newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
بصیرت

دشمنیِ سردمداران قدرت - و بیش از همه امریکا - با چنین ملت و دولت و رهبری و با چنین شعارهایی، یک دشمنیِ تمام نشدنی است. این دشمنیها، از روز اول علیه انقلاب و اسلام و کشور و امام وجود داشته و در طول این یازده سال هم ادامه پیدا کرده است و همین، یکی از صحنه‌های عبرت و معرفت برای کسانی است که دارای دیده‌ی بصیرتند.1368/11/19
لینک ثابت
نظام سلطه

ملت ما با داعیه‌ی استقلال و سرپیچی از نظم استکباری عالم، برای خودش در دنیا دشمن درست کرده است. بعضیها می‌گویند: کاش کاری می‌کردید که این همه قدرتها دشمن شما نمی‌شدند(!) آنها نمی‌فهمند که چه سخنی بر زبانشان جاری می‌شود. مسأله این است که نظام سلطه و قدرت مطلقه و رأس هرم استکبار جهانی که امروز در دنیا حاکم است و نیز قدرتهای نسبیِ وابسته به آن رأس، هر ملت و دولت و انسانی که دم از استقلال بزند، دشمن خود به حساب می‌آورند.
1368/11/19

لینک ثابت
نظام سلطه

امروز که دولت امریکا در رأس هرم قدرت جهانی قرار گرفته است و در حاشیه و زیر دست او، دولتها و قدرتهای دیگر - هر کدام به حسب اقتدار و امکانات و پول و علم و بقیه‌ی عناصر مؤثر در قدرتشان - یک مقدار بر امور عالم تسلط دارند، این مجموعه‌یی که امروز با هم کار می‌کنند، حاضر نیستند ببینند و بپذیرند یا بشنوند که دولت و ملتی وجود دارد که می‌خواهد از کمند قدرت آنها رها زندگی کند. برای آنها، استقلال یک ملت مثل یک دشنام می‌ماند؛ به همین خاطر حاضر نیستند تحمل کنند. اگر ملتی گفت شما در کار ما دخالت نکنید، مثل این است که به آنها دشنام داده‌اند!

آنها خودشان را صاحب حق می‌دانند که در همه‌ی کارهای ملتهای عالم دخالت کنند. یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: می‌خواهیم دمکراسی را به آن‌جا ببریم! یک‌جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: می‌خواهیم از نفوذ موج چپ یا تفکر چپ در آن‌جا جلوگیری کنیم! یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: می‌خواهیم امنیت آن‌جا را حفظ کنیم! یک جا دخالت می‌کنند و می‌گویند: منافع ما در آن‌جا به خطر افتاده است! آنها خودشان را صاحب دنیا می‌دانند؛ کأنّه تأمین دمکراسی ملتها و دولتها هم به عهده‌ی آنهاست!

امروز، چنین تصور مغرورانه‌ی متکبرانه‌ی احمقانه‌یی، گریبانگیر دولت امریکا و حواشی اوست. در چنین بحبوحه‌یی و در چنین دنیایی که همه‌ی عوامل را به سمت تحقق قدرت انفرادیِ مستبدانه‌ی مطلقه‌ی قدرتهای بزرگ سوق می‌دهند، ناگهان ملتی با اتکاء به قدرت ایمان و تکیه به فرهنگ اصیل و نیروی ذاتی خود و بدون کمک گرفتن از هیچ دولت و قدرتی و با اعتقاد به شخصیت ملی و انسانی خویش پیدا می‌شود که خود را از کمند محکم تسلط و تصرف این قدرتها و امریکا خلاص می‌کند؛ آن هم در منطقه‌یی از دنیا که صددرصد در اختیار آنها بوده است. می‌خواهید با چنین ملتی دشمن نشوند؟ می‌خواهید با شعارهایی که ملت ما را این‌طور بیدار کرده و در مقابل نظام سلطه قرار داده است، دشمن نشوند؟ می‌خواهید با آن شخصی که توانسته وجدان خودی و روح اتکاء به خود را در این ملت بیدار کند و به آنها شخصیت و شجاعت بدهد و بگوید شما می‌توانید انجام بدهید، دشمن نشوند و علیه او - که چنین کار بزرگی را کرده است - موج تبلیغات به راه نیندازند؟

معلوم است که دشمنیِ سردمداران قدرت - و بیش از همه امریکا - با چنین ملت و دولت و رهبری و با چنین شعارهایی، یک دشمنیِ تمام نشدنی است. این دشمنیها، از روز اول علیه انقلاب و اسلام و کشور و امام وجود داشته و در طول این یازده سال هم ادامه پیدا کرده است و همین، یکی از صحنه‌های عبرت و معرفت برای کسانی است که دارای دیده‌ی بصیرتند.

خصوصیت ابرقدرت این است که به مردم دنیا تفهیم بکند که هیچ کس در مقابل او تاب ایستادگی و مقاومت ندارد. یک وقت چند سال پیش از این گفتم که ابرقدرتها، بیش از آنچه که با پول و سلاحشان زندگی بکنند و قدرت نشان بدهند و حکومت بکنند، با هیبتشان زندگی می‌کنند و فرمان می‌رانند و حکومت می‌کنند. حقیقتاً هیبت ابرقدرتها و امریکا و تا چندی پیش شوروی، ملتها و دولتها و رجال و سیاستمدارها را در بسیاری از نقاط دنیا - و شاید بتوانم بگویم در همه جای دنیا - می‌لرزاند.

این خاطره را بارها نقل کرده‌ام که در یکی از مجامع بین‌المللی که نطق خیلی پُرشوری در آن‌جا علیه تسلط قدرتها و نظام سلطه در دنیا ایراد کردم و امریکا و شوروی را در حضور بیش از صد هیأت نمایندگی و رؤسای دولتها، به نام کوبیدم و محکوم کردم، بعد از آن نطق، عده‌ی زیادی آمدند تحسین و تصدیق کردند و گفتند: همین سخن شما درست است. یکی از سران کشورها که یک جوان انقلابی بود - و البته بعد هم او را کشتند - نزد من آمد و گفت: همه‌ی حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‌ترسید؛ همه‌ی اینهایی که در این‌جا نشسته‌اند، از امریکا می‌ترسند! بعد سرش را نزدیک من آورد و گفت: من هم از امریکا می‌ترسم!!1368/11/19

لینک ثابت
سرمایه‌های انقلاب

ما حرفی نداشتیم که اگر انسانی در خدمت جمع قرار می‌گرفت، آن را به عنوان ذخیره و سرمایه‌یی نگهداریم؛ لیکن دروغ می‌گفتند و دروغشان آشکار شد و البته گریختند و آنهایی که به عنوان جرمی، در دادگاههای انقلاب گرفتار نشدند، رفتند و بالاخره هم در خدمت انقلاب و مردم قرار نگرفتند. این، آن قشرها بودند؛ نه قشرهایی که زهر تبلیغات مسموم دشمنان اسلام در اعماق جان آنها فرو نرفته باشد و به عنوان مهره‌یی در دست دشمنان ملت به کار گرفته نشده باشند. آنها حقیقتا با همه‌ی وجود در اختیار اسلام و انقلاب و ملت قرار گرفتند.1368/11/19
لینک ثابت
عملکرد سران وابسته ارتش در آغاز انقلاب اسلامی

شاید امروز کسانی در مقام تحلیل برایشان دشوار باشد که قبول کنند پیوستن ارتش به انقلابیون و مردم، کار پیروزی را آسان کرد و جلو انداخت. شاید خیال کنند که این حرف، از نقش مردم و مردمی بودن انقلاب خواهد کاست؛ در حالی که این اشتباه است. هنر یک انقلاب همین است که میتواند عناصر نیروهای مسلح دشمن را هم متوجه به خود کند و به حقانیت خویش معتقد و جزیی از خود نماید و کرد. این حقانیت انقلاب و مردم بود که توانستند نیروهای مسلح و ارتش را از خود کنند و در جناح خود قرار بدهند و همین موجب شد که پیروزی آسان شود و زود به دست آید. بدون این هم شاید پیروزی به دست میآمد، اما با زحمات زیاد و شاید با یک فاصله‌‌ی طولانیتر.
سران ارتش رژیم پادشاهی - آن کسانی که رتبه‌های بالایی داشتند و وابسته‌ی به آن نظام بودند - بالاخره به اسلام و انقلاب ایمان نیاوردند و به مردم متصل و ملحق نشدند و انقلاب هم به آنها ایمان نیاورد. البته، آنها بر طبق طبیعت خود، شروع به برخورد موذیانه با انقلاب و ستیزه‌گری کردند، لیکن انقلاب هوشیار و بیناست و فوراً توطئه‌هایشان را درک کرد و آنها را از دور خارج نمود. همان ماههای اول پیروزی انقلاب، یکی از عناصر سطح بالای نیروی هوایی، در وزارت دفاع پیش من آمد و گفت: این ارتش و صندوق عمومی مردم، یک میلیارد تومان خرج من کرده است. من این دوره‌ها را دیده‌ام و این تخصصها و آگاهیها را دارم. من آسان به این‌جا نرسیده‌ام. شما از این سرمایه بهره‌برداری کنید. تعدادی از این قبیل بودند. ما حرفی نداشتیم که اگر سرمایه‌یی متعلق به ملت است، آن را بگیریم و استفاده کنیم؛ چون متعلق به ملت بود. انسانها هم متعلق به جمعند. من و شما هم متعلق به جمعیم و برای خودمان نیستیم. انسان در یک حیثیت شخصی، متعلق به خودش است؛ اما در یک حیثیت جمعی و در یک دید عمومی - به یک معنا - متعلق به خود نیست، بلکه متعلق به آن مجموعه‌یی است که در آن قرار دارد. لذا حق ندارد خودش را از بین ببرد و یا دچار آفات و مشکلات بکند؛ چون به سرمایه‌ی جمع ضربه وارد می‌آید و صدمه می‌خورد. ما حرفی نداشتیم که اگر انسانی در خدمت جمع قرار می‌گرفت، آن را به عنوان ذخیره و سرمایه‌یی نگهداریم؛ لیکن دروغ می‌گفتند و دروغشان آشکار شد و البته گریختند و آنهایی که به عنوان جرمی، در دادگاههای انقلاب گرفتار نشدند، رفتند و بالاخره هم در خدمت انقلاب و مردم قرار نگرفتند. این، آن قشرها بودند؛ نه قشرهایی که زهر تبلیغات مسموم دشمنان اسلام در اعماق جان آنها فرو نرفته باشد و به عنوان مُهره‌یی در دست دشمنان ملت به کار گرفته نشده باشند. آنها حقیقتاً با همه‌ی وجود در اختیار اسلام و انقلاب و ملت قرار گرفتند.1368/11/19

لینک ثابت
سوء‌ استفاده قدرتهای جهانی از علم و صنعت

امروز در دنیا می‌بینید که بعضی از قدرتهای جهانی، به برکت علم و صنعت پیشرفته‌یی که در اختیار دارند و با سوء استفاده از آن، تمام مهارهای عالم و زمامهای قدرت - چه مهارهای اقتصادی و چه مهارهای سیاسی و چه تولید و تبلیغات و فرهنگ عمومی ملتها - در سرتاسر جهان را به دست خود گرفته‌اند و یا خواسته‌اند بگیرند؛ در حالی که این علم متعلق به آنها نیست و متعلق به بشر است. علم را کسانی به وجود آوردند که متعلق به این قدرتها نبودند؛ بلکه متعلق به جامعه‌ی بشری بودند و این ابتکارها و اختراعها و پیشرفتهای علمی را برای بشر فراهم و تقدیم کردند.
سوء استفاده از علم و صنعت، متعلق به امروز هم نیست؛ در گذشته هم همین‌طور بوده است. دولت انگلیس یا پرتغال و یا اسپانیا، هرکدام بر بخشی از دنیا و مستعمرات حاکم بودند و یا کشور فرانسه که در برهه‌های مختلف دویست، سیصد سال اخیر، در برخی کشورها حضور استعماری داشته است. هر کدام از این کشورهای اروپایی، در برهه‌یی از زمان، خداوندگار بخشی از دنیا بودند. همین اسپانیا که حالا یک دولت معمولی است، روزی خداوند بخش عظیمی از این عالم بوده و در آفریقا و امریکای لاتین حضور داشته است. پرتغال و فرانسه هم همین‌طور در آسیا حضور داشتند.آن روز هم کسانی که قدرت را در اختیار داشتند، می‌خواستند زمام همه‌ی امور کشورهایی را که تحت سلطه‌شان بود، به دست گیرند و بر فرهنگ و آموزش و زبان و تاریخ و آداب و عادات و دین و از جمله اقتصاد و امور نظامی و سیاسی آنها تسلط یابند؛ مثل انگلیسیها در هند و فرانسویها در الجزایر و بقیه‌ی استعمارگران در جاهای مختلف. البته در آن روز، ارتباطات در دنیا ضعیف بود و قدرتِ رساندن پیام استکبار و استعمار به همه جای دنیای زیر نفوذشان، آن چنان نبود که امروز است.
امروز که دولت امریکا در رأس هرم قدرت جهانی قرار گرفته است و در حاشیه و زیر دست او، دولتها و قدرتهای دیگر - هر کدام به حسب اقتدار و امکانات و پول و علم و بقیه‌ی عناصر مؤثر در قدرتشان - یک مقدار بر امور عالم تسلط دارند، این مجموعه‌یی که امروز با هم کار می‌کنند، حاضر نیستند ببینند و بپذیرند یا بشنوند که دولت و ملتی وجود دارد که می‌خواهد از کمند قدرت آنها رها زندگی کند. برای آنها، استقلال یک ملت مثل یک دشنام می‌ماند؛ به همین خاطر حاضر نیستند تحمل کنند. اگر ملتی گفت شما در کار ما دخالت نکنید، مثل این است که به آنها دشنام داده‌اند!1368/11/19

لینک ثابت
عبرت‌های انقلاب

معلوم است که دشمنیِ سردمداران قدرت- و بیش از همه امریکا- با چنین ملت و دولت و رهبری و با چنین شعارهایی، یک دشمنیِ تمام نشدنی است. این دشمنیها، از روز اول علیه انقلاب و اسلام و کشور و امام وجود داشته و در طول این یازده سال هم ادامه پیدا کرده است و همین، یکی از صحنه‏های عبرت و معرفت برای کسانی است که دارای دیده‏ی بصیرتند.
خصوصیت ابرقدرت این است که به مردم دنیا تفهیم بکند که هیچ‏کس در مقابل او تاب ایستادگی و مقاومت ندارد. یک‏وقت چند سال پیش از این گفتم که ابرقدرت‏ها، بیش از آنچه که با پول و سلاحشان زندگی بکنند و قدرت نشان بدهند و حکومت بکنند، با هیبتشان زندگی می‏کنند و فرمان می‏رانند و حکومت می‏کنند. حقیقتاً هیبت ابرقدرت‏ها و امریکا و تا چندی پیش شوروی، ملتها و دولتها و رجال و سیاستمدارها را در بسیاری از نقاط دنیا- و شاید بتوانم بگویم در همه جای دنیا- می‏لرزاند.
این خاطره را بارها نقل کرده‏ام که در یکی از مجامع بین‏المللی که نطق خیلی پُرشوری در آنجا علیه تسلط قدرتها و نظام سلطه در دنیا ایراد کردم و امریکا و شوروی را در حضور بیش از صد هیئت نمایندگی و رؤسای دولتها، به نام کوبیدم و محکوم کردم، بعد از آن نطق، عده‏ی زیادی آمدند تحسین و تصدیق کردند و گفتند: همین سخن شما درست است. یکی از سران کشورها که یک جوان انقلابی بود- و البته بعد هم او را کشتند- نزد من آمد و گفت: همه‏ی حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی‏ترسید؛ همه‏ی اینهایی که در اینجا نشسته‏اند، از امریکا می‏ترسند! بعد سرش را نزدیک من آورد و گفت: من هم از امریکا می‏ترسم!!
هیبت ابرقدرتیِ ابرقدرت‏ها، همیشه بیشترین مشکلات آن‏ها را در دنیا حل می‏کرده و می‏کند. در حقیقت، قدرت و سلاح و پول و سیاست و عقلشان، به مراتب کمتر از هیبتشان است. این هیبت آن‏هاست که همه را می‏ترساند و جرأت نمی‏کنند در مقابل آن‏ها بایستند. حالا این ابرقدرت، با هیبتی قلدرانه که خیلی هم واضح وارد کشورها می‏شود و اوضاع را به نفع خود حل و فصل می‏کند، یازده سال است با ملت ایران کلنجار می‏رود و با انقلاب می‏جنگد؛ برای اینکه بتواند این انقلاب را از بین ببرد و این نظام را نابود نماید، ولی نتوانسته است.
این، آن صحنه‏ی عبرت می‏باشد. این است که حتّی اگر شما به اعماق دل ملتهای دنیا نگاه کنید، بسیاری از سران آزادی‏خواه دولتها- آن‏هایی که رگه‏ی آزاده‏خواهی دارند- به نام ملت و جمهوری اسلامی ایران شعار می‏دهند و به هیجان می‏آیند؛ چون ایران انقلابی، مظهر میان تهی بودن طبل قدرت امریکاست.
ملت ایران نشان دادند که ابرقدرت نمی‏تواند آن‏ها را به زانو درآورد. این به برکت انقلاب و فکر و ایمان و اسلام است که می‏تواند دلها را محکم و از ترس خالی کند و قدرت انسانیشان را به آن‏ها تفهیم نماید. باید قدر این را بدانید. ما امروز نشانه‏های رشد معنویت و افول مادیّت را در دنیا می‏بینیم. اروپای شرقی را دیدید، بسیاری از نقاط دیگر دنیا را مشاهده کردید و بسیاری دیگر را بعداً مشاهده خواهید کرد.
ماجرای امروز عالم، یکی از آن عبرت‏آموزترین ماجراهاست. حوادثی در دنیا اتفاق می‏افتد که اگر شبیه این حوادث در تاریخ اتفاق افتاده، حقیقتاً امروز برای ما شکل افسانه دارد و تصور و باور کردنش سخت است. وانگهی اگر اتفاق افتاده، در طول چند ماه و مدت کوتاهی اتفاق نیفتاده است. حوادثی که امروز در دنیا در ظرف مدت شش ماه و هفت ماه و هشت ماه و یک سال اتفاق می‏افتد، گاهی در طول تاریخ در طی سالها اتفاق افتاده است. حوادث تکان‏دهنده و عجیبی می‏باشد و همه در جهت آن چیزی است که شما به آن ایمان دارید؛ یعنی در جهت قدرت معنویت و قدرت ملتها و حاکمیت نظامهای متکی به آحاد مردم و محبوب آن‏ها و در جهت عکسِ زورگویی و سلطه از هر نوعش- چه نوع ارتجاعی و استبدادی و سلطنتی و چه نوع مدرن و امریکایی آن.1368/11/19

لینک ثابت
حضور مردم در صحنه

هر لحظه‌یی از لحظات عمر ما، بار تکلیفی را بر دوش دارند. مهم این است که ما تکلیف هرلحظه را درست بشناسیم و آن را در جای خود ادا کنیم. آن روزها به هر تقدیر می‌گذشت؛ اما حضور جمعی از پرسنل نیروی هوایی ارتش در صفوف مقدم انقلاب اسلامی، آن هم در حساسترین لحظات، بر سرنوشت ارتش و سرنوشت و جهت‌گیریهای موجود در انقلاب، تأثیراتی گذاشت.
خوشبختانه نیروی هوایی، بعد از پیروزی انقلاب تا امروز، هم در جنگ تحمیلی و هم پیش از آن، در حساسترین لحظات و در خطرناکترین موقعها و موضعها، آزمایشهای خوبی داشته است. حضور نیروی هوایی در مقام هجوم و دفاع، حضور باارزشی بوده است.1368/11/19

لینک ثابت
حضور ارتش در صحنه انقلاب

وقتی تاریخ یازده سال گذشته را می‌بینم، حقیقتاً مشاهده می‌کنم که در طول این یازده سال، نقاط درخشان نیروهای مسلح و ارتش جمهوری اسلامی ایران - بخصوص نیروی هوایی - بسیار زیادتر از گنجایش یازده سال عمر معمولی یک انسان و یک مجموعه است. حقیقتاً در این یازده سال، خیلی خدمت انجام گرفته است. البته، حق هم همین است. نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، به‌عنوان تنها تشکیلاتی که مأمور حفاظت از آسمان کشور و مأمور پشتیبانی از یگانهای رزمی سطحی است، باید هم به عنوان یک معتمد و مؤتمن برای این ملت، در دشوارترین جبهه‌ها و خطوط حضور داشته باشد. این، وظیفه‌‌ی همه‌ی ماست.1368/11/19
لینک ثابت
مردمی بودن مسئولان

شاید امروز کسانی در مقام تحلیل برایشان دشوار باشد که قبول کنند پیوستن ارتش به انقلابیون و مردم، کار پیروزی را آسان کرد و جلو انداخت. شاید خیال کنند که این حرف، از نقش مردم و مردمی بودن انقلاب خواهد کاست؛ در حالی که این اشتباه  است. هنر یک انقلاب همین است که میتواند عناصر نیروهای مسلح دشمن را هم متوجه به خود کند و به حقانیت خویش معتقد و جزیی از خود نماید و کرد. این حقانیت انقلاب و مردم بود که توانستند نیروهای مسلح و ارتش را از خود کنند و در جناح خود قرار بدهند و همین موجب شد که پیروزی آسان شود و زود به دست آید. بدون این هم شاید پیروزی به دست میآمد، اما با زحمات زیاد و شاید با یک فاصله‌‌ی طولانیتر.1368/11/19
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی