طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
شایسته‌سالاری

با مطرح کردن امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام و با نصب آن بزرگوار برای حکومت، معیارها و ارزشهای حاکمیت، معلوم شد. پیغمبر، در قضیه‌ی غدیر، کسی را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند که از ارزشهای اسلامی، به طور کامل برخوردار بودند. یک انسان مؤمن؛ دارای حد اعلای تقوا و پرهیزکاری؛ فداکار در راه دین؛ بی‌رغبت نسبت به مطامع دنیوی؛ تجربه شده و امتحان داده در همه‌ی میدانهای اسلامی: میدانهای خطر؛ میدانهای علم و دانش؛ میدان قضاوت و امثال اینها. یعنی با مطرح شدن امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام به عنوان حاکم و امام و ولی اسلامی، همه‌ی مسلمانان در طول تاریخ باید بدانند که حاکم اسلامی، باید فردی در این جهت، با این قواره‌ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامی، انسانهایی که از آن ارزشها نصیبی ندارند؛ از فهم اسلامی، از عمل اسلامی، از جهاد اسلامی، از انفاق و گذشت، از تواضع و فروتنی در مقابل بندگان خدا و آن خصوصیاتی که امیرالمؤمنین علیه الصلاة و السلام داشتند، بهره‌ای نداشته باشند، شایسته‌ی حکومت کردن نیستند. پیغمبر، این معیار را در اختیار مسلمانان گذاشتند. و این، یک درس فراموش نشدنی است.1371/03/30
لینک ثابت
اصلاح الگوی مصرف

امروز کسانی که با بیت‌المال مسلمین سروکار دارند، باید از مصرف و خرج کردن بیت‌المال در غیر مصارف عمومی و مردمی، خودداری کنند. این، راه تقسیم عادلانه‌ی بیت المال است. اگر مسؤولی خدای ناخواسته، در امر بیت‌المال اسراف بورزد، یا آن را در مصارف شخصی و یا برای دوستان و نزدیکان و مرتبطین خود مصرف کند، این، تخلف از عدل و قرار واقعی در امر بیت‌المال است. باید بیت‌المال مسلمین در همان طریقی که قانونا معین شده و همان مصارف عمومی و بخشهایی که وظیفه‌ای از وظایف کشور را بر عهده دارد، مصرف شود. لذا امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام، آن روز به کسانی که مسؤولیت امور کشور را بر عهده داشتند، سختگیری را به جایی رساندند که به قول امروز، بخشنامه کردند: «ادقوا اقلامکم»؛ سر قلمهای خودتان را که با آن می‌نویسید، ریز بتراشید. هم صرفه‌جویی در قلم، هم صرفه‌جویی در کاغذ، هم صرفه‌جویی در مرکب! «و قاربوا بین سطورکم»؛ سطوری را که در کاغذ می‌نویسید به هم نزدیک بنویسید و در کاغذ صرفه‌جویی کنید. «و اقصدوا قصد المعانی»؛ مطالب لازم را بنویسید. از زیاده‌روی و زیاده‌نویسی پرهیز کنید1371/03/30
لینک ثابت
انزوای سیاسی

امروز جامعه‌ی اسلامی ما، این را می‌خواهد و ابرقدرتها حاضر نیستند چنین چیزی را تحمل کنند. زندگی ابرقدرتها، بر زورگویی بنا شده است؛ بر زیاده‌طلبی بنا شده است؛ بر تصرف محیطهای زندگی ملتها و محروم کردن آنها به نفع خود، بنا شده است. لذا می‌بینید از جمهوری اسلامی، ناخشنود و ناراضی‌اند. تبلیغات می‌کنند؛ فشارهای تبلیغاتی وارد می‌آورند؛ فشارهای سیاسی وارد می‌کنند؛ محاصره‌ی اقتصادی می‌کنند و با هرچه که در توان و قدرت دارند، سعی می‌کنند جمهوری اسلامی را در انزوا و در زیر لطمات و ضربات خود قرار دهند. این، به خاطر ترس از عدالت است؛ ترس از آن عدالت اسلامی که منادی آن، شما ملت ایران هستید.
ملتها عدالت را دوست دارند. تشنه‌ی عدالتند؛ و اگر ببینند ملتی پرچم عدالت را در دست گرفته است و در مقابل قلدرها و زورگوهای عالم و در راه عدل، فداکاری و ایستادگی می‌کند، دلگرم و امیدوار می‌شوند. و این، اتفاق افتاده است. از بعد از پیروزی انقلاب تا امروز، ملتها دائم به شما نگاه کرده‌اند که ملت ایران هستید .به فداکاری شما، به صبر شما، به وفاداری شما، به اسلام و قرآن، به عشق شما به قرآن و اسلام و مقام ولایت عظمی، به علاقه‌ی شما به پیمودن این راه، به ایمان شما، به این‌که زندگی خوب در سایه‌ی ایمان اسلامی تأمین می‌شود و لاغیر، نگاه کرده‌اند.1371/03/30

لینک ثابت
لزوم نهایت دقت درصرفه جویی و جلوگیری از اسراف بیت المال توسط مسئولان

اگر مسؤولی خدای ناخواسته، در امر بیت‌المال اسراف بورزد، یا آن را در مصارف شخصی و یا برای دوستان و نزدیکان و مرتبطین خود مصرف کند، این، تخلف از عدل و قرار واقعی در امر بیت‌المال است. باید بیت‌المال مسلمین در همان طریقی که قانوناً معین شده و همان مصارف عمومی و بخشهایی که وظیفه‌ای از وظایف کشور را بر عهده دارد، مصرف شود. لذا امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، آن روز به کسانی که مسؤولیت امور کشور را بر عهده داشتند، سختگیری را به جایی رساندند که به قول امروز، بخشنامه کردند: «ادقوا اقلامکم»؛ سر قلمهای خودتان را که با آن می‌نویسید، ریز بتراشید. هم صرفه‌جویی در قلم، هم صرفه‌جویی در کاغذ، هم صرفه‌جویی در مرکب! «و قاربوا بین سطورکم»؛ سطوری را که در کاغذ می‌نویسید به هم نزدیک بنویسید و در کاغذ صرفه‌جویی کنید. «و اقصدوا قصد المعانی»؛ مطالب لازم را بنویسید. از زیاده‌روی و زیاده‌نویسی پرهیز کنید.

اگر امروز بخواهند این حرفها را تکرار کنند، به این شکل خواهد بود که از ایجاد دستگاههای زاید، استخدامهای زاید و توسعه دادنهای زاید، خودداری کنید. یعنی باید از کاغذپراکنی و زیاده‌نویسیهای بیهوده و وقت تضییع کن، خودداری کنیم. این خصوصیات را، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، رعایت می‌کردند. در آخر این جمله هم، که بعضی از فقراتش را من عرض کردم، می‌فرمایند: «فان اموال المسلمین لا یحتمل الاضرار.»(1) ضرر رساندن به اموال مسلمانان را تحمل نمی‌کردند که کسی بخواهد ولو به اندازه‌ی کمی به اموال عمومی ضرر برساند. این، یعنی امانت‌دار دانستن خود و همه‌ی مسؤولین بیت‌المال. این، آن عدل امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است. و این آن قله‌ای است که ما باید به آن برسیم. آن بزرگوار - امام رضوان‌اللَّه‌تعالی‌علیه - هم فرمودند، و همه‌ی ما هم گفتیم: بدیهی است که ما به امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، نمی‌رسیم. بدیهی است که بشر معمولی، نه در این زمان، نه حتی در آن زمان، قادر بر این نیست و نبود که مثل آن بزرگوار، مشی کند، یا عدالت را آن‌گونه اجرا کند و یا آن‌طور زندگی کند. موضوع این است که آن حضرت نمونه‌ی کاملند.1371/03/30


1 )
الخصال،شیخ صدوق ج1 ص310؛
وسائل‏الشيعة، شیخ حرعاملی، ج17،ص404 ؛ 
بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج41،ص105 ؛

أن أمير المؤمنين ع كتب إلى عماله أدقوا أقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا عنی فضولكم و اقصدوا قصد المعانی و إياكم و الإكثار فإن أموال المسلمين لا تحتمل الإضرار.
ترجمه:
اميرالمؤمنين(ع) به كارگزارانش نوشت [براى نامه نويسى] مدادهای خود را باريك بتراشيد و سطرهایتان را نزديك هم كنید و جمله‏هاى زيادى خود را حذف كنيد، اصل موضوع را به نظر آوريد و از زیاده نويسى بپرهيزيد زیر كه دارائى مسلمانان نبايد ضررمند شود.
لینک ثابت
استقرار عدل الهی، اولویت حکومت امیرالمؤمنین(علیه السلام)

نکته‌ی دیگری که در ماجرای غدیر می‌شود فهمید، این است که امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان چند سالی که به خلافت و حکومت رسیدند، نشان دادند که اولویت در نظر آن بزرگوار، استقرار عدل الهی و اسلامی است. یعنی عدالت، یعنی تأمین کردن هدفی که قرآن برای ارسال رسل و انزال کتب و شرایع آسمانی، بیان فرموده است: «لیقوم الناس بالقسط.»(1) اقامه‌ی قسط الهی. قسط و عدل با دستوری که اسلام معین کرده، بهترین تضمین و تأمین کننده‌ی عدالت است. این، در نظر امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، اولویت درجه‌ی اول بود. جامعه‌ی اسلامی، با عدل و قسط است که قوام پیدا می‌کند و می‌تواند به عنوان شاهد و مبشر و هدایتگر و الگو و نمونه، برای ملتهای عالم مطرح شود.(2) بدون عدل، ممکن نیست. ولو همه‌ی ارزشهای مادی و ظاهری و دنیایی هم فراهم شود، اگر عدالت نباشد، در حقیقت هیچ کاری انجام نشده است. این، آن برجسته‌ترین مسأله در زندگی حکومتی امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام بود. پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه و سلامه علیه که چنین عنصری را به حکومت و ولایت مسلمین منصوب می‌کردند، در حقیقت اهمیت عدل را بیان فرمودند.1371/03/30

1 ) سوره مبارکه الحديد آیه 25
لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَيِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الكِتابَ وَالميزانَ لِيَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ ۖ وَأَنزَلنَا الحَديدَ فيهِ بَأسٌ شَديدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِيَعلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَيبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ
ترجمه:
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است!
2 ) سوره مبارکه البقرة آیه 143
وَكَذٰلِكَ جَعَلناكُم أُمَّةً وَسَطًا لِتَكونوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ وَيَكونَ الرَّسولُ عَلَيكُم شَهيدًا ۗ وَما جَعَلنَا القِبلَةَ الَّتي كُنتَ عَلَيها إِلّا لِنَعلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلىٰ عَقِبَيهِ ۚ وَإِن كانَت لَكَبيرَةً إِلّا عَلَى الَّذينَ هَدَى اللَّهُ ۗ وَما كانَ اللَّهُ لِيُضيعَ إيمانَكُم ۚ إِنَّ اللَّهَ بِالنّاسِ لَرَءوفٌ رَحيمٌ
ترجمه:
همان‌گونه (که قبله شما، یک قبله میانه است) شما را نیز، امت میانه‌ای قرار دادیم (در حد اعتدال، میان افراط و تفریط؛) تا بر مردم گواه باشید؛ و پیامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبله‌ای را که قبلا بر آن بودی، تنها برای این قرار دادیم که افرادی که از پیامبر پیروی می‌کنند، از آنها که به جاهلیت بازمی‌گردند، مشخص شوند. و مسلماً این حکم، جز بر کسانی که خداوند آنها را هدایت کرده، دشوار بود. (این را نیز بدانید که نمازهای شما در برابر قبله سابق، صحیح بوده است؛) و خدا هرگز ایمان [= نماز] شما را ضایع نمی‌گرداند؛ زیرا خداوند، نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.
لینک ثابت
محاصره اقتصادی

امروز جامعه‏ی اسلامی ما، این را می‏خواهد و ابرقدرت‏ها حاضر نیستند چنین چیزی را تحمل کنند. زندگی ابرقدرت‏ها، بر زورگویی بنا شده است؛ بر زیاده‏طلبی بنا شده است؛ بر تصرف محیطهای زندگی ملتها و محروم کردن آن‏ها به نفع خود، بنا شده است. لذا می‏بینید از جمهوری اسلامی، ناخشنود و ناراضی‏اند. تبلیغات می‏کنند؛ فشارهای تبلیغاتی وارد می‏آورند؛ فشارهای سیاسی وارد می‏کنند؛ محاصره‏ی اقتصادی می‏کنند و با هرچه که در توان و قدرت دارند، سعی می‏کنند جمهوری اسلامی را در انزوا و در زیر لطمات و ضربات خود قرار دهند. این، به خاطر ترس از عدالت است؛ ترس از آن عدالت اسلامی که منادی آن، شما ملت ایران هستید.1371/03/30
لینک ثابت
جامعه اسلامی

در ماجرای غدیر، حقایق بسیاری نهفته است. صورت قضیه این است كه برای جامعه‏ی نو پای اسلامی‏ در آن روز، كه در حدود ده سال از پیروزی اسلام و تشكیل آن جامعه‏ گذشته بود، نبی مكرم صلی الله علیه و آله و سلم، موضوع حكومت و امامت را با همان معنای وسیعی كه دارد حل می‏كردند و در غدیر خم و در بازگشت از حج، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام را به جانشینی خود نصب می‏فرمودند. خود همین ظاهر قضیه، البته بسیار مهم است و برای كسانی كه در مسائل یك جامعه‏ی انقلابی، اهل تحقیق و تدبر باشند، یك تدبیر الهی است. ولی ماورای این ظاهر، حقایق بزرگی وجود دارد كه اگر امت و جامعه‏ی اسلامی به آن نكات برجسته توجه كند، خط و راه زندگی روشن خواهد شد. اساساً اگر در قضیه‏ی غدیر، عموم مسلمین چه شیعیان كه این قضیه را قضیه‏ی امامت و ولایت می‏دانند و چه غیر شیعیان كه اصل قضیه را قبول دارند، اما برداشت آن‏ها از این موضوع، امامت و ولایت نیست بیشتر توجه خودشان را امروز متوجه و متمركز به نكاتی كنند كه در قضیه‏ی غدیر است، برای مصالح مسلمین دستاوردهای زیادی خواهد داشت.1371/03/30
لینک ثابت
جامعه اسلامی

امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، در همان چند سالی كه به خلافت و حكومت رسیدند، نشان دادند كه اولویت در نظر آن بزرگوار، استقرار عدل الهی و اسلامی است. یعنی عدالت، یعنی تأمین كردن هدفی كه قرآن برای ارسال رسل و انزال كتب و شرایع آسمانی، بیان‌ فرموده است: «لیقوم الناس بالقسط .» اقامه‌ی قسط الهی. قسط و عدل با دستوری كه اسلام معین كرده، بهترین تضمین و تأمین‌كننده‌ی عدالت است. این، در نظر امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، اولویت درجه‌ی اول بود. جامعه‌ی اسلامی‌، با عدل و قسط است كه قوام پیدا می‌كند و می‌تواند به عنوان شاهد و مبشر و هدایت‌گر و الگو و نمونه، برای ملتهای عالم مطرح شود. بدون عدل، ممكن نیست. و لو همه‌ی ارزشهای مادی و ظاهری و دنیایی هم فراهم شود، اگر عدالت نباشد، در حقیقت هیچ كاری انجام نشده است. این، آن برجسته‌ترین مسئله در زندگی حكومتی امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بود. پیغمبر اكرم صلوات الله و سلامه علیه كه چنین عنصری را به حكومت و ولایت مسلمین منصوب می‌كردند، در حقیقت اهمیت عدل را بیان فرمودند. پیغمبر می‌دانستند امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، در چه جهتی فكر می‌كنند و حركت خواهند كرد. آن حضرت دست‌پرورده‌ی پیغمبرند؛ شاگرد پیغمبرند؛ مطیع و عمل‌كننده به فرمان و درس پیغمبرند. پیغمبر با منصوب كردن امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، در حقیقت عدل را در جامعه‌ی اسلامی اهمیت بخشیدند و امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، در طول همان چهار سال و نه ماه یا ده ماه حكومت ظاهری كه داشتند، بیشترین اهتمامشان بر استقرار عدل در جامعه‌ بود. آن حضرت، عدالت را مایه‌ی حیات اسلام و در حقیقت روح مسلمانی و جامعه‌ی اسلامی می‌دانستند. و این، آن چیزی است كه ملتها به آن نیاز دارند و جوامع بشری در دوره‌های مختلف، از آن محروم بوده‌اند. در آن زمان هم محروم بودند؛ قبل از آن زمان هم محروم بودند؛ امروز هم اگر به صحنه‌ی عالم و كاری كه ابرقدرت‌ها می‌كنند و روش حكومتی كه حكام مادی در دنیا عمل می‌كنند نگاه كنید، بازهم می‌بینید مشكل همین است. مشكل بشریت، در حقیقت فقدان عدالت و اسلام و حكومت علوی و روش و منهاج امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است.
امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، عدالت را در بین مسلمانان و جامعه‌ی اسلامی جاری می‌كردند و مانع از این شدند كه بیت‌المال به اسراف مصرف شود. نگذاشتند دست تطاول باز شود. نگذاشتند كسانی بیت‌المال مسلمین را به ناحق مصرف كنند.
البته بیت‌المال مسلمین در آن روز، به این شكل بود كه درآمدهای جامعه‌ی اسلامی به شكل سرانه، بین مردم تقسیم می‌شد. این روش مالیه‌ی جدید و این شكلی كه امروز در دنیا وجود دارد، آن روزها معمول نبود. همان درآمد را، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، بالسویه تقسیم می‌كردند. بیت‌المال را بین صحابی و غیر صحابی و قرشی و هاشمی و غیر قرشی و غیر خاندان پیغمبر و همه و همه، به شكل یكسان تقسیم می‌كردند و این، مایه‌ی اعتراض خیلی‌ها شد؛ اما امیر المؤمنین، علیه الصّلاة و السّلام، اعتنایی نكردند. امروز وضع تقسیم بیت‌المال به شكل عادلانه، آن‌طور نیست. امروز تقسیم سرانه نیست و روشهای دیگری در استقرار عدالت وجود دارد. امروز كسانی كه با بیت‌المال مسلمین سروكار دارند، باید از مصرف و خرج كردن بیت‌المال در غیر مصارف عمومی و مردمی، خودداری كنند. این، راه تقسیم عادلانه‌ی بیت‌المال است. اگر مسئولی خدای ناخواسته، در امر بیت‌المال اسراف بورزد، یا آن را در مصارف شخصی و یا برای دوستان و نزدیكان و مرتبطین خود مصرف كند، این، تخلف از عدل و قرار واقعی در امر بیت‌المال است. باید بیت‌المال مسلمین در همان طریقی كه قانوناً معین شده و همان مصارف عمومی و بخشهایی كه وظیفه‌ای از وظایف كشور را بر عهده دارد، مصرف شود. لذا امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، آن روز به كسانی كه مسئولیت امور كشور را بر عهده داشتند، سخت‌گیری را به جایی رساندند كه به قول امروز، بخشنامه كردند: «ادقوا اقلامكم»؛ سر قلمهای خودتان را كه با آن می‌نویسید، ریز بتراشید. هم صرفه‌جویی در قلم، هم صرفه‌جویی در كاغذ، هم صرفه‌جویی در مركب! «و قاربوا بین سطوركم»؛ سطوری را كه در كاغذ می‌نویسید به هم نزدیك بنویسید و در كاغذ صرفه‌جویی كنید. «و اقصدوا قصد المعانی»؛ مطالب لازم را بنویسید. از زیاده‌روی و زیاده‌نویسی پرهیز كنید.
اگر امروز بخواهند این حرفها را تكرار كنند، به این شكل خواهد بود كه از ایجاد دستگاه‌های زاید، استخدامهای زاید و توسعه دادن‌های زاید، خودداری كنید. یعنی باید از كاغذپراكنی و زیاده‌نویسی‌های بیهوده و وقت تضییع كن، خودداری كنیم. این خصوصیات را، امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، رعایت می‌كردند. در آخر این جمله هم، كه بعضی از فقراتش را من عرض كردم، می‌فرمایند: «فإن اموال المسلمین لا یحتمل الاضرار.» ضرر رساندن به اموال مسلمانان را تحمل نمی‌كردند كه كسی بخواهد و لو به اندازه‌ی كمی به اموال عمومی ضرر برساند. این، یعنی امانت‌دار دانستن خود و همه‌ی مسئولین بیت‌المال. این، آن عدل امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام است. و این آن قله‌ای است كه ما باید به آن برسیم. آن بزرگوار امام رضوان الله تعالی علیه هم فرمودند، و همه‌ی ما هم گفتیم: بدیهی است كه ما به امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام، نمی‌رسیم. بدیهی است كه بشر معمولی، نه در این زمان، نه حتی در آن زمان، قادر بر این نیست و نبود كه مثل آن بزرگوار، مشی كند، یا عدالت را آن‌گونه اجرا كند و یا آن‌طور زندگی كند. موضوع این است كه آن حضرت نمونه‌ی كاملند. باید تلاش كنیم‌ خودمان را به آن نمونه‌ی كامل نزدیك و شبیه‌تر كنیم. اگر حركت ما به گونه‌ای باشد كه در حال دور شدن از آن نمونه‌ی كامل باشیم، این، انحراف و خطاست. این متمركز شدن روی عدالت و دل بستن به عدالت، راز اصلی دشمنی دشمنان اسلام با اسلام، بخصوص در روزگار ماست. در زمانهای قدیم هم البته همین‌گونه بوده است. اما امروز، علت اینكه می‌بینید ابرقدرت‌ها با ما با جمهوری اسلامی؛ با شما ملت مخالفت دارند، احساس دشمنی دارند، اگر بتوانند ضربه‌ای وارد كنند وارد می‌كنند و پرهیز نمی‌كنند، همین است. چون جمهوری اسلامی، منادی چنان عدالتی است. عدالت بین همه‌ی ملتها؛ بین همه‌ی انسانها؛ بدون اینكه ملاحظه شود كه كی مال كدام نژاد، یا كدام خون، یا كدام رنگ است. امیر المؤمنین، علیه الصّلاة و السّلام، در جامعه‌ی اسلامی آن روز و تحت حكومت خود، نگاه نمی‌كردند كه این مسلمان است و این مسیحی است یا یهودی است. نسبت به همه‌ی آن‌ها، مثل یك پدر بودند. حافظ منافع آن‌ها بودند.
امروز جامعه‌ی اسلامی ما، این را می‌خواهد و ابرقدرت‌ها حاضر نیستند چنین چیزی را تحمل كنند. زندگی ابرقدرت‌ها، بر زورگویی بنا شده است؛ بر زیاده‌طلبی بنا شده است؛ بر تصرف محیطهای زندگی ملتها و محروم كردن آن‌ها به نفع خود، بنا شده است. لذا می‌بینید از جمهوری اسلامی، ناخشنود و ناراضی‌اند. تبلیغات می‌كنند؛ فشارهای تبلیغاتی وارد می‌آورند؛ فشارهای سیاسی وارد می‌كنند؛ محاصره‌ی اقتصادی می‌كنند و با هرچه كه در توان و قدرت دارند، سعی می‌كنند جمهوری اسلامی را در انزوا و در زیر لطمات و ضربات خود قرار دهند. این، به خاطر ترس از عدالت است؛ ترس از آن عدالت اسلامی كه منادی آن، شما ملت ایران هستید.1371/03/30

لینک ثابت
انزوای ملت ایران

زندگی ابرقدرتها، بر زورگویی بنا شده است؛ بر زیاده‌طلبی بنا شده است؛ بر تصرّف محیطهای زندگی ملتها و محروم كردن آنها به نفع خود، بنا شده است. لذا می‌بینید از جمهوری اسلامی، ناخشنود و ناراضی‌اند. تبلیغات می‌كنند؛ فشارهای تبلیغاتی وارد می‌آورند؛ فشارهای سیاسی وارد می‌كنند؛ محاصره اقتصادی می‌كنند و با هرچه كه درتوان و قدرت دارند، سعی می‌كنند جمهوری اسلامی را در انزوا و در زیر لطمات و ضربات خود قرار دهند. این، به خاطر ترس از عدالت است؛ ترس از آن عدالت اسلامی كه منادی آن، شما ملت ایران هستید.1371/03/30
لینک ثابت
حاکم اسلامی, حکومت امیرالمومنین (علیه السلام)

با مطرح شدن امیرالمومنین علیه‌الصلاه والسلام به عنوان حاکم و امام و ولی اسلامی، همه‌ی مسلمانان درطول تاریخ باید بدانند که حاکم اسلامی، باید فردی در این جهت، با اینقواره‌ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد.1371/03/30
لینک ثابت
حضرت علی (علیه‌السلام), حاکمیت, حکومت امیرالمومنین (علیه السلام)

با مطرح کردن امیرالمومنین علیه‌الصلاه والسلام و با نصب آن بزرگوار برای حکومت، معیارها و ارزشهای حاکمیت، معلوم شد.1371/03/30
لینک ثابت
عدالت, عدالت امیرالمومنین (علیه السلام), حکومت امیرالمومنین (علیه السلام), سیره امیرالمؤمنین(علیه السلام), استقرار عدالت

امیرالمومنین علیه‌الصلاه والسلام، در همان چند سالى که به خلافت و حکومت رسیدند، نشان دادند که اولویت در نظر آن بزرگوار، استقرار عدل الهى و اسلامى است.1371/03/30
لینک ثابت
عدالت, اهداف نظام جمهوری اسلامی, جامعه اسلامی

جامعه‌ى اسلامى، با عدل و قسط است که قوام پیدا مى‌کند و مى‌تواند به عنوان شاهد و مبشر و هدایتگر و الگو و نمونه، براى ملتهاى عالم مطرح شود.1371/03/30
لینک ثابت
عدالت, علت دشمنی با انقلاب اسلامی, دشمنی با جامعه اسلامی

این متمرکز شدن روى عدالت و دل بستن به عدالت، راز اصلى دشمنى دشمنان اسلام با اسلام، بخصوص در روزگار ماست.1371/03/30
لینک ثابت
عید غدیر

در ماجرای غدیر، حقایق بسیاری نهفته است. صورت قضیه این است که برای جامعه نو پای اسلامی در آن روز، که در حدود ده سال از پیروزی اسلام و تشکیل آن جامعه گذشته بود، نبىّ مکرّم صلّیاللَّه‌علیه‌وآله‌وسلّم، موضوع حکومت وامامت را - با همان معنای وسیعی که دارد - حل میکردند و در غدیر خم و در بازگشت از حج، امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام را به جانشینی خود نصب میفرمودند. خودِ همین ظاهر قضیه، البته بسیار مهم است و برای کسانی که در مسائل یک جامعه انقلابی، اهل تحقیق و تدبّر باشند، یک تدبیرالهی است. ولی ماورای این ظاهر، حقایق بزرگی وجود دارد که اگر امّت و جامعه اسلامی به آن نکات برجسته توجّه کند، خط و راه زندگی روشن خواهد شد. اساساً اگر در قضیه غدیر، عموم مسلمین - چه شیعیان که این قضیه را قضیه امامت و ولایت میدانند و چه غیرشیعیان که اصل قضیه را قبول دارند، اما برداشت آنها از این موضوع، امامت و ولایت نیست - بیشترِ توجّه خودشان را امروز متوجّه و متمرکز به نکاتی کنند که در قضیه غدیر است، برای مصالح مسلمین دستاوردهای زیادی خواهد داشت.
بنده به یکی دو نکته از آن نکات، به صورت کوتاه، اشاره میکنم. یکی از این نکات مهم، عبارت است از این‌که، با مطرح کردن امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام و با نصب آن بزرگوار برای حکومت، معیارها و ارزشهای حاکمیّت، معلوم شد. پیغمبر، در قضیه غدیر، کسی را در مقابل چشم مسلمانان و دیدگان تاریخ قرار دادند که از ارزشهای اسلامی، به طور کامل برخوردار بودند. یک انسان مؤمن؛ دارای حدّ اعلای تقوا و پرهیزکاری؛ فداکار در راه دین؛ بیرغبت نسبت به مطامع دنیوی؛ تجربه شده و امتحان داده در همه میدانهای اسلامی: میدانهای خطر؛ میدانهای علم و دانش؛ میدان قضاوت و امثال اینها. یعنی با مطرح شدن امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام به عنوان حاکم و امام و ولىّ اسلامی، همه مسلمانان در طول تاریخ باید بدانند که حاکم اسلامی، باید فردی در این جهت، با این قواره‌ها و نزدیک به این الگو و نمونه باشد. پس، در جوامع اسلامی، انسانهایی که از آن ارزشها نصیبی ندارند؛ از فهم اسلامی، از عمل اسلامی، از جهاد اسلامی، از انفاق و گذشت، از تواضع و فروتنی در مقابل بندگان خدا و آن خصوصیّاتی که امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام داشتند، بهره‌ای نداشته باشند، شایسته حکومت کردن نیستند. پیغمبر، این معیار را در اختیار مسلمانان گذاشتند. و این، یک درس فراموش نشدنی است.
نکته دیگری که در ماجرای غدیر میشود فهمید، این است که امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در همان چند سالی که به خلافت و حکومت رسیدند، نشان دادند که اولویّت در نظر آن بزرگوار، استقرار عدل الهی واسلامی است. یعنی عدالت، یعنی تأمین کردن هدفی که قرآن برای ارسال رسل‌وانزال‌کتب و شرایع آسمانی، بیان فرموده است: «لیقوم النّاس بالقسط.» اقامه قسط الهی. قسط و عدل با دستوری که اسلام معیّن کرده، بهترین تضمین و تأمین کننده عدالت است. این، در نظر امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، اولویّت درجه اوّل بود. جامعه اسلامی، با عدل و قسط است که قوام پیدا میکند و میتواند به عنوان شاهد و مبشّر و هدایتگر و الگو و نمونه، برای ملتهای عالم مطرح شود. بدون عدل، ممکن نیست. ولو همه ارزشهای مادّی وظاهری و دنیایی هم فراهم شود، اگر عدالت نباشد، در حقیقت هیچ کاری انجام نشده است. این، آن برجسته‌ترین مسأله در زندگىِ حکومتىِ امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام بود. پیغمبر اکرم صلوات‌اللَّه و سلامه علیه که چنین عنصری رابه حکومت و ولایت مسلمین منصوب میکردند، در حقیقت اهمیت عدل را بیان فرمودند. پیغمبر میدانستند امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در چه جهتی فکر میکنند و حرکت خواهند کرد. آن حضرت دست پرورده پیغمبرند؛ شاگرد پیغمبرند؛ مطیع و عمل کننده به فرمان و درس پیغمبرند. پیغمبر با منصوب کردن امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در حقیقت عدل را در جامعه اسلامی اهمیّت بخشیدند و امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام، در طول همان چهار سال و نه ماه یا ده ماه حکومت ظاهری که داشتند، بیشترین اهتمامشان بر استقرار عدل در جامعه بود. آن حضرت، عدالت رامایه حیات اسلام و در حقیقت روح مسلمانی و جامعه اسلامی میدانستند. و این، آن چیزی است که ملتها به آن نیاز دارند و جوامع بشری در دوره‌های مختلف، از آن محروم بوده‌اند. در آن زمان هم محروم بودند؛ قبل از آن زمان هم محروم بودند؛ امروز هم اگر به صحنه عالم و کاری که ابرقدرتها میکنند و روش حکومتی که حکّام مادی در دنیا عمل میکنند نگاه کنید، باز هم میبینید مشکل همین است. مشکل بشریّت، در حقیقت فقدان عدالت و اسلام و حکومت علوی و روش و منهاج امیرالمؤمنین علیه‌الصّلاةوالسّلام است.
ایستادگی شما، دنیایی را وادار کرد که در مقابل ظلم و جور و زورگویی استکبار بایستند. دنیا این‌طور نبود! تنها علاج، در مقابل ظلم و تعدّی و تجاوز و نامردمی استکبار، عبارت است از ایستادگی و پایداری روی همان معیارها و میزانهایی که غدیر، سمبل و رمز واقعی آن است؛ یعنی عدالت؛ تلاش برای خدا؛ ارزش دادن به تقوا و جهاد فی‌سبیل‌اللَّه. ایستادگی بر روی این معیارهاست که خواهد توانست این راه را در مقابل ملت ایران، بازهم، بازتر و هموارتر کند.1371/03/30

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی