newspart/index2
کار / کار در اسلام/کار جهادی/کارگر و کارفرما/تلاشگری/تولید/کار مضاعف/همت مضاعف و کار مضاعف/قانون کار
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
انگیزه‌ی کار؛ ایمان به نتیجه و اعتقاد به خدا

انسان برای کار انگیزه دارد. یک عامل درونی، انسان را وادار میکند. انسان نیاز را بفهمد، به نتیجه ایمان داشته باشد - و برای مردم مؤمن، در زیر نظر خدا بودن را هم بداند - این میشود انگیزه‌ی کامل. بعضی‌ها این اعتقاد را دارند، این آگاهی را دارند، این ایمان به نتیجه را دارند، اما خدا ندارند؛ آنها انگیزه‌شان کمتر است. اما وقتی من و شما میدانیم کاری که میخواهیم انجام بدهیم، کاری که داریم انجام میدهیم، کاری است برای خدا، کاری است برای نظام اسلامی، کاری است برای مردم و به سود مردم، و خدا این را می‌بیند، و اگر دیگران نفهمند، دیگران ما را تحسین نکنند، آفرین نگویند، برای ما کف نزنند، اما خدای متعال می‌بیند و قدر میداند و پاداش میدهد. امام حسین در روز عاشورا فرمود: «انّ ذلک بعین اللَّه»(1)؛ می‌بینم که کار من زیر نظر خداست. با این دید، این میشود آن انگیزه‌ای که با وجود آن، انسان هرگز دیگر بیکار نمیماند. و اسلام و تاریخ اسلام و وجود مقدس خاتم‌الانبیاء (صلّی اللَّه علیه و اله و سلّم) در تقویت این انگیزه و شناخت مواقع وجود این انگیزه و بهره‌برداری از آن به نفع اهداف و آرمانها، غوغائی کردند. انسان وقتی که تاریخ اسلام را نگاه میکند، می‌بیند در این خصوص غوغاست.1389/04/23

1 )
اللهوف على قتلى الطفوف، سید ابن طاووس ص 116  ؛

« قَالَ وَ لَمَّا رَأَى الْحُسَيْنُ ع مَصَارِعَ فِتْيَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِی إِعَانَتِنَا فَارْتَفَعَتْ‏ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ فَتَقَدَّمَ‏ إِلَى الْخَيْمَةِ وَ قَالَ لِزَيْنَبَ نَاوِلِينِی وَلَدِيَ الصَّغِيرَ حَتَّى أُوَدِّعَهُ فَأَخَذَهُ وَ أَوْمَأَ إِلَيْهِ لِيُقَبِّلَهُ فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ بْنُ الْكَاهِلِ الْأَسَدِيُّ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِسَهْمٍ فَوَقَعَ فِی نَحْرِهِ فَذَبَحَهُ فَقَالَ لِزَيْنَبَ خُذِيهِ ثُمَّ تَلَقَّى الدَّمَ بِكَفَّيْهِ فَلَمَّا امْتَلَأَتَا رَمَى بِالدَّمِ نَحْوَ السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ هَوَّنَ عَلَيَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَيْنِ اللَّهِ. »
ترجمه:
راوى گفت: حسين كه ديد جوانان و دوستانش كشته شده و روى زمين افتاده‏اند آهنگ شهادت و رویارویی با دشمن نمود و صدا زد: آيا دفاع كننده ای هست كه از حرم رسول خدا دفاع كند؟ آيا خداپرستى هست كه در حق ما از خداوند بترسد؟ آيا فریادرسی هست كه به خاطر خدا به ما كمك كند؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه نزد خداست ما را يارى كند؟ پس صدای زنان به شیون و زاری بلند شد حسين عليه السّلام به در خيمه آمد و به زينب فرمود: فرزند خردسال مرا به من بده تا با او خداحافظی كنم. كودك را گرفت و همين كه خواست كودكش را ببوسد حرملة بن كاهل اسدىكه خدا او را لعنت كند، او را با تیر زد كه در گلوى كودك جا گرفت و همان دم جان داد. حسين عليه السّلام به زينب فرمود: كودك را بگير سپس هر دو كف دست را به زير خون گلوى كودك گرفت و چون دستهایش پر از خون شد خون را به سوى آسمان پاشید و سپس فرمود: آنچه بر من وارد آمد برايم آسان است، چون در محضر خدا است.
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی