طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
وحدت کلمه

مطلبی که لازم می‌دانم در مورد مسؤولان کشور تأکید کنم، در درجه‌ی اوّل، انسجام و اتّحاد کلمه است. مسؤولان کشور باید متّحد باشند و حرفشان یکی باشد. یکی از توطئه‌های دشمن در چند سال اخیر این بوده است که بتواند آدمهای نامعتقد به آرمان اسلامی را در صفوف مسؤولان بالای کشور نفوذ دهد؛ برای این‌که انسجام مدیران ارشد کشور به هم بخورد. این خطرِ بزرگی است.1380/08/08
لینک ثابت
آرمانخواهی

یکی از توطئه‌های دشمن در چند سال اخیر این بوده است که بتواند آدمهای نامعتقد به آرمان اسلامی را در صفوف مسؤولان بالای کشور نفوذ دهد؛ برای این‌که انسجام مدیران ارشد کشور به هم بخورد. این خطر بزرگی است. البته مدیران کشور هم مثل بقیه‌ی مردم در هر مسأله‌ای آراء و عقایدی دارند و عقاید آنها برای خودشان محترم است؛ ولی دو نکته وجود دارد: یکی این‌که اگر کسی در نظام جمهوری اسلامی در مسؤولیتی مشغول کار است، ولی آرمانهای نظام جمهوری اسلامی را آن‌گونه که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسی تجسم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست برای او حرام شرعی است. آن‌جایی که صحبت از مسائل اساسی نظام اسلامی است، آن‌جایی که وحدت دین و سیاست مطرح است، آن‌جایی که اصول قانون اساسی مورد نظر است، آن‌جایی که الزام به تبعیت از دین و شریعت مطرح است، اگر یک مسؤول عقیده‌ای غیر از این دارد، می‌تواند شهروند جمهوری اسلامی باشد - مانعی ندارد - اما نمی‌تواند مسؤول باشد؛ بخصوص در مسؤولیتهای بالا. مدیران ارشد، نمایندگان مجلس و مسؤولان عالی‌مقام قوه‌ی قضایی، درعین‌حال که مسؤولیت مهمی در نظام جمهوری اسلامی دارند، نمی‌توانند به آرمانهای نظام جمهوری اسلامی و اصول قانون اساسی اعتقادی نداشته باشند؛ چون اعتقاد انسان در عمل و گفتار او اثر می‌گذارد.1380/08/08
لینک ثابت
نظام سلطه

چرا و به چه دلیل تهدیدها افزایش پیدا کرده است؟ هر قدرت سلطه‌گر و نفوذطلبی، از این‌که نیروی محلی قوی ممتنعی در کشور محل‌ نفوذ او به وجود آید و دست نفوذ او را قطع کند، خشمگین می‌شود. این اتفاقی است که در ایران افتاد. دولت امریکا در این کشور ریشه دوانده بود؛ نفوذش سطحی نبود و منافع فراوانی را نیز برای خود از کشور عزیز ما تأمین می‌کرد و به آنها دل بسته بود؛ اما نظام اسلامی جلو این منافع نامشروع را گرفت. بعضی از دولتهای دیگر نیز همین حالت را داشتند. از نظر آن قدرت جهانی، این کار، نظام اسلامی را به صورت یک عنصر نامطلوب در می‌آورد. برای این‌که نظام اسلامی از شکل نامطلوب درآید، از نظر قدرت سلطه‌طلب، یک راه بیشتر وجود ندارد و آن این است که راه را باز کنند تا بتواند همان منافع نامشروع را دوباره تأمین کند!1380/08/08
لینک ثابت
اتحاد ملی و انسجام اسلامی

لازم می‌دانم در مورد مسؤولان کشور تأکید کنم، در درجه‌ی اول، انسجام و اتحاد کلمه است. مسؤولان کشور باید متحد باشند و حرفشان یکی باشد. یکی از توطئه‌های دشمن در چند سال اخیر این بوده است که بتواند آدمهای نامعتقد به آرمان اسلامی را در صفوف مسؤولان بالای کشور نفوذ دهد؛ برای این‌که انسجام مدیران ارشد کشور به هم بخورد. این خطر بزرگی است. البته مدیران کشور هم مثل بقیه‌ی مردم در هر مسأله‌ای آراء و عقایدی دارند و عقاید آنها برای خودشان محترم است؛ ولی دو نکته وجود دارد: یکی این‌که اگر کسی در نظام جمهوری اسلامی در مسؤولیتی مشغول کار است، ولی آرمانهای نظام جمهوری اسلامی را آن‌گونه که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسی تجسم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست برای او حرام شرعی است. آن‌جایی که صحبت از مسائل اساسی نظام اسلامی است، آن‌جایی که وحدت دین و سیاست مطرح است، آن‌جایی که اصول قانون اساسی مورد نظر است، آن‌جایی که الزام به تبعیت از دین و شریعت مطرح است، اگر یک مسؤول عقیده‌ای غیر از این دارد، می‌تواند شهروند جمهوری اسلامی باشد - مانعی ندارد - اما نمی‌تواند مسؤول باشد؛ بخصوص در مسؤولیتهای بالا. مدیران ارشد، نمایندگان مجلس و مسؤولان عالی‌مقام قوه‌ی قضایی، درعین‌حال که مسؤولیت مهمی در نظام جمهوری اسلامی دارند، نمی‌توانند به آرمانهای نظام جمهوری اسلامی و اصول قانون اساسی اعتقادی نداشته باشند؛ چون اعتقاد انسان در عمل و گفتار او اثر می‌گذارد.

ان‌شاءالله مسؤولان با همان اتحاد و انسجامی که گفته شد و با رعایت موازین اسلامی کار را پیش ببرند، که اسلام نجاتبخش است.1380/08/08

لینک ثابت
نوآوری و شکوفایی

به اسلام تمسک کنید و اتحاد و روحیه‌ی خود را حفظ نمایید و بدانید به فضل پروردگار آینده متعلق به شما ملت ایران است و شما جوانان روزهای شکوفایی و عزتی را خواهید دید که برای نسلهای گذشته‌تان حتی در رؤیا هم قابل تصور نبود.1380/08/08
لینک ثابت
مذاکره با آمریکا

ما با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب، با مطالعه‌ی همه‌ی تجربه‌های کشورِ خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب‌نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می‌رسیم که نه فقط رابطه با امریکا، بلکه مذاکره با دولت امریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است. این یک نظرِ متعصّبانه نیست؛ این یک اندیشه و فکر است؛ بررسی شده و با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب است. مذاکره با امریکا - چه در قضایای کنونی و چه در مسائل دیگر - به معنای باز کردن باب توقّعات و طلبکاریهای امریکاست. کسانی که دم از مذاکره می‌زنند - که البته سوء نیّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با امریکا در هر یک از قضایایی که این دولت در آن برای خودش ایده و منفعتی تعریف کرده است - مثل همین قضیه‌ی افغانستان - هیچ فایده‌ای ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسلیم نمی‌شود. مذاکره‌ی امریکا با یک دولت، به معنای این نیست که می‌خواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّی نظرات مجامع جهانی را قبول نمی‌کند! همین حالا که در آفریقا در یک کنفرانس، بحث گرم شدن زمین و مسأله‌ی گازهای گلخانه‌ای در دنیا مطرح است و همه‌ی دنیا لازم دانستند در این خصوص تلاش کنند، امریکا زیر بار نمی‌رود؛ یعنی حتّی با رفقای اروپایی خودش هم کنار نمی‌آید! چند روز پیش در خبرها خواندم که رئیس جمهور پاکستان از امریکاییها درخواست می‌کند که برای حمله به افغانستان، از فلان فرودگاه استفاده نکنند؛ از بقیه‌ی فرودگاهها استفاده کنند؛ اما امریکاییها خواسته‌ی او را رد می‌کنند! یعنی به نظرِ مشورتیِ رئیس آن کشور در مورد یک فرودگاه اعتناء نمی‌کنند! کدامیک از کشورهایی که با امریکا رابطه دارند، توانسته‌اند در یک مسأله‌ی مهم، نظرشان را به امریکا تحمیل کنند؟ بعضی از کشورهای عربی تملّق امریکا را می‌گویند؛ بعضی از آنها هرچه می‌توانند، نظرات امریکا را در همه‌ی بخشها رعایت و به آن عمل می‌کنند؛ اما امریکا به کدام خواسته‌ی این کشورها در مقابل رژیم صهیونیستیِ غاصب یا در مسائل مهم جهان عرب ترتیب اثر داده است؟ این غفلت بزرگی است که بعضی کسان دارند.1380/08/08
لینک ثابت
افکار عمومی

دشمنان، خود را به چیزهای موهومی دلخوش می‌کنند؛ برای این‌که افکار عمومی و مردمِ غافلِ بی‌خبرِ خودشان را به سیاستهای خود توجیه کنند. واقعه‌ی کوچکی را پیدا می‌کنند و آن را بزرگ جلوه می‌دهند. یک اجتماع کوچک صد نفری یا چند صد نفری را که علیه مقدّسات مردم در گوشه‌ای تشکیل شده و به مناسبتی شعار می‌دهند، بزرگ می‌کنند؛ اما اجتماعات عظیم مردمی را در دفاع از انقلاب، اسلام و حمایت از آرمانهای بلند نظام اسلامی کوچک می‌کنند! اینها شگردهای تبلیغاتی است.1380/08/08
لینک ثابت
منافع ملی

نظام اسلامی یک الگوی اسلامی را هم در دنیا مطرح کرد؛ یعنی نشان داد که بدون امریکا می‌شود زندگی کرد؛ بدون رفتن زیر بار یک قدرت بزرگ می‌توان یک کشور بزرگ شصت‌وپنج میلیونی را اداره کرد و پیش برد. پس علت اصلی تهدید، هویّت نظام اسلامی است.
البته دلایلی وجود دارد که انگیزه‌ی دشمن برای تهدید و دشمنی کردن، به این زودیها از بین نرود و ادامه پیدا کند یا گاهی تشدید شود. یکی از آنها این است که میلیاردها دلار خرج کرده‌اند. البته دلشان نمی‌آید به خودشان بباورانند که خرجهایی که برای ضربه زدن به نظام اسلامی کرده‌اند، همه بیهوده بوده است. یک دلیل این است که امیدوارند روح دینی در جوانان ما زایل شده باشد. اگر خبرنگارشان در منطقه‌ای از شهرهای ایران چهار نفر جوان را پیدا کرد و توانست از آنها حرفهایی را ضبط کند که معنایش بی‌اعتنایی به دین باشد، این را بزرگ می‌کنند و به همه‌ی جوانان کشور تعمیم می‌دهند و خودشان را دلخوش می‌کنند و به خود امید می‌دهند که روح دینی، روح ایمان و روح پایبندی به حفاظت از ایمان مذهبی در ایران ضعیف شده است! البته اشتباه می‌کنند. امروز اگر حادثه‌ای به وقوع بپیوندد که در آن، ملت ایران احساس خطر کند، تعداد جوانانی که فداکارانه و داوطلبانه حاضرند برای خدا، نظام اسلامی و منافع ملتشان سینه سپر کنند و جلو بروند، یقیناً بیشتر از دوران جنگ تحمیلی است. جوانان ما همان شور و هیجان، همان ایمان و همان آمادگی‌ای که چشم دنیا را در دوران جنگ تحمیلی خیره کرد، امروز هم دارند.1380/08/08

لینک ثابت
منافع ملی

ما با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب، با مطالعه‌ی همه‌ی تجربه‌های کشورِ خود و کشورهای همسایه و با مشورت با صاحب‌نظران عمده و دارای رأی، به این نتیجه می‌رسیم که نه فقط رابطه با امریکا، بلکه مذاکره با دولت امریکا امروز برخلاف مصالح ملی و منافع ملت است. این یک نظرِ متعصّبانه نیست؛ این یک اندیشه و فکر است؛ بررسی شده و با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب است. مذاکره با امریکا - چه در قضایای کنونی و چه در مسائل دیگر - به معنای باز کردن باب توقّعات و طلبکاریهای امریکاست. کسانی که دم از مذاکره می‌زنند - که البته سوء نیّت ندارند، دچار غفلتند - توجّه ندارند که مذاکره با امریکا در هر یک از قضایایی که این دولت در آن برای خودش ایده و منفعتی تعریف کرده است - مثل همین قضیه‌ی افغانستان - هیچ فایده‌ای ندارد. چرا؟ چون او مستکبر است و تسلیم نمی‌شود. مذاکره‌ی امریکا با یک دولت، به معنای این نیست که می‌خواهد نظرات آن دولت را قبول کند؛ حتّی نظرات مجامع جهانی را قبول نمی‌کند! همین حالا که در آفریقا در یک کنفرانس، بحث گرم شدن زمین و مسأله‌ی گازهای گلخانه‌ای در دنیا مطرح است و همه‌ی دنیا لازم دانستند در این خصوص تلاش کنند، امریکا زیر بار نمی‌رود؛ یعنی حتّی با رفقای اروپایی خودش هم کنار نمی‌آید! چند روز پیش در خبرها خواندم که رئیس جمهور پاکستان از امریکاییها درخواست می‌کند که برای حمله به افغانستان، از فلان فرودگاه استفاده نکنند؛ از بقیه‌ی فرودگاهها استفاده کنند؛ اما امریکاییها خواسته‌ی او را رد می‌کنند! یعنی به نظرِ مشورتیِ رئیس آن کشور در مورد یک فرودگاه اعتناء نمی‌کنند! کدامیک از کشورهایی که با امریکا رابطه دارند، توانسته‌اند در یک مسأله‌ی مهم، نظرشان را به امریکا تحمیل کنند؟ بعضی از کشورهای عربی تملّق امریکا را می‌گویند؛ بعضی از آنها هرچه می‌توانند، نظرات امریکا را در همه‌ی بخشها رعایت و به آن عمل می‌کنند؛ اما امریکا به کدام خواسته‌ی این کشورها در مقابل رژیم صهیونیستیِ غاصب یا در مسائل مهم جهان عرب ترتیب اثر داده است؟ این غفلت بزرگی است که بعضی کسان دارند.1380/08/08
لینک ثابت
سرمایه‌های انقلاب

مسأله اوّلی که می‏خواهم عرض کنم، این است که در مقطع کنونی کشور - که یک مقطع بسیار حسّاس است - وظیفه حراست از نظام مقدّس جمهوری اسلامی، به همان اندازه حسّاس و خطیر است. چرا می‏گوییم مقطع کنونی حسّاس است؟ زیرا بعد از گذشت مدتی از وقوع انقلاب اسلامی و رسیدن این فکر و نظام نو به بیست‏ودو سالگی، هم سرمایه‏ها، هم تجربه‏ها و هم تهدیدها علیه ما افزایش پیدا کرده است.

سرمایه‏های ما افزایش پیدا کرده است؛ زیرا مهمترین سرمایه یک کشور و یک نظام، نیروی انسانی است. امروز ما صدها برابرِ اوایل انقلاب، انسانهای متخصّص و متعهّد و کارآمد در بخشها و نقاط مختلف کشورمان داریم که اینها محصول دوران انقلابند؛ انسانهای باایمانی که حاضرند همه وجود و توان علمی و انسانی خود را برای کشور و انقلاب و مردم نثار کنند. اوّلِ انقلاب، نیروهایی که در بخشهای مختلف دارای تخصّص باشند، بسیار معدود بودند؛ اما امروز در دانشگاهها و حوزه‏های علمیه و نیروهای نظامی و در بخشهای مختلف مدیریّت کشوری ما، انسانهای فراوانی از این قبیل هستند. این افزایشِ سرمایه است. امروز نسل جوان ما چند برابر نسل جوان این کشور در اوّل انقلاب است. این یک سرمایه است و باید به چشم افزایشِ سرمایه به آن نگاه شود. البته سرمایه وسیله‏ای است که کارآمدان و مدیران لایق و قابل می‏توانند به سود مردم و کشور از آن استفاده کنند. سرمایه ، شرط لازم است؛ اما شرط کافی نیست .1380/08/08

لینک ثابت
سرمایه‌های انقلاب

به نسبت افزایش سرمایه و تمکن و امکانات ما، تهدید علیه کشور و نظام اسلامی هم افزایش پیدا کرده است. امروز دشمنان نظام و کشور از شیوه‌هایی برای برخورد استفاده می‌کنند که در گذشته در اختیارشان نبود یا مطرح نبود؛ اما امروز با کیفیتهای بالا و روشهای پیچیده، توطئه‌های خود را به مرحله‌ی عمل می‌رسانند.1380/08/08
لینک ثابت
لیبرال دموکراسی

آمریکاییها با حمله به افغانستان ضرر کردند. آن‏ها چه به مقاصد نظامی خود در اینجا برسند، چه نرسند، دو ضرر عمده کرده‏اند که یکی مخصوص خود آمریکاییهاست، یکی هم ضرری است که دنیای غرب در آن با امریکا شریک است. آن ضرر عمده‏ای که خود امریکا و دنیای غرب- مشترکاً- در این قضیه تحمّل کردند، این است که چهره‏ی لیبرالیزم غربی یک‏بار دیگر افشا شد. در دنیا این‏قدر با افتخار از لیبرال دمکراسی غرب نام می‏آورند و می‏گویند در غرب، آزادی و تمدّن و دمکراسی و احترام به آراء مردم وجود دارد. بله، زبان جای نرمی است و هرطور بخواهند، می‏توانند آن را بگردانند؛ اما در میدان آزمایش معلوم می‏شود که هرکس چه‏کاره است! افغانستان میدان آزمایش جدیدی برای لیبرالیزم غرب شد تا نشان داده شود این‏ها آنجایی که منافع و خواست استکباری‏شان اقتضا کند، از هیچ عملی فروگذار نمی‏کنند و حاضرند یک کشور و ملت را بدون هیچ دلیلی به خاک و خون بکشند. در قضیه‏ی حمله به عراق، دولت امریکا دلیل‏گونه و بهانه‏ای داشت؛ می‏گفت عراق به کویت حمله کرده است؛ البته آن دلیل هم کافی نبود. اگر عراق به کویت حمله کرده است، چرا باید به شهرهای عراق حمله کنند؟! به نیروهای نظامی باید حمله می‏کردند. بنابراین آنجا این دلیل، کاملًا قانع‏کننده نبود؛ اما اینجا همان هم نیست. این‏ها خودشان هم اعتراف می‏کنند که مردم هرات، قندهار، کابل و جلال‏آباد هیچ تقصیری ندارد؛ بلکه یک گروه یا چند نفر انگشت‏شمار مسئولیت دارند. پس چرا مردم را می‏کوبید؟! برای اینکه بتوانند به ملت امریکا جوابی بدهند، برای خود مجوّز درست کرده‏اند و از روی خشم، چنین حرکت وحشیانه‏ای را مرتکب می‏شوند و مردم افغانستان را قتل عام می‏کنند. بنابراین چهره‏ی لیبرالیزم غربی یک‏بار دیگر افشا شد و معلوم گردید در زیر دسته گلی که نشان می‏دهند، چماق مخفی کرده‏اند و در زیر این ظواهر ادکلن‏زده‏ی کراوات بسته‏ی منظّمِ و مرتّب، یک چهره‏ی مخوف پنهان است؛ این را دنیا فهمیده است.

اما آن ضرری که مخصوص امریکاست، این است که نهضت جهانی اسلام با شعار «مرگ بر امریکا» تسریع شد و نشان داده شد استکباری که ایران تکرار می‏کند، یعنی چه. وقتی گفته می‏شود دلیل بیاورید که این اشخاصی که شما می‏گویید، متّهم قضیه‏ی بیستم شهریور نیویورک و واشنگتن‏اند، دلیل نمی‏آورند؛ می‏گویند این‏ها مجرمند! وقتی گفته می‏شود به مردم افغانستان حمله نکنید، حمله می‏کنند. حتّی دوستان اروپایی‏شان هم که صریحاً حاضر نیستند حمله را محکوم کنند، ولی با زبانهای گوناگون این کار را زشت می‏شمرند. درعین‏حال باز آمریکاییها دست برنمی‏دارند! وقتی به آن‏ها می‏گویند مردم در افغانستان کشته می‏شوند، آقا (!) مصاحبه می‏کند که نه، این عکسهایی که شما از بچه‏ها و زنهای مجروح در تلویزیون نشان دادید، جعلی است؛ ما هیچ‏کس را نکشته‏ایم! این همه خانه را خراب کردند، مراکز هلال احمر را زدند، مراکز غیر نظامی را به طور آشکار نابود و ویران کردند؛ اما مثل آدمی که «ان رءاه استغنی» است، با یک حالت تکبّر می‏گوید نه؛ همین چیزی است که من می‏گویم! وقتی به آن‏ها می‏گویند ماه رمضان نزدیک است، به مناسبت این ماه حملات خود را قطع کنید، می‏گویند نه؛ ما برای ماه رمضان حملات را متوقّف نمی‏کنیم! وقتی به آن‏ها می‏گویند بمب‏ها و موشکهای آن‏چنانی در افغانستان جنایت به بار می‏آورد، با خون‏سردیِ تمام مصاحبه می‏کنند و می‏گویند ما تصمیم داریم این نوع بمب‏ها و موشکها را همچنان بر سر این کشور ببارانیم! استکبار یعنی همین که گوششان بدهکار هیچ حرف حسابی در دنیا نباشد. این‏ها توقّع دارند پای کشورهای اسلامی و ایران اسلامی به مناقشه‏ای که به‏هیچ‏وجه نمی‏شود موضع این مستکبر ظالم متجاوز را در آن تأیید کرد، کشانده شود. سعی دولت جمهوری اسلامی و مسئولان کشور بر این بوده است که کشور را از این مناقشه دور نگه دارند؛ اما درعین‏حال مواضعشان را به همه‏ی دنیا بگویند. و من به شما عرض کنم، نشانه‏ی رشد نظام اسلامی و انگیزه‏های اسلامی در دنیا همین بود که این پیام از سوی ملتهای مسلمان گرفته شد. خیلی‏ها دلشان می‏خواست در روزهای اوّل چیزی بگویند؛ اما تهدیدها اجازه‏ نمی‏داد. وقتی جمهوری اسلامی حرف خود را بیان کرد، دیگران هم جرأت پیدا کردند و حرفشان را گفتند.1380/08/08

لینک ثابت
مقابله نظام اسلامی با توطئه های دشمن

به نسبت افزایش سرمایه و تمکّن و امکانات ما، تهدید علیه کشور و نظام اسلامی هم افزایش پیدا کرده است. امروز دشمنان نظام و کشور از شیوه‌هایی برای برخورد استفاده می‌کنند که در گذشته در اختیارشان نبود یا مطرح نبود؛ اما امروز با کیفیّتهای بالا و روشهای پیچیده، توطئه‌های خود را به مرحله‌ی عمل می‌رسانند.البته اگر کسی گمان کند که توطئه‌ی دشمن برای ضربه زدن به نظام کافی است، اشتباه بزرگی مرتکب شده است. دشمن توطئه می‌کند، نظام اسلامی هم ضدّ توطئه درست می‌کند؛ «و مکروا و مکراللَّه».(1) آنها روشهایی را برای ضربه زدن به نظام اسلامی اتّخاذ می‌کنند، نظام اسلامی هم ضد ضربه‌ی آماده را در مقابل آنها به کار می‌زند؛ ولی به‌هرحال هوشیاری لازم است.1380/08/08

1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 54
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
ترجمه:
و (یهود و دشمنان مسیح، برای نابودی او و آیینش،) نقشه کشیدند؛ و خداوند (بر حفظ او و آیینش،) چاره‌جویی کرد؛ و خداوند، بهترین چاره‌جویان است.
لینک ثابت
معلوم شدن استکبار آمریکا در حمله بی دلیل خود به افغانستان

[امریکاییها با حمله به افغانستان ضرر کردند. آنها چه به مقاصد نظامی خود در این‌جا برسند، چه نرسند، دو ضرر عمده کرده‌اند که یکی مخصوص خود امریکاییهاست، یکی هم ضرری است که دنیای غرب در آن با امریکا شریک است.]
اما آن ضرری که مخصوص امریکاست، این است که نهضت جهانی اسلام با شعار «مرگ بر امریکا» تسریع شد و نشان داده شد «استکبار»ی که ایران تکرار می‌کند، یعنی چه. وقتی گفته می‌شود دلیل بیاورید که این اشخاصی که شما می‌گویید، متّهم قضیه‌ی بیستم شهریور نیویورک و واشنگتن‌اند، دلیل نمی‌آورند؛ می‌گویند اینها مجرمند! وقتی گفته می‌شود به مردم افغانستان حمله نکنید، حمله می‌کنند. حتّی دوستان اروپایی‌شان هم که صریحاً حاضر نیستند حمله را محکوم کنند، ولی با زبانهای گوناگون این کار را زشت می‌شمرند. درعین‌حال باز امریکاییها دست برنمی‌دارند! وقتی به آنها می‌گویند مردم در افغانستان کشته می‌شوند، آقا (!) مصاحبه می‌کند که نه، این عکسهایی که شما از بچه‌ها و زنهای مجروح در تلویزیون نشان دادید، جعلی است؛ ما هیچ کس را نکشته‌ایم! این همه خانه را خراب کردند، مراکز هلال احمر را زدند، مراکز غیرنظامی را به طور آشکار نابود و ویران کردند؛ اما مثل آدمی که «ان رأه استغنی»(1) است، با یک حالت تکبّر می‌گوید نه؛ همین چیزی است که من می‌گویم!1380/08/08


1 ) سوره مبارکه العلق آیه 7
أَن رَآهُ استَغنىٰ
ترجمه:
از اینکه خود را بی‌نیاز ببیند!
لینک ثابت
محاصره اقتصادی

ما در اوّلِ انقلاب، بسیاری از مسائل مهم مربوط به کشور و دفاع از نظاممان را نمی‏شناختیم؛ اما امروز مدیران و مسئولان کشور، تجربه‏ی جنگ تحمیلی و محاصره‏ی اقتصادی امریکا و روگردانی برخی از دولتهای سلطه‏طلب و نفوذگر را پشت سر گذاشته‏اند. این‏ها تجربه‏های ماست. عقب‏نشینی نیروهای شوروی از افغانستان، حمله‏ی عراق به کویت، برگشتن ورق دفاع جهانی از رژیم عراق به حمله‏ی جهانی به رژیم عراق، تجربه‏ها و درسهایی است که مسئولان و مدیران کشور در عملکردشان، و هوشمندان جامعه و آحاد مردم در قضاوتهایشان، از آن‏ها استفاده می‏کنند.1380/08/08
لینک ثابت
دموکراسی غربی

آمریکاییها با حمله به افغانستان ضرر کردند. آن‏ها چه به مقاصد نظامی خود در اینجا برسند، چه نرسند، دو ضرر عمده کرده‏اند که یکی مخصوص خود آمریکاییهاست، یکی هم ضرری است که دنیای غرب در آن با امریکا شریک است. آن ضرر عمده‏ای که خود امریکا و دنیای غرب- مشترکاً- در این قضیه تحمّل کردند، این است که چهره‏ی لیبرالیزم غربی یک‏بار دیگر افشا شد. در دنیا این‏قدر با افتخار از لیبرال دمکراسی غرب نام می‏آورند و می‏گویند در غرب، آزادی و تمدّن و دمکراسی و احترام به آراء مردم وجود دارد. بله، زبان جای نرمی است و هرطور بخواهند، می‏توانند آن را بگردانند؛ اما در میدان آزمایش معلوم می‏شود که هرکس چه‏کاره است! افغانستان میدان آزمایش جدیدی برای لیبرالیزم غرب شد تا نشان داده شود این‏ها آنجایی که منافع و خواست استکباری‏شان اقتضا کند، از هیچ عملی فروگذار نمی‏کنند و حاضرند یک کشور و ملت را بدون هیچ دلیلی به خاک و خون بکشند. در قضیه‏ی حمله به عراق، دولت امریکا دلیل‏گونه و بهانه‏ای داشت؛ می‏گفت عراق به کویت حمله کرده است؛ البته آن دلیل هم کافی نبود. اگر عراق به کویت حمله کرده است، چرا باید به شهرهای عراق حمله کنند؟! به نیروهای نظامی باید حمله می‏کردند. بنابراین آنجا این دلیل، کاملًا قانع‏کننده نبود؛ اما اینجا همان هم نیست. این‏ها خودشان هم اعتراف می‏کنند که مردم هرات، قندهار، کابل و جلال‏آباد هیچ تقصیری ندارد؛ بلکه یک گروه یا چند نفر انگشت‏شمار مسئولیت دارند. پس چرا مردم را می‏کوبید؟! برای اینکه بتوانند به ملت امریکا جوابی بدهند، برای خود مجوّز درست کرده‏اند و از روی خشم، چنین حرکت وحشیانه‏ای را مرتکب می‏شوند و مردم افغانستان را قتل عام می‏کنند. بنابراین چهره‏ی لیبرالیزم غربی یک‏بار دیگر افشا شد و معلوم گردید در زیر دسته گلی که نشان می‏دهند، چماق مخفی کرده‏اند و در زیر این ظواهر ادکلن‏زده‏ی کراوات بسته‏ی منظّمِ و مرتّب، یک چهره‏ی مخوف پنهان است؛ این را دنیا فهمیده است.1380/08/08
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی