● مهرورزى
رفتارش با مردم، رفتار خوش بود.
در جمع مردم، هميشه بشّاش بود.
تنها كه مىشد، آن وقت غمها و
حزنها و همومى كه داشت، آنجا ظاهر
مىشد. هموم و غمهاى خود را در
چهرهى خودش جلوى مردم آشكار
نمىكرد، در اين مواقع، بشّاش
بود. به همه سلام مىكرد. اگر كسى
او را آزرده مىكرد، در چهرهاش
آزردگى ديده مىشد؛ اما زبان به
شكوه باز نمىكرد. ...
واقعهى غديرخم
در موضوع غدير،
نبى مكرم اسلام
به پيروى از امر
خدا و به خاطر
عمل به آيات صريح
قرآن، يكى از
بالاترين واجبات
را انجام داد؛
«وَ إِن لَّمْ
تَفْعَلْ فَمَا
بَلَّغْتَ
رِسَالَتَهُ»؛
قضيهى نصب
اميرالمؤمنين
(عليهالصّلاةوالسّلام)
به ولايت و
خلافت، آنقدر مهم
است كه اگر آن را
انجام ندهى،
رسالت خود را
انجام ندادهاى؛
يا مراد اين است
كه رسالت در اين
قضيهى بخصوص را
انجام ندادهاى؛
...
تشكيل حكومت براى تحقق آرمانها
دين اگر با قدرت همراه شود، خواهد
توانست گسترش و بسط پيدا كند؛ اهداف و
آرزوهاى دينى را تحقق ببخشد و
آرمانهايى را كه دين شعار آنها را
مىداده است، در جامعه به وجود آورد.
اينها بدون قدرت امكان ندارد؛ با قدرت
ممكن است. مثلاً شما خيال مىكنيد
عدالت اجتماعى را در جامعه مىشود با
نصيحت، توصيه، التماس و خواهش به وجود
آورد؟ عدالت اجتماعى، رفع تبعيض و كمك
براى استقرار تساوى در قانون را مگر
مىشود بدون قدرت، در سطح داخل جامعه
به يك صورت، و در سطح جهان به صورت
ديگر به وجود آورد؟ ...
به هم پيوستگى مردم و حاكمان
ولايت، معناى عجيبى است. اصل معناى
ولايت، عبارت از نزديك بودن دو چيز با
يكديگر است. فرض بفرماييد وقتى كه دو
ريسمان محكم به هم تابيده مىشوند و
جدا كردن آنها از يكديگر بهآسانى
ممكن نيست، آن را در عربى «ولايت»
مىگويند. ولايت، يعنى اتصال و ارتباط
و قرب دو چيز به صورت مماس و مستحكم
با يكديگر. همهى معانىاى كه براى
«ولايت» در لغت ذكر شده است - معناى
محبت، معناى قيوميت و بقيهى معانى،
كه هفت هشت معنا در زبان عربى هست -
از اين جهت است كه در هر كدام از
اينها، به نوعى اين قرب و نزديكى بين
دو طرف ولايت وجود دارد. مثلاً
«ولايت» به معناى محبت است؛ ...