newspart/index2
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
انزوای آمریکا

من تحلیلم این است که در وضع کنونى، اقتدار امریکا دیرى نخواهد پایید. یعنى شرایط جهان، شرایط اقتصادى عالم، وضع کشورها، وضع اروپا و از جمله بیدارى اسلامى به ما اجازه نمى‌دهد که تصور کنیم امریکا تا ده سال دیگر، با همین اقتدار خواهد ماند. احتمال قوى است که دگرگون شود. ممکن است سال دیگر بشود. ممکن است در همین انتخابات - انتخاباتى که در پیش دارند - جناحى روى کار بیاید و آن جناح، در کشمکش رقابتهاى درون‌ملى خودشان مجبور شود دست به عملیاتى بزند که از لحاظ اشتباه بودن، دست اشتباهات بوش را از پشت ببندد و به انزواى امریکا منتهى گردد. ممکن است! هیچ وضعى ابدى و دائمى نیست. نگاه به گذشته نیز همین را تأیید مى‌کند. منهاى موضوع بلوک کمونیزم که تقریباً از اوایل قرن جارى میلادى به وجود آمدنش را شروع کرد - از دهه‌ى سوم، تقریباً شکل بلوک‌بندى کمونیستى به راه افتاد - بقیه‌ى جهات را که نگاه کنید همین است. اروپا را نگاه کنید! طى این پنجاه، شصت سال اخیر، چند امپراتورى در همین یک وجب جاى اروپا زایل شدند و از بین رفتند!؟ امپراتورى مجارستان کو؟ امپراتورى اتریش کو؟ امپراتورى آلمان کو؟ اینها هر کدام، امپراتورى بودند! امروز از اینها به جز آلمان، کشورهاى کوچکى باقى هستند.
این، یک نکته است که باید به آن توجه شود و در محاسبات بیاید. هرگز تصور نشود آنچه که امروز بر اثر دهها عامل که به هم پیوسته‌اند پیش آمده، رنگ ابدیت دارد؛ نه. یکى از این عوامل اگر ساقط شد، زایل مى‌شود و همه چیز عوض خواهد شد. الان هم، وضع دنیا وضع بى‌ثباتى است. هیچ معلوم نیست که وضع این کشورهاى متحد، چگونه خواهد شد؟ وضع روسیه چگونه خواهد شد؟ وضع اروپا چگونه خواهد شد؟ وضع جنگهاى نژادى، چگونه خواهد شد؟ اروپا، مرکز تعصبات نژادى است. در این چند قرن گذشته که نگاه مى‌کنیم، هیچ وقت اروپا از جنگ خالى نبوده است. جنگها هم عموماً جنگهاى نژادى و ناسیونالیستى و نژادى است. مى‌بینید که چه نژادهاى به کلى از هم جدا و مختلفى در این قاره هستند. در نژادهاى واحد هم، گاهى اوقات دعواهاى شدیدى هست. مثل همین جنگ سارایوو که طرفهاى درگیر آن از نژاد اسلاوند. البته صربها جدایند؛ اما به‌هرحال، این دعواها وجود دارد. ناپایدار دیدن حوادث و اوضاع جهانى یک مسأله است که به آن باید توجه شود.1371/05/19

لینک ثابت
اصول انقلاب اسلامی

اصول را با سربلندى حفظ کنید: «آقا! شما طرفدار اصولگرایى اسلامى هستید؟» جواب: «بله! اصولگرایى را شما چه معنا مى‌کنید؟ پایبندى به اصول، مگر بد است!؟ خوب؛ اصول انسانیت، اصول حقوق بشر؛ اینها همه‌اش اصول است دیگر. اصولاسلام هم یک نوع اصول است.» از اصولگرایى فرار نکنید. اینها آمدند اسمى درست کردند: بنیادگرایى؛ اصولگرایى! این را اول بمباردمانش کردند. حالا به پیشانى هر کس مى‌زنند، او باید فرار کند که «نه آقا، من اصولگرا نیستم.» مثل این ساده لوحهاى الجزایر. پرسیدند: «شما اصولگرا هستید؟» گفتند: «نه، نه، نه!» آخرش هم، این‌طورى شد. اصولگرا نبودن، همین است دیگر! باید گفت: «بله؛ من مسلمانم. من اسلامى هستم.» تا او بترسد. او مى‌داند، کسى که اسلامى بود، جهادش هم اسلامى است؛ شهادت‌طلبى‌اش هم اسلامى است. و آن وقت مى‌ترسد. امروز واللَّه، امریکا از ما مى‌ترسد. من قسم‌جلاله خوردم که باور کنید. باید هم بترسد! آنچه که در دنیا امروز تهدید کننده است، بمب اتم و موشک اتمى نیست. آن، حامل یک سخن درست بودن است. آن، ما هستیم که حامل یک سخن درستیم. اگر ما درست عمل کنیم؛ مؤمنانه برخورد کنیم؛ شجاعت اسلامى لازم را براى خودمان حفظ کنیم؛ از اسلام مایه نگذاریم و از کیسه‌ى خلیفه خرج نکنیم، مطمئناً دشمن در مقابل چنین موضعى، آسیب پذیرى دارد. وقتى امریکا و امثال امریکا از ما راضى مى‌شوند که ما از این اسلام صرف‌نظر کنیم. کسى حاضر است از اسلام صرف‌نظر کند؟ اگر مى‌خواهیم از اسلام صرف‌نظر کنیم، خوب؛ چرا ما باشیم!؟ چرا من باشم!؟ یک دستگاه دیگر بیاید حکومت کند. چه لزومى دارد!؟ مردم ما را مى‌خواهند چه کنند!؟ براى خاطر اسلام است. مردم، من و شما را براى خاطر اسلام مى‌خواهند؛ چون نوکر اسلامیم؛ چون اعلام کردیم که ما حرکتمان براى اسلام است. اگر از اسلام صرف‌نظر نکنیم، «و لن ترضى عنک الیهود و لاالنصارى.» من گفتم این، یکى از معجزات قرآن است. الانش هم همین‌طور است. سابق، یک وقتهایى خیال مى‌کردیم که این، مال آن زمان بوده است. گفتیم: این، در زمانى این‌گونه بوده. بله، «لن». اما امروز چه اهمیت مى‌دهند که یکى مسلمان باشد. حالا با مسلمانى مخالفند؛ با همه‌ى مراحلش مخالفند؛ با بعضى مراحلش به شدت مخالفند (مثل مرحله‌اى که ما در آن هستیم). با مرحله‌ى مسلمانى سارایوو مخالفند؛ همان مرحله‌ى ضعیفى که شما دیدید و دیگران هم دیدند و من هم دیدم. یک مسلمانى‌رقیقى دارند؛ اما این را هم حاضر نیستند تحمل کنند. پس فردا هم نوبت آلبانى است. اگر بتوانند، پدر مسلمانان اروپا را مى‌خواهند درآورند! البته ان‌شاءاللَّه نمى‌توانند. حفظ اسلام، ترجیح اصول‌انقلاب و اسلام بر همه چیز دیگر است.
خبرنگار مى‌پرسد، رهگذر مى‌پرسد، کارمند جزء وزارت خارجه مى‌پرسد: «آیا شما در بعضى از اصول زمان امام تجدید نظر کردید؟» باید قرص و محکم جواب بدهید: «ابداً!» این‌گونه جواب بدهید. نگویید: «این‌که حالا خبر را به بالاها نمى‌برد!» چرا؛ خبر را به بالاها مى‌برند. به علاوه، شما چنین چیزى را نباید بگویید؛ چون خلاف واقع است. مى‌بینید در دنیا چه جنجالى بود! هنوز هم هست. البته بحمداللَّه به آن شدت اول نیست. مى‌گفتند: «دوران جدیدى آغاز شده و اینها از اصول دوران امام صرفنظر کرده‌اند.» این، براى چیست؟ این حرفها چه فایده‌اى براى آنها دارد؟ این، براى آن است که امیدهایى را که اول اشاره کردم، خاموش کنند و در دلها از بین ببرند. این هم توصیه‌ى من در یک جمله ...1371/05/19

لینک ثابت
زبان فارسی

همین دعاى کمیل. البته دعاى کمیل، فقط این زمزمه کردن و صدا به صدا انداختن نیست که انسان تباکى کند و اگر کسى با صداى خوش خواند، انسان دلش تکانى هم بخورد و گریه‌اش هم بیاید. این‌که دعاى کمیل نیست. نه این‌که بخواهم بگویم این هیچ فایده‌اى ندارد؛ چرا، بالاخره این هم توجهى است. مرحله‌اى است از توجه است. منتها، قضیه این نیست. قضیه این است که انسان والایى، در حد اعلاى رقت و نورانیت، در مقام مناجات با پروردگار، کلماتى را بر زبان آورده. این آقا - کمیل - هم که این کلمات را بر زبان آورده، جزو  هنرمندترین انسانها در پیدا کردن کلمات زیباست. در حرف زدن معمولى‌اش نیز همین‌طور است. حالا شما ببینید گاهى ما مى‌خواهیم با خدا حرف بزنیم؛ آن جمله‌اش - حتى فارسى‌اش - هم درست به زبانمان نمى‌آید. حالا مفاهیمش که به ذهنمان نمى‌رسد، بماند! این بزرگوار، در آن حد اعلاى نورانیت و رقت و توجه و حضور، از بهترین و زیباترین کلمات، براى رساندن عالیترین مفاهیم دعا و تضرع، استفاده کرده است. خوب؛ اگر بخواهیم از این دعا استفاده کنیم، باید حداقل معناى این کلمات را بفهمیم.1371/05/19
لینک ثابت
حجاب

بعضى از دانشجویان سؤال مى‌کنند: «آقا! در دانشگاه جلساتى درست مى‌کنند که در وضع دانشگاهى‌مان بى‌اثر نیست. البته مشروب هم هست. اجازه مى‌دهید برویم؟» من مى‌گویم: «نه آقا؛ نروید.» اثر کدام است!؟ اینها توهمات است! اگر به این توهمات راه دادید، تا بى‌نهایت، شما را مى‌برد. براى خود بنده هم - البته در دوران ریاست جمهورى - تجاربى از این قبیل پیش آمده بود.
پس، در عمل شخصى‌تان، رعایت موازین اسلامى، به صورت دقیق باید انجام گیرد. حجاب اسلامى؛ محرم و نامحرم اسلامى؛ طهارت و نجاست اسلامى؛ نماز اسلامى؛ روزه‌ى اسلامى؛ شرکت در نماز جمعه، و اگر بشود ارتباطات اسلامى؛ ارتباطات با مسلمانان. یادتان باشد، خود و خانواده. یعنى زنتان هم مثل خودتان؛ بچه‌هایتان هم مثل خودتان. اگر همراهى دارید - برادرى، برادر زنى - او هم مثل خودتان است. نمى‌شود گفت که «من خودم رعایت مى‌کنم؛ اما این جوان آمده این‌جا تحصیل مى‌کند؛ برادر من است؛ او رعایت نمى‌کند.» نه دیگر؛ نشد! او هم باید رعایت کند. بالاخره برادر سفیر است دیگر. برادر سفیر هم، این محدودیت را دارد. مى‌خواست برادر سفیر نشود! ...1371/05/19

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی