در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زنده‏تر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه‏ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسان‏ها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همه‏ى بشريت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است. در سايه‏ى اين نام و اين ياد، ملت ما درس‏هاى پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درس‏هاى زندگى و برنامه‏هاى جارى خود تبديل كند.

گزیده ای از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی - سال 1385 هـ.ش

 
آرشیو تمدن نو
 1   2

 
 

ويژگيهاى نظام نبوى‏

ايمان و معنويت‏
... شاخص اول، ايمان و معنويت است. انگيزه و موتور پيشبرنده‏ى حقيقى در نظام نبوى، ايمانى است كه از سرچشمه‏ى دل و فكر مردم مى‏جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحيح به حركت در مى‏آورد. پس شاخص اول، دميدن و تقويت روح ايمان و معنويت و دادنِ اعتقاد و انديشه‏ى درست به افراد است، كه پيغمبر اين را از مكه شروع كرد و در مدينه پرچمش را با قدرت بالا برد.
اگر انسان راه خدا را پيدا كرد و ياد گرفت كه چگونه كار را براى خدا انجام دهد، آن وقت مى‏بينيد كه اين عشق به كار، چقدر كار را آسان خواهد كرد. تمدن اسلامى، اينگونه به وجود آمد. معمارش وقتى مى‏خواهد بنايى را طراحى كند، همين‏گونه است؛ عمله‏اش وقتى خشتها را روى هم مى‏گذارد، همين‏طور است؛ فرمانده‏اش وقتى در قرارگاه اصلى نشسته، همين‏طور است؛ سربازش وقتى در خط مقدم حركت مى‏كند، همين‏طور است؛ سنگرساز بى‏سنگرش همين‏طور است؛ پاسدار و پاسبان كوچه و خيابانش كه كشيك مى‏دهد، همين‏طور است؛ عالم دينى‏اش در درس، همين‏طور است؛ حاكم سياسى‏اش در جايى كه نشسته و مى‏خواهد تصميم سياسى بگيرد، همين‏طور است. خلاصه، همه براى خدا كار مى‏كنند. آيا چنين ملت و كشورى از لحاظ زندگى عقب خواهد افتاد؟ آيا چنين ملت و كشورى، اندكى ذلت و اهانت در دنيا خواهد ديد؟ آيا ديگر كسى جرأت مى‏كند به چنين ملتى زور بگويد؟

قسط و عدل‏
... شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس كار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقى به حقدار - بدون هيچ ملاحظه - است.
هدف دومى كه پيغمبر از لحظه‏ى اول به دنبال آن بوده است، عبارت است از ايجاد يك محيط سالم و صحيح براى معيشت انسان و زندگى انسانى؛ يعنى دنيايى كه در آن، ظلم و دريده شدن ضعيف به وسيله‏ى قوى نباشد؛ دنيايى كه در آن، ناكامى مطلق براى ضعفا و قانون جنگ نباشد؛ يعنى همان چيزى كه در اصطلاحات قرآن، حديث، و اصطلاحات دينى، به آن «قسط و عدل» گفته مى‏شود؛ يعنى بزرگترين آرزوى بشر. ... او جامعه‏اى به وجود آورد متذكر، آگاه و برخوردار از حد اعلاى عدالت اجتماعى. ممكن بود در گوشه‏اى از آن جامعه، كسى به كسى ظلم بكند؛ اما اين، ملاك فقدان عدالت اجتماعى نيست. ملاك وجود و عدم عدالت اجتماعى، استقرار حاكمانه‏ى عدالت اجتماعى است. در جامعه‏اى كه قانون و حكمروايى عادلانه است، حكمران عادل است و نيت، نيت عدالت است، حركت عمومى به سمت عدالت اجتماعى است. ممكن است دير يا زود اين راه طى شود و مدتى طول بكشد، اما بالاخره به عدالت اجتماعى خواهد رسيد. چنين وضعيتى را پيغمبر اكرم به وجود آورد. كمترين بى‏عدالتى را آن بزرگوار برنتافت و نپذيرفت. الگو نشان داد، كه البته ما پس از حيات مبارك نبى اكرم، آثار آن تربيت را تا مدتها در جوامع اسلامى ديديم و باز در دوران اميرالمؤمنين، همان عدالت مطلق را در شخص حاكم مطهر و بزرگوار دنياى اسلام در آن زمان، مشاهده كرديم.
ممشاى انبياء از اول، حركت و اقدام است؛ از اول، تحقق آن شعارهايى است كه در زبان آنها وجود دارد و در عمل آنهاست. اين، درست در زندگى نبى اكرم پيش آمد. از لحظه‏ى اول، آن تعليم و تزكيه و آن حركت در راه اقامه‏ى قسط، آغاز شد... تا زمانى كه در سطح عموم مردم آن را منتشر و علنى كردند، و تا وقتى كه در جهت نظام اجتماعى - كه همان نظام عدل بود - حركت نمودند و آن را اقامه كردند.

علم و معرفت
.. شاخص سوم، علم و معرفت است. درنظام نبوى، پايه‏ى همه چيز، دانستن و شناختن و آگاهى و بيدارى است. كسى را كوركورانه به سمتى حركت نمى‏دهند؛ مردم را با آگاهى و معرفت و قدرت تشخيص، به نيروى فعال - نه نيروى منفعل - بدل مى‏كنند.
اسلام، «ياد گرفتن» را به عنوان يك فريضه براى همه مقرر داشته است. حداقل اين است كه هر كس بايد واجبات دينى‏اش را بياموزد و هر آن چيزى كه انسان را به فراگيرى واجبات دينى كمك كند، به عنوان مقدمه‏ى واجب، براى او واجب است؛ و بعد، هر آن چيزى كه بتواند انسان را در فعاليتهاى زندگى و انجام وظايف بزرگش كمك كند. لذا فريضه‏ى فراگيرى تا بى‏نهايت ادامه دارد.

صفا و اخوت‏
... شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوى، درگيرى‏هاى برخاسته از انگيزه‏هاى خرافى، شخصى، سودطلبى و منفعت‏طلبى مبغوض است و با آن مبارزه مى‏شود. فضا، فضاى صميميت و اخوت و برادرى و همدلى است.
فضاى جامعه‏ى اسلامى در عهد صدر اول، به بركت تعاليم پيامبر، يك فضاى اعتماد و اطمينان متقابل بود.

صلاح اخلاقى و رفتارى‏
... شاخص پنجم، صلاح اخلاقى و رفتارى است. انسانها را تزكيه و از مفاسد و رذائل اخلاقى، پيراسته و پاك مى‏كند؛ انسانِ با اخلاق و مزكّى مى‏سازد؛ «وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ». تزكيه، يكى از آن پايه‏هاى اصلى است؛ يعنى پيغمبر روى يكايك افراد، كار تربيتى و انسان‏سازى مى‏كرد.

اقتدار و عزت
... شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوى، توسرى‏خور، وابسته، دنباله‏رو و دست حاجت به سوى اين و آن دراز كن نيست؛ عزيز و مقتدر و تصميم‏گير است؛ صلاح خود را كه شناخت، براى تأمين آن تلاش مى‏كند و كار خود را پيش مى‏برد.

كار و حركت و پيشرفت دائمى‏
... شاخص هفتم، كار و حركت و پيشرفت دائمى است. توقف در نظام نبوى وجود ندارد؛ به طور مرتب، حركت، كار و پيشرفت است. اتفاق نمى‏افتد كه يك زمان بگويند ديگر تمام شد؛ حالا بنشينيم استراحت كنيم؛ اين وجود ندارد. البته اين كار، كار لذت‏آور و شادى‏بخشى است؛ كار خستگى‏آور و كسل كننده و ملول كننده و به تعب‏آورنده‏اى نيست؛ كارى است كه به انسان نشاط و نيرو و شوق مى‏دهد.
يك نمونه‏ى ديگر هم، مسأله‏ى ايجاد فضاى كار و تلاش در جامعه است كه پيامبر اكرم به اين‏كه دستور بدهند مردم بايد كار و تلاش كنند، اكتفاء نمى‏كردند. ايشان با روشهاى مختلف، روحيه‏ى كار و تلاش را در مردم زنده مى‏كردند و گاهى اگر جوانى را مشاهده مى‏كردند كه بيكار است، مى‏فرمودند: «إنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الشابَّ الفَارِغ»؛ خدا از جوانى كه عمر خود را تلف مى‏كند و به بيكارى مى‏گذراند، خشنود نيست.
پيغمبر در رفتار خود مدبرانه عمل كرد و سرعت عمل داشت. نگذاشت در هيچ قضيه‏اى وقت بگذرد.
او ده سال حكومت كرد؛ اما اگر بخواهيم عملى را كه در اين ده سال انجام گرفته، به يك مجموعه‏ى پركار بدهيم تا آن را انجام دهند، در طى صد سال هم نمى‏توانند آن همه كار و تلاش و خدمت را انجام دهند.
پيغمبر بمجرد اين‏كه وارد مدينه شد، كار را شروع كرد. از جمله شگفتيهاى زندگى آن حضرت اين است كه در طول اين ده سال، يك لحظه را هدر نداد. ديده نشد كه پيغمبر از فشاندن نور معنويت و هدايت و تعليم و تربيت لحظه‏اى باز بماند. بيدارى او، خواب او، مسجد او، خانه‏ى او، ميدان جنگ او، در كوچه و بازار رفتن او، معاشرت خانوادگى او و وجود او - هرجا كه بود - درس بود. عجب بركتى در چنين عمرى وجود دارد! كسى كه همه‏ى تاريخ را مسخر فكر خود كرد و روى آن اثر گذاشت ... فقط ده سال كار حكومتى و سياسى و جمعى كرده بود. چه عمر بابركتى!

جهانشمولى قواعد
دوران مدينه‏ى پيغمبر... دوران شالوده‏ريزى نظام اسلامى و ساختن يك الگو و نمونه از حاكميت اسلام براى همه‏ى زمانها و دورانهاى تاريخ انسان و همه‏ى مكانهاست. البته اين الگو، يك الگوى كامل است و مثل آن را ديگر در هيچ دورانى سراغ نداريم؛ ليكن با نگاه به اين الگوى كامل، مى‏شود شاخصها را شناخت. اين شاخصها براى افراد بشر و مسلمانها علامتهايى است كه بايد به وسيله‏ى آنها نسبت به نظامها و انسانها قضاوت كنند.
اين ولادت براى تاريخ بشريت، طليعه‏ى رحمت الهى بود. در قرآن از وجود پيغمبر به عنوان «رَحْمَةً لِلْعَلَمِينَ» تعبير شده است. اين رحمت، محدود نيست؛ شامل تربيت، تزكيه، تعليم و هدايت انسانها به صراط مستقيم و پيشرفت انسانها در زمينه‏ى زندگى مادى و معنوى‏شان هم هست. مخصوص مردم آن زمان هم نيست؛ متعلق به طول تاريخ است؛ «وَ ءَاخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ». راه رسيدن به آن هدف، عمل كردن به معارف و قوانين اسلام است كه براى بشر مشخص شده است.