newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
دشمن‌شناسی, اتحاد ملی و انسجام اسلامی, وحدت کلمه

قدرت ملت‌ایران، که بحمدالله در سرتاسر آفاق سیاسی عالم برای سیاستمداران و مسؤولان و قدرتهای جهانی شناخته شده است، ناشی از چیست؟ ناشی از همین ایمان است. ناشی از همین انگیزه است. ناشی از همین هوشیاری و آگاهی و از همین اتحاد کلمه است. اینها را حفظ کنید. توصیه‌ی من، بخصوص به شما جوانان، رزمندگان، شهیدداده‌ها و جانبازان و آزادگان، این است که توطئه‌ی دشمن را استشمام و درک کنید. آن‌جایی که می‌خواهد اختلاف ایجاد کند؛ آن‌جایی که می‌خواهد بین ملت و دولت جدایی بیندازد؛ آن‌جایی که می‌خواهد قدر دولت و مسؤولین خدمتگزار و زحمتکش را در چشم مردم بشکند و آنها و زحمات آنها را کوچک کند، بدانید که توطئه می‌کند و این دست و زبان خبیث دشمن است که حرف می‌زند. امام بزرگوار ما رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، روی همین هوشیاری و آگاهی، در تمام این مدت و تا آخر عمر، تکیه می‌فرمود و سعی می‌کرد ما ملت ایران را هوشیار نگه دارد. مبادا بگذارید این هوشیاری، ذره‌ای مخدوش شود! مبادا احساسات گنگ و کور، بر بعضی غلبه کند و چیز کوچکی را بزرگ کنند و نظام و انقلاب و دستگاههای خدمتگزار و دولت جمهوری اسلامی و همه‌ی اینها را ندیده بگیرند! مواظب باشید چنین اشتباهی انجام نگیرد که این دشمن شاد کن خواهد بود.1371/07/29
لینک ثابت
معنا داشتن جهاد با نفس در محدوده ی عظیم اجتماعی

این، برای یک ملت، سرنوشت‌ساز است. یعنی عبور کردن از یک امتحان به شکل صحیح و خوب، ملت را عزیز، قوی و متکی به نفس می‌کند و خودباختگی را از او دور می‌سازد. این، آثار آن حرکتی است که شما مرد و زن در سرتاسر کشور، در هشت سال جنگ از خود نشان دادید. آن حرکت، واقعاً یک حرکت عظیم و بزرگ بود. آنچه من عرض می‌کنم این است: بعد از آن‌که به خاطر آن بزرگواریها و گذشتها، این محصول به دست ملت ایران آمد، باید به حفظ و تقویت آن پرداخت و نباید آن را رها کرد. از این روست که نبی‌اکرم اسلام، صلی‌اللَّه‌علیه‌وآله‌وسلم، بعد از آن‌که از میدان جنگ سختی برگشتند، فرمودند: «این جهاد اصغر بود و بعد از این، نوبت جهاد اکبر است».(1) جهاد اکبر یعنی جهاد با نفس. جهاد با نفس را فقط در یک محدوده‌ی شخصی نباید محصور کرد. البته مبارزه با شهوات و لذت‌طلبی و راحت‌طلبی و افزون‌طلبی و اخلاق ناشایسته در وجود آدمی، مبارزه با نفس است و مهم هم هست. یعنی آدمی با آن شیطان درونی خود باید دائم مبارزه کند و او را مهار بزند تا نتواند انسان را به کارهای زشت وادار کند. لکن جهاد با نفس، در محدوده‌ی عظیم اجتماعی هم معنا دارد. آن، این است که این روحیات پیروزی‌آفرین و احساسات و تفکراتی را که توانست آن امتحان را به آن شکل افتخارآمیز به پایان برساند، در خودمان حفظ کنیم و خود را رها نکنیم. کسی گمان نکند که وقتی گفته می‌شود دوران بازسازی است، یعنی دیگر دوران حماسه و شور و انقلابی‌گری تمام شد. هرگز چنین نیست. دشمن می‌خواهد این‌طور تبلیغ کند که دوران بعد از جنگ و دوران بازسازی، یعنی دورانی که دیگر شور و حماسه‌ی انقلاب در آن نیست. یعنی آن حماسه‌ها و ایمان جوشان و فداکاریها و صلابت در مقابل دشمن، مخصوص دوران جنگ بود و حالا دیگر آن دوران تمام شد. حالا دیگر دوران این است که برگردیم به همان شکلی که مردم غافل بعضی از کشورها در آن شکل زندگی می‌کنند!1371/07/29

1 )
الكافی  ثقة الاسلام كلینی ج  5 ص  13 ؛ 
معانی الاخبار، شیخ صدوق  ص160 ح1 ؛	
امالی صدوق ص 553 ح9 ؛ 
روضه الواعظین، فتال نیشابوری   ج 2 ص 421 ؛ 
بحارالانوار، علامه مجلسی ج 67 ص 65 ح7 ؛

أَنَّ النَّبِيَّ ص بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ
ترجمه:
امام علی (ع) فرمود، رسول خدا(ص) گروهی را [برای جنگ]فرستاد هنگامی كه بازگشتند گفت خوشا به حال مردمی كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبر بر آنان باقی مانده است گفته شد ای رسول خدا جهاد اكبر چیست؟ گفت جهاد و پیكار با نفس سپس فرمود برترین جهاد، [از آن] كسی است كه با نفسش كه در میان دو پهلوی اوست جهاد كند.
لینک ثابت
روشنفکری

بعضی از مردم به اینجا تلفن زدند، نامه نوشتند و سفارش کردند که «آقا! شما گفتید نهی از منکر. سیل پشتیبانی‏ها هم انجام گرفت. اما عملًا کاری نشد!» عملًا چه کار می‏خواستید بشود؟ مگر لازم است که اینجا هم دولت وارد شود یا دستگاه قضائی مستقیماً وارد شود؟ خود مردم باید وارد شوند. خود مردم باید نهی کنند. البته دولت، مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضائی و نیروی انتظامی، موظفند که ناهی از منکر را پشتیبانی کنند. این، وظیفه‏ی آن‏هاست. مباشر کار، خود مردم می‏توانند باشند و باید باشند. بخش عمده‏ی قضیه، اینجاست. جوان رزمنده، خانواده‏ی شهیدداده، خانواده‏ی ایثارگر، خانواده‏ی اهل انفاق، مؤمنین نمازخوان و روزه بگیر و مسجد برو، دلسوزان انقلاب، روشن‏فکران علاقه‏مند به مفاهیم اسلامی و انقلابی؛ همه‏ی این‏ها باید در صحنه باشند.1371/07/29
لینک ثابت
امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر، این واجب الهی را برپا بدارید. در بین جوانان در سرتاسر کشور، شور و غوغایی به وجود آمد. پس، پیداست که این جوانان متمایل به امر به معروف و نهی از منکرند. بنابراین، وظیفه‏ی ما، مسئولین، قانون‏گذاران و مجریان است که راه و زمینه را برای اجرای این واجب الهی هموار و فراهم کنیم. امروز بحمد اللّه مجلس شورای اسلامی، مجریان، مسئولین کشور و دستگاه قضائی، همه از خود این ملتند. مبادا در گوشه و کنار، یا در دستگاه انتظامی یا قضائی، کسانی باشند که راه را جلو آمر به معروف و ناهی از منکر سد کنند! مبادا کسانی باشند که اگر کسی امر به معروف و نهی از منکر کرد، از او حمایت نکنند، بلکه از مجرم حمایت کنند! البته خبرهایی از گوشه و کنار کشور، در بعضی از موارد به گوش من می‏رسد. هرجا که بدانم و احساس کنم و خبر اطمینان‏بخشی پیدا کنم که آمر به معروف و ناهی از منکر، خدای نکرده مورد جفای مأمور و مسئولی قرار گرفته، خودم وارد قضیه خواهم شد. این، آن چیزی است که قوام کشور و استقلال کشور را حفظ خواهد کرد. و الّا ما دشمن زیاد داریم. چرا دشمن تا امروز نتوانسته است مویی از سر این ملت کم کند و به این کشور ضربه بزند؟ بحمد اللّه ایران اسلامی، با قدرت و صلابت کامل، در مقابل همه‏شان ایستاد و ایستاده است. چرا؟ ایران که همان ایران صد و پنجاه سال قبل است! این، به خاطر احساس وظیفه‏ی شما، به خاطر همین حضور شما، به خاطر همین روحیه‏ی حزب‏اللهی شما و به خاطر این است که زن و مرد مسلمان، تا همه جا حاضرند از ایمان و اسلام و انقلابشان دفاع کنند. این‏هاست که این کشور را حفظ کرده است. مگر طور دیگری می‏شود این کشور را، با این همه دشمن و بدخواه که چشم طمع به منابع زیرزمینی و بازارهای آن دوخته‏اند، حفظ کرد؟! مگر می‏شود در مقابل آن‏ها، بدون این روحیه مقاومت کرد؟! این‏گونه است که کشور حفظ می‏شود؛ با امر به معروف و نهی از منکر. منتها من دو تذکر به شما جوانان عزیز در هرجای کشور که هستید می‏دهم. اولًا امر به معروف و نهی از منکر یک واجب است که رودربایستی و خجالت برنمی‏دارد. ما گفتیم: اگر دیدید کسی مرتکب خلافی می‏شود، امر کنید به معروف و نهی کنید از منکر. یعنی به زبان بگویید. نگفتیم مشت و سلاح و قوت به کار ببرید. این‏ها لازم نیست. خدای متعال که این واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده است، خودش می‏داند مصلحت چگونه است. ما هم تا حدودی حکم و مصالح الهی را درک می‏کنیم. بزرگترین حربه در مقابل گناهکار، گفتن و تکرار کردن است. اینکه یک نفر بگوید اما ده نفر ساکت بنشینند و تماشا کنند، نمی‏شود. اگر یکی دچار ضعف نفس بشود، یکی خجالت بکشد و یکی بترسد، اینکه نهی از منکر نخواهد شد. گناهکار هم فقط بدحجاب نیست که بعضی فقط به مسأله‏ی بدحجابی چسبیده‏اند. این، یکی از گناهان است و از خیلی از گناهان کوچک‏تر است. خلافهای فراوانی از طرف آدم‏های لاابالی در جامعه وجود دارد: خلافهای سیاسی، خلافهای اقتصادی، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار اداری، خلافهای فرهنگی. این‏ها همه خلاف است. کسی غیبت می‏کند، کسی دروغ می‏گوید، کسی توطئه می‏کند، کسی مسخره می‏کند، کسی کم‏کاری می‏کند، کسی ناراضی‏تراشی می‏کند، کسی مال‏ مردم را می‏دزدد، کسی آبروی مردم را بر باد می‏دهد. این‏ها همه منکر است. در مقابل این منکرات، عامل بازدارنده، نهی است؛ نهی از منکر. بگویید: «آقا، نکن.» این تکرار «نکن»، برای طرف مقابل، شکننده است. این نکته‏ی اول؛ که نهی از منکر، اراده و تصمیم و قدرت و شجاعت لازم دارد، که بحمد اللّه، در قشرهای مردم ما و در زن و مرد ما وجود دارد. باید آن را به کار بگیرید. منتظر نباشید که دستگاه‏ها بیایند و کاری بکنند.
بعضی از مردم به اینجا تلفن زدند، نامه نوشتند و سفارش کردند که «آقا! شما گفتید نهی از منکر. سیل پشتیبانی‏ها هم انجام گرفت. اما عملًا کاری نشد!» عملًا چه کار می‏خواستید بشود؟ مگر لازم است که اینجا هم دولت وارد شود یا دستگاه قضائی مستقیماً وارد شود؟ خود مردم باید وارد شوند. خود مردم باید نهی کنند. البته دولت، مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضائی و نیروی انتظامی، موظفند که ناهی از منکر را پشتیبانی کنند. این، وظیفه‏ی آن‏هاست. مباشر کار، خود مردم می‏توانند باشند و باید باشند. بخش عمده‏ی قضیه، اینجاست. جوان رزمنده، خانواده‏ی شهیدداده، خانواده‏ی ایثارگر، خانواده‏ی اهل انفاق، مؤمنین نمازخوان و روزه بگیر و مسجد برو، دلسوزان انقلاب، روشن‏فکران علاقه‏مند به مفاهیم اسلامی و انقلابی؛ همه‏ی این‏ها باید در صحنه باشند.
تذکر دوم این است که مواظب باشید کسانی از این واجب الهی، سوءاستفاده نکنند. حساب صاف کردنها، به خرده حسابهای گذشته رسیدن، پرده‏دری، آبروریزی، تعرض به نوامیس و عرض و مال این و آن به بهانه‏ی این واجب الهی، این‏ها نباید باشد. مردم باید هوشیار باشند. مردم همواره و در همه‏ی قضایا تیزهوشند. تیزهوشی مردم است که خیلی از اوقات دستگاه‏ها را متوجه قضایای گوناگون می‏کند. در همین قضایای رذالتها و موذی‏گریهای ضد انقلاب و گروهکها از روز اول تا امروز، غالباً مردم بودند که کمک کردند، مباشرت کردند، تیزبینی کردند، دقت به خرج دادند، چیزی را دیدند و اقدامی را انجام دادند و مسئولین را هم هدایت کردند. اینجا نیز همان‏طور است. خود مردم، با تیزهوشی نباید بگذارند این واجب الهی و این فریضه‏ی بزرگ زمین بماند، یا خدای ناکرده مورد سوءاستفاده قرار گیرد.1371/07/29

لینک ثابت
آزمایش‌های تاریخی ملت ایران در دفاع مقدس و معاهده ترکمانچای

این جنگ چند ساله، بوته‌ی آزمایشی برای ملت ما بود. همه را - مگر یک عده‌ی معدود - در بوته‌ی آزمایش خود وارد کرد، گداخت و تلطیف نمود و جانهای مستعد، از آن روزهای سخت و ملتهب، بهره‌ها گرفتند. آنچه می‌خواهم عرض کنم این است که همه‌ی ملتها، آزمایشهای سختی را در دوران زندگی خودشان گذرانده‌اند. لکن آن ملتی قوی، پایدار، عزیز و غنی می‌شود و پیشرفت می‌کند، که اولاً از آن آزمایشها سرافراز بیرون آید و ثانیاً نتایج آن آزمایشها را برای خودش حفظ کند.
اگر فرض بفرمایید ملت ایران در این جنگی که گذشت، العیاذ باللَّه سستی به خرج می‌داد، نتیجه چه می‌شد؟ نتیجه همان چیزی می‌شد که در تقریباً در صد و پنجاه سال قبل در همین کشور اتفاق افتاد. جنگی از جانب همسایه‌ی شمالی بر ما تحمیل شد و نتیجه‌ی آن جنگ و سستیها در آن، این بود که بخش قابل توجهی از خاک این میهن از آن جدا شد و عهدنامه‌ی ننگین ترکمانچای بسته شد. کشور، همین کشور بود و ملت، همین ملت؛ اما آن روز، این ملت از آن امتحان سربلند بیرون نیامد. سستی کرد و نتیجه آن شد که بعد از شکست در حادثه‌ی جنگ ایران و روس - در زمان قاجار - و بسته شدن عهدنامه‌ی ترکمانچای، تا دورانی طولانی، ملت ایران که هیچ، حتی شخصیتهای ایران احساس ضعف و خودباختگی می‌کردند و قدرت این را که شخصیتی از خود نشان دهند، نداشتند. یعنی آن شکست تاریخی، شکستی برای همان مرحله نبود، بلکه شکستی برای صد و پنجاه سال دوران تاریخ ما بود. آن یک امتحان بود.
آن روز، حکام و رجال سیاسی، بد و فرماندهان نظامی نالایق بودند؛ و الّا مردم، مردم خوبی بودند. لازم بود کسی آن مردم را در وسط میدان نگه دارد، ایمان به حرکت خود داشته باشد، فداکاری کند و از منافع و لذت خود بگذرد. در آن روز، این‌گونه افراد نبودند. سلاطین حکومت می‌کردند و کشوری که در رأس آن، چنان حکام فاسدی باشند، نتیجه نیز همان می‌شود. همین ملت، در این جنگی که در زمان شما و ما اتفاق افتاد، چشم همه‌ی دنیا را به خودش متوجه کرد؛ ایران را سربلند کرد و قدرت اسلام را نشان داد. با این‌که فقط یک کشور همسایه نبود که به ما حمله می‌کرد؛ بلکه پشت سر آن امریکا بود، شوروی آن روز بود، دیگر قدرتهای مسلح عالم بودند؛ اما درعین‌حال، به خاطر ایمان به خدا، رهبری امام بزرگوار - آن انسان فوق‌العاده - و فداکاری جوانان و گذشت خانواده‌ها، توانست یک حرکت همراه با افتخار را در این حادثه انجام دهد.1371/07/29

لینک ثابت
از خود بیگانگی, امتحانات الهی, امتحان ملت‌های مسلمان, اعتماد به نفس ملی

عبور كردن از يك امتحان به شكل صحيح و خوب، ملت را عزيز، قوى و متكى به نفس مى‌كند و خودباختگى را از او دور مى‌سازد.1371/07/29
لینک ثابت
مردم, استقلال جمهوری اسلامی, شور انقلابی

قوام مملكت و نظام اسلامى و اين استقلال ديريافته، به اين است كه شما مردم و شما جوانان، همان شور و احساس انقلابى را كه در دوران جنگ و درآغاز انقلاب بود، با همان قدرت حفظ كنيد.1371/07/29
لینک ثابت
مقاومت ملت ایران

بحمداللَّه ایران اسلامى، با قدرت و صلابت کامل، در مقابل همه‌شان ایستاد و ایستاده است. چرا؟ ایران که همان ایران صد و پنجاه سال قبل است! این، به خاطر احساس وظیفه‌ى شما، به خاطر همین حضور شما، به خاطر همین روحیه‌ى حزب‌اللهى شما و به خاطر این است که زن و مرد مسلمان، تا همه‌جا حاضرند از ایمان و اسلام و انقلابشان دفاع کنند. اینهاست که این کشور را حفظ کرده است. مگر طور دیگرى مى‌شود این کشور را، با این همه دشمن و بدخواه که چشم طمع به منابع زیرزمینى و بازارهاى آن دوخته‌اند، حفظ کرد؟! مگر مى‌شود در مقابل آنها، بدون این روحیه مقاومت کرد؟! این گونه است که کشور حفظ مى‌شود؛ با امر به معروف و نهى از منکر. منتها من دو تذکر به شما جوانان عزیز - در هرجاى کشور که هستید - مى‌دهم. اولاً امر به معروف و نهى از منکر یک واجب است که رودربایستى و خجالت بر نمى‌دارد. ما گفتیم: اگر دیدید کسى مرتکب خلافى مى‌شود، امر کنید به معروف و نهى کنید از منکر. یعنى به زبان بگویید. نگفتیم مشت و سلاح و قوت به کار ببرید. اینها لازم نیست. خداى متعال که این واجب را بر ما مسلمانان نازل فرموده است، خودش مى‌داند مصلحت چگونه است. ما هم تا حدودى حکم و مصالح الهى را درک مى‌کنیم. بزرگترین حربه در مقابل گناهکار، گفتن و تکرار کردن است. این‌که یک نفر بگوید اما ده نفر ساکت بنشینند و تماشا کنند، نمى‌شود. اگر یکى دچار ضعف نفس بشود، یکى خجالت بکشد و یکى بترسد، این‌که نهى از منکر نخواهد شد. گناهکار هم فقط بدحجاب نیست که بعضى فقط به مسأله‌ى بدحجابى چسبیده‌اند. این، یکى از گناهان است و از خیلى از گناهان کوچکتر است. خلافهاى فراوانى از طرف آدمهاى لاابالى در جامعه وجود دارد: خلافهاى سیاسى، خلافهاى اقتصادى، خلاف در کسب و کار، خلاف در کار ادارى، خلافهاى فرهنگى. اینها همه خلاف است. کسى غیبت مى‌کند، کسى دروغ مى‌گوید، کسى توطئه مى‌کند، کسى مسخره مى‌کند، کسى کم‌کارى مى‌کند، کسى ناراضى تراشى مى‌کند، کسى مال مردم را مى‌دزدد، کسى آبروى مردم را بر باد مى‌دهد. اینها همه منکر است. در مقابل این منکرات، عامل باز دارنده، نهى است؛ نهى از منکر. بگویید: «آقا، نکن.» این تکرار «نکن»، براى طرف مقابل، شکننده است. این نکته‌ى اول؛ که نهى از منکر، اراده و تصمیم و قدرت و شجاعت لازم دارد، که بحمداللَّه، در قشرهاى مردم ما و در زن و مرد ما وجود دارد. باید آن را به کار بگیرید. منتظر نباشید که دستگاهها بیایند و کارى بکنند.1371/07/29
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی