پیشرفت علمی ایران / پیشرفت/ تولید علم
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
پیشرفت علمی ایران

علم‏ باارزش است و از جمله عواملی که ارزش علم را بیشتر می‏کند، این است که علم با غایت و هدفهای مشخّصی که طبق نیازها تنظیم شده است، به طرف پیشرفت‏ و توسعه سیر کند. همان دستگاه فکری- که آقای «رفیع‏پور» به آن اشاره کردند و کاملًا هم درست است- می‏تواند مجموعه‏های مولّد علم، استفاده‏ی بهینه از شخص عالم، کلاس عالم‏ساز و مرکزی را که عالم در آنجا می‏تواند به فعالیت بپردازد، تنظیم کند و از همه‏ی این‏ها استفاده‏ی بهینه نماید. این‏ها کارهای لازمی است و باید حتماً دنبال شود؛ من هم به فضل الهی کوشش ممکن را در این زمینه حتماً خواهم کرد.
متقابلًا توقّعات و انتظاراتی هم از مجموعه‏ی علمی در کشور وجود دارد. این مطلب، خطاب به یک شخص خاص یا یک دانشگاه خاص یا یک مرکز خاص نیست؛ خطاب به مجموعه‏ی علمی کشور- اصحاب علم و تحقیق- است. ما به دلایل مشخّصِ تاریخی از کاروان علم دنیا عقب افتاده‏ایم- این را نمی‏توانیم انکار کنیم؛ واقعیتها پیش روی ماست- و این در حالی است که توانایی عالم شدن، تولید علم کردن و مرزهای دانش را از آنچه هست، فراتر بردن، در میان ملت ما کاملًا وجود داشته است. این ظلم تاریخی به ما شده است. آنچه شما امروز از پیشرفت و گسترش علم، علاقه‏ی به علم و بالاخره مطرح شدن علم به عنوان یک مسأله‏ی اساسی در جامعه مشاهده می‏کنید، مربوط به بعد از انقلاب است. قبل از انقلاب، علم مهجور بود. دانشگاه بود، علما بودند؛ اما علم به معنای حقیقی کلمه، یکی از مسائل کشور محسوب نمی‏شد. در طول سالهای متمادی همین‏طور بود و ملت ما از کاروان علم عقب افتاد.
ما اکنون می‏خواهیم این عقب‏ماندگی و این تأخیر تاریخی را به نحوی جبران کنیم. باید چه‏کار کنیم؟ اگر با نگاه و محاسبات عادّی بنگریم، می‏بینیم فاصله زیاد است. اتّفاقاً وسیله‏ی تحرّک آن‏ها هم سریع‏السّیرتر از وسیله‏ی تحرّک شماست؛ پس باید روز به روز فاصله زیادتر شود؛ ما محکوم به این هستیم. آیا این درست است؟ همان راهی که آن‏ها رفته‏اند، ما هم ادامه می‏دهیم و فکر می‏کنیم باید ادامه داد. می‏گوییم بالاخره آن‏ها از این راه رفته‏اند، ما هم باید برویم. راه پیموده‏شده‏ای است؛ اما فاصله‏ی آن‏ها با ما زیاد است. من یک‏وقت در یکی از همین مجموعه‏ها به دوستان دانشگاهی گفتم: ما می‏رفتیم؛ او به دوچرخه دست یافت و فاصله‏اش را با من زیاد کرد. بعد چون فاصله‏ی زیادی باید می‏پیمود، به اتومبیل دسترسی پیدا کرد و از آن بهره برد؛ اما بنده تازه به دوچرخه رسیده‏ام! به این ترتیب باز فاصله بیشتر شده است. او اکنون به وسیله‏ی سریع‏السّیرتری رسیده است؛ آیا بنده باید بنشینم غبار حرکتش را تماشا کنم و یا در حسرت این پیشرفت، غمگین شوم و بسوزم و بسازم؟ ما باید چه‏کار کنیم؟
جنبش تولید علم- که بنده دو سه سال است آن را در دانشگاهها تکرار می‏کنم- ناظر به این قضیه است. تولید علم یعنی رفتن از راههایی که به نظر، راههای نارفته‏ای است. البته این به آن معنا نیست که ما راههایی را که دیگران رفته‏اند، نرویم و به تجربه‏های دیگران بی‏اعتنایی کنیم؛ بلکه به این معناست که به فکر باشیم. در این دنیای عظیم و در این طبیعت بزرگ، ناشناخته‏های فراوانی وجود دارد که دانش پیشرفته‏ی امروز هنوز به آن‏ها دست نیافته است. ناشناخته‏ها بسیار فراوان است و به گمان زیاد به‏مراتب بیشتر از چیزهایی است که بشر تاکنون به آن‏ها دست یافته است. باید دقّت کنیم، فکر کنیم و به دنبال کشف ناشناخته‏ها باشیم. باید همان استعدادی را که گفته شد و بنده هم می‏دانم مغز و فکر ایرانی آن را دارد، به کار بیندازیم. راههای میان‏بُر را پیدا کنیم و از بدعت و نوآوری در وادی علم، بیمناک نباشیم. این حرکت باید در دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی ما به صورت انگیزه‏ای عام، امری مقدّس و یک عبادت تلقّی شود. همه‏ی رشته‏های علوم باید به این صورت درآید. ما باید این جرأت را داشته باشیم که فکر کنیم می‏توانیم نوآوری کنیم.1382/02/22

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی