newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
عزم ملی

اگر این ملت‏ بتواند خودش را به قله‏های پیشرفت و علم و ترقی برساند، یک دروازه‏ی عظیمی جلوی راه ملتها برای رفتن به سمت معنویت باز می‏شود. لذا کارشکنی می‏کنند؛ مخالفت می‏کنند؛ تبلیغات سوء می‏کنند؛ تحقیر می‏کنند؛ از فشارهای سیاسی و اقتصادی استفاده می‏کنند، برای اینکه این ملت‏ نتواند به این مقصود برسد؛ اما عزم‏ ما و عزم‏ این ملت، عزم‏ راسخی است و راه را ادامه می‏دهد؛ اینجاست که نقش نیروی جوان خودش را نشان می‏دهد.1386/02/19
لینک ثابت
پیشرفت علمی ایران

اما من می‏خواهم عرض کنم که قضایای دیگر ما و چالشهای فراوان ظریف دیگری که داشتیم، کمتر از دوران دفاع مقدس نیست. ملت ایران پرچم حاکمیتِ معنویت و دین را بر زندگی بشری برافراشته و در دست گرفته. این، خیلی مهم است. درست است که امروز انسانها در همه نقاط دنیا تقریباً، بخصوص در همین کشورهای غربی و مادی، از مادیت دل‏زده شده‏اند؛ دلشان برای یک معنویتی- که درست هم آن معنویت را نمی‏شناسند- پر می‏زند و جوانها سردرگم دنبال چیزی ورای این ظواهر مادی و این لذات مادی هستند که برای آن‏ها عادی شده؛ دنبال معنویتند؛ اما قدرتهای اداره‏کننده‏ی عالم، مدیریتهای اقتصادی دنیا؛ یعنی همین غارتگران، چپاولگران، یعنی همین که شما به آن استکبار جهانی می‏گوئید، نمی‏گذارند ملتها به سمت معنویت راه پیدا کنند. شوق هست؛ اما مانع هم هست. در یک چنین دنیائی، جمهوری اسلامی؛ یعنی یک ملت، یک کشور بزرگ در یک نقطه‏ی حساس با این همه جوان، با این ثروتهای مادی و معنوی که درس هست و همه هم می‏دانند، پرچم معنویت را در دست گرفته، می‏گوید من می‏خواهم انسانها را در سایه معنویت به سعادت، به خوشبختی، به رفاه، به امنیت، به پیشرفت‏ علمی‏ و به استقلال برسانم؛ و ثابت کرده که این، شدنی است. این یک هماوردطلبی بزرگ نسبت به استکبار جهانی است و فلسفه‏های آن‏ها را باطل می‏کند؛ روشهای آن‏ها را یکسره زیر سؤال می‏برد.
اگر این ملت بتواند خودش را به قله‏های پیشرفت و علم و ترقی برساند، یک دروازه‏ی عظیمی جلوی راه ملتها برای رفتن به سمت معنویت باز می‏شود. لذا کارشکنی می‏کنند؛ مخالفت می‏کنند؛ تبلیغات سوء می‏کنند؛ تحقیر می‏کنند؛ از فشارهای سیاسی و اقتصادی استفاده می‏کنند، برای اینکه این ملت نتواند به این مقصود برسد؛ اما عزم ما و عزم این ملت، عزم راسخی است و راه را ادامه می‏دهد؛ اینجاست که نقش نیروی جوان خودش را نشان می‏دهد.1386/02/19

لینک ثابت
پیشرفت علمی ایران

من دو سه سال پیش به جوانها- ظاهراً در جمع شما بود یا یک جمع دیگری- گفتم من به جوانها می‏گویم: تحصیل، تهذیب، ورزش. تحصیل کنید؛ یعنی نیروی خرد، فکر، مغز، علم در شما تقویت شود. الحمد للَّه گزارشی که من دارم، این است که بچه‏های انجمن اسلامی دانش‏آموزی در دبیرستان‏هائی که حضور دارند، معمولًا درسشان هم بهتر از درس همکلاسی‏ها و هم‏دوره‏ای‏هایشان هست- حالا ممکن است همه جا این‏جور نباشد- این، خیلی چیز خوبی است، باید این‏طور باشد. از لحاظ علمی‏ خودتان را تقویت کنید، پیش ببرید؛ نه فقط برای اینکه حرف شما در دیگری اثر کند، برای اینکه شما می‏خواهید یک ستونی باشید که این بنای عظیم، این کاخ مجلل- کاخ مدنیت و پیشرفت‏ ملت ایران- بر روی این ستونها بر سرِپا بایستد و بنا شود.1386/02/19
لینک ثابت
بی‌کفایتی و وابستگی سلاطین قاجار و پهلوی؛ عامل عقب‌ماندگی ایران

كشور و جامعه‌ی ما بعد از انقلاب، در تمام طول این دوران، لحظات حساسی را گذرانده است كه نقش جوانها و تأثیر حالت جوانی و استعدادهای جوانی در آن، یك نقش برجسته است. با اینكه ما ملت با استعدادی هستیم و بودیم، بر اثر تسلط سیاستهای استعماری و استبدادی و سلطنتهای موروثیِ خاندانی و حكومتهای غاصب و جائر، در طول دو سه قرن، از قافله‌ی علم جهانی عقب ماندیم.
عقب‌ماندگی علمی همراهِ خود عقب‌ماندگی اقتصادی و فرهنگی و نظامی و بقیه‌ی عقب‌ماندگی‌ها را هم به بار می‌آورد. یك كشوری كه با توجه به استعداد خود، با توجه به زمینه‌های طبیعی و انسانی خود، با توجه به جایگاه جغرافیایی خود - كه اگر به نقشه‌ی جهان نگاه كنید، توجه می‌كنید كه ایران در چه نقطه‌ی حساسی قرار دارد - با توجه به ذخائر زیرزمینی خود، باید یكی از پیشرفته‌ترین و یكی از ثروتمندترین كشورهای دنیا باشد، در دوره‌ی حكومتهای قاجاری و بعد پهلوی، تبدیل شد به حكومت عقب‌افتاده‌یِ دست‌نشانده‌یِ فقیرِ ضعیفِ توسری‌خور. این، در تاریخ ما اتفاق افتاد. گناهش به گردن كیست؟ در درجه اول به گردن آن زمامداران فاسد و بی كفایت است، كه وابسته هم شدند؛ وقتی سیاستهای استعماری غرب وارد میدان شد، وابسته هم شدند. آنها همت و حمیّت نداشتند؛ فقط به فكر زندگی و آقایی خودشان و حفظ قدرت حكومت خودشان بودند. گناه، در درجه اول بر دوش اینهاست؛ حالا حداقل این دو سلسله‌ی سلاطین قاجاری و سلاطین پهلوی.
ملت ایران حق دارد كه در روز قیامت و در پیش خدای متعال گریبان این ستمگران را بگیرد و ادعانامه‌ی عظیم و وحشتناكی را علیه اینها در دست بگیرد، بگوید اینها كسانی بودند كه یك كشورِ با استعداد، غنی، بزرگ، دارای آن سابقه‌ی فرهنگی بی نظیر را - كه چنین كشوری لااقل باید در عِداد كشورهای درجه‌ی یك جهان باشد؛ والّا اصلاً درجه‌ی یك است؛ و در بالای ستون كشورها باید قرار داشته باشد - تبدیل كردند به یك كشور درجه‌ی چندم؛ هم فقیر، هم ضعیف، هم تحقیر شده، هم توسری‌خور، هم نا امید.
بعد چه اتفاقی افتاد؟ در خلال این صد، صد و بیست سالی كه بخش آخر آن دوران سخت تا امروز. گذشته، وجدانهای بیدار و شخصیتهای بزرگی پیدا شدند كه هشدارهایی دادند؛ برق‌هایی در آسمان تاریك و ظلمانیِ زندگیِ این كشور جهاندند كه روشنی‌هایی به وجود آمد؛ بیداری‌هایی به وجود آمد كه یك نمونه‌اش مخالفت میرزای شیرازی با كمپانی رژیِ معروف بود كه در واقع همه‌ی كشور را بتدریج می‌بلعید و می‌خواست سرنوشتی مثل سرنوشت استعماری هندوستان برای ایران رقم بزند؛ یا فریادهای مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملی آن روز در مقابله‌ی با رضا خان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌ای كه آن روز داشتند می‌بستند كه همه‌ی كشور را تحویل انگلیس‌ها بدهند. این‌ها برق‌هایی در این فضا روشن كرد؛ دلها را روشن كرد، عزم‌ها را محكم كرد. نهضت به وسیله‌ی پیشروان این فكر شروع شد، رهبری الهی و با عزم و اراده‌ای مثل امام، خدای متعال در اختیار ملت گذاشت؛ بازهم همین جوانها، حركت خودشان را كردند، یك تحول عظیم و بنیادی به وجود آمد؛ میله‌های زندانی كه ملت ایران در آن گرفتار بود، شكسته شد، لكن از اینجایی كه انقلاب شروع كرد، تا آنجایی كه باید ملت ایران برسد، راهِ طولانی است. این راه طولانی پر از چالشهای گوناگون است؛ همت می‌خواهد، نیرو می‌خواهد، نشاط می‌خواهد، ابتكار می‌خواهد، تراكم عظیم نیروها را می‌طلبد. این‌ها باید به وسیله‌ی جوانها، روحیه جوان، نشاط جوانی تأمین شود.1386/02/19

لینک ثابت
استقلال ملی

معمولاً دوران دفاع مقدس را به یاد می‌آورند که درست هم هست؛ انسان در دوران دفاع مقدس، گاهی آنقدر داوطلبان جوان را میدید که چشم انسان از کثرت جمعیت، سیاهی میرفت و از شور و شوقی که اینها داشتند برای اینکه به خطوط مقدم دفاعی بروند و از استقلال کشور در مقابل تهاجم نظامی دفاع کنند.1386/02/19
لینک ثابت
خانواده

تهذیب شامل رفتارها هم میشود؛ رفتار با پدر و مادر. پدر و مادرهایتان را هم دوست بدارید و هم این دوستی را به آنها ابراز کنید؛ هم احترامشان کنید. هم اطاعتشان کنید؛ در داخل محیط خانه، اخلاق شما، رفتار شما میتواند یک خانواده را بسازد. یک جوان گاهی در یک خانواده، پدر، مادر، برادران، خواهران را تحت تأثیر قرار میدهد. من گاهی به خانواده‌ی شهدا که سر میزنم، پدرها، مادرها - این را من شنیده‌ام - میگویند این جوان، جوان شهیدشان، در داخل خانه با رفتار خود، معلم ما بود؛ نماز خواندنش، نماز خواندن را به ما یاد میداد؛ قرآن خواندنش، قرآن خواندن را به ما یاد میداد؛ وظیفه‌شناسی، نشاطش برای کار، نشاط و وظیفه‌شناسی را به ماها تعلیم میداد. یک جوان مؤمن و مهذب در داخل خانواده، مثل یک چراغ محیط خانواده را روشن میکند و برادرها، خواهرها از او فرامیگیرند؛ در داخل محله، در داخل محیط زندگی، در داخل محیط کار.1386/02/19
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی