newspart/index2
قانون‌‌گرایی / قانون‌شکنی / تبعیت از قانون/قانون‌مندی/رعایت قانون/تقید به قانون/التزام به قانون
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
قانون‌‌گرایی

یك مسئله‌‌ی دیگر هم- كه حالا دارد صحبت ما طولانی می‌شود- مسئله‌‌ی فرهنگ قانون‌‌مداری در كشور است. ما واقعاً احتیاج داریم به اینكه قانون در تمام امور كشور، یك شاخص، یك محور، یك فصل الخطاب محسوب شود. اگر ما قانون‌مدار باشیم، واقعاً این، زندگی مردم را روان خواهد كرد؛ درست مثل چراغ‌های سبز و قرمز سر تقاطع‌ها. ببینید رعایت نكردن این مسئله چقدر مشكل ایجاد می‌كند. خوب، شما با اتومبیلتان رسیدید سر چهارراه. فرض كنید یك دقیقه، دو دقیقه چراغ سبز بود و داشتند می‌رفتند؛ تا شما رسیدید، قرمز شد. سخت است دیگر؛ باید حالا مدتی اینجا بایستید. ورود شما در این منطقه‌‌ی ممنوعه، برای خاطر آسایش خودتان و دل خودتان، موجب می‌شود كه چند ده برابر شما گاهی آدم و اتومبیل در دو طرف مسیر كارشان دچار اختلال بشود؛ آن كسی هم كه به عنوان پلیس راهنمائی آن وسط ایستاده كه باید كار را تنظیم كند، دچار مشكل بشود. خوب، قانون را رعایت كنید تا این همه مشكل به وجود نیاید. ببینید، این یك مثال واضحی است كه به طور روزمره با آن مواجه‌‌ایم و لذا غالباً هم رعایت می‌كنند. همه‌‌ی جاها قانون همین است. اگر رعایت قانون شد، كارها روان می‌شود؛ اگر بی‌‌قانونی آمد وسط میدان- كه هركسی هم برای بی‌‌قانونیِ خودش بالاخره یك توجیهی دارد؛ یكی می‌گوید آقا این قانون حق من را ضایع كرد، این قانون نمی‌دانم چنین بود، این قانون چنان بود؛ اما این توجیه‌‌ها قابل قبول نیست- كارها مختل می‌شود.
اگر بی‌‌قانونی رائج شد، كارها گره خواهد خورد؛ ترافیك سنگین خواهد شد، گره‌‌های ترافیكی به وجود می‌‌آید، كار مردم از بین می‌رود، مصالح مردم پامال می‌شود. همه بایستی به قانون‌ احترام بگذارند. و من به شما عرض بكنم؛ این مورد هم مثل موارد دیگر از چیزهائی است كه فرهنگ آن بایستی از نخبگان سرریز بشود به بدنه‌‌ی جامعه. اگر شما كه جزو نخبگان هستید، قانون‌ را رعایت نكردید، انتظار نداشته باشید كه بدنه‌‌ی جامعه قانون‌ را رعایت كند. ادعای نخبگی بكنیم- نخبگی سیاسی، نخبگی علمی- اما در همان مورد كارِ خودمان به قانون‌ بی‌‌اعتنائی كنیم.
در همین قضایای جاری هم بنده مُصر بودم و هستم و خواهم بود بر اجرای قانون؛ یعنی یك‌قدم از قانون فراتر نخواهیم رفت؛ قانون كشورمان، قانون جمهوری اسلامی. مطمئناً نه نظام، نه این مردم به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت. نقطه‌‌ی مقابل قانون‌گرائی و انقیاد در مقابل قانون، دیكتاتوری است. این هم دوستان حتماً می‌دانند و بدانند- اگر نمی‌دانند- كه در زمینه‌‌ی روحیِ همه‌‌ی ما یك میل به دیكتاتوری وجود دارد؛ این را باید سركوب كنید. همین طور كه عرض كردیم، این فیلِ مستِ درون را با چكش قانون و دین و تعبد دائماً سربه‌‌راه‌راه نگه داریم. اگر خود ما علاج نكنیم، علاجش مشكل خواهد شد. اگر انقیاد به قانون نبود، روح دیكتاتوری یواش‌‌یواش بروز خواهد كرد. در جوامع، دیكتاتوری همین‌جور به وجود می‌آید.1388/04/03

لینک ثابت
قانون‌‌گرایی

‌در مورد قوه‌‌ی قضائیه آنچه كه مهم است، این است كه ما ببینیم قوه‌‌ی قضائیه برای چیست؛ آن را تأمین كنیم. همه‌‌ی كارها در این جهت باید باشد. قوه‌‌ی قضائیه برای عدل است، برای عدالت است. معیار و شاخص عدل هم عمل به قانون‌ است. اگر عمل فرد، جمع، منطبق به قانون‌ شد، این عدالت است؛ اگر از قانون‌ انحراف پیدا كرد، این بی‌‌عدالتی است. و قانون‌ هم در نظام اسلامی، قانون‌ اسلامی است. البته در مجموعه‌‌ی قوانین ما ممكن است قوانینی باشند كه صددرصد با احكام اسلامی منطبق نباشند، یا قوانینی كه از قبل مانده‌‌اند یا برخی قوانین دیگر، كه این‌ها بایست اصلاح بشود. معیار، این است كه برطبق قانون‌ عمل بشود. عدل، اینجا تحقق پیدا می‌كند.1388/04/03
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی