طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
وحدت کلمه

ملت ایران باید هوشیار باشد. شما به برکت هوشیاری‌تان، بحمداللَّه توانستید این راه دشوار را تا این‌جا طی کنید. هوشیاری همراه با اتّکای به خدا و توجّه و توسّل به ولیّ‌عصر ارواحنافداه. اتّحاد کلمه را حفظ کردن، از دشمن نترسیدن و از خدا ترسیدن؛ اینها موجب شد که شما بتوانید این راه را تا امروز طی کنید. ان‌شاءاللَّه در آینده هم، خدای متعال کمک خواهد کرد و به فضل پروردگار، این جامعه‌ی اسلامی، از لحاظ مادّی و معنوی همان جامعه‌ی نمونه‌ای خواهد شد که دلهای همه‌ی ملتهای دنیا به سمت آن کشش و جذبه پیدا کند.1372/10/06
لینک ثابت
شاخص انقلاب اسلامی

مگر می‌شود با این کلمات، جامعیّت علی را تصویر کرد؟! ما مثل آن نقاشِ ناشیِ بی‌علم و بی‌هنری هستیم که بخواهد چهره‌ی زیبایی را با خطِّ مدادی بکشد. چهار تا خط را این طرف و آن طرف می‌کشیم؛ یک هیکل مجسّم خواهد شد. اما آن چهره‌ی زیبا، یعنی این؟! خیلی بالاتر از این حرفهاست!
اما برادران و خواهران! همان تصویر ناقصی هم که ما تصویر می‌کنیم، آن‌قدر زیباست، آن قدر بالاست، آن قدر شاخص است، که چشم انسان را مبهوت می‌کند! ما باید به آن سمت حرکت کنیم. البته هیچ کس توقّع ندارد که ما حتّی به یک فرسخی امیرالمؤمنین هم برسیم. این، واقعیّتی است.
یک وقت بنده در نماز جمعه‌ی چند سال قبل از این، گفتم که ما نمی‌توانیم مثل امیرالمؤمنین باشیم. یک نفر نامه نوشت که «شما خوب خودتان را راحت کردید! می‌گویید: ما نمی‌توانیم مثل امیرالمؤمنین باشیم!» بحث راحت کردن خودمان نیست. امیرالمؤمنین، علیه‌الصّلاةوالسّلام، خودش هم فرمود که «شما نمی‌توانید.»
او در قلّه است. یک قلّه‌ی مرتفع را در نظر بگیرید! ما باید به سمت قلّه به راه بیفتیم؛ ولو در این دامنه‌ها. عمده این است. مهم این است. شاخص این است. باید حرکت کنیم. نباید بگوییم «ما که نمی‌رسیم به آن‌جا.» نه! باید حرکت کرد.
امیرالمؤمنین برای کسانی که مسؤول بخشی از بخشهای تشکیلات دولتی هستند، الگوست. گویا در جمع شما، عدّه‌ای از مسؤولین محترم دستگاههای اداری و دولتی حضور دارند. در هرجا که هستند چه کوچک، چه بزرگ باید کار را با دلسوزی برای مردم انجام دهند. باید بدون منّت انجام دهند. و مُراجع خود را احترام و تکریم کنند. آنها را تحقیر نکنند. بر آنها منّت نگذارند. از آنها توقّع نکنند. سلامت دست، سلامت چشم، سلامت زبان، سلامت جیب، بلکه سلامت قلب که از همه‌ی اینها مشکلتر است را از ما خواسته‌اند که داشته باشیم. امیرالمؤمنین در راه احیای انسانها کار کرد.1372/10/06

لینک ثابت
محاصره اقتصادی

پانزده سال است تبلیغاتچی‏های دنیا و امروز بیشتر از گذشته سعی می‏کنند ملت ایران را، که می‏رود تا به قلّه برسد، مأیوس کنند. می‏گویند: «آقا، وضع اقتصاد خراب است! آقا، دنیا نمی‏گذارد! آقا، امریکا نمی‏گذارد! آقا، مردم ناراحتند!» دائم در گوش مردم این چیزها را می‏خوانند؛ آن هم با روشهای تبلیغاتی بسیار زیرکانه. بنده حرفهای این‏ها را گوش می‏دهم. حرفهایشان را گاهی مستقیماً گوش می‏دهم و بسیاری اوقات هم می‏نویسند یا ضبط می‏کنند و برایم می‏آورند. من می‏بینم این‏ها چه می‏گویند. می‏بینم که نشسته‏اند و کلماتی را انتخاب کرده‏اند که مردم این حرف را باور کنند! یک دروغ مسلّم را می‏خواهند مردم باور کنند! متأسّفانه بعضی در داخل، هرچه حرف می‏زنند برای مأیوس کردن مردم است. یا سکوت می‏کنند، یا اگر یک‏کلمه حرف هم زدند، برای این است که مردم را مأیوس کنند!

چرا مردم را مأیوس می‏کنید؟! چرا به این ملت قدرتمند و شجاع، که می‏تواند راههای دشوار را برود و دشوارترین بخش راه را هم تا کنون رفته است می‏گویید: «نمی‏توانید به حکومت و جامعه و نظام عادلانه اسلامی برسید»؟! چرا؟! همه‏ی راه‏ها را دشمن رفت، بلکه بتواند شما ملت را شکست دهد؛ و نتوانست. همه‏ی راه‏ها را رفتند: راه جنگ نظامی، راه محاصره‏ی اقتصادی، راه تبلیغات، راه فحّاشی، راه تهمت زدن به مسئولین. چقدر تهمتها زدند بعد از این هم، البته خواهند زد کسی باور نکرد. حرفهایی می‏زنند با شواهد دروغین، و مطلبی را ادّعا می‏کنند تا مردم را مأیوس کنند.1372/10/06

لینک ثابت
حقوق بشر

ملتها، در همه جای دنیای اسلام، دلشان برای همکیشانشان می‌تپد؛ اما ملتها، با کمک دولتها می‌توانند راه بیفتند و اعلام وجود کنند. در جاهای دیگر، اجازه داده نمی‌شود؛ یا خیلی به ندرت و کم. در این‌جا دولت خودش پیشاپیش مردم، در این راهها حرکت می‌کند. لذا با ما مخالفند. همه‌ی کسانی که در قضیه‌ی فلسطین و در توطئه علیه فلسطین سهیمند، با حرکت ملت و دولت ایران به نفع مردم فلسطین، مخالفند. همه‌ی جلّادانی که دستشان تا مرفق در خون مردم بوسنی هرزگوین فرو رفته است و این روزها باز نام آن ملت مظلوم تکرار می‌شود با این حکومت مخالفند. چرا؟ چون جلوِ ملتهای دنیا و دولتهای مسلمان حرکت می‌کند و می‌گوید: «بیایید به این ملت مظلوم کمک کنید.»
کجایند کسانی که ادّعای بشریت دارند نمی‌گویم: طرفداران حقوق بشر. آن‌که سرشان را بخورد! چه حقوق بشری؟! دروغ می‌گویند! و می‌ببینند که صربها و کرواتهایِ متعصّبِ قوم‌پرستِ ضدّ انسان و ضدّ احساسات بشری، یک ملت را این همه مرد و زن و کودک را آن طور تار و مار می‌کنند؟!1372/10/06

لینک ثابت
یأس مسلمین

امروز سعی دنیا این است که ملت ایران را از ادامه‏ی راه امیر المؤمنین و راه اسلام مأیوس کند. من به شما و به همه‏ی ملت ایران عرض می‏کنم: امروز بزرگترین جهاد در میدان تبلیغات، این است که کسی بتواند ملت ایران را به عاقبت و فرجام این راه امیدوار کند. هرکس مردم را ناامید کند، به این ملت خیانت کرده است. بهترین راه برای دلسردی کوهنوردی که با شوق از قلّه‏ها بالا می‏رود در حالی که کوله‏پشتی‏اش را بسته و کمر را محکم کرده و عصا به دست گرفته این است که دروغی جعل کنند و به او بگویند که نمی‏شود رفت و به قلّه رسید. وسط راه، فلان اشکال و فلان مانع وجود دارد. می‏رود که قلّه را فتح کند؛ یعنی هدف دارد. امّا تا بفهمد به آن هدف نمی‏شود رسید، دست و پایش سست می‏شود و از همان جا برمی‏گردد.
پانزده سال است تبلیغاتچی‏های دنیا و امروز بیشتر از گذشته سعی می‏کنند ملت ایران را، که می‏رود تا به قلّه برسد، مأیوس کنند. می‏گویند: «آقا، وضع اقتصاد خراب است! آقا، دنیا نمی‏گذارد! آقا، امریکا نمی‏گذارد! آقا، مردم ناراحتند!» دائم در گوش مردم این چیزها را می‏خوانند؛ آن هم با روشهای تبلیغاتی بسیار زیرکانه. بنده حرفهای این‏ها را گوش می‏دهم. حرفهایشان را گاهی مستقیماً گوش می‏دهم و بسیاری اوقات هم می‏نویسند یا ضبط می‏کنند و برایم می‏آورند. من می‏بینم این‏ها چه می‏گویند. می‏بینم که نشسته‏اند و کلماتی را انتخاب کرده‏اند که مردم این حرف را باور کنند! یک دروغ مسلّم را می‏خواهند مردم باور کنند! متأسّفانه بعضی در داخل، هرچه حرف می‏زنند برای مأیوس کردن مردم است. یا سکوت می‏کنند، یا اگر یک‏کلمه حرف هم زدند، برای این است که مردم را مأیوس کنند!
چرا مردم را مأیوس می‏کنید؟! چرا به این ملت قدرتمند و شجاع، که می‏تواند راههای دشوار را برود و دشوارترین بخش راه را هم تا کنون رفته است می‏گویید: «نمی‏توانید به حکومت و جامعه و نظام عادلانه اسلامی برسید»؟! چرا؟! همه‏ی راه‏ها را دشمن رفت، بلکه بتواند شما ملت را شکست دهد؛ و نتوانست. همه‏ی راه‏ها را رفتند: راه جنگ نظامی، راه محاصره‏ی اقتصادی، راه تبلیغات، راه فحّاشی، راه تهمت زدن به مسئولین. چقدر تهمتها زدند بعد از این هم، البته خواهند زد کسی باور نکرد. حرفهایی می‏زنند با شواهد دروغین، و مطلبی را ادّعا می‏کنند تا مردم را مأیوس کنند.1372/10/06

لینک ثابت
یأس مسلمین

به فضل الهی، حوزه‏های علمیه‏ی شیعه و امروز بیشتر و بالاتر از همه، با یک فاصله‏ی زیاد، حوزه علمیه‏ی قم سرشار از این ذخایر است. گذشتگان ما کار کردند. بزرگان ما کار کردند. فقهای بزرگ، در این حوزه‏ها کار کردند. ذخایر، در این حوزه هست؛ منتها لزومی ندارد که بیایند جلو مردم صف بکشند که «آقا؛ ما هم هستیم.» این‏ها در حوزه‏ی علمیه‏ی قم هستند و روزی که خدای متعال اراده فرماید، آشکار خواهند شد. خدای متعال آن‏ها را نشان خواهد داد. امروز یکی‏شان را نشان داد، برای مردم کافی است. روزی، باز اگر احتیاج شود، خدای متعال کسانی دیگر را از آن بزرگان عرضه خواهد کرد. و به فضل پروردگار، مردم برای تقلیدشان، دچار هیچ مشکلی نخواهند شد.
دشمن می‏خواست مردم را از این طریق هم مأیوس کند و اضطراب بیافریند. هوشیار باید بود. ملت ایران باید هوشیار باشد. شما به برکت هوشیاری‏تان، بحمد اللّه توانستید این راه دشوار را تا اینجا طی کنید. هوشیاری همراه با اتّکای به خدا و توجّه و توسّل به ولیّ‏عصر أرواحنا فداه. اتّحاد کلمه را حفظ کردن، از دشمن نترسیدن و از خدا ترسیدن؛ این‏ها موجب شد که شما بتوانید این راه را تا امروز طی کنید. إن شاء اللّه در آینده هم، خدای متعال کمک خواهد کرد و به فضل پروردگار، این جامعه‏ی اسلامی، از لحاظ مادّی و معنوی همان جامعه‏ی نمونه‏ای خواهد شد که دلهای همه‏ی ملتهای دنیا به سمت آن کشش و جذبه پیدا کند.1372/10/06

لینک ثابت
مقابله امیرالمؤمنین(ع) با دشمنان مقدس‌مآب

دشمنان دین، که امیرالمؤمنین قبل از زمان خلافت و در زمان خلافتش، دست از آنها برنداشت، مگر قدرت نداشتند؟! قدرتهای سیاسی داشتند، قدرتهای نظامی داشتند. بعضی، قدرتهای مردمی داشتند، نفوذ داشتند، ادّعای معنویت می‌کردند، مقدّس مآب بودند. بعضی مثل خوارج شبیه یک عدّه از انقلابی نماهای افراطی ما بودند که هیچ کس را هم قبول نداشتند. فقط خودشان را قبول داشتند و طرفدار دین می‌دانستند؛ هیچ کس دیگر را هم قبول نداشتند. مثل کسانی که اوّل انقلاب، امام را هم به انقلابیگری قبول نداشتند!
امیرالمؤمنین، با اینها روبه‌رو شد؛ تار و مارشان کرد و فرمود: «اگر من با اینها درنمی‌افتادم، هیچ کس جرأت نمی‌کرد با اینها دربیفتد.» طرفهای امیرالمؤمنین، این طور افراد بودند. حالا یک عدّه، امروز بگویند: «بله؛ او امام ماست.» اما حاضر نباشند به استکبار، به قدرت مسلط امریکا، به کسانی که امروز صد برابر قدرتمندان فاسد صدر اسلام به مردم ظلم می‌کنند (همه‌ی ظلمی را که آنها در طول سالها کردند، اینها انجام می‌دهند) یک کلمه حرفی بزنند که آنها را بد بیاید؟! بعد هم بگویند: «ما شیعه‌ی علی هستیم و او امام ماست»؟!1372/10/06

لینک ثابت
کرامت انسان

امیرالمؤمنین برای كسانی كه مسؤول بخشی از بخشهای تشكیلات دولتی هستند، الگوست. گویا در جمع شما، عدّه‌ای از مسؤولین محترم دستگاههای اداری و دولتی حضور دارند. در هرجا كه هستند چه كوچك، چه بزرگ باید كار را با دلسوزی برای مردم انجام دهند. باید بدون منّت انجام دهند. و مُراجع خود را احترام و تكریم كنند. آنها را تحقیر نكنند. بر آنها منّت نگذارند. از آنها توقّع نكنند. سلامت دست، سلامت چشم، سلامت زبان، سلامت جیب، بلكه سلامت قلب كه از همه‌ی اینها مشكلتر است را از ما خواسته‌اند كه داشته باشیم. امیرالمؤمنین در راه احیای انسانها كار كرد.1372/10/06
لینک ثابت
حضرت علی (علیه‌السلام), حکومت امیرالمومنین (علیه السلام)

حضرت علی (علیه السلام) در تمام آنات قدرت و حكومت و سلطه‌ای كه خدای متعال در اختیارش گذاشت، به فكر ضعیفترین افراد جامعه بود1372/10/06
لینک ثابت
بیان شخصیت امیرالمومنین(ع) در لسان پیامبراکرم(ص)

قرنهاست همه‌ی کسانی که معرفتی به این ذات مقدّس داشته‌اند از مسلمان و غیرمسلمان درباره‌ی امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، سخن گفته‌اند و نوشته‌اند و هنوز هم مینویسند و میسرایند و میگویند. لکن آنچه گفته شده است، کافی نیست که بتواند شخصیت این اعجوبه‌ی عالم و نمونه‌ی قدرت کامله‌ی الهی و کلمه‌ی تامّه‌ی پروردگار را، برای ما، با همه‌ی ابعاد روشن کند.

البته، بیشتر این مشکل از ناحیه‌ی ماست. ما هستیم که با ذهنهای کوچک و اُنس گرفته با مقیاسهای مادّی، قدرت آن را نداریم که شخصیتی را با آن ابعاد عظیم معنوی و روحی تصوّر کنیم. میتوان شبحی از آن شخصیت عظیم معنوی را به برکت گفته‌های کسانی که خودشان مثل امیرالمؤمنین بوده‌اند یا بالاتر از امیرالمؤمنین که آن عبارت است از وجود مقدّس خاتم‌الانبیا، حضرت محمّد مصطفی صلّیاللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم در ذهن تصویر کرد. در روایتی که از طرق غیرشیعه نقل شده است دیدم که پیغمبراکرم به جمعی از اصحابشان فرمودند: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی ابراهیم فی حلمه، و الی موسی فی هیبته، و الی عیسی فی عبادته، فلینظر الی وجه علىّ‌بن‌ابی‌طالب»(۱)؛ یعنی «علم آدم» که قرآن میگوید: «علَّم آدم الاسماء کلّها»(۲) همه‌ی نشانه‌ها و نامها و معارف آفرینش را، خدای متعال به حضرت آدم تعلیم داد یا «حلم ابراهیم» که قرآن تعریف میکند: «انَّ ابراهیم لحلیمٌ اوّاهٌ منیب.»(۳) یا «هیبت موسی» که قدرت و عظمت فرعونی در مقابل آن هیچ و پوچ بود، یا «عبادت عیسی» که مظهر زهد و اخلاص و تعبّد در مقابل پروردگار بود... و در بعضی از روایات دیگر، که باز از طرق غیرشیعه است، چیزهایی هم اضافه شده است به این‌که «زهد یحیی بن‌زکریا» و از این قبیل نشانه‌های انبیا، همه در این انسان بزرگ و والایی که ما خود را دنباله‌رو و شیعه‌ی او میدانیم، جمع شده است.(4) این، تصویری از شخصیت آن بزرگوار را میتواند تا حدودی برای ما روشن کند.1372/10/06


2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 31
وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُم عَلَى المَلائِكَةِ فَقالَ أَنبِئوني بِأَسماءِ هٰؤُلاءِ إِن كُنتُم صادِقينَ
ترجمه:
سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات‌] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!»
3 ) سوره مبارکه هود آیه 75
إِنَّ إِبراهيمَ لَحَليمٌ أَوّاهٌ مُنيبٌ
ترجمه:
چرا که ابراهیم، بردبار و دلسوز و بازگشت‌کننده (بسوی خدا) بود!
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی