newspart/index2
جهانی‌سازی / جهانی شدن
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
جهانی‌سازی

ما در جمهوری اسلامی به عنوان کسانی که متصدّی و متعهّد یک تکلیف و وظیفه هستیم، چه تکلیفی داریم؟ اینکه می‏گویم ما متعهّد و موظّفیم، به خاطر این است که جمهوری اسلامی بر اساس یک فکر، یک آرمان و یک هدف بزرگ و والا و مقدّس به وجود آمده است و کسانی که معتقد به نظام جمهوری اسلامی و پیام انقلاب هستند، فکر نمی‏کنم از این معنا تخلّفی داشته باشند. ما فکر می‏کنیم یک وظیفه و تکلیف الهی و مسئولیت خدایی را انجام می‏دهیم. به همین دلیل است که بنده معتقدم اگر مسئولان- چه شما که در مجلسید و چه آن‏هایی که در دستگاه‏های اجرایی کشورند- کاری را که بر عهده‏ی آن‏هاست، انجام دهند، ثوابش پیش خدای متعال از بسیاری از عبادات بالاتر است؛ چون این بنا برای اعلای کلمه‏ی حق و احیای کلمه توحید ساخته شده است. ما به عنوان کسانی که در این مجموعه چنین وظیفه‏ای داریم و این مسئولیت را احساس می‏کنیم، در مقابل این سیل جهانی باید مقاومت کنیم. البته واقعیت جهانی‏سازی هم یکی از بخشهای مهم و بارز همین سیل است. فعلًا مسأله‏ی اقتصاد مطرح است؛ اما گفته و ناگفته، نوشته و نانوشته، جهانی‏سازی در زمینه‏ی سیاست و فرهنگ هم حتماً وجود دارد و عمل می‏شود. آیا در مقابل این سیل می‏شود مقاومت کرد؟ ما معتقدیم بله، می‏شود مقاومت کرد؛ این وظیفه‏ی اصلی ماست.
مقاومت، تنها با استحکام بخشیدن به بنیانها صورت می‏گیرد. هر سیل بنیان‏کنی وقتی به یک صخره استوار برسد، نمی‏تواند در آن اثر بگذارد. ما باید خود را استوار و مستحکم کنیم و بنیانهای فرهنگی و اقتصادی و سیاسی خود را استحکام ببخشیم. هر کاری که در جهت استحکام بخشیدن باشد، مقدّس و خوب و مورد اجر و ثواب الهی است. هر چیزی که در جهت متزلزل کردن این پایه‏ها و بنیانها باشد، بد است؛ این دیگر ربطی به جناح و حزب و گروه و تشکیلات ندارد. به نظر من معیار و ملاک، این است.
برای این‏که ما بنیانهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود را مستحکم کنیم، پیش‏نیاز اوّلیِ قطعی ما، ایجاد وفاق و وحدت کلمه است. برای وفاق باید همه تلاش کنند. معنای وفاق این نیست که گروهها و تشکیلات و جناحهای گوناگون اعلام انحلال کنند؛ نه، هیچ لزومی ندارد. معنای وفاق این است که نسبت به هم خوشبین باشند؛ «رحماء بینهم» باشند؛ همدیگر را تحمّل کنند؛ در جهت ترسیم هدفهای والا و عالی و برای رسیدن به آنها به یکدیگر کمک کنند و از ایجاد تشنّج، بداخلاقی، درگیری، اهانت و متّهم کردن بپرهیزند. امروز به نظر من وظیفه ما این است.
مجلس شورای اسلامی نباید تضعیف شود. بنده با این‏که کسانی به هر کیفیّتی و با هر بهانه و مستمسکی مجلس شورای اسلامی را تضعیف کنند، مخالفم. مجلس یکی از نهادهای اساسی کشور است؛ نباید آن را تضعیف کرد. به صرف این‏که نقطه‏ای مورد قبول کسی نیست، نباید مجلس و هیچیک از دستگاهها تضعیف شود. قوّه مقننّه، قوّه قضاییّه و قوّه مجریّه به عنوان قوّه و یک نهاد و یک دستگاه و یک رکن، نباید تضعیف شوند؛ هیچ کس نباید اینها را تضعیف کند. دستگاهها باید در جهت تقویت یکدیگر تلاش کنند.
بنده به آینده کشور بسیار خوشبینم. البته معنای این حرف این نیست که مشکلات و ضعفها و کاستیها و ناتوانیهای موجود را نمی‏بینم و از آنها اطّلاع ندارم. من وقتی با مسؤولان مواجه می‏شوم، بسیاری از مشکلاتی را که در بخشهای آنهاست، به آنها می‏گویم. گاهی اطّلاعات من کمتر از اطّلاعات آنها نیست؛ شاید گاهی هم بیشتر است. من ضعفها را می‏دانم؛ منتها ضعفها بنیانی نیست. بنیان و پایه سیاسی کشور مستحکم است. بر اساس قانون اساسیِ بسیار خوب و مترقّی و جامع و همه‏جانبه ما، بنیان سیاسی کشور بسیار مستحکم است. اشکال کار، در عملکردها و کوتاهیهاست؛ این کوتاهیها باید برطرف شود.
به نظر من آنچه امروز وظیفه اصلی ماست، این است که در بخشهای سه‏گانه - یعنی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی - پایه‏ها را مستحکم کنیم. اگر پایه‏های فرهنگی بخواهد مستحکم شود، شرط اصلی این است که ایمان مردم به دین و مواریث فرهنگی خودشان روزبه‏روز استحکام پیدا کند و تضعیف نشود. ما نمی‏خواهیم در یک جزیره زندگی کنیم و فکر نمی‏کنیم در دنیای امروز می‏شود در یک جزیره زندگی کرد. ما می‏خواهیم مردم به مواریث و ثروت فرهنگی خود ببالند و احساس حقارت نکنند. تلاش بعضیها این است که در مقابل ثروت فرهنگی مردم - که بسیار عظیم است - یک حالت گله‏گذاری و بدهکاری به وجود آورند؛ این خطاست. ثروت فرهنگی ما بسیار عظیم است و بخش عمده آن، ایمان به خدا و اسلام و توکّل به خدا و مفاهیم اسلامی است که بحمداللَّه در مردم ما کاملاً نافذ و راسخ است؛ بخشی از آن هم مربوط به مسائل فرهنگی ماست. اینها را باید قدر دانست و حفظ کرد. قوانین باید در این جهت باشد.
استقلال اقتصادی کشور نیز در کنار کاراییِ بخشهای اقتصادی، بسیار مهمّ است. در گزارش هم اشاره شد که بحمداللَّه در بخشهای اقتصادی، قانونگذاریهای زیادی شده است. البته من الان از تفاصیل قانونگذاریها استحضاری ندارم. نفس اهتمام به این مسأله، مهمّ است. امروز این باید جزو مسائل اساسی ما به حساب آید. مردم در زمینه‏های اقتصادی، مشکلات فراوانی دارند. یکی از مشکلات عبارت است از شکاف اقتصادی و تبعیض در مسائل اقتصادی و برخورداریهای ناروا در مقابل محرومیتهای سخت و سنگین. این، مردم را آزار می‏دهد. بیش از فقر، تبعیض برای مردم گزنده است. در قوانین، شما باید اینها را مراعات کنید؛ با قانون می‏توانید جلوِ اینها را تا حدّ زیادی بگیرید. البته قانون، همه چیز نیست؛ باید مدیریّت اجراییِ خوب حتماً وجود داشته باشد تا قانون کاراییِ خود را نشان دهد؛ لیکن قانون هم سهم بسیار زیادی دارد.
در زمینه سیاسی هم همین طور است: محافظت از پایه سیاسی کشور - یعنی نظام جمهوری اسلامی - و قدردانی از این نظام که حقیقتاً یک پدیده والا در دنیای امروز است. این‏که رادیوهای بیگانه و سیاسیّون دنیا و رندهای سیاسی عالم، مرتّب تحقیر و توهین کنند، از اهمیت مسأله و عظمت این پدیده نمی‏کاهد. این پدیده عظیم، در دنیا کار خود را کرده است. دشمنان ما با این‏که نمی‏خواهند به اهمیت و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی اعتراف کنند، در عین حال خواه و ناخواه به آن اعتراف می‏کنند. این‏که امروز دنیای اسلام به اسلام‏خواهی خود می‏بالد؛ این‏که قشرهای جوان، دانشگاهی و زبدگان فکری در دنیای اسلام این گونه‏اند؛ این‏که امروز مسأله فلسطین با این حجم و عظمت، به خاطر توجّهِ مردم به اسلام، حالت تازه‏ای پیدا کرده و اصلاً مسائل خاور میانه یک تحوّل اساسی یافته است، ناشی از همین اثرگذاری بسیار عمیق و دنباله‏دار و مستمّر است. علّت دشمنی آنها با جمهوری اسلامی همین است. می‏خواهند سرچشمه را خشک کنند؛ چون می‏دانند سرچشمه این بیداری در دنیای اسلام، به پا شدن جمهوری اسلامی است. نفس اقامه جمهوری اسلامی، برای آنها مهم بود. این پایه را باید مستحکم و حفظ کرد و حقیقت آن را درست تبیین نمود.1381/03/07

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی