|
ويژگيهاى مكه
جايگاه كعبه
روزى كه منادى بزرگ توحيد، ابراهيم و
فرزندش اسماعيل پايههاى كعبه را در
ميان درهها و كوههاى دور افتاده و
خشك بنا مىنهادند، دوربينترين
چشمهاى بشرى نيز نمىتوانست آيندهى
آن را همچون كانون گرم ايمان و اميد و
قبلهى دلها و جسمها در گمان آورد.
اكنون بيش از چهارده قرن است كه نداى
ابراهيم خليل از حلقوم محمد مصطفى،
همه ساله ميهمانان بيت را در اين موسم
به پايگاه معنويت و وحدت مىكشاند تا
گرد مركز توحيد، همراه با آن جريان
ابدى عروج، طواف كنند، و در پشت مقام
ابراهيم به سمت كعبهى محمدى
نمازگزارند.
خداوند حكيم عزيز را حمد و سپاس كه بر
بندگان منت نهاد و آنان را به گردآمدن
در خانهى خود فراخواند و پيامبر بزرگ
خود را به سردادن بانگ اذان حج بر
گلدستهى تاريخ مأمور ساخت؛ ساحت را
امن و امان كرد و از بتهاى جاهليت
پيراست و مطاف مؤمنان و ميعاد
دورافتادگان و مظهر جماعت و جلوهگاه
شوكت و مجمع امت قرار داد؛ بيتاللَّه
را كه سَدَنهى كعبه و خدمهى مطاف و
مسعى در عهد جاهليت اولى، بازار
تجارت و دكان رياست و سيادت خود كرده
بودند، از آنِ مردم و منبع بهره و سود
آنان دانست و به رغم انحصارطلبان، از
راهرسيدگان را با ساكنان، داراى حقى
برابر ساخت؛ حج را رمز وحدت و عظمت
مسلمين و هماهنگى و پيوند ميان آنان
قرار داد.
حاكميت اشراف و بزرگان
در مكه حكومت به معناى رايج خودش وجود
نداشت؛ اما يك گروه اشراف، متكبر،
قدرتمند ومتنفذ با هم بر مكه حكومت
مىكردند. اينها با هم اختلاف داشتند،
اما در مقابل اين مولود جديد، با
يكديگر همدست بودند.
در مقابل دنياى ظلمانى زمان خود،
پيامبر اكرم دچار تشويش نشد. ... آن
روزى كه در مكه تنها بود، يا جمع
كوچكى از مسلمين او را احاطه كرده
بودند و در مقابلش سران متكبر عرب،
صناديد قريش و گردنكشان، با اخلاقهاى
خشن و با دستهاى قدرتمند قرار گرفته
بودند، و يا عامهى مردمى كه از معرفت
نصيبى نبرده بودند، وحشت نكرد؛ سخن حق
خود را گفت ... سختىها و رنجها را به
جان خريد تا توانست جمع كثيرى را
مسلمان كند.
مركز
بازرگانى
بزرگان مكه در آن اوضاع و احوال،
شريان حياتىشان، يعنى اقتصادشان و
ثروتمندىشان، از ناحيهى بتها و
قداست خانهى كعبه بود. شايد بدانيد
كه خانهى كعبه مركزيت عظيمى براى
عربهاى تمام جزيرةالعرب داشت؛ به آنجا
با نظر احترام نگاه مىكردند و براى
زيارت آن خانه، هر سال در ماه حرام به
آن خانه مىآمدند و بعضى از همين
حركاتى را كه شما امروز در حج انجام
مىدهيد، آنجا انجام مىدادند. ...
اعرابى كه از اطراف جزيره به خانهى
كعبه مىآمدند، فقط به قصد زيارت
نمىآمدند؛ بلكه علاوه بر اين، اينجا
بازارى براى معاملات هم بود. تجار مكه
- كه عموماً بزرگان مكه، مانند ابولهب
و ابوجهل و ابوسفيان و عتبه و شيبه و
امثال اينها بودند - اموالى را كه در
تجارتهاى دو بار در سال به مكه آورده
بودند، در موسم حج به قبائلى كه از
اطراف آمده بودند و شهرنشينها
مىفروختند و از اين طريق سود كلانى
مىبردند. پس مكه از لحاظ مركز
بازرگانى، براى بزرگان مكه و رؤساى
قريش، يك منبع و منشأ در آمد بود.
دعوت پيغمبر اگر قرار بود به حرمت و
قداست اين خانه ضربه و لطمهاى وارد
كند، پس لطمه به جريان مالى اين
بزرگان، جبرانناپذير بود. |