای بشارت و بیم دادن (مردم جهان) فرستادیم؛ و تو مسئول (گمراهی) دوزخیان (پس از ابلاغ رسالت) نیستی!
    6 ) سوره مبارکه فاطر آیه 24
    إِنّا أَرسَلناكَ بِالحَقِّ بَشيرًا وَنَذيرًا ۚ وَإِن مِن أُمَّةٍ إِلّا خَلا فيها نَذيرٌ
    ترجمه:
    ما تو را بحق برای بشارت و انذار فرستادیم؛ و هر امّتی در گذشته انذارکننده‌ای داشته است!
    6 ) سوره مبارکه الأعراف آیه 43
    وَنَزَعنا ما في صُدورِهِم مِن غِلٍّ تَجري مِن تَحتِهِمُ الأَنهارُ ۖ وَقالُوا الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهٰذا وَما كُنّا لِنَهتَدِيَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ ۖ لَقَد جاءَت رُسُلُ رَبِّنا بِالحَقِّ ۖ وَنودوا أَن تِلكُمُ الجَنَّةُ أورِثتُموها بِما كُنتُم تَعمَلونَ
    ترجمه:
    و آنچه در دلها از کینه و حسد دارند، برمی‌کنیم (تا در صفا و صمیمیّت با هم زندگی کنند)؛ و از زیر (قصرها و درختان) آنها، نهرها جریان دارد؛ می‌گویند: «ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمی‌یافتیم! مسلّماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند!» و (در این هنگام) به آنان ندا داده می‌شود که: «این بهشت را در برابر اعمالی که انجام می‌دادید، به ارث بردید!»
    لینک ثابت
    غفلت از ماه رمضان مایه حسرت در قیامت

    آنچه كه من در آغاز عرايضم عرض ميكنم، تحريض و تحريض بر اغتنام فرصت اين روزها و شبهاست. ما احتياج داريم به اين كه از اين ساعات، از اين روزها و شبهاى پربركت حداكثر بهره را ببريم؛ با تقويت رابطه‌ى قلبى خودمان با عالم معنا، با عالم غيب، با ابتهال و تضرع و خشوع در مقابل رب‌الارباب، و با استحكام پيوند ولايت خودمان با اهل بيت (عليهم‌‌السّلام) و اين خاندان مكرم. اين اساس همه‌ى كارهاى نيكى است كه ميتواند از يك انسان مؤمن و كوشنده‌ى در راه حق سر بزند.
    اگر از اين ساعات استفاده نكرديم، از اين فرصت استفاده نكرديم، روزى براى ما مايه‌ى حسرت خواهد شد؛ «و انذرهم يوم الحسرة اذ قضى الأمر و هم فى غفلة و هم لا يؤمنون».(1) در ميانه‌ى غفلت و ناباورى، اين فرصتها از دست ميرود و در آن روزى كه هر ساعت ما، هر دقيقه‌ى ما، هر حركت ما، هر كلمه‌ى حرف ما حسابى دارد و محاسبه‌اى پاى آن هست، اين غفلت مايه‌ى حسرت خواهد شد. آنگاه وقت هم ديگر گذشته است؛ «اذ قضى الأمر». كار از كار گذشته است؛ آن روزى كه ما متوجه بشويم، ملتفت بشويم.
    مرحوم آقاى ميرزا جواد آقاى ملكى (رضوان الله عليه) در كتاب شريف «مراقبات»شان يك جمله‌اى به مناسبت ساعت ليلةالقدر دارند، كه من يادداشت كردم. البته اين مربوط به هميشه است، اما ايشان به اين مناسبت فرموده‌اند. «فاعلم يقينا انّك ان غفلت عن مثل هذه الكرامة و ضيّعتها باهمالك»،؛ اگر غفلت كنيم، اين فرصتها را تضييع كنيم، از دست بدهيم، بعد: «و رأيت يوم القيامة ما نال منها المجتهدون». وقتى روز قيامت ميشود و اعمال انسانها را حاضر ميكنند و صورت ملكوتى اعمال ما در آنجا حضور مى‌يابد، شما نگاه ميكنيد، مى‌بينيد همين عملى كه ميتوانستيد انجام بدهيد و نداديد، اين كلمه‌ى حرفى كه ميشد بزنيد كه در آن خير مردمى بود و نزديد، اين قدمى كه ميشد برداريد كه كسان مستحقى از آن منتفع ميشدند و برنداشتيد، اين كار كوچك، به وسيله‌ى كسانى انجام شده است؛ عده‌اى تلاش كردند، جد و جهد كردند و چه ثواب عظيمى خداى متعال آن روز به آنها ميدهد. ما در آن روز از آن ثواب محروميم. وقتى انسان مشاهده ميكند ديگرى كه اين عمل را انجام داد، اين كار خير را انجام داد، اين قدم را برداشت، اين عمل عبادى را انجام داد، به چه دستاورد عظيمى در آن روزى كه همه محتاجند، دست پيدا كرده است، ايشان ميفرمايند: «ابتليت بحسرة يوم الحسرة»؛ اينجاست كه انسان دچار حسرت ميشود؛ چه حسرتى! كه اى كاش اين كار را من انجام داده بودم، اين قدم را برميداشتم، اين حرف را زده بودم، اين كار را يا اين حرف را ترك ميكردم. بعد ايشان ميفرمايند كه حسرتِ «يوم الحسرة» مثل حسرتهاى معمولى نيست. انسان در دنيا هم گاهى اگر يك كارى را بكند، دستاوردى خواهد داشت؛ نميكند، بعد دچار حسرت و ندامت ميشود. اما اين كجا و آن كجا؟ ايشان ميفرمايند: «الّتى تصغر عندها نار الجحيم و العذاب الأليم»؛ اين حسرت آنقدر سخت است، آنقدر دردآور است كه در مقابل آن، آتش جهنم كوچك است. به تعبيرى، حسرت مثل سرب گداخته در درون انسان سرازير ميشود. «فتنادى فى ذلك اليوم مع الخاسرين النّادمين يا حسرتى على ما فرّطت فى جنب الله(2)»، بعد «و لا ينفعك النّدم»؛ آن روز ديگر پشيمانى هم فايده‌اى ندارد.
    امروز شما از نعمت زندگى برخورداريد، بسيارى‌تان از نعمت جوانى برخورداريد، بحمداللَّه همه‌تان يا اغلبتان از نشاط و توانائى جسمى و فكرى برخورداريد، ميتوانيد كار كنيد، ميتوانيد از اين ساعات خوش بهره ببريد؛ از اين شبها، اين دعاها، اين مناجاتها، اين شب‌زنده‌دارى‌ها، اين نوافل. گاهى يك كار كوچك آنچنان اجر عظيمى دارد كه انسان در اين نشئه و در لابه‌لاى چهارچوبهاى مادى كه قرار دارد، باورش نمى‌آيد - «و هم لا يؤمنون» - اما هست. خب، اين يك فرصت، كه فرصت ماه رمضان است؛ آن هم يك فرصت، كه فرصت خدمت است. امروز شما مسئوليت داريد، فرصت خدمت داريد، مديريت داريد، ميتوانيد كار كنيد؛ از اين فرصت حداكثر استفاده را بايد كرد. از ساعات و آنات و امكانات گوناگون كه در اختيار شماست، استفاده كنيد. هر حركتى در اين نظام اسلامى، در اين كشور اسلامى و الهى كه خدمتى براى پيشرفت كشور باشد، از لحاظ معنوى، از لحاظ مادى، اجرهائى دارد كه انسان اگر در روز قيامت ببيند كه كسانى برخوردارند و او محروم است، دچار يك چنين حسرتى خواهد شد.1391/05/03


    1 ) سوره مبارکه مريم آیه 39
    وَأَنذِرهُم يَومَ الحَسرَةِ إِذ قُضِيَ الأَمرُ وَهُم في غَفلَةٍ وَهُم لا يُؤمِنونَ
    ترجمه:
    آنان را از روز حسرت [= روز رستاخیز که برای همه مایه تأسف است‌] بترسان، در آن هنگام که همه چیز پایان می‌یابد! و آنها در غفلتند و ایمان نمی‌آورند!
    2 ) سوره مبارکه الزمر آیه 56
    أَن تَقولَ نَفسٌ يا حَسرَتا عَلىٰ ما فَرَّطتُ في جَنبِ اللَّهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السّاخِرينَ
    ترجمه:
    (این دستورها برای آن است که) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!»
    لینک ثابت
    مضاعف بودن وظیفه امروز روحانیت

    يك مطلب اين است كه عزيزان من! علماى محترم! فضلاى گرامى! طلبه‌هاى جوانِ اميدهاى آينده! بدانيد امروز وظيفه‌ى روحانيت مضاعف است. اگر روحانيت هميشه يك بارى بر دوش داشته است - بار تفهيم، تبيين، ابلاغ؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه» - امروز اين بار مضاعف است؛ چرا؟ براى دو جهت: يكى اينكه فرصت براى تبليغ اسلام در دنيا - چه دنياى اسلام، چه دنياى غير اسلام - به وجود آمده است، كه حالا مختصراً عرض خواهم كرد. يكى هم به دليل همين فرصت و از ترس اسلام، حملات نسبت به اسلام افزايش پيدا كرده است. پس وظيفه مضاعف ميشود. وقتى فرصت هست، وظيفه زياد است. وقتى به خاطر اين فرصت، حمله و دشمنى و تهاجم هست، باز وظيفه زياد است. امروز شما در يك چنين وضعيتى هستيد. نبايد هم بترسيد؛ «و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه».(1) از هيچ چيز نترسيد، از سختى‌هاى راه نهراسيد. نه اينكه بگوئيد سختى نيست؛ چرا، سختى هست؛ اما از اين سختى نترسيد. به استقبال كارهاى دشوار و سخت برويد. كارهاى نشدنى را انجام بدهيد.
    (...)
    برويد سراغ كارهاى نشدنى، تا بشود. تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تا برداريد. «و لا يخشون احدا الّا اللَّه». خب، زحمتهايش چه؟ رنجهايش چه؟ محروميتهايش چه؟ جوابش اين است كه: «و كفى باللَّه حسيبا»؛ خدا را فراموش نكن، خدا حسابت را دارد. در ميزان الهى، رنج تو، محروميت تو، كفّ نفس تو، حرصى كه خوردى، زحمتى كه كشيدى، كارى كه كردى، خون دلى كه خوردى، دندانى كه روى جگر گذاشتى، اينها هيچ وقت فراموش نميشود؛ «و كفى باللَّه حسيبا».1390/07/20


    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    لینک ثابت
    بوجود آوردن حصار ایمان و توكل در تبلیغ رسالات الهی

    يك مطلب اين است كه عزيزان من! علماى محترم! فضلاى گرامى! طلبه‌هاى جوانِ اميدهاى آينده! بدانيد امروز وظيفه‌ى روحانيت مضاعف است. اگر روحانيت هميشه يك بارى بر دوش داشته است - بار تفهيم، تبيين، ابلاغ؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه»(1) - امروز اين بار مضاعف است؛
    (...)
    اين، راه ماست. آنجا خشوع را به ما - به عنوان علما - توصيه ميكند،(2) اينجا «يبلّغون رسالات اللَّه» را توصيه ميكند. خب، «رسالات اللَّه»، «رسالات انبياء اللَّه» است ديگر. خداى متعال ميفرمايد: «و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوّا شياطين الانس و الجنّ يوحى بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا و لو شاء ربّك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون».(3) وضع موضعگيرى و آرايشِ پيرامون نبى اين است. «عدوّا شياطين الانس و الجنّ»؛ هم شيطان جنى، هم شيطان انسى به طرفش حمله ميكنند. خب، اگر بناست من و شما تبليغ رسالات الهى را بكنيم، منتظر شياطين انسى و جنى باشيم. به ما حمله ميكنند؛ آماده بشويم. از لحاظ روحى، در درون خود حصار مستحكمى به وجود بياوريم - كه اين حصار، حصار ايمان و توكل است - تا مغلوب نشويم و از درون شكست نخوريم. فرار و هزيمت بيرونى، ناشى از فرار و هزيمت درونى است. شكست درون انسان است كه شكست بيرونى را نصيب انسان ميكند، بر انسان تحميل ميكند. اگر شما در دلت شكست نخورى، هيچ كس نميتواند شكستت بدهد. حصارى كه بايد در دل شما به وجود بيايد، حصار ايمان به خدا و توكل على‌اللَّه است؛ «و على اللَّه فليتوكّل المؤمنون»،(4) «و على اللَّه فليتوكّل المتوكّلون»،(5) «و من يتوكّل على اللَّه فهو حسبه»،(6) «ا ليس اللَّه بكاف عبده»؛(7) اينها درسهاى ماست. قرآن را با تأمل بخوانيم؛ اينها را به عنوان درس ياد بگيريم، اينها دستورالعمل زندگى است. اين، يك جور آمادگى است.1390/07/20


    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    2 ) سوره مبارکه فاطر آیه 28
    وَمِنَ النّاسِ وَالدَّوابِّ وَالأَنعامِ مُختَلِفٌ أَلوانُهُ كَذٰلِكَ ۗ إِنَّما يَخشَى اللَّهَ مِن عِبادِهِ العُلَماءُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفورٌ
    ترجمه:
    و از انسانها و جنبندگان و چهارپایان انواعی با رنگهای مختلف، (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او می‌ترسند؛ خداوند عزیز و غفور است!
    3 ) سوره مبارکه الأنعام آیه 112
    وَكَذٰلِكَ جَعَلنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الإِنسِ وَالجِنِّ يوحي بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا ۚ وَلَو شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلوهُ ۖ فَذَرهُم وَما يَفتَرونَ
    ترجمه:
    اینچنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری (و درگوشی) سخنان فریبنده و بی‌اساس (برای اغفال مردم) به یکدیگر می‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ (و می‌توانست جلو آنها را بگیرد؛ ولی اجبار سودی ندارد.) بنابر این، آنها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار!
    4 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 122
    إِذ هَمَّت طائِفَتانِ مِنكُم أَن تَفشَلا وَاللَّهُ وَلِيُّهُما ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    (و نیز به یاد آور) زمانی را که دو طایفه از شما تصمیم گرفتند سستی نشان دهند (و از وسط راه بازگردند)؛ و خداوند پشتیبان آنها بود (و به آنها کمک کرد که از این فکر بازگردند)؛ و افراد باایمان، باید تنها بر خدا توکّل کنند!
    4 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 160
    إِن يَنصُركُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُم ۖ وَإِن يَخذُلكُم فَمَن ذَا الَّذي يَنصُرُكُم مِن بَعدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یاری شما بردارد، کیست که بعد از او، شما را یاری کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند!
    4 ) سوره مبارکه المائدة آیه 11
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذكُروا نِعمَتَ اللَّهِ عَلَيكُم إِذ هَمَّ قَومٌ أَن يَبسُطوا إِلَيكُم أَيدِيَهُم فَكَفَّ أَيدِيَهُم عَنكُم ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نعمتی را که خدا به شما بخشید، به یاد آورید؛ آن زمان که جمعی (از دشمنان)، قصد داشتند دست به سوی شما دراز کنند (و شما را از میان بردارند)، اما خدا دست آنها را از شما باز داشت! از خدا بپرهیزید! و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!
    4 ) سوره مبارکه التوبة آیه 51
    قُل لَن يُصيبَنا إِلّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَولانا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    بگو: «هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرّر داشته است؛ او مولا (و سرپرست) ماست؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند!»
    4 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 11
    قالَت لَهُم رُسُلُهُم إِن نَحنُ إِلّا بَشَرٌ مِثلُكُم وَلٰكِنَّ اللَّهَ يَمُنُّ عَلىٰ مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ۖ وَما كانَ لَنا أَن نَأتِيَكُم بِسُلطانٍ إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    پیامبرانشان به آنها گفتند: «درست است که ما بشری همانند شما هستیم، ولی خداوند بر هر کس از بندگانش بخواهد (و شایسته بداند)، نعمت می‌بخشد (و مقام رسالت عطا می‌کند)! و ما هرگز نمی‌توانیم معجزه‌ای جز بفرمان خدا بیاوریم! (و از تهدیدهای شما نمی‌هراسیم؛) افراد باایمان باید تنها بر خدا توکّل کنند!
    4 ) سوره مبارکه المجادلة آیه 10
    إِنَّمَا النَّجوىٰ مِنَ الشَّيطانِ لِيَحزُنَ الَّذينَ آمَنوا وَلَيسَ بِضارِّهِم شَيئًا إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    نجوا تنها از سوی شیطان است؛ می‌خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛ ولی نمی تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا؛ پس مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند!
    4 ) سوره مبارکه التغابن آیه 13
    اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ
    ترجمه:
    خداوند کسی است که هیچ معبودی جز او نیست، و مؤمنان باید فقط بر او توکل کنند!
    5 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 12
    وَما لَنا أَلّا نَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَد هَدانا سُبُلَنا ۚ وَلَنَصبِرَنَّ عَلىٰ ما آذَيتُمونا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُتَوَكِّلونَ
    ترجمه:
    و چرا بر خدا توکّل نکنیم، با اینکه ما را به راه‌های (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهای شما صبر خواهیم کرد (و دست از رسالت خویش بر نمی‌داریم)! و توکّل‌کنندگان، باید فقط بر خدا توکّل کنند!»
    6 ) سوره مبارکه الطلاق آیه 3
    وَيَرزُقهُ مِن حَيثُ لا يَحتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدرًا
    ترجمه:
    و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است!
    7 ) سوره مبارکه الزمر آیه 36
    أَلَيسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبدَهُ ۖ وَيُخَوِّفونَكَ بِالَّذينَ مِن دونِهِ ۚ وَمَن يُضلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِن هادٍ
    ترجمه:
    آیا خداوند برای (نجات و دفاع از) بنده‌اش کافی نیست؟! امّا آنها تو را از غیر او می‌ترسانند. و هر کس را خداوند گمراه کند، هیچ هدایت‌کننده‌ای ندارد!
    لینک ثابت
    عید قربان نماد گذشت انسان برای پیمودن راه حقیقت

    اگر به حكمت مندرج در عيد قربان توجه شود، خيلى از راهها براى ما باز ميشود. در عيد قربان يك قدردانى بزرگ الهى نهفته است از پيامبر برگزيده‌ى حضرت حق، حضرت ابراهيم (عليه‌السّلام) كه آن روز ايثار كرد. بالاتر از ايثار جان، در مواردى ايثار عزيزان است. او در راه پروردگار، به دست خود عزيزى را قربان ميكرد؛ آن هم فرزند جوانى كه خداى متعال بعد از عمرى انتظار، در دوران پيرى به او داده بود؛ كه فرمود: «الحمد للَّه الّذى وهب لى على الكبر اسماعيل و اسحاق» (1). خداى متعال اين دو پسر را در دوران پيرى، لابد بعد از يك عمر انتظار و اشتياق، به اين پدر داده بود؛ اميد فرزند هم ديگر بعد از آن نداشت. سيد شهيدان همه‌ى عالم، حضرت اباعبداللَّه‌الحسين (عليه الصّلاة و السّلام) - كه خود مظهر ايثار و مظهر شهادت است - در دعاى شريف عرفه از اين حادثه ياد ميكند؛ «و ممسك يدى ابراهيم عن ذبح ابنه بعد كبر سنّه و فناء عمره»؛ اين در دعاى مبارك امام حسين در عرفه است كه ديروز مؤمنين موفق شدند، اين دعا را خواندند.

    اين ايثار و اين گذشت، يك نماد است براى مؤمنانى كه ميخواهند راه حقيقت را، راه تعالى را، راه عروج به مدارج عاليه را طى كنند. بدون گذشت، امكان ندارد. همه‌ى امتحانهائى كه ما ميشويم، در واقع نقطه‌ى اصلى‌اش همين است؛ پاى يك ايثار و يك گذشت به ميان مى‌آيد. گاهى گذشت از جان است، از مال است؛ گاهى گذشت از يك حرفى است كه كسى زده است، ميخواهد با اصرار و لجاجت پاى آن حرف بايستد؛ گاهى گذشت از عزيزان است؛ فرزندان، كسان. امتحان يعنى عبور از وادى محنت. يك محنتى را، يك شدتى را جلوى پاى يك انسانى يا يك ملتى ميگذارند؛ عبور از اين محنت، امتحان است. اگر توانست عبور كند، به آن منزل مقصود ميرسد؛ اگر نتوانست - نتوانست استعداد مندرج در وجود خود را بروز دهد، نتوانست بر هواى نفس غالب بيايد و عبور كند - ميماند؛ امتحان اين است.1389/08/26


    1 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 39
    الحَمدُ لِلَّهِ الَّذي وَهَبَ لي عَلَى الكِبَرِ إِسماعيلَ وَإِسحاقَ ۚ إِنَّ رَبّي لَسَميعُ الدُّعاءِ
    ترجمه:
    حمد خدای را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید؛ مسلّماً پروردگار من، شنونده (و اجابت کننده) دعاست.
    لینک ثابت
    خشیت الهی شرط عملی تبلیغ

    در تبليغ يك مطلب اين است - در آيه‌ى سوره‌ى مباركه احزاب است، كه تلاوت كردند - «الّذين يبلّغون رسالات‌اللَّه و يخشونه و لايخشون احدا الّااللَّه و كفى باللَّه حسيبا».(1) تبليغِ رسالات‌اللَّه، با اين دو تا شرط عملى است: «يخشونه»، اين يك. «و لا يخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشيت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعليم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى و ملهمات از تعليم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».(2) فهميدن حق با خشيت الهى حاصل ميشود. بعد، در مرحله‌ى بيان حق: «و لايخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقيقت، دشمن دارد؛ بيان حقيقت آسان نيست. دشمنان حقيقت دنيادارانند، قدرتمندانند، طواغيت عالمند؛ در طول تاريخ اين جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى كه دولت حقه‌ى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بكند، همين جور خواهد بود. اين قدرتمندان بيكار كه نميمانند؛ ايجاد اشكال ميكنند، ضربه ميزنند، از همه‌ى ابزارهايشان استفاده ميكنند. پس بايد «و لايخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غير خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم يك جور نيست - راه ديگر منسد خواهد شد. يك وقت اين است كه انسان ترس از جانش دارد، يك وقت ترس بر مال دارد، يك وقت ترس بر آبرو دارد، يك وقت ترس از حرف و گفتِ اين و آن دارد؛ اينها همه ترس است. اين ترسها را بايد گذاشت كنار؛ «و لايخشون احدا الّا اللَّه». اين، زحمت زيادى دارد. اين رنج را، اين زحمت را خيلى اوقات هم افراد نميفهمند، مردم درك نميكنند چه رنجى دارد كشيده ميشود. دنباله‌اش ميفرمايد: «و كفى باللَّه حسيبا»؛ حساب و كتاب را بگذار به عهده‌ى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با يقين، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و كتاب را به عهده‌ى خدا گذاشتن. اين ميشود آن قواره‌ى كلى تبليغ اسلامى.1388/09/22

    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    2 ) سوره مبارکه يونس آیه 32
    فَذٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الحَقُّ ۖ فَماذا بَعدَ الحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ۖ فَأَنّىٰ تُصرَفونَ
    ترجمه:
    آن است خداوند، پروردگار حقّ شما (دارای همه این صفات)! با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روی گردان می‌شوید؟!
    لینک ثابت
    نترسیدن از غیرخدا، شرط بلاغ و تبلیغ

    نكته بعدى اين است كه ما نه فقط در عمل احتياج به شجاعت داريم، در فهم هم احتياج به شجاعت داريم. در فهم فقيهانه، احتياج به شجاعت هست؛ اگر شجاعت نبود، حتى در فهم هم خلل به وجود خواهد آمد. درك روشن از كُبريات و صُغريات؛ گاهى انسان كُبريات را درست ميفهمد، در صُغريات اشتباه ميكند. اين درك صحيح از مبانى دين و از موضوعات دينى و از موضوعات خارجىِ منطبق با آن مفاهيم كلى و عمومى يعنى كُبريات و صُغريات احتياج دارد به اينكه ما شجاعت داشته باشيم، ترس نداشته باشيم؛ والّا ترس از مالمان، ترس از جانمان، ترس از آبرويمان، انفعال در مقابل دشمن، ترس از جوّ، ترس از فضا؛ اگر اين حرف را بزنيم، عليه ما خواهند بود؛ اگر اين حرف را بزنيم، فلان لكه را به ما خواهند چسباند؛ اين ترسها فهم انسان را هم مختل ميكند. گاهى انسان به خاطر اين ترسها، به خاطر اين ملاحظات، صورتِ مسئله را درست نميفهمد؛ نميتواند مسئله را درست درك بكند و حل بكند؛ موجب اشتباه خواهد شد. لذا «و لا يخشون احدا الّا اللَّه» خيلى مهم است؛ در اين آيه‌‌ى شريفه‌‌ى «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه و كفى باللَّه حسيبا»؛(1) معلوم ميشود شرط بلاغ و ابلاغ و تبليغ، همين عدم خشيت است كه: «و لا يخشون احدا الّا اللَّه». ميگوئى: آقا! اگر اين كار را بكنم، ممكن است در دنيا سرم كلاه برود. خوب، «و كفى باللَّه حسيبا»؛ محاسبه را به خدا واگذار كنيد و بگذاريد خدا برايتان محاسبه كند.1388/07/02

    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    لینک ثابت
    تبلیغ و تبیین حقیقت، مهمترین وظیفه انسان هنری و فرهنگی

    خب، در اينجا [حركت به سمت آرمانهای انقلاب] شاعر چه نقشى دارد؟ مردِ هنرى و مردِ فرهنگى - مرد شامل زنها هم ميشود - يعنى انسانِ هنرى و انسانِ فرهنگى، در اين صحنه چه وظيفه‌‌‌‌‌‌‌اى دارد؟ به نظر من وظيفه خيلى سنگين است، خيلى بزرگ است. مهمترين وظيفه هم تبليغ و تبيين است؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه» (1) اين يك معيار است؛ حقيقتى را كه درك ميكنيد، آن را تبيين كنيد. كسى انتظار ندارد برخلاف آنچه كه ميفهميد حرف بزنيد. نه، آنچه را كه ميفهميد، بگوئيد. البته براى اينكه آنچه ميفهميد درست و صواب باشد، بايد تلاش و مجاهدت كنيد؛ چون در حوادثِ فتنه‌‌‌‌‌‌‌گون، شناخت عرصه دشوار است، شناخت اطراف قصه دشوار است، شناخت مهاجم و مدافع دشوار است، شناخت ظالم و مظلوم دشوار است، شناخت دشمن و دوست دشوار است. اگر بنا باشد يك شاعر هم مثل ديگران گول بخورد، فريب بخورد و بى‌‌‌‌‌‌‌بصيرتى به سراغش بيايد، اين خيلى دون شأن يك انسان هنرى و يك انسان فرهنگى است. پس بايد حقيقت را فهميد؛ بعد هم بايد همان حقيقت را تبليغ كرد.1388/06/14

    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    لینک ثابت
    مبارزه كردن با همه مظاهر طاغوت، وظیفه وارثان انبیاء

    كار علماء كار انبياء است. «انّ العلماء ورثة الأنبياء».(1) انبياء كارشان مسئله‌گوئى فقط نبود. اگر انبياء فقط به اين اكتفا ميكردند كه حلال و حرامى را براى مردم بيان كنند، اين كه مشكلى وجود نداشت؛ كسى با اينها در نمى‌افتاد. در اين آيات شريفه‌اى كه اين قارى محترم با صوت خوش و با تجويد خوب در اينجا تلاوت كردند: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه»،(2) اين چه تبليغى است كه خشيت از مردم در او مندرج است كه انسان بايد از مردم نترسد در حال اين تبليغ. اگر فقط بيان چند حكم شرعى بود كه ترس موردى نداشت كه خداى متعال تمجيد كند كه از مردم نميترسند؛ از غير خدا نميترسند. اين تجربه‌هاى دشوارى كه انبياء الهى در طول عمر مبارك خودشان متحمل شدند، براى كى بود؟ چه كار ميكردند؟ «و كأيّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللَّه و ما ضعفوا و ما استكانوا».(3) چى بود اين رسالتى كه بايد برايش جنگيد؟ بايد جنود اللَّه را براى او بسيج كرد، پيش برد؛ فقط گفتن چند جمله‌ى حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبياء براى اقامه‌ى حق، براى اقامه‌ى عدل، براى مبارزه‌ى با ظلم، براى مبارزه‌ى با فساد قيام كردند، براى شكستن طاغوتها قيام كردند. طاغوت آن بتى نيست كه به فلان ديوار يا در آن زمان به كعبه آويزان ميكردند؛ او كه چيزى نيست كه طغيان بخواهد بكند. طاغوت آن انسان طغيانگرى است كه به پشتوانه‌ى آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحميل ميكند. طاغوت، فرعون است؛ «انّ فرعون علا فى الارض و جعل اهلها شيعا يستضعف طائفة منهم».(4) اين، طاغوت است. با اينها جنگيدند، با اينها مبارزه كردند، جان خودشان را كف دست گذاشتند، در مقابل ظلم ساكت ننشستند، در مقابل زورگوئى ساكت ننشستند، در مقابل اضلال مردم سكوت نكردند. انبياء، اينند. «انّ العلماء ورثة الأنبياء». ما اگر در كسوت عالم دين قرار گرفتيم - چه زنمان، چه مردمان، چه سنى‌مان، چه شيعه‌مان - ادعاى بزرگى را با خودمان داريم حمل ميكنيم. ما ميگوئيم نحن ورثة الأنبياء. اين وراثت انبياء چيست؟ مبارزه‌ى با همه‌ى آن چيزى است كه مظهر آن عبارت است از طاغوت؛ با شرك، با كفر، با الحاد، با فسق، با فتنه؛ اين وظيفه‌ى ماست.1388/02/23

    1 )
    الكافی، شیخ كلینی، ج‏ 1، ص 32 
    بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، ص 10
    كنز العمال، متقی هندی، ج 10، ص 146
    بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 2، ص 92

    مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَاكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَيْ‏ءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ هَذَا عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ فَإِنَّ فِينَا أَهْلَ الْبَيْتِ فِی كُلِّ خَلَفٍ عُدُولًا يَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِيفَ الْغَالِينَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِينَ وَ تَأْوِيلَ الْجَاهِلِين
    ترجمه:
    امام صادق علیه السلام فرمود: دانشمندان وارثان پيمبرانند براى اينكه پيمبران پول طلا و نقره بارث نگذارند و تنها احاديثى از احاديثشان بجاى گذارند هر كه از آن احاديث برگيرد بهره بسيارى برگرفته است. پس نيكو بنگريد كه اين علم خود را از كه ميگيريد، زيرا در خاندان ما اهل بيت در هر عصر جانشينان عادلى هستند كه تغيير دادن غاليان و بخود بستگى خرابكاران و بد معنى كردن نادانان را از دين برميدارند.
    2 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    3 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 146
    وَكَأَيِّن مِن نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيّونَ كَثيرٌ فَما وَهَنوا لِما أَصابَهُم في سَبيلِ اللَّهِ وَما ضَعُفوا وَمَا استَكانوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصّابِرينَ
    ترجمه:
    چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ‌گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می‌رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)؛ و خداوند استقامت‌کنندگان را دوست دارد.
    4 ) سوره مبارکه القصص آیه 4
    إِنَّ فِرعَونَ عَلا فِي الأَرضِ وَجَعَلَ أَهلَها شِيَعًا يَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم يُذَبِّحُ أَبناءَهُم وَيَستَحيي نِساءَهُم ۚ إِنَّهُ كانَ مِنَ المُفسِدينَ
    ترجمه:
    فرعون در زمین برتری‌جویی کرد، و اهل آن را به گروه‌های مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی می‌کشاند، پسرانشان را سر می‌برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه می‌داشت؛ او به یقین از مفسدان بود!
    لینک ثابت
    ضایع نشدن مجاهدت در راه حق

    اكنون 60 سال از اشغال فلسطين ميگذرد. در اين مدت همه‌ی ابزارهای قدرت مادی در خدمت غاصبان قرار گرفته است؛ از پول و سلاح و فناوری، تا تلاشهای سياسی و ديپلماسی، و تا شبكه‌ی عظيم امپراتوری خبری و اطلاع‌رسانی.
    به‌رغم اين تلاش شيطانی گسترده و حيرت‌آور، غاصبان و حاميان آنان نه تنها نتوانسته‌اند مسأله‌ی مشروعيت رژيم صهيونيستی را حل كنند، بلكه اين مسأله با گذشت زمان بغرنج‌تر هم شده است.
    عدم تحمل رسانه‌های غربی و صهيونيستی و دولتهای حامی صهيونيزم در برابرِ حتی طرح سؤال و تحقيق درباره هولوكاست كه بهانه‌ی غصب فلسطين بود، يكی از نشانه‌های اين تزلزل و ابهام است. اكنون وضع رژيم صهيونيستی از هميشه‌ی تاريخ سياه خود در افكار عمومی جهان بدتر و پرسش از دليل پيدايش آن جدّيتر است. اعتراض بی‌سابقه و خودجوش جهانی از شرق آسيا تا امريكای لاتين عليه آن رژيم و تظاهرات مردمی در 120 كشور جهان و از جمله در اروپا و در انگليس كه خاستگاه اصليِ اين شجره‌ی خبيثه(1) بود، و دفاع آنان از مقاومت اسلامی غزه و از مقاومت اسلامی لبنان در جنگ 33 روزه، نشان ميدهد كه يك مقاومت جهانی عليه صهيونيزم پديد آمده كه در 60 سال گذشته هرگز تا اين حد، جدی و حجيم نبوده است. ميتوان گفت مقاومت اسلامی لبنان و فلسطين توانسته است وجدان جهانی را بيدار كند.
    اين درس بزرگی است، هم برای دشمنان امت اسلامی كه خواسته‌اند با زور و سركوب، دولتی و ملتی جعلی و فرمايشی بسازند و با مرور زمان، آن را به واقعيتی انكارناپذير تبديل كرده و چنين تحميل ظالمانه‌ئی را در جهان اسلام، عادی‌سازی كنند. و هم برای امت اسلامی و بويژه جوانان غيور و وجدانهای بيدار آن، تا بدانند كه مجاهدت در راه بازگرداندن حق پايمال‌شده، هرگز ضايع نميشود و وعده‌ی خداوند راست است كه فرمود:
    أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ.(2)

    و قال تعالی: إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ،(3) و قال عزوجل: وَ لَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ،(4) و قال: وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ،(5) و قال عز من قائل: فَلا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقامٍ(6) و كدام وعده از اين وعده الهی صريحتر كه فرمود: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِی لا يُشْرِكُونَ بِی شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ.(7)1387/12/14


    1 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 26
    وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجتُثَّت مِن فَوقِ الأَرضِ ما لَها مِن قَرارٍ
    ترجمه:
    (همچنین) «کلمه خبیثه» (و سخن آلوده) را به درخت ناپاکی تشبیه کرده که از روی زمین برکنده شده، و قرار و ثباتی ندارد.
    1 ) سوره مبارکه الحج آیه 39
    أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلىٰ نَصرِهِم لَقَديرٌ
    ترجمه:
    به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست.
    1 ) سوره مبارکه الحج آیه 40
    الَّذينَ أُخرِجوا مِن دِيارِهِم بِغَيرِ حَقٍّ إِلّا أَن يَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ ۗ وَلَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَواتٌ وَمَساجِدُ يُذكَرُ فيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيرًا ۗ وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزيزٌ
    ترجمه:
    همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست!» و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.
    2 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 9
    رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَومٍ لا رَيبَ فيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لا يُخلِفُ الميعادَ
    ترجمه:
    پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمی‌کند. (ما به تو و رحمت بی‌پایانت، و به وعده رستاخیز و قیامت ایمان داریم.)»
    3 ) سوره مبارکه الرعد آیه 31
    وَلَو أَنَّ قُرآنًا سُيِّرَت بِهِ الجِبالُ أَو قُطِّعَت بِهِ الأَرضُ أَو كُلِّمَ بِهِ المَوتىٰ ۗ بَل لِلَّهِ الأَمرُ جَميعًا ۗ أَفَلَم يَيأَسِ الَّذينَ آمَنوا أَن لَو يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النّاسَ جَميعًا ۗ وَلا يَزالُ الَّذينَ كَفَروا تُصيبُهُم بِما صَنَعوا قارِعَةٌ أَو تَحُلُّ قَريبًا مِن دارِهِم حَتّىٰ يَأتِيَ وَعدُ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لا يُخلِفُ الميعادَ
    ترجمه:
    اگر بوسیله قرآن، کوه‌ها به حرکت درآیند یا زمینها قطعه قطعه شوند، یا بوسیله آن با مردگان سخن گفته شود، (باز هم ایمان نخواهند آورد!) ولی همه کارها در اختیار خداست! آیا آنها که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدایت می‌کند (امّا هدایت اجباری سودی ندارد)! و پیوسته بلاهای کوبنده‌ای بر کافران بخاطر اعمالشان وارد می‌شود، و یا بنزدیکی خانه آنها فرود می‌آید، تا وعده (نهایی) خدا فرا رسد؛ به یقین خداوند در وعد؛ خود تخلّف نمی‌کند!
    4 ) سوره مبارکه الحج آیه 47
    وَيَستَعجِلونَكَ بِالعَذابِ وَلَن يُخلِفَ اللَّهُ وَعدَهُ ۚ وَإِنَّ يَومًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدّونَ
    ترجمه:
    آنان از تو تقاضای شتاب در عذاب می‌کنند؛ در حالی که خداوند هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد! و یک روز نزد پروردگارت، همانند هزار سال از سالهایی است که شما می‌شمرید!
    5 ) سوره مبارکه الروم آیه 6
    وَعدَ اللَّهِ ۖ لا يُخلِفُ اللَّهُ وَعدَهُ وَلٰكِنَّ أَكثَرَ النّاسِ لا يَعلَمونَ
    ترجمه:
    این وعده‌ای است که خدا کرده؛ و خداوند هرگز از وعده‌اش تخلّف نمی‌کند؛ ولی بیشتر مردم نمی‌دانند!
    6 ) سوره مبارکه ابراهيم آیه 47
    فَلا تَحسَبَنَّ اللَّهَ مُخلِفَ وَعدِهِ رُسُلَهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ ذُو انتِقامٍ
    ترجمه:
    پس گمان مبر که خدا وعده‌ای را که به پیامبرانش داده، تخلّف کند! چرا که خداوند قادر و انتقام گیرنده است.
    7 ) سوره مبارکه النور آیه 55
    وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا مِنكُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّهُم فِي الأَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُم دينَهُمُ الَّذِي ارتَضىٰ لَهُم وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمنًا ۚ يَعبُدونَني لا يُشرِكونَ بي شَيئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعدَ ذٰلِكَ فَأُولٰئِكَ هُمُ الفاسِقونَ
    ترجمه:
    خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.
    لینک ثابت
    اسلام یعنی ایمان به خدا و كفر به طاغوت

    اين كه گاهى از بعضى زبان‌ها شنيده می‌شود - كه درست است - كه ما با نظام مسلطِ بر دنيا چالش داريم و مسئله داريم، يك واقعيت است. طبيعت اسلام اين است؛ «فمن يكفر بالطّاغوت و يؤمن باللَّه فقد استمسك بالعروة الوثقى»(1). اين معناى اسلام است. يعنى ايمان باللَّه به تنهايى كافى نيست؛ كفر به طاغوت، مقدمه‌ى صحت و صداقت و قبولى ايمان باللَّه است. كفر به طاغوت يعنى چه؟ يعنى همين نظام‌هاى سلطه‌ى موجود در دنيا.
    اين معنايش اين نيست كه جمهورى اسلامى ايران حالا تفنگ دست گرفته است كه راه بيفتد اين طرف و آن طرف، با نظام‌هاى دنيا بجنگد؛ نه، اين كه خيلى ساده‌لوحانه است. بحث بر سر مطرح شدن يك فكر نو، يك راه نو در مقابل بشر است؛ مثل دعوت انبياء. دعوت انبياء همين‌جور است؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه»(2).
    اصل قضيه در دعوت انبياء، تبليغ است؛ برسانند. اين «رساندن»، راه‌هاى مختلفى دارد، يكى از بهترين راه‌هايش اين است كه يك مجموعه‌ى مبتنى بر اين تفكر به وجود بيايد و بتواند نشانه‌هاى بارز اين تفكر را در خودش جمع كند و آن را در مقابل جهانيان بر سر دست بلند كند. اين كارى كه جمهورى اسلامى در صدد است بكند، اين است.1387/03/21


    1 ) سوره مبارکه البقرة آیه 256
    لا إِكراهَ فِي الدّينِ ۖ قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَيِّ ۚ فَمَن يَكفُر بِالطّاغوتِ وَيُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَكَ بِالعُروَةِ الوُثقىٰ لَا انفِصامَ لَها ۗ وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ
    ترجمه:
    در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.
    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    لینک ثابت
    امام(ره)، حكیمی به معنای قرآنی

    امام بزرگوار ما حكيم بود. امام يك حكيم به معناى قرآنى بود. حكيم يعنى آن كسى كه حقائقى را مشاهده ميكند كه از چشمهاى ديگران مغفولٌ‌عنه است؛ پوشيده است. كلمات او، كلماتى ممكن است ساده به نظر بيايد، اما هر چه ميشكافيد، مى‌بينيد لايه‌ها و عمقهاى بيشترى دارد. امام اينجورى بود. و شما نگاه كنيد به قرآن، آنجاهائى كه حكمت به كار رفته است: «ذلك ممّا اوحى اليك ربّك من الحكمة»(1)، ببينيد اينها چه است. مى‌بينيد به حسب ظاهر توصيه‌هاى معمولى است. همين است كه ما به همديگر دائم ميگوئيم؛ اما هر چه ميشكافيد، مى‌بينيد عمقش زيادتر است. فرض كنيد احترام به پدر و مادر يكى از حكمتهاست. نميشود براى احترام به پدر و مادر از لحاظ منافع و بركاتى كه احترام به پدر و مادر دارد، برايش آخر پيدا كرد. هرچه آدم تعمق ميكند در اين مسئله، مى‌بيند اين مسئله هنوز عميق‌تر است؛ حكمت اين است. امام كه يك حكيم بود، گفتند: «معلمى شغل انبياست.» ين، خيلى حرف بزرگى است.1387/02/12

    1 ) سوره مبارکه الإسراء آیه 39
    ذٰلِكَ مِمّا أَوحىٰ إِلَيكَ رَبُّكَ مِنَ الحِكمَةِ ۗ وَلا تَجعَل مَعَ اللَّهِ إِلٰهًا آخَرَ فَتُلقىٰ في جَهَنَّمَ مَلومًا مَدحورًا
    ترجمه:
    این (احکام)، از حکمتهایی است که پروردگارت به تو وحی فرستاده؛ و هرگز معبودی با خدا قرار مده، که در جهنم افکنده می‌شوی، در حالی که سرزنش شده، و رانده (درگاه خدا) خواهی بود!
    لینک ثابت
    پیام توحید و عدل پیامبر(ص) علت دشمنی مخالفان

    يك جمله در باب ميلاد نبی مكرم حضرت محمد بن عبدالله (صلّی الله عليه و اله و سلّم) عرض كنيم كه ميلاد پرچمدار توحيد و عدالت و دانايی و پاكيزگی است؛ «هو الّذی بعث فی الامّيّين رسولاً منهم يتلوا عليهم اياته و يزكّيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه»(1)؛ مظهر اين همه، خود آن وجود مقدس است. از آغاز ولادت تا دوران بعثت ـ يعنی چهل سال ـ برای پيامبر عزيز ما، آزمون پاكی و امانت و جوانمردی و صداقت بود. در آن زمان دوست و دشمن، از رؤسای قبائل تا آحاد مردم و مسافرانی كه به مكه سفر می‌كردند، يا كسانی كه پيامبر مكرم را در سفرهای تجارتی خود زيارت می‌كردند، همه به اين معنا اعتراف می‌كردند و شهادت می‌دادند كه اين انسان بزرگوار و نجيب، مظهر پاكی و امانت و صداقت و جوانمردی است. در طول اين چهل سال يك نقطه‌ی تاريك در زندگی اين بزرگوار كسی نديد، يك دروغ نشنيد، يك تعدی و دست‌درازی به حقوق ديگران از او مشاهده نشد؛ همه‌ی مردم به اين معنا اعتراف می‌كردند. چهل سال پيامبر مكرم را مردم با اين خصال و صفات شناختند.
    بعد از چهل سالگی ـ كه دعوت پيامبر آغاز شد ـ از سوی بخشهای مهمی از همان مردم، سيل دشمنی و كينه و تهمت و افتراء به پيامبر آغاز شد؛ همان مردمی كه قبل از بعثت به پاكيزگی و طهارت و دانائی و صداقت اين بزرگوار گواهی می‌دادند، همانها بودند كه بعد از بعثت به او ساحر و مجنون(2) و كذاب(3) لقب دادند كه در قرآن از اين تهمتها ياد شده است.بنابراين دشمنان پيامبر با شخص پيغمبر مسئله نداشتند؛ مشكل آنها با پيام پيغمبر بود. همه‌ی كسانی كه جبهه‌ی متحدی را عليه پيغمبر تشكيل دادند، با پيام توحيد او، با پيام عدل او و با آموزشهای مكتب او دشمنی می‌كردند.1387/01/01


    1 ) سوره مبارکه الجمعة آیه 2
    هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الأُمِّيّينَ رَسولًا مِنهُم يَتلو عَلَيهِم آياتِهِ وَيُزَكّيهِم وَيُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَالحِكمَةَ وَإِن كانوا مِن قَبلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ
    ترجمه:
    و کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!
    2 ) سوره مبارکه الذاريات آیه 39
    فَتَوَلّىٰ بِرُكنِهِ وَقالَ ساحِرٌ أَو مَجنونٌ
    ترجمه:
    امّا او با تمام وجودش از وی روی برتافت و گفت: «این مرد یا ساحر است یا دیوانه!»
    2 ) سوره مبارکه الذاريات آیه 52
    كَذٰلِكَ ما أَتَى الَّذينَ مِن قَبلِهِم مِن رَسولٍ إِلّا قالوا ساحِرٌ أَو مَجنونٌ
    ترجمه:
    این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها بسوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!»
    3 ) سوره مبارکه ص آیه 4
    وَعَجِبوا أَن جاءَهُم مُنذِرٌ مِنهُم ۖ وَقالَ الكافِرونَ هٰذا ساحِرٌ كَذّابٌ
    ترجمه:
    آنها تعجّب کردند که پیامبر بیم‌دهنده‌ای از میان آنان به سویشان آمده؛ و کافران گفتند: این ساحر بسیار دروغگویی است!
    لینک ثابت
    ازدواج پیامبر(ص) با همسر پسرخوانده خود نمونه مبارزه با خرافه

    در كنار ترويج و تبليغ معارف اصيل دينى و اسلام ناب، بايد با خرافات مبارزه كرد. كسانى دارند روزبه‌روز خرافات جديدى را وارد جامعه‌ى ما مى‌كنند. مبارزه‌ى با خرافات را بايد جدى بگيريد. اين روش علماى ما بوده. ... ما خيال مى‌كنيم اگر با يك مطلبى كه مورد عقيده‌ى مردم است و خرافى و خلاف واقع است، مقاومت كرديم، بر خلاف شئون روحانى عمل كرده‌ايم؛ نه، شأن روحانى اين است. همين آيه‌اى كه الان اين آقاى عزيزمان با صداى خوبى خواندند: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه ولا يخشون احدا الّا اللَّه و كفى باللَّه حسيباً»(1) در مورد چيست؟ اين آيه در مبارزه‌ى با يك خرافه است. «و اذ تقول للّذى انعم اللَّه عليه و انعمت عليه امسك عليك زوجك واتّق اللَّه و تخفى فى نفسك مااللَّه مبديه و تخشى النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه فلمّا قضى زيد منها وطرا زوّجناكها لكن لا يكون على المؤمنين حرج فى ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهنّ وطرا»(2)؛ اين آيه مربوط به قضيه‌ى «زيد» است. آيه‌ى بعدى: «سنّة اللَّه فى الذّين خلوا من قبل و كان امراللَّه قدراً مقدورا.(3) الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه ولايخشون احدا الّا اللَّه»(4) راجع به يك خرافه است. پيغمبر اكرم از طريق جبرئيل مطلع شد كه زينب (دختر عمه‌اش) كه يك روزى براى مبارزه‌ى با اشرافيگرى، او را به عقد پسرخوانده‌ى آزاد شده‌ى خودش (يعنى زيدبن حارثه) درآورده بود، همسرش خواهد شد. پيغمبر زيدبن حارثه را كه غلامش بود، خريد، آزاد كرد و به عنوان پسرخوانده‌ى خودش انتخاب كرد و بعد هم دختر عمه‌ى خودش زينب را - كه جزو اشراف و خانواده‌ى قريش و بنى‌هاشم بود - به تزويج او در آورد. با هم زندگى مى‌كردند. جبرئيل خبر داد كه اين زينب، زن تو خواهد شد. پيغمبر سكوت كرد، «و تخشى النّاس واللَّه احبّ ان تخشاه». بعد خود زيد آمد و به پيغمبر شكايت كرد كه من نمى‌توانم با اين خانم زندگى كنم؛ خانم و اشراف زاده و اعيان‌زاده، و من، غلام و سابقه‌ى بردگى؛ اصرار داشت كه او را طلاق بدهد. پيغمبر اكرم سفارش كرد كه: «امسك عليك زوجك»؛ او را نگهدار. «و تخفى فى نفسك ما اللَّه مبديه». بعد بالاخره آنچه كه تقدير و امر الهى بود، انجام گرفت. پيغمبر هم كه مطيع امر پروردگار است. زيد، زينب را طلاق داد و پيغمبر زنِ پسر خوانده‌ى خودش را خواستگارى كرد و گرفت؛ و اين در حالى بود كه زنِ پسر خوانده را مثل زنِ فرزند مى‌دانستند؛ خرافه يعنى اين. بر حسب سنتهاى قديم جاهلى، مسلمانها هم هنوز در همان فكرها بودند كه كسى زنِ پسرخوانده‌ى خودش را نمى‌تواند بگيرد؛ اما پيغمبر زن پسرخوانده‌ى خودش را گرفت. اين است كه مى‌گويد: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه»؛ يعنى ناظر بر اين قضيه است. البته كلى است؛ اما در اين قضيه وارد شده؛ مبارزه‌ى با خرافات اين‌قدر مهم است.1385/08/17

    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    2 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 37
    وَإِذ تَقولُ لِلَّذي أَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ وَأَنعَمتَ عَلَيهِ أَمسِك عَلَيكَ زَوجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخفي في نَفسِكَ مَا اللَّهُ مُبديهِ وَتَخشَى النّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشاهُ ۖ فَلَمّا قَضىٰ زَيدٌ مِنها وَطَرًا زَوَّجناكَها لِكَي لا يَكونَ عَلَى المُؤمِنينَ حَرَجٌ في أَزواجِ أَدعِيائِهِم إِذا قَضَوا مِنهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ مَفعولًا
    ترجمه:
    (به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خوانده‌ات «زید»] می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنّت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).
    3 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 38
    ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِن حَرَجٍ فيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ ۖ سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذينَ خَلَوا مِن قَبلُ ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقدورًا
    ترجمه:
    هیچ گونه منعی بر پیامبر در آنچه خدا بر او واجب کرده نیست؛ این سنّت الهی در مورد کسانی که پیش از این بوده‌اند نیز جاری بوده؛ و فرمان خدا روی حساب و برنامه دقیقی است!
    4 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    لینک ثابت
    ایمان و ایستادگی، موجب تحقق وعده الهی

    ملت و دولت ايران كه در اين روزها بيست و پنج سالگى نظام جمهورى اسلامى را جشن مى گيرند، در اين راه پرافتخار تجربه هاى گرانبهايى اندوخته و الگوى شايسته اى در برابر همگان قرار داده اند، ما با اتكال به خداى بزرگ و مقتدر و با بهره گيرى از نيروى ملتى كه به ايمان و معرفت، مجهز است، هدف هاى بزرگ خود را تعقيب كرده و با گام هاى مستحكم به سوى آن پيش رفته ايم.
    دانش و فناورى را آميخته با ارزش‌هاى معنوى و استقلال و آزادى را همراه با تقيد به حدود دينى و مردم سالارى را برخاسته از آموزش‌هاى قرآنى فراگرفته و بكار بسته‌ايم.
    كشور ما در اين مدت بيشترين تهديد و عناد و خباثت را از استكبار دريافت كرده و ملت ما در اين مدت، بيشترين ايمان و ايستادگى و افتخار را كسب كرده است. ما سخن قرآن را در عمل تجربه كرديم كه مى‌فرمايد: «ان كيد الشيطان كان ضعيفاً»(1) و مى‌فرمايد: «ان اللَّه مع الذين اتقوا و الذين هم محسنون»(2) و مى‌فرمايد: «و ان اللَّه على نصرهم لقدير»(3).
    ما افق آينده را در برابر ملت خود و جهان اسلام، روشن مى‌بينيم و با اعتماد روزافزون به وعده الهى، راهى را كه امام خمينى عظيم ترسيم كرده است، با عزم راسخ ادامه مى‌دهيم. و العاقبه المتقين(4).1382/11/08


    1 ) سوره مبارکه النساء آیه 76
    الَّذينَ آمَنوا يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذينَ كَفَروا يُقاتِلونَ في سَبيلِ الطّاغوتِ فَقاتِلوا أَولِياءَ الشَّيطانِ ۖ إِنَّ كَيدَ الشَّيطانِ كانَ ضَعيفًا
    ترجمه:
    کسانی که ایمان دارند، در راه خدا پیکار می‌کنند؛ و آنها که کافرند، در راه طاغوت [= بت و افراد طغیانگر]. پس شما با یاران شیطان، پیکار کنید! (و از آنها نهراسید!) زیرا که نقشه شیطان، (همانند قدرتش) ضعیف است.
    2 ) سوره مبارکه النحل آیه 128
    إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا وَالَّذينَ هُم مُحسِنونَ
    ترجمه:
    خداوند با کسانی است که تقوا پیشه کرده‌اند، و کسانی که نیکوکارند.
    3 ) سوره مبارکه الحج آیه 39
    أُذِنَ لِلَّذينَ يُقاتَلونَ بِأَنَّهُم ظُلِموا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ عَلىٰ نَصرِهِم لَقَديرٌ
    ترجمه:
    به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل گردیده، اجازه جهاد داده شده است؛ چرا که مورد ستم قرار گرفته‌اند؛ و خدا بر یاری آنها تواناست.
    4 ) سوره مبارکه الأعراف آیه 128
    قالَ موسىٰ لِقَومِهِ استَعينوا بِاللَّهِ وَاصبِروا ۖ إِنَّ الأَرضَ لِلَّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ۖ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ
    ترجمه:
    موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‌کند؛ و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!»
    4 ) سوره مبارکه هود آیه 49
    تِلكَ مِن أَنباءِ الغَيبِ نوحيها إِلَيكَ ۖ ما كُنتَ تَعلَمُها أَنتَ وَلا قَومُكَ مِن قَبلِ هٰذا ۖ فَاصبِر ۖ إِنَّ العاقِبَةَ لِلمُتَّقينَ
    ترجمه:
    اینها از خبرهای غیب است که به تو (ای پیامبر) وحی می‌کنیم؛ نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمی‌دانستید! بنابر این، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزگاران است!
    4 ) سوره مبارکه طه آیه 132
    وَأمُر أَهلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصطَبِر عَلَيها ۖ لا نَسأَلُكَ رِزقًا ۖ نَحنُ نَرزُقُكَ ۗ وَالعاقِبَةُ لِلتَّقوىٰ
    ترجمه:
    خانواده خود را به نماز فرمان ده؛ و بر انجام آن شکیبا باش! از تو روزی نمی‌خواهیم؛ (بلکه) ما به تو روزی می‌دهیم؛ و عاقبت نیک برای تقواست!
    4 ) سوره مبارکه القصص آیه 83
    تِلكَ الدّارُ الآخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذينَ لا يُريدونَ عُلُوًّا فِي الأَرضِ وَلا فَسادًا ۚ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ
    ترجمه:
    (آری،) این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرارمی‌دهیم که اراده برتری‌جویی در زمین و فساد را ندارند؛ و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است!
    لینک ثابت
    ملاك قرار دادن محاسبه خدایی، راه مقابله با تبلیغات خصمانه

    درباره‌ى قوّه‌ى قضاييّه دو سه نكته را عرض مى‌كنم. يكى اين‌كه اهميت اين قوّه به اين است كه با اعتماد به نفس و رعايت ضوابط و موازين، كار خود را با قدرت و قاطعيت دنبال كند. خداى متعال موفّقيتها را نصيب مجموعه‌اى خواهد كرد كه با ايمان به كار و راه خود و با به‌كارگيرى شيوه‌هاى درست و منطقى، دنبال هدف باشد؛ اين هرگز تخلّف نمى‌شود. همه‌ى توفيقات شما هم در اين سالها - كه جناب آقاى شاهرودى به بسيارى از آنها اشاره فرمودند - ناشى از اين معناست. اگر انگيزه‌هاى سياسى و موذيانه را ناديده بگيريم، در وضع عادّى هم قوّه‌ى قضاييّه كسانى را دارد كه از آن ناراضى باشند؛ چون طبيعت قضاوت اين است. اگر انگيزه‌هاى گوناگون موذيانه هم دخالت كرد، آن‌گاه اين معنا تشديد مى‌شود. در چنين اوضاع و شرايطى كه براى مجموعه‌ى قضايى پيش آيد، درس بزرگ اين است كه با اعتماد و اتّكاى به نفس و استمداد از خداوند متعال و تصحيح روزبه‌روز كارها و بر طرف كردن اشكالها، راه خود را به سمت اهداف عاليه ادامه دهد و بداند كه صلاح دنيا و آخرتش در اين است. اين، هم خدا را راضى خواهد كرد و هم دلها و افكار مردم را به حقّانيت مجموعه‌ى قضايى متوجّه خواهد نمود. «و كفى باللَّه حسيبا(1)»؛ حسابگر و قضاوت كننده‌ى واقعى در مورد اعمال و رفتار انسان، خداست و همين كافى است.
    شما ملاحظه كنيد، خداوند متعال حبيب خود، پيغمبر مكرّم و معظّم را در امتحان دشوارى قرار داد كه در آن واقعه بيشترين چيزى كه در تهديد لطمه بود، آبرو و اعتبار خود پيغمبر بود؛ قضيه‌اى كه در سوره‌ى احزاب بيان شده است: «و اذ تقول للّذى انعم اللَّه عليه و انعمت عليه، أمسك عليك زوجك واتّق اللَّه و تخفى فى نفسك ما اللَّه مبديه» در اين حادثه، افكار و عواطف عمومى ممكن بود عليه پيغمبر تحريك شود؛ موضع، موضع تهمت بود؛ «و تخشى النّاس واللَّه احقّ ان تخشاه»(2) خدا به پيغمبرش مى‌گويد ملاحظه‌ى حرف اين و آن را مى‌كنى، در حالى‌كه بايد ملاحظه‌ى خدا را بكنى. و پيغمبر ملاحظه‌ى خدا را كرد و اين امتحان بزرگ و بسيار دشوار را از سر گذراند. در اين‌جاست كه اين آيه‌ى تكان دهنده ذكر مى‌شود: «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احداً الّا اللَّه» لازمه‌ى تبليغ رسالات الهى اين است. عدّه‌اى را بر اثر اشتباه يا سوءفهم يا تبليغات خصمانه و موذيانه در مقابل انسان قرار مى‌دهند؛ راه مقابله فقط اين است كه انسان محاسبه‌ى خدايى را ملاك قرار دهد. لذا در پايان همين آيه مى‌فرمايد: «و كفى باللَّه حسيبا»(3) خدا محاسبه كننده است؛ اوست كه قضاوت خواهد كرد كه من و شما در اين راه، درست حركت كرده‌ايم يا نه. اگر خدا اين‌طور قضاوت كرد، آن وقت خاصيت با خدا بودن اين است كه خودِ خداى متعال متكفّل اصلاح نظر مردم هم خواهد بود: «من أصلح ما بينه و بين‌اللَّه اصلح اللَّه ما بينه و بين النّاس»(4) خداى متعال خودش اين بخش قضيه را هم به عهده مى‌گيرد؛ كمااين‌كه در قضيه‌ى پيغمبر به عهده گرفت و حقيقت را روشن كرد.
    شهيد عزيز ما، مرحوم بهشتى هم بزرگترين امتحانش اين بود. آن مقدارى كه در آن دوره به اين سيّد بزرگوارِ نورانىِ ارزنده‌ى برجسته، دستهاى تبليغاتى دشمن تهمت زدند، به كمتر كسى از عناصر انقلاب در طول زمان اين همه اهانتهاى خصمانه و بغض‌آلود كردند. گفتند انحصارطلب است، متكبّر است، قدرت‌طلب است، دنبال ديكتاتورى است؛ اما او راه خود را با قدرت و قوّت طى كرد. البته جان خودش را گذاشت؛ اما در واقع با استقامت در اين راه، جان و حقيقت و هويّت خودش را به عرش اعلى رساند.1382/04/07


    1 ) سوره مبارکه النساء آیه 6
    وَابتَلُوا اليَتامىٰ حَتّىٰ إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِن آنَستُم مِنهُم رُشدًا فَادفَعوا إِلَيهِم أَموالَهُم ۖ وَلا تَأكُلوها إِسرافًا وَبِدارًا أَن يَكبَروا ۚ وَمَن كانَ غَنِيًّا فَليَستَعفِف ۖ وَمَن كانَ فَقيرًا فَليَأكُل بِالمَعروفِ ۚ فَإِذا دَفَعتُم إِلَيهِم أَموالَهُم فَأَشهِدوا عَلَيهِم ۚ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آنها رشد (کافی) یافتید، اموالشان را به آنها بدهید! و پیش از آنکه بزرگ شوند، اموالشان را از روی اسراف نخورید! هر کس که بی‌نیاز است، (از برداشت حق الزحمه) خودداری کند؛ و آن کس که نیازمند است، به طور شایسته (و مطابق زحمتی که می‌کشد،) از آن بخورد. و هنگامی که اموالشان را به آنها بازمی‌گردانید، شاهد بگیرید! اگر چه خداوند برای محاسبه کافی است.
    1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 39
    الَّذينَ يُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَيَخشَونَهُ وَلا يَخشَونَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ ۗ وَكَفىٰ بِاللَّهِ حَسيبًا
    ترجمه:
    (پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است!
    2 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 37
    وَإِذ تَقولُ لِلَّذي أَنعَمَ اللَّهُ عَلَيهِ وَأَنعَمتَ عَلَيهِ أَمسِك عَلَيكَ زَوجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخفي في نَفسِكَ مَا اللَّهُ مُبديهِ وَتَخشَى النّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشاهُ ۖ فَلَمّا قَضىٰ زَيدٌ مِنها وَطَرًا زَوَّجناكَها لِكَي لا يَكونَ عَلَى المُؤمِنينَ حَرَجٌ في أَزواجِ أَدعِيائِهِم إِذا قَضَوا مِنهُنَّ وَطَرًا ۚ وَكانَ أَمرُ اللَّهِ مَفعولًا
    ترجمه:
    (به خاطر بیاور) زمانی را که به آن کس که خداوند به او نعمت داده بود و تو نیز به او نعمت داده بودی [به فرزند خوانده‌ات «زید»] می‌گفتی: «همسرت را نگاه‌دار و از خدا بپرهیز!» (و پیوسته این امر را تکرار می‌کردی)؛ و در دل چیزی را پنهان می‌داشتی که خداوند آن را آشکار می‌کند؛ و از مردم می‌ترسیدی در حالی که خداوند سزاوارتر است که از او بترسی! هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‌هایشان -هنگامی که طلاق گیرند- نباشد؛ و فرمان خدا انجام شدنی است (و سنّت غلط تحریم این زنان باید شکسته شود).
    3 ) قصار 89 :
    وَ قَالَ ( عليه السلام ) : مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ .
    ترجمه:
    و آن حضرت فرمود: هر كس آنچه را ميان او و خداست اصلاح نمايد، خداوند آنچه را بين او و مردم است اصلاح كند. و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند كار دنيايش را اصلاح كند. و آن را كه از خود بر خود واعظ است از خدا بر او نگهبان است
    لینک ثابت
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی