newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
بنیادگرایی

ما در تمدّن اسلامی و در نظام مقدّس جمهوری اسلامی که به سمت آن تمدّن حرکت می‌کند، این را هدف گرفته‌ایم که دانش را همراه با معنویّت پیش ببریم. این‌که می‌بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویّت، حسّاس است؛ بر دینداری ما اسم تعصّب و تحجّر می‌گذارد و علاقه‌مندی ما به مبانی اخلاقی و انسانیت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد می‌کند، به خاطر آن است که این روش، ضدّ روش آنهاست. آنها علم را پیش بردند - البته کار مهمّ و بزرگی بود - اما جدای از اخلاق و معنویّت بود و شد آنچه که شد. ما می‌خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان که مرکز علم است، مرکز دین و معنویّت هم باشد. متخرّجِ دانشگاههای کشور، مثل متخرّجِ حوزه‌های علمیه، دیندار بیرون بیاید. این، آن چیزی است که آنها نمی‌پسندند و نمی‌خواهند. به همین‌خاطر، سالهاست که با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می‌زنند. این تهمتها آن‌قدر مکرّر شده که برای شنوندگان تهوّع‌آور است! جمهوری اسلامی را به تعصّب و تحجّر و - به قول خودشان - بنیادگرایی، یعنی خشکی بی حدّ و اندازه‌ای که هیچ انعطافی در آن نیست، متّهم می‌کنند! اسلام را این‌گونه معرفی می‌کنند؛ در حالی که خشکی آن‌جاست، زندگی دور از معنویّت و عطوفت و رحمت و انسانیّت آن‌جاست که حتّی محیط گرم خانواده هم قادر نیست کودکان را در خود نگهدارد.1376/06/19
لینک ثابت
بسته‌شدن چشمان دشمنان نسبت به شناختن این ملت با عنایت خداوند

بحمداللَّه خدای متعال دشمنان ما را از کسانی قرار داده است که این ملت و این فرهنگ و این حرکت و مبارزه را نمی‌شناسند و نتوانستند بشناسند. خدای متعال چشمهای آنها را بست: «و جعل علی بصر غشاوة»(1)؛ نمی‌توانند درک کنند که در داخل این کشور چه خبر است؛ روحانیون محترم، علمای بزرگوار، سیاسیّون کشور، مسؤولان عالی‌مقام چه کسانی هستند، چی هستند، چه می‌گویند و حرفشان چیست. البته شاید کسانی هم در بین اینها هستند که حقیقت را می‌دانند و برای مصلحت وقت، چیزی بیان می‌کنند. این حرفهایی که می‌زنند، همه یا از روی جهالت است، یا از روی خباثت و یا توأم! هم این ملت را نمی‌شناسند، هم قصد شیطنت و خباثت دارند.1376/06/19

1 ) سوره مبارکه الجاثية آیه 23
أَفَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَواهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلىٰ عِلمٍ وَخَتَمَ عَلىٰ سَمعِهِ وَقَلبِهِ وَجَعَلَ عَلىٰ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَن يَهديهِ مِن بَعدِ اللَّهِ ۚ أَفَلا تَذَكَّرونَ
ترجمه:
آیا دیدی کسی را که معبود خود را هوای نفس خویش قرار داده و خداوند او را با آگاهی (بر اینکه شایسته هدایت نیست) گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مُهر زده و بر چشمش پرده‌ای افکنده است؟! با این حال چه کسی می‌تواند غیر از خدا او را هدایت کند؟! آیا متذکّر نمی‌شوید؟!
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

ما در تمدّن اسلامی و در نظام مقدّس جمهوری اسلامی که به سمت آن تمدّن حرکت می‏کند، این را هدف گرفته‏ایم که دانش را همراه با معنویّت پیش ببریم. اینکه می‏بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویّت، حسّاس است؛ بر دین‏داری ما اسم تعصّب و تحجّر می‏گذارد و علاقه‏مندی ما به مبانی اخلاقی و انسانیت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد می‏کند، به خاطر آن است که این روش، ضدّ روش آن‏هاست. آن‏ها علم را پیش بردند البته کار مهمّ و بزرگی بود اما جدای از اخلاق و معنویّت بود و شد آنچه که شد. ما می‏خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان که مرکز علم است، مرکز دین و معنویّت هم باشد. متخرّجِ دانشگاههای کشور، مثل متخرّجِ حوزه‏های علمیه، دین‏دار بیرون بیاید. این، آن چیزی است که آن‏ها نمی‏پسندند و نمی‏خواهند. به همین خاطر، سالهاست که با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می‏زنند. این تهمتها آن‏قدر مکرّر شده که برای شنوندگان تهوّع‏آور است! جمهوری اسلامی را به تعصّب و تحجّر و به قول خودشان بنیادگرایی، یعنی خشکی بی‏حدّ و اندازه‏ای که هیچ انعطافی در آن نیست، متّهم می‏کنند! اسلام را این‏گونه معرفی می‏کنند؛ در حالی که خشکی آنجاست، زندگی دور از معنویّت و عطوفت و رحمت و انسانیّت آنجاست که حتّی محیط گرم خانواده هم قادر نیست کودکان را در خود نگهدارد.1376/06/19
لینک ثابت
احساس مسئولیت

هرکس که گذارش به بیمارستان افتاده باشد، یا مریض و مریض‌دار شده باشد، می‌داند که نقش پرستار، چقدر نقش پُربها و پُراثری است. در حقیقت، این حرفه‌ی پرستاری، ترکیب عجیبی است که من برای تقدیر از پرستاران و توجّه دادنِ همه‌ی انظار و افکار مردم به این قشر شریف، این جمله را عرض می‌کنم از یک‌سو، ترکیبی است از رحمت و عطوفت و مهربانی و مراقبت، و از سوی دیگر، دانش و معرفت و تجربه و مهارت. فقط هم مهربانی کافی نیست. غم‌گساری، همه‌ی پرستاری نیست. دانش لازم دارد، تا پرستار کار خود را درست و بجا انجام دهد. دانشِ تنها هم بدون عطوفت و مهربانی کافی نیست. لازم است این دانش، با روحیه‌ی انسانی لطیف، با محبّت و احساس مسئولیت و با دلسوزی نسبت به بیمار همراه باشد. این دو بُعد، در پرستاران جمع شده است. لذا اگر طبابت باشد، اما پرستاری نباشد، طبابت هم نخواهد توانست علاج بیماری بیمار را بکند. بخش مهمّی از بهبود حال بیماران ما، مرهون دست نوازش‌گر پرستاران است.1376/06/19
لینک ثابت
حقوق بشر

امروز علّت این‌که دانشِ پیشرفته‌ی فوقِ مدرنِ تمدّن و دنیای غرب قادر نیست بشریّت را نجات دهد، همین است که با انسانیت همراه نیست. هر جایی که دانش باشد، اما وجدان و معنویّت و اخلاق و عاطفه و احساسات بشری در آن‌جا غایب باشد، بشر از آن دانش سودی نخواهد برد. دانش بدون معنویّت و اخلاق، بمب اتم می‌شود، به جان بی‌گناهان می‌افتد؛ اسلحه می‌شود، غیر نظامیان را در لبنان و فلسطین اشغالی و دیگر مناطق عالم هدف قرار می‌دهد؛ مواد کشنده‌ی شیمیایی می‌شود، در حلبچه و بقیه‌ی نقاط عالم، زن و کودک و مرد جوان و انسان و حیوان را به نابودی می‌کشد! اینها از کجا آمد؟ این مواد کشنده، از همین مراکز علم و از همین کشورهای اروپایی خارج شد! آنها بودند که این مواد را ساختند و در اختیار رژیمی که ملاحظات لازم را نداشت، گذاشتند. نتیجه این شد که مشاهده کردید. سلاحها و انواع و اقسام فرآورده‌های علم، امروز نتوانسته است و نمی‌تواند بشر را خوشبخت کند، خانواده‌ها را سعادتمند نماید، فرزندان و کودکان و زنان و مردان را لذّت زندگی بچشاند؛ به خاطر این‌که با اخلاق و معنویّت همراه نیست.
ما در تمدّن اسلامی و در نظام مقدّس جمهوری اسلامی که به سمت آن تمدّن حرکت می‌کند، این را هدف گرفته‌ایم که دانش را همراه با معنویّت پیش ببریم. این‌که می‌بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویّت، حسّاس است؛ بر دینداری ما اسم تعصّب و تحجّر می‌گذارد و علاقه‌مندی ما به مبانی اخلاقی و انسانیت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد می‌کند، به خاطر آن است که این روش، ضدّ روش آنهاست. آنها علم را پیش بردند - البته کار مهمّ و بزرگی بود - اما جدای از اخلاق و معنویّت بود و شد آنچه که شد. ما می‌خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان که مرکز علم است، مرکز دین و معنویّت هم باشد. متخرّجِ دانشگاههای کشور، مثل متخرّجِ حوزه‌های علمیه، دیندار بیرون بیاید. این، آن چیزی است که آنها نمی‌پسندند و نمی‌خواهند. به همین‌خاطر، سالهاست که با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می‌زنند. این تهمتها آن‌قدر مکرّر شده که برای شنوندگان تهوّع‌آور است! جمهوری اسلامی را به تعصّب و تحجّر و - به قول خودشان - بنیادگرایی، یعنی خشکی بی حدّ و اندازه‌ای که هیچ انعطافی در آن نیست، متّهم می‌کنند! اسلام را این‌گونه معرفی می‌کنند؛ در حالی که خشکی آن‌جاست، زندگی دور از معنویّت و عطوفت و رحمت و انسانیّت آن‌جاست که حتّی محیط گرم خانواده هم قادر نیست کودکان را در خود نگهدارد.1376/06/19

لینک ثابت
تمدن, غرب, انسان, پیشرفت علمی غربی, غرب‌شناسی

امروز علّت این‌که دانشِ پیشرفته‌ی فوقِ مدرنِ تمدّن و دنیای غرب قادر نیست بشریّت را نجات دهد، همین است که با انسانیت همراه نیست.1376/06/19
لینک ثابت
اختلاف سلیقه, کار اجرایی, مدیریت اجرایی

ممکن است در زمینه‌های گوناگون و در برخی از سیاستهای اجرایی کشور، سلایق مختلف باشد. طبیعت بشر است؛ مانعی ندارد و غیر از این نمی‌شود توقّع داشت.1376/06/19
لینک ثابت
عبرت‌های انقلاب

نکته‏ی قابل توجّهی هم به مناسبت هفدهم شهریور عرض کنم، که این روزها، روزهای ماندگاری در تاریخ ماست. من از روز هفدهم شهریور سال 1357 خاطره‏ای در ذهن دارم. قبل از آنکه این حادثه‏ی خونبار در تهران اتّفاق بیفتد، سیاست رژیم ستم‏شاهی به دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند. این، نکته‏ی خیلی قابل توجّهی است که امروز مثل آیینه‏ای، همه‏ی عبرتها را به ما درس می‏دهد. کسی که روزنامه‏های آن وقت و اظهارات مسئولان رژیم ستم‏شاهی را مطالعه می‏کرد، می‏فهمید که این‏ها می‏خواهند کسانی را که در مقابل آن‏ها هستند و مبارزه می‏کنند، از هم جدا کنند. عدّه‏ای را که طرف‏داران و علاقه‏مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار می‏کردند، به عنوان تندرو و افراطی و متعصّب معرفی می‏کردند. در مقابل این‏ها هم، بعضی از کسانی را که علاقه‏مند به مبارزه بودند، ولی خیلی جدّی در آن راه نبودند، یا جدّی بودند، ولی دستگاه آن‏طور خیال می‏کرد این‏ها جدیّتی ندارند، به عنوان افرادی که معتدلند و با این‏ها می‏شود مذاکره و صحبت کرد، معرفی می‏کردند. من در آن روز این احساس خطر را کردم. آن زمان من در جیرفت تبعید بودم. شاید روز چهاردهم یا پانزدهم شهریور بود. به یکی از آقایان معروف که در قم بود، نامه‏ای نوشتم و این سیاست رژیم را برای آن آقا تشریح کردم و گفتم این‏ها با این تدبیرِ خباثت‏آمیز می‏خواهند بهانه‏ای برای سخت‏گیری بر مخلصان و عشّاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اینکه خودتان بخواهید، در مقابل آن‏ها قرار دهند. این نامه را نوشته بودم؛ اما هنوز نفرستاده بودم. روز شنبه هجدهم شهریور بود که رادیو و روزنامه‏ها، خبر کشتار هفده‏ی شهریور را پخش کردند. فردای آن روز، ما در جیرفت از این قضیه مطّلع شدیم. من برداشتم در حاشیه‏ی آن نامه برای آن آقا نوشتم که: «باش تا صبح دولتش بدمد، کاین هنوز از نتایج سحر است». آن نامه را به وسیله‏ی مسافر، برای آن آقای محترم فرستادم. آن‏ها شروع کردند سخت‏گیریها را علیه مبارزان و انقلابیون حقیقی راه انداختن که نمونه‏اش کشتار هفدهم شهریور بود.1376/06/19
لینک ثابت
تمدن‌سازی نوین اسلامی

ما در تمدّن اسلامی و در نظام مقدّس جمهوری اسلامی كه به سمت آن تمدّن حركت می‏كند، این را هدف گرفته‏ایم كه دانش را همراه با معنویّت پیش ببریم. اینكه می‏بینید دنیای غرب نسبت به پایبندی ما به معنویّت، حسّاس است؛ بر دین‏داری ما اسم تعصّب و تحجّر می‏گذارد و علاقه‏مندی ما به مبانی اخلاقی و انسانیت را مخالفت با حقوق بشر قلمداد می‏كند، به خاطر آن است كه این روش، ضدّ روش آن‏هاست. آن‏ها علم را پیش بردند البته كار مهمّ و بزرگی بود اما جدای از اخلاق و معنویّت بود و شد آنچه كه شد. ما می‏خواهیم علم با اخلاق پیش برود. دانشگاه همچنان كه مركز علم است، مركز دین و معنویّت هم باشد. متخرّجِ دانشگاههای كشور، مثل متخرّجِ حوزه‏های علمیه، دین‏دار بیرون بیاید. این، آن چیزی است كه آن‏ها نمی‏پسندند و نمی‏خواهند. به همین خاطر، سالهاست كه با انواع تهمتها، به جمهوری اسلامی تهمت می‏زنند. این تهمتها آن‏قدر مكرّر شده كه برای شنوندگان تهوّع‏آور است! جمهوری اسلامی را به تعصّب و تحجّر و به قول خودشان بنیادگرایی، یعنی خشكی بی‏حدّ و اندازه‏ای كه هیچ انعطافی در آن نیست، متّهم می‏كنند! اسلام را این‏گونه معرفی می‏كنند؛ در حالی كه خشكی آنجاست، زندگی دور از معنویّت و عطوفت و رحمت و انسانیّت آنجاست كه حتّی محیط گرم خانواده هم قادر نیست كودكان را در خود نگهدارد.1376/06/19
لینک ثابت
جامعه اسلامی

آنچه كه امروز در مقابل مسئولان این كشور است، راه حاكمیت مطلق احكام نورانی اسلام بر زندگی جامعه‌ و یكایك افراد ما و نیز تحكیم نظام حقیقی اسلامی‌ است. اندكی در این تردید نكنید؛ بگذارید آن‌ها هرچه می‌خواهند، بگویند. خواهشهای دل خودشان است كه این تعبیرات ظاهر می‌شود: فلان‌كس طرف‌دار ماست، فلان‌كس علاقه‌مند به رابطه‌ی با ماست، فلان‌كس مخالف تندروی است، فلان‌كس چنان است! تندروی و كندروی، در ذهن آن‌هاست.1376/06/19
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی