طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
وحدت کلمه

یک توصیه هم به بقیه‌ی مسؤولان و فعالان سیاسی عرض کنم؛ مخصوصا به کسانی که تریبونهایی در اختیارشان هست - هر تریبونی؛ از منبرها و روزنامه‌ها و صدا و سیما و مجلس و نماز جمعه و امثال اینها بگیرید تا هر تریبونی در هر گوشه‌ی کشور - مراقب باشید که تهیج سیاسی برای کشور مضر است. فضا باید آرام و متعادل باشد تا دولت و مسؤولان بتوانند به وظایف خود عمل کنند. در شرایط متهیج و متشنج سیاسی، آسانترین کارهای جاری هم دشوار خواهد شد. هیچ کس به تهیج سیاسی کمک نکند. یکی از بدترین عیوب برای فعالان سیاسی این است که درصدد انشقاق و جدایی و بهانه‌گیری از یکدیگر باشند. وحدت کلمه را حفظ کنید.
1380/05/11

لینک ثابت
مردمسالاری دینی

جلسه‌ای بسیار مهم و نمایشگر یک نقطه‌ی حساس در حرکت تاریخ جمهوری اسلامی است. این مجلس و مراسمی که امروز انجام گرفت، حاکی از یک حقیقت زنده و درخشان در نظام جمهوری اسلامی است و آن حقیقت مردم‌سالاری دینی و حاکمیت احکام نورانی اسلام و حضور و انتخابگری آحاد ملت است.
1380/05/11

لینک ثابت
مردمسالاری دینی

در منطق اسلام، اداره‌ی امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنی و احکام الهی است. در قوانین آسمانی و الهی قرآن، برای مردم شأن و ارج معین شده است؛ مردم هستند که انتخاب می‌کنند و سرنوشت اداره‌ی کشور را به دست می‌گیرند. این مردم‌سالاری، راقی‌ترین نوع مردم‌سالاری‌ای است که امروز دنیا شاهد آن است؛ زیرا مردم‌سالاری در چارچوب احکام و هدایت الهی است. انتخاب مردم است، اما انتخابی که با قوانین آسمانی و مبرای از هرگونه نقص و عیب، توانسته است جهت و راه صحیحی را دنبال کند.
در همه‌ی آنچه که در دنیا به نام دمکراسی و مردم‌سالاری شناخته می‌شود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسیهای غربی، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه داران حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأی مردم اعتبار پیدا می‌کند و نافذ می‌شود. اگر مردم چیزی را که بر خلاف منافع سرمایه‌داران و صاحبان قدرت مالی و اقتصادی - و بر اثر آن، قدرت سیاسی - است بخواهند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این نظامها و رژیمهای دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه‌ی این خواستها و دمکراسیها حاکم است. در کشورهای سوسیالیستی سابق - که آنها هم خودشان را کشورهای دمکراتیک می‌نامیدند - این چارچوب، حزب حاکم بود. در خارج از چارچوب تمایلات و سیاستها و انگیزه‌های حزب حاکم، رأی مردم هیچ توانایی و کاربردی نداشت. به‌هرحال چارچوب وجود دارد.

امتیاز نظام اسلامی در این است که این چارچوب، احکام مقدس الهی و قوانین قرآنی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانی و آنها را هدایت می‌کند. مسأله‌ی هدایت مردم یکی از مسائل بسیار مهمی است که در نظامهای سیاسی رایج دنیا - بخصوص در نظامهای غربی - نادیده گرفته شده است. معنای هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمه‌های فضیلت، کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسد کننده‌ای که گاهی به نام آراء و خواست مردم مطرح می‌گردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه می‌کنید در بسیاری از دمکراسیهای غربی، زشت‌ترین انحرافات - انحرافات جنسی و امثال آن - به عنوان این‌که خواست مردم است، صبغه‌ی قانونی پیدا می‌کند و رسمی می‌شود و به اشاعه‌ی آن کمک می‌گردد. این، غیبت عنصر معنوی و هدایت ایمانی را نشان می‌دهد.

در نظام اسلامی - یعنی مردم‌سالاری دینی - مردم انتخاب می‌کنند، تصمیم می‌گیرند و سرنوشت اداره‌ی کشور را به وسیله‌ی منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه‌ی هدایت الهی، هرگز به بیرون جاده‌ی صلاح و فلاح راه نمی‌برد و از صراط مستقیم خارج نمی‌شود. نکته‌ی اصلی در مردم‌سالاری دینی این است. این هدیه‌ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این تجربه‌ی جدید و جوانی است؛ اما تجربه‌ی قابل تأمل و پیگیری و قابل تقلیدی است برای همه‌ی کسانی که دلشان برای فضیلتها و جامعه‌ی پاک و پاکیزه‌ی انسانی می‌تپد و از جرائم و رذائل اخلاقی و رواج زشتیهای خلقیات بشری رنج می‌برند.1380/05/11

لینک ثابت
مردمسالاری دینی

این مراسم، هشتمین مراسمی است که در آن رئیس جمهور منتخب مردم، به طور رسمی رئیس جمهور می‌شود و اختیار اداره‌ی کشور و زمام امور قوه‌ی مجریه را در دست می‌گیرد. این را انقلاب به ما داد. البته دستگاههای تبلیغاتی دنیا با تبلیغات بسیار رذیلانه سعی می‌کنند این‌گونه وانمود کنند که حضور مردم و مردم‌سالاری نظام اسلامی، از انتخابات سال هفتادوشش به این طرف است؛ یعنی می‌خواهند گذشته‌ی انقلاب را نفی کنند! این هم ادامه‌ی همان دشمنیهایی است که همیشه با این انقلاب داشته‌اند. نه؛ ما ملت ایران در این بیست‌ودو سال، هشت مرتبه پای صندوق انتخاب رئیس جمهور رفته‌ایم و با رأی خود، او را انتخاب کرده‌ایم و نشان داده‌ایم که در کشور ما به برکت نظام اسلامی، محور تصمیم‌گیری، مردمند و چارچوب تصمیم‌گیری - هم برای مردم و هم برای مسؤولان - احکام و شریعت اسلامی است. این، وظایف سنگینی را بر دوش همه‌ی ما می‌گذارد.
1380/05/11

لینک ثابت
مفاسد اقتصادی

فساد انواع و اقسامی دارد که فسادهای مالی و اقتصادی از جمله‌ی آنهاست. یکی از بزرگترین مسؤولیتهای مسؤولان کشور - از جمله رئیس جمهوری محترم - تعقیب مفاسد مالی و اقتصادی است که باید در برنامه‌ی دولت قرار گیرد. البته قوّه‌ی قضایّیه و قوّه‌ی مقنّنه هم در این زمینه مسؤولند و خوشبختانه همکاریهایی هم می‌کنند. این مبارزه باید جدّی شود و خود را در مرحله‌ی عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده‌ی اقتصادی و مالی یکی از کارهایی است که به گشایش اقتصادی کشور هم کمک خواهد کرد. یکی از موانع پیشرفت اقتصادی کشور، وجود گلوگاههای فساد است که به‌شدّت باید از آن ترسید و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختی هم هست. من در جریان آن نامه‌ی هشت ماده‌ای که نوشتم، هم به رئیس جمهور محترم، هم به رئیس محترم قوّه‌ی قضایّیه و هم به رئیس محترم مجلس گفتم که بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه‌ی جدّی و واقعی است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختی است. برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی، باید لباس مبارزه به تن کرد.
1380/05/11

لینک ثابت
نوآوری و شکوفایی

شما به واقعیّتهای کاریِ خودتان نگاه کنید و با جدیّت و تکیه بر بیّناتی که قانون اساسی برای ما معیّن کرده است - که به احکام اسلامی و مقررات اسلامی متّکی است - در زمینه‌های پولی و مالی و تولیدی و خدماتی و همه‌ی آن چیزهایی که به اقتصاد مردم وابسته است، نوآوری و تلاش کنید. خدای متعال به این تلاش برکت خواهد داد.1380/05/11
لینک ثابت
آراستگی به فضائل اخلاقی

امتیاز نظام اسلامی در این است که این چارچوب، احکام مقدس الهی و قوانین قرآنی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانی و آنها را هدایت می‌کند. مسأله‌ی هدایت مردم یکی از مسائل بسیار مهمی است که در نظامهای سیاسی رایج دنیا - بخصوص در نظامهای غربی - نادیده گرفته شده است. معنای هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمه‌های فضیلت، کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسد کننده‌ای که گاهی به نام آراء و خواست مردم مطرح می‌گردد، از افق انتخاب مردم دور شود.1380/05/11
لینک ثابت
همت مضاعف و کار مضاعف

امروز وظیفه‌ی بزرگی بر دوش مسؤولان است و آن این است که این نعمت عظیم خداوندی را که به آنها داده شده - نعمت خدمت به مردم - شکرگزاری کنند و متوجه باشند که دشمن پشت سر است. آینده هم آینده‌ی خوبی است؛ حرم در پیش است و حرامی در پس! اگر حرکت کنید، به اهداف والا خواهید رسید؛ اما اگر خدای نکرده سستی و تنبلی و کندی و بدعملی کنیم، مورد تهاجم دشمن قرار خواهیم گرفت؛ حد وسط ندارد. امروز تلاش همه جانبه، وظیفه‌ی مضاعف و بزرگی است که بر دوش همه‌ی ماست.
1380/05/11

لینک ثابت
قانون‌شکنی

مسؤولان نباید بگذارند چنین حالتی در مؤمنین به وجود آید.البته این هیچ مجوّز آن نیست که کسانی به بهانه‌ی این‌که اطمینانشان سلب شده، قانون‌شکنی کنند. قانون‌شکنی جرم است. تخلّف از قانون و خروج از مدار قانونی برای مقابله با هر چیزی که به نظر انسان منکر می‌آید - بدون اجازه‌ی حکومت - خودش یک جرم است؛ مگر نهی از منکر زبانی، که بارها گفتیم نهی از منکر زبانی جایز و واجب و وظیفه‌ی همه است و در هیچ شرایطی هم ساقط نمی‌شود؛ اما آن‌جایی که نوبت اجرا و عمل برسد، همه باید طبق قوانین عمل کنند. هیچ چیزی مجوّز این نیست که بگویند چون نیروی انتظامی و قوّه‌ی قضایّیه عمل نکردند، خودمان وارد میدان شدیم؛ نخیر، آن روزی که لازم باشد مردم برای حادثه‌ای خودشان وارد عمل شوند، رهبری صریحاً به آنها خواهد گفت.1380/05/11
لینک ثابت
تهاجم فرهنگی

مسأله‌ی دوم، توجه به فرهنگ عمومی کشور است. من به دوستان - از جمله به رئیس جمهور محترم - قبلا این را عرض کرده‌ام. یکی از مسائلی که دشمن به‌طور جدی در کشور تبلیغ می‌کند، مسأله‌ی اباحیگری است. اباحیگری اعتقادی و عملی، یعنی پایبندیها و تقیدات و تکیه‌گاههایی که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصی عازم و مصمم می‌کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدی بگیرید. یکی از سیاستهای دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آنها به انقلاب را سلب کنند. چند سالی است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‌اند. بنده از همان اوایلی که این تبلیغات در رفتارهای دشمنان کشور، اجرایی و عملیاتی شده بود - حدود ده، یازده سال پیش - متوجه این نکته شدم و به همه، بخصوص به مسؤولان فرهنگی هشدار دادم و گفتم اینها می‌خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابی که یکی از افتخارات تاریخ بشری در زمان ماست؛ انقلابی که یک ملت با دست خالی و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ علی‌الظاهر تسخیرناپذیر استکبار در این منطقه آن را بر پا کرد و موفق شد؛ انقلابی به نام خدا؛ انقلابی در راه ارزشهای اسلامی؛ انقلابی که ملتهای مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابی که در همه‌ی نقاط جهان ملتها را خودباوری بخشید و آنها احساس کردند که یک ملت - وقتی که عزم و اراده‌ای از خود نشان دهد - می‌تواند بر بزرگترین موانع پیروز شود و فائق آید. دشمنان می‌خواستند پیام آزادی، معنویت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانی‌ای را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کاری بود که به صورت برنامه‌ریزی شده و با انواع و اقسام طرق تبلیغاتی، آن را دنبال کردند. البته - متأسفانه - یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همانها را تبلیغ کردند و هنوز هم می‌کنند. این برای آن است که پشتوانه‌ی فکری - که در واقع تکیه‌گاه اراده و عزم راسخ مردم است - از آنها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالی است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهی که انسان در آن قدم گذاشته، می‌شود آن راه را ادامه داد؟ همه باید مسائل فرهنگی را جدی بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحیگری است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریانهای خلاف اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد می‌شود. اینها چیزهایی است که همه‌ی مسؤولان کشور باید به آن بسیار توجه کنند و فقط مخصوص مسؤولان فرهنگی نیست.1380/05/11
لینک ثابت
صراط مستقیم‌ انقلاب‌ اسلامی

امتیاز نظام اسلامی در این است که این چارچوب، احکام مقدّس الهی و قوانین قرآنی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتو افشانی و آنها را هدایت می‏کند. مسأله هدایت مردم یکی از مسائل بسیار مهمّی است که در نظامهای سیاسی رایج دنیا - بخصوص در نظامهای غربی - نادیده گرفته شده است. معنای هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمه‏های فضیلت، کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسد کننده‏ای که گاهی به نام آراء و خواست مردم مطرح می‏گردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه می‏کنید در بسیاری از دمکراسیهای غربی، زشت‏ترین انحرافات - انحرافات جنسی و امثال آن - به عنوان این‏که خواست مردم است، صبغه قانونی پیدا می‏کند و رسمی می‏شود و به اشاعه آن کمک می‏گردد. این، غیبت عنصر معنوی و هدایت ایمانی را نشان می‏دهد. در نظام اسلامی - یعنی مردم‏سالاری دینی - مردم انتخاب می‏کنند، تصمیم می‏گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه هدایت الهی، هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمی‏برد و از صراط مستقیم خارج نمی‏شود. نکته اصلی در مردم‏سالاری دینی این است. این هدیه انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این تجربه جدید و جوانی است؛ اما تجربه قابل تأمّل و پیگیری و قابل تقلیدی است برای همه کسانی که دلشان برای فضیلتها و جامعه پاک و پاکیزه‏ی انسانی می‏تپد و از جرائم و رذائل اخلاقی و رواج زشتیهای خُلقیّات بشری رنج می‏برند.1380/05/11
لینک ثابت
دموکراسی غربی

در همه‏ی آنچه که در دنیا به نام دمکراسی و مردم‏سالاری شناخته می‏شود، چارچوب وجود دارد. در دمکراسی‏های غربی، چارچوب عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه‏دارانِ حاکم بر سرنوشت جامعه. تنها در آن چارچوب است که رأی مردم اعتبار پیدا می‏کند و نافذ می‏شود. اگر مردم چیزی را که برخلاف منافع سرمایه‏داران و صاحبان قدرت مالی و اقتصادی- و بر اثر آن، قدرت سیاسی- است بخواهند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این نظامها و رژیمهای دمکراتیک، تسلیم خواست مردم شوند. یک چارچوب محکم و ناشکننده بر همه‏ی این خواستها و دمکراسی‏ها حاکم است. در کشورهای سوسیالیستی سابق- که آن‏ها هم خودشان را کشورهای دمکراتیک می‏نامیدند- این چارچوب، حزبِ حاکم بود. در خارج از چارچوبِ تمایلات و سیاستها و انگیزه‏های حزبِ حاکم، رأی مردم هیچ توانایی و کاربُردی نداشت. به‏هرحال چارچوب وجود دارد.
امتیاز نظام اسلامی در این است که این چارچوب، احکام مقدّس الهی و قوانین قرآنی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتوافشانی و آن‏ها را هدایت می‏کند. مسأله‏ی هدایت مردم یکی از مسائل بسیار مهمّی است که در نظامهای سیاسی رایج دنیا- بخصوص در نظامهای غربی- نادیده گرفته شده است. معنای هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمه‏های فضیلت، کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسدکننده‏ای که گاهی به نام آراء و خواست مردم مطرح می‏گردد، از افق انتخاب مردم دور شود. امروز شما ملاحظه می‏کنید در بسیاری از دمکراسی‏های غربی، زشت‏ترین انحرافات- انحرافات جنسی و امثال آن- به عنوان اینکه خواست مردم است، صبغه‏ی قانونی پیدا می‏کند و رسمی می‏شود و به اشاعه‏ی آن کمک می‏گردد. این، غیبت عنصر معنوی و هدایت ایمانی را نشان می‏دهد. در نظام اسلامی- یعنی مردم‏سالاری دینی- مردم انتخاب می‏کنند، تصمیم می‏گیرند و سرنوشت اداره‏ی کشور را به وسیله‏ی منتخبان خودشان در اختیار دارند؛ اما این خواست و انتخاب و اراده در سایه‏ی هدایت الهی، هرگز به بیرون جاده‏ی صلاح و فلاح راه نمی‏برد و از صراط مستقیم خارج نمی‏شود. نکته‏ی اصلی در مردم‏سالاری دینی این است. این هدیه‏ی انقلاب اسلامی به ملت ایران است. این تجربه‏ی جدید و جوانی است؛ اما تجربه‏ی قابل تأمّل و پیگیری و قابل تقلیدی است برای همه‏ی کسانی که دلشان برای فضیلتها و جامعه‏ی پاک و پاکیزه‏ی انسانی می‏تپد و از جرائم و رذائل اخلاقی و رواج زشتیهای خُلقیّات بشری رنج می‏برند.1380/05/11

لینک ثابت
احساس مسئولیت

من از رئیس‌جمهوری عزیزمان تشکّر می‌کنم که این مطالب را- که حاکی از احساس مسئولیت است- در نطق خودشان بیان کردند. بله؛ مطلب همین است؛ رئیس‌جمهور و یکایک اعضای تصمیم‌گیر در این نظام، مسئولند. اعتبار آن‌ها عبارت از این است که به وظیفه‌ی خود در مقابل خدا، مردم و قانون اساسی عمل کنند. در نظام اسلامی، اعتبار همه‌ی مسئولان به این است که خود را کمربسته‌ی دین خدا و مجری قوانین و متعهّد به قانون اساسی بدانند. مردم این را می‌خواهند و انتخاب کرده‌اند. اگر کسی قدم را کج بگذارد و از این راه منحرف شود- چه رهبری باشد، چه رئیس‌جمهور باشد و چه دیگر مسئولان- قبل از آنکه سازوکار اجرایی برای کنار گذاشتن آن‌ها به کار بیفتد؛ چون فاقد شرط می‌شوند، خودشان منعزل و کناررفته‌اند. بنابراین مسئولیت، سنگین است.1380/05/11
لینک ثابت
عزم ملی

تقیّدات و تکیه‏گاه‏هایی که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصی عازم و مصمم می‏کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدّی بگیرید. یکی از سیاستهای دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آن‏ها به انقلاب را سلب کنند. چند سالی است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‏اند. بنده از همان اوایلی که این تبلیغات در رفتارهای دشمنان کشور، اجرایی و عملیاتی شده بود- حدود ده، یازده سال پیش- متوجّه این نکته شدم و به همه، بخصوص به مسئولان فرهنگی هشدار دادم و گفتم این‏ها می‏خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابی که یکی از افتخارات تاریخ بشری در زمان ماست؛ انقلابی که یک ملت با دست خالی و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ علی‏الظّاهر تسخیرناپذیرِ استکبار در این منطقه آن را برپا کرد و موفّق شد؛ انقلابی به نام خدا؛ انقلابی در راه ارزشهای اسلامی؛ انقلابی که ملتهای مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویّت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابی که در همه‏ی نقاط جهان ملتها را خودباوری بخشید و آن‏ها احساس کردند که یک ملت- وقتی‏که عزم و اراده‏ای از خود نشان دهد- می‏تواند بر بزرگترین موانع پیروز شود و فائق آید. دشمنان می‏خواستند پیام آزادی، معنویّت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانی‏ای را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کاری بود که به صورت برنامه‏ریزی شده و با انواع و اقسام طُرق تبلیغاتی، آن را دنبال کردند. البته- متأسفانه- یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همانها را تبلیغ کردند و هنوز هم می‏کنند. این برای آن است که پشتوانه‏ی فکری- که در واقع تکیه‏گاه اراده و عزم راسخ مردم است- از آن‏ها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالی است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهی که انسان در آن قدم گذاشته، می‏شود آن راه را ادامه داد؟ همه باید مسائل فرهنگی را جدّی بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحیگری است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریانهای خلافِ اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد می‏شود. این‏ها چیزهایی است که همه‏ی مسئولان کشور باید به آن بسیار توجّه کنند و فقط مخصوص مسئولان فرهنگی نیست.1380/05/11
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

تقیّدات و تکیه‏گاه‏هایی که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصی عازم و مصمم می‏کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدّی بگیرید. یکی از سیاستهای دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آن‏ها به انقلاب را سلب کنند. چند سالی است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‏اند. بنده از همان اوایلی که این تبلیغات در رفتارهای دشمنان کشور، اجرایی و عملیاتی شده بود- حدود ده، یازده سال پیش- متوجّه این نکته شدم و به همه، بخصوص به مسئولان فرهنگی هشدار دادم و گفتم این‏ها می‏خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابی که یکی از افتخارات تاریخ بشری در زمان ماست؛ انقلابی که یک ملت با دست خالی و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ علی‏الظّاهر تسخیرناپذیرِ استکبار در این منطقه آن را برپا کرد و موفّق شد؛ انقلابی به نام خدا؛ انقلابی در راه ارزشهای اسلامی؛ انقلابی که ملتهای مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویّت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابی که در همه‏ی نقاط جهان ملتها را خودباوری بخشید و آن‏ها احساس کردند که یک ملت- وقتی‏که عزم و اراده‏ای از خود نشان دهد- می‏تواند بر بزرگترین موانع پیروز شود و فائق آید. دشمنان می‏خواستند پیام آزادی، معنویّت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانی‏ای را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کاری بود که به صورت برنامه‏ریزی شده و با انواع و اقسام طُرق تبلیغاتی، آن را دنبال کردند. البته- متأسفانه- یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همانها را تبلیغ کردند و هنوز هم می‏کنند. این برای آن است که پشتوانه‏ی فکری- که در واقع تکیه‏گاه اراده و عزم راسخ مردم است- از آن‏ها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالی است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهی که انسان در آن قدم گذاشته، می‏شود آن راه را ادامه داد؟ همه باید مسائل فرهنگی را جدّی بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحیگری است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریانهای خلافِ اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد می‏شود. این‏ها چیزهایی است که همه‏ی مسئولان کشور باید به آن بسیار توجّه کنند و فقط مخصوص مسئولان فرهنگی نیست.
فساد انواع و اقسامی دارد که فسادهای مالی و اقتصادی از جمله‏ی آن‏هاست. یکی از بزرگترین مسئولیتهای مسئولان کشور- از جمله رئیس‏جمهوری محترم- تعقیب مفاسد مالی و اقتصادی است که باید در برنامه‏ی دولت قرار گیرد. البته قوّه‏ی قضائیّه و قوّه‏ی مقنّنه هم در این زمینه مسئولند و خوشبختانه همکاری‏هایی هم می‏کنند. این مبارزه‏ باید جدّی شود و خود را در مرحله‏ی عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده‏ی اقتصادی و مالی یکی از کارهایی است که به گشایش اقتصادی کشور هم کمک خواهد کرد. یکی از موانع پیشرفت اقتصادی کشور، وجود گلوگاههای فساد است که به شدّت باید از آن ترسید و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختی هم هست. من در جریان آن نامه‏ی هشت ماده‏ای که نوشتم، هم به رئیس‏جمهور محترم، هم به رئیس محترم قوّه‏ی قضائیّه و هم به رئیس محترم مجلس گفتم که بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه‏ی جدّی و واقعی است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختی است. برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی، باید لباس مبارزه به تن کرد.
یک جریان فساد هم فسادهای اخلاقی و رواج منکرات است. با این هم باید مقابله و مبارزه کرد. ما خوب می‏دانیم، این جزو تعالیم اسلام است که با زبان و تبیین باید مردم را با فضایل اخلاقی آشنا کرد و از منکرات دور نگه داشت. این به جای خود درست؛ اما با شیوع منکرات و با تظاهرِ به آن باید مقابله کرد. اسلام مرتکبِ منکر را نصیحت و هدایت می‏کند؛ اما حد هم برای او می‏گذارد. با صِرف زبان و توصیه نمی‏شود کاری کرد. قدرت نظام باید جلوِ سیرِ فحشا و فساد را بگیرد. اجازه ندهید که هوسهای یک عدّه‏ی معدود و یک گروه کوچک و اندک در داخل جامعه، موجب اغوای ذهن و فکر دختر و پسر جوان و مرد و زن مؤمنی شود که هیچ انگیزه‏ی فسادی ندارند. شما باید جلوِ آن‏گونه افراد را بگیرید. همه‏ی مسئولان بخشهای مختلف کشور در این زمینه مسئولند. اجازه ندهید عدّه‏ای با تکیه به نام آزادی- که واقعاً باید بر عنوان مظلوم آزادی گریست که چه سوءاستفاده‏هایی از این نام می‏شود- منکرات و فحشا و بی‏بندوباری را در جامعه رایج کنند. عکس‏العملِ آن این است که عدّه‏ای به نظام بدبین شوند؛ مثل اوّل مشروطه.1380/05/11

لینک ثابت
مردم, قرآن, احکام شرعی, منطق دین, اسلام, حکومت‎ اسلامی, حکومت

در منطق اسلام، اداره‌ی امور مردم و جامعه، با هدایت انوار قرآنی و احکام الهی است.1380/05/11
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی