در اين مقطع زمانى، ياد و نام مبارك پيامبر اعظم از هميشه زنده‏تر است؛ و اين يكى از تدابير حكمت و الطاف خفيّه‏ى الهى است. امروز امت اسلام و ملت ما بيش از هميشه به پيغمبر اعظم خود نيازمند است؛ به هدايت او، به بشارت و انذار او، به پيام و معنويت او، و به رحمتى كه او به انسان‏ها درس داد و تعليم داد. امروز درس پيغمبر اسلام براى امتش و براى همه‏ى بشريت، درسِ عالم شدن، قوى شدن، درس اخلاق و كرامت، درس رحمت، درس جهاد و عزت، و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبيعى، نام مبارك پيامبر اعظم است. در سايه‏ى اين نام و اين ياد، ملت ما درس‏هاى پيغمبر را بايد مرور كند و آنها را به درس‏هاى زندگى و برنامه‏هاى جارى خود تبديل كند.

گزیده ای از پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی - سال 1385 هـ.ش

 
آرشیو تمدن نو
 1   2   3   4   5

 
 

مردم سالاری دینی

به هم پيوستگى مردم و حاكمان‏‏
ولايت، معناى عجيبى است. اصل معناى ولايت، عبارت از نزديك بودن دو چيز با يكديگر است. فرض بفرماييد وقتى كه دو ريسمان محكم به هم تابيده مى‏شوند و جدا كردن آنها از يكديگر به‏آسانى ممكن نيست، آن را در عربى «ولايت» مى‏گويند. ولايت، يعنى اتصال و ارتباط و قرب دو چيز به صورت مماس و مستحكم با يكديگر. همه‏ى معانى‏اى كه براى «ولايت» در لغت ذكر شده است - معناى محبت، معناى قيوميت و بقيه‏ى معانى، كه هفت هشت معنا در زبان عربى هست - از اين جهت است كه در هر كدام از اينها، به نوعى اين قرب و نزديكى بين دو طرف ولايت وجود دارد. مثلاً «ولايت» به معناى محبت است؛ چون محب و محبوب با يكديگر يك ارتباط و اتصال معنوى دارند و جدا كردنشان از يكديگر امكان‏پذير نيست.
اسلام حكومت را با تعبير «ولايت» بيان مى‏كند و شخصى را كه در رأس حكومت قرار دارد، به عنوان والى، ولى، مولا - يعنى اشتقاقات كلمه‏ى ولايت - معرفى مى‏كند. معناى آن چيست؟ معناى آن، اين است كه در نظام سياسى اسلام، آن كسى كه در رأس قدرت قرار دارد و آن كسانى كه قدرت حكومت بر آنها در اختيار اوست، ارتباط و اتصال و پيوستگى جدايى‏ناپذيرى از هم دارند. اين، معناى اين قضيه است. اين، فلسفه‏ى سياسى اسلام را در مسأله‏ى حكومت براى ما معنا مى‏كند. هر حكومتى كه اينطور نباشد، ولايت نيست؛ يعنى حاكميتى كه اسلام پيش‏بينى كرده است، نيست. اگر فرض كنيم در رأس قدرت، كسانى باشند كه با مردم ارتباطى نداشته باشند، اين ولايت نيست؛ اگر كسانى باشند كه رابطه‏ى آنها با مردم، رابطه‏ى ترس و رعب و خوف باشد - نه رابطه‏ى محبت و التيام و پيوستگى - اين ولايت نيست؛ اگر كسانى با كودتا بر سر كار بيايند، اين ولايت نيست؛ اگر كسى با وراثت و جانشينى نَسَبى - منهاى فضائل و كيفيات حقيقى كه در حكومت شرط است - در رأس كار قرار بگيرد، اين ولايت نيست. ولايت، آن وقتى است كه ارتباط والى يا ولى با مردمى‏كه ولايت بر آنهاست، يك ارتباط نزديك، صميمانه، محبت‏آميز و همان‏طورى كه در مورد خود پيامبر وجود دارد - يعنى «بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنفُسِهِمْ»: از خود آنها كسى را مبعوث كرده است - باشد؛ يعنى از خود مردم كسى باشد كه عهده‏دار مسأله‏ى ولايت و حكومت باشد. اساس كار در حاكميت اسلام اين است.
... پس، علاوه بر آن معانىِ حقيقى‏اى كه وجود دارد، حكومت در اسلام، حكومت ولايى است و ولايت يعنى حكومت، كه با اين تعبير لطيف و متناسب با شخصيت و شرافت انسان بيان شده است. در اسلام، چون افراد جامعه و افراد انسان، در حساب سياسى اسلام به حساب مى‏آيند، در واقع همه چيز مردمند. مردم هستند كه شخصيت و خواست و مصالح و همه چيز آنها، در نظام سياسى اسلام به حساب مى‏آيد. آن وقت، ولايت الهى با چنين حضورى از مردم معنا مى‏دهد. حقيقت ولايت الهى اين است: ارتباط با مردم.
لذا شما مى‏بينيد اميرالمؤمنين كه مظهر ولايت اسلام و مصداق كامل ولى‏اى است كه براى مردم مشخص شده است، در هيچ برهه‏اى، از اين حالت ارتباط و اتصال و انسجام با مردم خالى نبوده است. نه در دورانى كه او را عملاً از حكومت كنار گذاشتند و مردم را از او به عنوان ارتباط حكومتى جدا كردند؛ يعنى عملاً حكومت را از او گرفتند؛ ولايت و حكومت و فرماندهى و حكمرانى‏اى كه در اسلام از آن به «ولايت» تعبير مى‏شود و حق او بود، از او سلب كردند - البته ولايت معنوى، آن چيزى كه در امامت تشيع فرض شده است و وجود دارد؛ در هر حال هست و بسته به ولايت ظاهرى نيست - و نه در دوره‏هاى ديگر، از ارتباط و اتصال با مردم خالى نبوده است. در همان وقت هم اميرالمؤمنين يكى از آحاد ملت و جزو مردم است؛ منزوى و منعزل و كناره‏جوى از مردم نيست. آن وقتى هم كه به حكومت مى‏رسد، يك حاكم به تمام معنا مردمى است.
درس مهم ديگرى كه وجود دارد، اين است كه حكومت آينده‏ى حضرت مهدى موعود (ارواحنافداه)، يك حكومت مردمى به تمام معناست. مردمى يعنى چه؟ يعنى متكى به ايمانها و اراده‏ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنيا را پر از عدل و داد نمى‏كند. امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‏بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‏دهد؛ اما اين حكومت مردمى با حكومتهاى مدعى مردمى بودن و دموكراسى در دنياى امروز، از زمين تا آسمان تفاوت دارد. آنچه در دنياى امروز اسم دموكراسى و مردم‏سالارى را روى آن گذاشته‏اند، همان ديكتاتورى‏هاى قديمى است كه لباس جديد بر تن كرده است؛ يعنى ديكتاتورى گروه‏ها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بين گروه‏هاست و مردم در اين ميان هيچكاره‏اند. ... مردم‏سالارى امام زمان - يعنى مردم‏سالارى دينى - با اين روش، بكلى متفاوت است.