newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
آزاداندیشی

برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند. بحث جنبش نرم‌افزاری از همین قبیل است؛ بحث آزاداندیشی از همین قبیل است؛ بحث‌های گوناگونی که در زمینه‌های مختلف اجتماعی می‌شود، از همین قبیل است.

منطق ما قوی است. ما از لحاظ منطق در مقابل هیچ‌کس کم نمی‌آوریم؛ دیگران در مقابل ما کم می‌آورند. واقعیت‌های جامعه هم صحت آن منطق را نشان داده است. با این‌که در طول سالهای متمادی خرابکاری شده، جنگ و موانع بیرونی بوده، نفوذ آدمهای ناباب در دستگاه‌ها بوده، بی‌همتی و بی‌حالیِ بعضی‌ها بوده؛ درعین‌حال هرجا ما با همان اصول و تفکرات انقلابیِ اصیل جلو رفته‌ایم، واقعاً پیش رفته‌ایم؛ نمونه‌هایش همین پیشرفت‌های صنعتی و علمی و گشایش‌های گوناگونی است که در کارها به‌وجود آمده. هرجا کارِ برجسته‌یی شد، انسان وقتی رفت، دید یک عنصر مؤمن در آن‌جا مسؤولیتِ تعیین‌کننده‌یی دارد؛ این را بنده در جاهای مختلف به تجربه مشاهده کرده‌ام. هرجا کارها لنگ است، به‌خاطر این است که در آن از این بی‌ایمانی‌ها و بی‌ریشه‌یی‌ها که منجر به نفع‌طلبی و فساد و تبعیض و رفیق‌بازی و امثال اینها می‌شود، وجود دارد. بنابراین در میدان عمل هم ما این فکر را آزموده‌ایم.
1384/03/05

لینک ثابت
جنبش نرم افزاری

برای رسیدن به هر آرزوی بزرگ و هر هدف والایی، سازوکاری وجود دارد؛ این سازوکار را باید جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ی دانشجو پیدا کند. بحث جنبش نرم‌افزاری از همین قبیل است؛ بحث آزاداندیشی از همین قبیل است؛ بحث‌های گوناگونی که در زمینه‌های مختلف اجتماعی می‌شود، از همین قبیل است.1384/03/05
لینک ثابت
منافع ملی

البته یکی از معیارها هم این است که هرچه دشمنان این ملت می‌خواهند، عکس آن باید عمل کرد. چیزی که آنها می‌خواهند، خیر ملت نیست. آنها منافع خودشان را دنبال می‌کنند. بلندگویان استکباری دنیا که به مجلس هفتم اعتراض می‌کنند، همان کسانی هستند که مجالس صددرصد فرمایشیِ سلطنتیِ دوران شاه را قبول داشتند. الان هم نظامهایی را که در آنها اصلاً رأی‌گیری به معنای درست کلمه وجود ندارد، قبول دارند؛ اما به این مجلس اعتراض می‌کنند! چرا؟ چون آن، منافعشان را تأمین می‌کند؛ اما این، منافعشان را تأمین نمی‌کند. آنها دنبال منافع خودشان هستند. اگر جهتی را نشان دادند و به جایی تمایلی داشتند، معلوم است که منافع آنها در آن است؛ که درست نقطه‌ی مقابل منافع ملت و نظام جمهوری اسلامی است و باید با آن مخالفت کرد؛ همان معیاری که امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) به ما گفتند.1384/03/05
لینک ثابت
جنبش عدالتخواهی

بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعا بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌یی برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند؛ والا خیلی سیاست‌های عدالت‌طلبانه هم مطرح می‌شود؛ اما سازوکار، آدمها، مهره‌ها، قلم‌به‌دست‌ها و امضاءکننده‌ها یا علاقه ندارند، یا اعتقاد ندارند، یا همت ندارند، یا حال و حوصله ندارند، یا از همان قبیل «برو بابا دلت خوشه» است؛ لذا کارها متوقف و لنگ می‌ماند؛ بنابراین آن‌جاها را باید اصلاح کرد.1384/03/05
لینک ثابت
هویت اسلامی, هویت ملی

بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش‌های حیاتی و اساسی. میدان‌ها و چالش‌های اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شود و مردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؛ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است. آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار می‌گیرد، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه‌دار یک ملت اهانت می‌شود و آن را تحقیر می‌کنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که نسل برگزیده‌ی یک ملت احساس می‌کنند از غافله‌ی دانش عقب مانده‌اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که احساس بشود پایه‌های یک زندگی مطلوب و عادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که جبهه‌های فکری و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملتها با ابزارهای فوق مدرن می‌آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه‌ی خود جدا کنند و براحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است.1384/03/05
لینک ثابت
روشنفکری

قبل از انقلاب وقتی ما با جوانهای مؤمن دانشجو مواجه می‏شدیم- که آن وقت با ما در ارتباط بودند، مسجد ما می‏آمدند، خانه‏ی ما می‏آمدند و در مجامع ما شرکت می‏کردند- می‏دیدیم به برکت روشن‏فکریِ نو و پیشرفته‏ی اسلامی، در محیط دانشگاه حرف برتر را این‏ها می‏زنند. فعالان چپِ آن روز در مواجهه‏ی با این‏ها می‏ماندند؛ این یک واقعیت بود. می‏دانید که آن روز تفکرات چپ و مارکسیستی به شکل ملایم‏ترش در محیطهایی مثل کشور ما به عنوان حرفهای نو ترویج می‏شد. البته نو هم نبود، اما به عنوان حرف نو ترویج می‏شد. به دانشگاه‏ها می‏آمدند و ماتریالیسم دیالکتیک و دیگر بحث‏های مارکسیستی را برای بچه‏ها شرح می‏دادند. بچه‏های مذهبی که ریشه‏ی فکرشان در پایه‏های قرآنی و تفسیری مستحکم شده بود، در دانشگاه‏ها مثل سدی در مقابل این‏ها بودند و مثل فولادی در دل حصار این‏ها نفوذ می‏کردند. این هم از میدان‏های چالش‏برانگیز ماست. پس در این چالش‏ها، چالش دانایی و علمی هست؛ چالش تولید فکر هست؛ چالش سازندگی و خدمت‏رسانی به مردم هست؛ چالش دفاع سیاسی هست؛ چالش تهاجم سیاسی هست؛ چالش دفاع نظامی هست. در این صحنه‏های متنوع چه کسی می‏تواند وارد شود؟ اگر کسی وارد این صحنه‏ها شد، پس فرزانه و کارآمد و توانا و پیشرفته است.

من چند سال قبل در یکی از دانشگاه‏ها گفتم روشن‏فکری در ایران بیمار متولد شد. اگر شما به تاریخچه‏ی روشن‏فکری نگاه کنید، این را تصدیق خواهید کرد. اصلًا روشن‏فکری در کشور ما از اول بیمار و وابسته به بیگانه متولد شد. الآن هم عرض می‏کنم که مفهوم تجدد نیز در کشور ما بیمار و معیوب و معلول متولد شد. تجدد در کشور ما به چه معنا بود؟ اینکه عرض می‏کنم، مربوط به اواخر دوران قاجار است؛ بعد در دوره‏ی رضا خان و بقیه‏ی دوره‏ی پهلوی هم اوج حرکتی بود که الآن دارم می‏گویم. در قاموس متجددین کشور ما «تجدد» به معنای تقلید از غرب بود. تقلید یعنی چه؟ یعنی شما بروید لباس کهنه‏ی کسی را بخرید و در روز عید به عنوان لباس نو تنتان کنید. تفکرات قرن نوزدهمیِ فرانسه و انگلیس و بقیه‏ی مناطق اروپا وارد ایران شد. صد سال از بروز این تفکرات گذشته بود، اشکالات و خدشه‏ها و نسخ‏ها و ردهای فراوانی هم بر آن وارد شده بود؛ تازه آقایان متجدد ایرانی، آن روز رفتند سراغ همان تفکرات، همان روش‏ها و حتّی همان منش‏های شخصیتیِ ظاهری؛ یعنی لباس پوشیدن، ریش گذاشتن، سبیل گذاشتن و زلف گذاشتن. داگلاسْ نامی در یک گوشه‏ی فرنگ پیدا شده بود و سبیلش را به شکل خاصی اصلاح کرده بود؛ در ایران این سبیل شد مُد! زمان جوانی ما بیتل‏ها خط ریش کج می‏گذاشتند؛ جوانهای ما بعد از آنکه سالها از بروز چنین پدیده‏ای گذشته بود، از آن‏ها تقلید می‏کردند! این، تجدد است؟! این، قهقرا رفتن و عقبگرد است؛ اینکه تجدد نیست.1384/03/05

لینک ثابت
روشنفکری

کسانی که معتقد به نظام و قانون اساسی نیستند و دلشان برای بیگانگان و نفوذ آن‏ها پر می‏زند و منتظر آمدن بیگانگان هستند، درصد بسیار کمی‏اند. خیلی‏ها ممکن است پای صندوق‏ها نیایند؛ به‏خاطر اینکه حوصله‏اش را ندارند، وقتش را ندارند، درست اهمیت قضیه را نمی‏دانند، متوجه تأثیر رأی خودشان نیستند یا به کسی که به او اطمینان و اعتماد کنند، نرسیده‏اند؛ یا کسی را هم که شناخته‏اند، نپسندیده‏اند؛ لذا نمی‏آیند. تلاش شما باید این باشد که مشارکت را به معنای حقیقی کلمه حد اکثری کنید. شما دانشجویید، فرزانه‏اید، روشن‏فکرید و معیارها را هم می‏دانید؛ بنابراین نگاه کنید ببینید با معیارهای جمهوری اسلامی، در میان نامزدهای انتخاباتی چه کسی کفایت و نشاط و توانایی لازم را دارد و می‏تواند وارد این میدان شود و با چالش‏های گوناگون دست و پنجه نرم کند و تحت تأثیر دشمن نیست و دشمن از آمدن او خوشحال نمی‏شود.1384/03/05
لینک ثابت
نهضت خدمت‌رسانی

قبل از انقلاب وقتی ما با جوانهای مؤمن دانشجو مواجه می‏شدیم- که آن وقت با ما در ارتباط بودند، مسجد ما می‏آمدند، خانه‏ی ما می‏آمدند و در مجامع ما شرکت می‏کردند- می‏دیدیم به برکت روشن‏فکریِ نو و پیشرفته‏ی اسلامی، در محیط دانشگاه حرف برتر را این‏ها می‏زنند. فعالان چپِ آن روز در مواجهه‏ی با این‏ها می‏ماندند؛ این یک واقعیت بود. می‏دانید که آن روز تفکرات چپ و مارکسیستی به شکل ملایم‏ترش در محیطهایی مثل کشور ما به عنوان حرفهای نو ترویج می‏شد. البته نو هم نبود، اما به عنوان حرف نو ترویج می‏شد. به دانشگاه‏ها می‏آمدند و ماتریالیسم دیالکتیک و دیگر بحث‏های مارکسیستی را برای بچه‏ها شرح می‏دادند. بچه‏های مذهبی که ریشه‏ی فکرشان در پایه‏های قرآنی و تفسیری مستحکم شده بود، در دانشگاه‏ها مثل سدی در مقابل این‏ها بودند و مثل فولادی در دل حصار این‏ها نفوذ می‏کردند. این هم از میدان‏های چالش‏برانگیز ماست. پس در این چالش‏ها، چالش دانایی و علمی هست؛ چالش تولید فکر هست؛ چالش سازندگی و خدمت‏رسانی‏ به مردم هست؛ چالش دفاع سیاسی هست؛ چالش تهاجم سیاسی هست؛ چالش دفاع نظامی هست. در این صحنه‏های متنوع چه کسی می‏تواند وارد شود؟ اگر کسی وارد این صحنه‏ها شد، پس فرزانه و کارآمد و توانا و پیشرفته است.1384/03/05
لینک ثابت
تولید علم

این میدان‏ها، میدان فکر و دانایی و تولید علم است؛ میدان چالش‏های گوناگون برای جبران عقب‏ماندگی علمی است. یک نفر می‏آید فکر و شبهه و پیشنهاد فکری‏یی را در میان می‏گذارد؛ اگر بخواهیم درست انتخاب کنیم، باید بتوانیم آن را بشناسیم، بفهمیم، تجزیه و تحلیل کنیم و نقاط و بخش‏های غلط آن را کنار بزنیم؛ و اگر بخش درستی دارد، آن را بگیریم و با بخش‏های درستِ خودمان در هم بیامیزیم و مخلوق خودمان را ارائه دهیم. اگر هم عنصر درستی ندارد، همه‏اش را توی زباله‏دانی بریزیم.1384/03/05
لینک ثابت
بسیجی, بسیج مستضعفین, حقیقت بسیج, فرهنگ بسیجی

بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم پیشرو بودن در همه‌ی عرصه‌های اساسی زندگی.1384/03/05
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی