طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
عدالت و پیشرفت

در برنامه‌ریزی برای نخبگان، هدف ما باید چه باشد؟ البته هدف نباید به‌هیچ‌وجه تحقیر غیرنخبگان باشد؛ چون غیرنخبگان ممکن است کارهایی انجام دهند که بسیار برجسته و ممتاز و والا باشد؛ این بدیهی است. اما یک جامعه بدون دارا بودن استخوان‌بندیهای ذهنی قوی، در حرکت جهانی نخواهد توانست از سربالاییهای دشوار و پیچهای سخت عبور کند. بنابراین، جامعه همچنان که به بدنه‌ی فکری نیاز دارد، به نقطه‌ی ممتاز فکری هم نیاز دارد. بنابراین اگر هوشمندانی در جامعه هستند که از لحاظ ذهنی نخبه‌اند، اینها می‌توانند به پیشرفت علم و فرهنگ و هنر و کار و پیشرفت هر چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، کمک کنند. بنابراین، منهای این‌که ما بخواهیم غیرنخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید برای نخبگان، حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است؛ اما تبعیض همه جا غیرعادلانه نیست؛ گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است. این حساب باز کردن برای نخبگان، عین عدل است؛ به خاطر این‌که ما باید نخبه و هوشمند را در حدی که می‌تواند رشد کند، رشد بدهیم.1381/07/03
لینک ثابت
نوآوری و شکوفایی

علم، مولدها و عناصر به وجودآورنده‌ی خاص خود را دارد؛ باید آنها را پیدا کرد. فرهنگ بی‌بندوباری، بی‌دینی، خودپرستی، گرایش به پول و ماده و اصیل دانستن مادیگری و ارزشهای مادی، فرهنگهای غلطی است که امروز غرب دچار اینهاست. اگر آن مردم، پارسا و صالح و نیکوکار و کم‌اعتنا به زخارف دنیا بودند، این دانش برای دنیا مفید می‌شد؛ همچنان که در دوره‌ی شکوفایی اسلامی در قرن چهارم و پنجم و ششم هجری، برجستگان علمی‌ای به وجود آمدند و دانش را به اوج قله‌ی آن روز رساندند و به‌هیچ‌وجه فرهنگی که امروز در غرب رایج است - فرهنگ بی‌بندوباری و بی‌دینی و امثال اینها - بر آنها حاکم نبود؛ مثل ابن‌سیناها، محمدبن‌زکریای رازیها، خوارزمیها و دیگران. اینها در فرهنگی مثل فرهنگ غرب رشد نکردند؛ همچنان که دانشمندان بزرگ غرب و کسانی که دانش غرب را پایه‌گذاری کردند، هرگز در چنین فرهنگی رشد نکردند. بنابراین پیشروی و برتری علمی غرب را به‌هیچ‌وجه به معنای برتری فرهنگ غرب ندانید.1381/07/03
لینک ثابت
جنبش نرم افزاری

من دو سه سال پیش در یک اجتماع دانشجویی در یکی از دانشگاهها گفتم: امروز ما به جنبش نرم‌افزاری احتیاج داریم. یک جنبش و یک حرکت و یک تلاش عمومی لازم است. این تلاش عمومی، فقط وابسته به مدیریتها نیست. شما ناگهان با خودتان فکر نکنید که مدیریتها نمی‌کنند، پس چطور می‌شود؛ همه‌اش مربوط به مدیریتها نیست. خواست و اراده‌ی شما - یکی از شما بچه‌های عزیز گفتید عشق؛ بله، عشق - عاشقانه کار کردن و با عشق دنبال علم و تحقیق رفتن و خواستن، اینها نقش دارد. این قله‌های علمی‌ای که شما در دنیا مشاهده می‌کنید، همیشه با رفاه همراه نبوده است. البته علم با خودش رفاه و سیادت سیاسی و برتری نظامی می‌آورد؛ در همه‌ی بخشهای اقتصادی و سیاسی نفوذ کلمه ایجاد می‌کند؛ پول یک کشور را تقویت می‌کند و اقتصاد یک کشور را رونق می‌دهد. اینها همه هنرهای علم است؛ اما وقتی خود علم می‌خواهد به وجود آید، لزوما در بستری از رفاه و راحتی و لذت و چرب و شیرینهای دنیا به وجود نمی‌آید.1381/07/03
لینک ثابت
جنبش نرم افزاری

شما بیایید خودتان فکر کنید. برای همین جنبش نرم‌افزاری‌ای که من گفتم، بنشینید پیشنهاد تدوین کنید. عجله هم نمی‌کنیم - یعنی نمی‌گوییم ظرف یک یا دو ماه به ما پیشنهاد بدهید - بنشینید فکر کنید و یکی دو سال دیگر قراری بگذارید و باز پیش ما بیایید و بگویید پیشنهاد ما اینهاست؛ یعنی حقیقتا به راهکارهای عملی برسید. از آنچه که به عنوان پیشنهاد ناشی از لمس واقعیتها به ما داده شود، کاملا استقبال می‌کنیم و همت می‌کنیم که ان‌شاءالله آنچه ممکن است، تحقق پیدا کند.1381/07/03
لینک ثابت
نخبه‌پروری

در برنامه‌ریزی برای نخبگان، هدف ما باید چه باشد؟ البته هدف نباید به‌هیچ‌وجه تحقیرِ غیرنخبگان باشد؛ چون غیرنخبگان ممکن است کارهایی انجام دهند که بسیار برجسته و ممتاز و والا باشد؛ این بدیهی است. اما یک جامعه بدون دارا بودن استخوان‌بندیهای ذهنیِ قوی، در حرکت جهانی نخواهد توانست از سربالاییهای دشوار و پیچهای سخت عبور کند. بنابراین، جامعه همچنان که به بدنه‌ی فکری نیاز دارد، به نقطه‌ی ممتاز فکری هم نیاز دارد. بنابراین اگر هوشمندانی در جامعه هستند که از لحاظ ذهنی نخبه‌اند، اینها می‌توانند به پیشرفت علم و فرهنگ و هنر و کار و پیشرفت هر چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، کمک کنند. بنابراین، منهای این‌که ما بخواهیم غیرنخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید برای نخبگان، حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است؛ اما تبعیض همه جا غیرعادلانه نیست؛ گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است. این حساب باز کردن برای نخبگان، عین عدل است؛ به خاطر این‌که ما باید نخبه و هوشمند را در حدّی که می‌تواند رشد کند، رشد بدهیم.
هدف دیگری که در خصوص برنامه‌ریزی برای نخبگان وجود دارد، این است که اینها احساس کنند می‌توانند از استعداد خود استفاده نمایند؛ احساس بن‌بست نکنند. صحبت فرار مغزها می‌شود. فرار مغزها ابعاد گوناگونی دارد. یک بُعد بسیار زشت و بد آن این است که بیگانگانی می‌خواهند بیایند از ثروت ملیِ انسانیِ یک کشور سوء استفاده کنند. کشوری انسانهایی را پرورش دهد و استعدادهایی را - با همه‌ی عوامل به وجود آورنده‌ی استعدادهای درخشان - به وجود آورد و به قول دوستمان این را در طبق اخلاص بگذارد و به دیگران بدهد؛ دیگران هم بیایند با صرف پول - که غالباً زحمت دیگری هم نمی‌کشند - این ثروت را به ثَمَن بَخْس از این ملت بگیرند و او را محروم کنند؛ این، بُعد بسیار بد و دردناک قضیه است.1381/07/03

لینک ثابت
نخبه‌پروری

امروز در این کشور، نخبه‌پروری و راه یافتن به المپیادهای جهانی مشاهده می‌شود. البته اینها ضایعاتی هم دارد که دوستمان اشاره کردند: معرفی کردن چهره‌ها و آسان کردن کار دستگاههای پولساز و کمپانیهایی که دنبال فکر و ذهن و مغزِ کارآمد هستند تا آنها را بربایند؛ اما این حرکت به خودی خود یک حرکت علم‌پروری در جامعه‌ی ما بود؛ نشان‌دهنده‌ی جرأت و جسارت کشور و طبقه‌ی جوان ما بود؛ برای این‌که بتوانند در میدانهای علمی، خود را نشان دهند و اثبات کنند که می‌توانند.1381/07/03
لینک ثابت
شجاعت علمی

امروز در این کشور، نخبه‏پروری و راه یافتن به المپیادهای جهانی مشاهده می‏شود. البته این‏ها ضایعاتی هم دارد که دوستمان اشاره کردند: معرفی کردن چهره‏ها و آسان کردن کار دستگاه‏های پول‏ساز و کمپانیهایی که دنبال فکر و ذهن و مغزِ کارآمد هستند تا آن‏ها را بربایند؛ اما این حرکت به‏خودی‏خود یک حرکت علم‏پروری در جامعه‏ی ما بود؛ نشان‏دهنده‏ی جرأت و جسارت کشور و طبقه‏ی جوان ما بود؛ برای اینکه بتوانند در میدانهای علمی، خود را نشان دهند و اثبات کنند که می‏توانند.

نکته‏ی آخر این است که پیشرفت علمی و اقتباس علمی- که من به اقتباس معتقدم؛ اما به ترجمه‏ی محض و اکتفای به ترجمه، معتقد نیستم- کاری لازم است و اسلام هم ما را به این، امر می‏کند. به‏هرحال گرفتن علم از دیگران، با گرفتن فرهنگِ دیگران اشتباه نشود. این مغالطه‏ی بزرگی است که کسی بگوید علم غربی‏ها خوب است، پس فرهنگ و سیستم زندگی و اخلاقشان هم خوب است؛ نه، این‏ها باهم ملازمه‏ای ندارد. علمشان خوب است؛ اما این علم، پروریده و ساخته‏ی این فرهنگ نیست؛ حتّی این فرهنگ به این علم ضرر هم می‏زند. علم، مولّدها و عناصر به وجودآورنده‏ی خاص خود را دارد؛ باید آن‏ها را پیدا کرد. فرهنگ بی‏بندوباری، بی‏دینی، خودپرستی، گرایش به پول و مادّه و اصیل دانستن مادّیگری و ارزشهای مادّی، فرهنگهای غلطی است که امروز غرب دچار این‏هاست. اگر آن مردم، پارسا و صالح و نیکوکار و کم‏اعتنا به زخارف دنیا بودند، این دانش برای دنیا مفید می‏شد؛ همچنان که در دوره‏ی شکوفایی اسلامی در قرن چهارم و پنجم و ششم هجری، برجستگان علمی‏ای به وجود آمدند و دانش را به اوج قلّه‏ی آن روز رساندند و به‏هیچ‏وجه فرهنگی که امروز در غرب رایج است- فرهنگ بی‏بندوباری و بی‏دینی و امثال این‏ها- بر آن‏ها حاکم نبود؛ مثل ابن‏سیناها، محمّد بن زکریّای رازی‏ها، خوارزمی‏ها و دیگران. این‏ها در فرهنگی مثل فرهنگ غرب رشد نکردند؛ همچنان که دانشمندان بزرگ غرب و کسانی که دانش غرب را پایه‏گذاری کردند، هرگز در چنین فرهنگی رشد نکردند. بنابراین پیشروی و برتری علمی غرب را به‏هیچ‏وجه به معنای برتری فرهنگ غرب ندانید.1381/07/03

لینک ثابت
تبعیض, عدالت, نخبگان, نخبگان جوان, تکریم نخبگان, قدردانی از نخبگان, بنیاد نخبگان

گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است.این حساب باز کردن برای نخبگان، عین عدل است1381/07/03
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی