شهادت امیرالمؤمنین(علیه السلام) / ضربت خوردن امیرالمؤمنین(علیه السلام)
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
ترسیم لحظات آخر عمر امام علی(ع)

وقتی‌‌‌که آن ضربت غدرآمیز بر فرق مبارک امیر المؤمنین علیه‌‌‌السّلام وارد شد، منادی در کوفه فریاد بر آورد: «تهدمت و الله ارکان الهدی»؛ پایه‌‌‌های هدایت ویران شد. و مردم فهمیدند که چه اتفاق افتاده است. آن محبوب دلها را، اگرچه نافرمانی‌‌‌اش می‌‌‌کردند، اما دوست می‌‌‌داشتند. کسی نمی‌‌‌توانست امیر المؤمنین علیه‌‌‌السّلام را دوست نداشته باشد. اگر بخواهید تصویری از آن روز را به ذهن بیاورید که خبر شهادت آن بزرگوار چه به روز مردم آورد، به یاد بیاورید آنچه را که در زمان خود ما در بیماری امام بزرگوارمان و بعد در خبر رحلت آن بزرگوار پیش آمد. دیدید چه غوغایی در دلهای مردم به وجود آمد! این، ممکن است مقداری وضع را برای ما روشن کند. در شهر کوفه غوغایی به پا شد. اما با وجود غوغای مردم، خانواده‌‌‌ی امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام احساس غربت می‌‌‌کردند؛ چون می‌‌‌دانستند آن بزرگوار با این مردم چگونه بود و از دست آن‌‌‌ها چه کشید. حضرت را با آن حال کسالت سخت و مسمومیت شدید و با آن چهره‌‌‌ی خون‌‌‌آلود و محاسن خونین، از مسجد به منزل بردند. آن بزرگوار، تقریباً دو روز در آن حالت بود و خانواده‌‌‌ی ولایت در نهایت نگرانی و اضطراب به سر می‌‌‌بردند که سر نوشت پدر چه خواهد شد؟ طبیب آوردند. معاینه کرد و فهمید که آن بزرگوار مسموم شده است. دیگر همه از حیات امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام ناامید شدند. اصبغ بن نباته نقل می‌‌‌کند که «به عیادت آن بزرگوار رفتم. وقتی وارد شدم، دیدم چهره‌‌‌ی امیر المؤمنین علیه‌‌‌السّلام، به قدری زرد بود که نمی‌‌‌شد فهمید صورت حضرت زردتر است یا آن پارچه‌‌‌ی زرد رنگی که بر فرق مبارکش بسته بودند! زردی چهره‌‌‌ی امام از اثر زهر و کسالت و جراحت شدید بود.» بعد می‌‌‌گوید: «از خانه که بیرون آمدم، غوغای مردم نشان داد که امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام از دنیا رفته و به شهادت رسیده است.»1371/01/07
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی