پیشرفت علمی ایران / پیشرفت/ تولید علم
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
پیشرفت علمی ایران

یک نگاه به برنامه‏ی کلی علمی در دانشگاه‏ها، نشان‏دهنده‏ی نداشتن نقشه‏ی جامع علمی است. آن طوری که در گزارشها من به دست می‏آورم و افراد آگاه و خبره و دانشگاهی و مسئول به ما اطلاع می‏دهند، تقسیم توان در برنامه‏ریزی رشته‏های گوناگون علمی، یک تقسیم عادلانه و صحیح و منطبق با نیاز کشور نیست. یک جاهائی ما رشدهای چشمگیری داریم، یک جاهائی اصلًا حرکتی‏ مشاهده نمی‏شود! این غلط است. این ناشی از نبود نقشه‏ی جامع علمی‏ است. درست است که در هر رشته‏ای ما پیشرفت‏ بکنیم، مغتنم است و برای کشور ما که سالهای متمادی، ده‏ها سال در دوران حاکمیت طواغیت، از کاروان علمی بشر عقب مانده است، هرجائی دستمان به هر چیزی از ثمرات علم‏ و پیشرفتهای‏ علمی بند شد، مغتنم است؛ در این تردیدی نیست؛ اما اگر می‏خواهیم کشور رتبه‏ی علمی به معنای واقعی کلمه پیدا کند و علم در کشور نهادینه بشود، ما بایستی در رشته‏های گوناگون علمی- چه در آموزش، چه در پژوهش- توازن و تعادل صحیح و واقعی و عادلانه‏ای ایجاد بکنیم؛ این جزو نیازهای ماست.اینکه دهه‏ی آینده- که شروع شد، یعنی دهه‏ای که امسال اولین سالش است- به عنوان دهه‏ی پیشرفت و عدالت اعلام شده، بدون تردید یک پایه‏ی اصلی آن علم است؛ گسترش علم و تعمیق علم در کشور است. کمااینکه اصل اعلام این عنوان- عنوان دهه‏ی پیشرفت- به پشت‏گرمی پیشرفت‏هائی بوده که در کشور از لحاظ علمی دیده شده. یعنی این امید به وجود آمده که ما می‏توانیم در ظرف یک دهه، یک پیشرفت چشمگیر، یک حرکت سریع در زمینه‏های علمی داشته باشیم که بخشی از عقب‏ماندگی‏های ما را جبران بکند. بنابراین مسئله‏ی علم مهم است. در باب علم و تحقیق، آن بخش عمده هم مربوط به تحقیق است؛ مربوط به پژوهش است.
نکته‏ای را که بعضی از دوستان در اینجا گفتند، مورد تأکید بنده است، که پژوهش اولًا مورد اهتمام قرار بگیرد، ثانیاً سمت و سوی پرداختن به نیازهای کشور را پیدا کند. یعنی حقیقتاً پژوهشهائی بکنیم که مورد نیاز ماست. من بارها هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن دوستان عرض کرده‏ام، هم شاید اینجا گفته‏ام: ما ملاک پیشرفت علمی‏مان را درج مقالات در مجلات آی. اس. آی نباید قرار بدهیم. ما نمی‏دانیم آنچه که پیشنهاد می‏شود، تشویق می‏شود، برایش، آن مقاله‏نویس احترام می‏شود، دقیقاً همان چیزی باشد که کشور ما به آن احتیاج دارد. ما خودمان باید مشخص کنیم که در باره‏ی چی مقاله می‏نویسیم، در باره‏ی چی تحقیق می‏کنیم. البته انعکاس در مجامع جهانی لازم است، ضروری است؛ و انعکاس هم پیدا خواهد کرد. مقصود این است که ما پژوهش را تابع نیاز خودمان قرار بدهیم.
در همین زمینه من این را عرض بکنم که طبق آنچه که به ما گزارش دادند، در بین این مجموعه‏ی عظیم دانشجوئی کشور که حدود سه میلیون و نیم مثلًا دانشجوی دولتی و آزاد و پیام نور و بقیه‏ی دانشگاه‏های کشور داریم، حدود دو میلیون این‏ها دانشجویان علوم انسانی‏اند! این به یک صورت، انسان را نگران می‏کند. ما در زمینه‏ی علوم انسانی، کار بومی، تحقیقات اسلامی چقدر داریم؟ کتاب آماده در زمینه‏های علوم انسانی مگر چقدر داریم؟ استاد مبرزی که معتقد به جهان‏بینی اسلامی باشد و بخواهد جامعه‏شناسی یا روان‏شناسی یا مدیریت یا غیره درس بدهد، مگر چقدر داریم، که این همه دانشجو برای این رشته‏ها می‏گیریم؟ این نگران‏کننده است. بسیاری از مباحث علوم انسانی، مبتنی بر فلسفه‏هائی هستند که مبنایش مادی‏گری است، مبنایش حیوان انگاشتن انسان است، عدم مسئولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوی به انسان و جهان است. خوب، این علوم انسانی را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی‏ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم، در واقع شکاکیت و تردید و بی‏اعتقادی به مبانی الهی و اسلامی و ارزشهای خودمان را در قالبهای درسی به جوانها منتقل کنیم؛ این چیز خیلی مطلوبی نیست. این از جمله‏ی چیزهائی است که بایستی مورد توجه قرار بگیرد؛ هم در مجموعه‏های دولتی مثل وزارت علوم، هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی، هم در هر مرکز تصمیم‏گیری که در اینجا وجود دارد؛ اعم از خود دانشگاه‏ها و بیرون دانشگاه‏ها. به هر حال نکته‏ی بسیار مهمی است. این حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه.
بعضی از دوستان، اینجا گفتند: سازوکارهای کنونی دستگاه‏های علمی و فرهنگی کشور، جواب‏گوی نیاز کشور نیست. من به تجربه می‏خواهم عرض بکنم، افزایش تشکیلات کمکی به حل مشکلات نمی‏کند. ما یک تشکیلات دیگر درست کنیم، یک مجموعه‏ی خبرگان دانشگاهی فرض کنید ایجاد کنیم، این تراکم منظمه‏های گوناگون و تشکل‏های گوناگون دولتی و اداری برای رسیدن به این اهداف حقیقتاً کارساز نیست. همین تشکل‏های موجود، سازمانهای موجود را باید کارآمد کرد. فرض بفرمائید خود وزارت علوم در معاونتهای ذی‏ربط، در مدیریتهای کلان زیرمجموعه‏ی معاونتها دقت کنند، آدم‏های باسواد، کارآمد، مؤمن، انقلابی، شجاع، خوش‏فکر، بهره‏برنده‏ی از نیروهای انسانی کارآمد را آنجاها بگذارند. یا شورای عالی انقلاب فرهنگی که من مکرراً سفارش کرده‏ام، نوع ارتباطشان را با نخبگان آن‏چنان تسهیل کنند که این ارتباط روان بشود تا بتوانند از نظرات آن‏ها استفاده کنند. همین مجموعه‏های موجود را بایستی تقویت کرد، تا بتوان پایه‏ی علم و تحقیق را در کشور پیش برد.
اینکه حالا راجع به مسائل مربوط به دانشگاه‏ها و مربوط به علم و پیشرفت علم، که خلاصه‏ی کلام هم این است که ما در دهه‏ی پیشرفت و عدالت، یکی از دو سه پایه‏ی بسیار مهمی که باید دنبال کنیم، پایه‏ی علم است؛ که همه در این زمینه مسئولیت دارند. دانشگاه‏ها هم مسئولیت دارند، اساتید هم مسئولیت دارند. حضور اساتید در دانشگاه‏ها در ساعات مربوط به تدریس، در ساعات مربوط به مشورت‏دهی به دانشجوها، خیلی مهم است.1388/06/08

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی