طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
انس با قرآن

آنچه که وظیفه‌ی قراء است، این است که قرائت را روزبه‌روز بهتر کنند. ما به عموم مردم می‌گوییم که با قرآن انس بگیرند؛ به شما قراء هم می‌گوییم که تلاوتتان را روزبه‌روز بهتر، قویتر، صحیح‌تر و با خصوصیات جاذبه‌آفرین همراه تر بکنید.
ما اگر بخواهیم کل امت با قرآن انس بگیرند، باید تلاوت قرآن را در جامعه باب کنیم. اگر من این‌قدر به خواندن شما قاریان عزیز تکیه می‌کنم و به آن اهمیت می‌دهم، برای همین است. شما یک نفر آدمید، می‌خوانید، هرچه هم خوب بخوانید یا نخوانید، از یک جهت به خودتان مربوط است؛ اما آن چیزی که من را وادار می‌کند که به این مسأله این‌همه اهتمام بورزم، آن است که اگر تالیان کلام‌الله در جامعه توانستند با زمزمه‌ی ملکوتی و صحیح و پرجاذبه، این آیات کریمه را تلاوت بکنند، دل مردم با قرآن انس می‌گیرد و به قرآن نزدیک می‌شود. مردم ما برای ارتباط با قرآن آماده هستند. مردم ما با مردم کشورهای دیگر اسلامی فرق دارند. مردم ما در راه قرآن صادقانه مجاهدت کردند؛ شوخی نیست. این‌قدر ما جوان دادیم، این‌قدر مردم ما رنج و زحمت متحمل شدند. همه‌ی اینها در راه قرآن بوده است.
ما از آنهایی نیستیم که قرآن را ادعا بکنیم؛ نه، خدای متعال دانه‌دانه‌ی آیات قرآن را در جامعه و در میان مردم ما و در آن امام عظیم‌الشأن برای ما مجسم کرد. ما این آیات مبارکات را دیدیم و با همه‌ی وجود لمس کردیم. این کار را مردم ما کردند. مردم ما به قرآن عشق می‌ورزند. شما کجا در کشورهای اسلامی می‌بینید که یکی از این آقایان قراء بروند آن‌جا تلاوت کنند، و این‌قدر جوان عاشقانه پای تلاوتشان بنشینند؟ این، عشق مردم ماست. حالا آن کس که می‌خواهد این عشق قرآنی را درست به سمت انس حقیقی با قرآن تلاوت کند، کیست؟ او، شما قاری قرآن هستید.1370/01/22

لینک ثابت
نحوه برگزاری جلسات تفسیر رهبری در قبل از انقلاب

[شما قراء محترم باید] آداب تلاوت مجلسى را فرا بگیرید. فرض کنید عده‌یى از این مردم و مسلمین حزب‌اللَّه در جایى نشسته‌اند و از شما دعوت کرده‌اند که برایشان قرآن بخوانید. دأب و فکر من این است و مى‌خواهم در جامعه‌ى ما کارى بشود که براى قرّاء قرآن منبر بگذاریم و همچنان که الان وعاظ منبر مى‌روند، قاریان قرآن هم منبر بروند و مثلاً نیم‌ساعت قرآن بخوانند و مردم آن زلال کلام الهى را مستقیم از او بشنوند و دلهایشان بلرزد و اشک بریزند و موعظه بشوند و بلند شوند و بروند؛ ولى ما حالا قرآن کریم را فقط مقدمه‌ى سخنرانى قرار داده‌ایم!
من در سالهاى 51 و 52 و 53 در مشهد سخنرانى مى‌کردم؛ مى‌ایستادم سخنرانى مى‌کردم. بعد هم که حرف من تمام مى‌شد، روى زمین مى‌نشستم. سپس صندلى مى‌گذاشتیم، تا قارى قرآن تلاوت کند. همین آقاى فاطمى و بعضى از برادران دیگر، روى صندلى مى‌نشستند و قرآن مى‌خواندند. من مى‌گفتم که حرف من مقدمه‌ى تلاوت قرآن است. من ایستاده صحبت مى‌کردم؛ اما صندلى بلند و قشنگى - مثل منبر - گذاشته بودیم و اینها روى آن مى‌نشستند و بعد از صحبت من قرآن مى‌خواندند؛ همان آیاتى که من قبلاً تفسیر کرده بودم. فکر من این است.
من مى‌گویم که در جامعه، قرآن اصل است. امت حزب‌اللَّه باید یواش‌یواش با قرآن آشنا بشوند؛ آن‌طورى که بتوانند مستقیم قرآن را از شماها گوش کنند و بفهمند. شما باید بتوانید در یک مجلس بالاى منبر بروید، آیات قرآن را بخوانید و مردم با شنیدن این آیات اشک بریزند؛ ما این را مى‌خواهیم. اگر شما مى‌خواهید این کار را بکنید، باید بتوانید با صوت خودتان این مجلس را جذب کنید. این، آداب و فنونى دارد. شما برادران باید بر حسب استعداد و طبیعت و فطرت خود و گوش کردن نوارهایى که از قرّاء معروف مى‌آید، این فنون را یاد بگیرید. البته مقدارى از اینها تأمین شده، اما مقدار دیگرش را هم بایستى تأمین کنید.1370/01/22

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی