|
تبيين و تبليغ چهرهى پيامبر
در قالب كار فرهنگی
يكى از عواملى كه مىتواند در اين
زمينه مركز باشد، عبارت است از وجود
مقدس نبى اكرم. مسلمين و روشنفكران
اسلامى بايد بر روى شخصيت و تعاليم و
محبت به اين بزرگوار، با ديد همهگير
نسبت به اسلام سرمايهگذارى كنند.
در قالب تبليغات و كار هنرى
زمان نبىاكرم شاعر برجستهاى مثل
«حسّانبنثابت» در خدمت آن حضرت بود،
بعد در خدمت اميرالمؤمنين بود؛ قدر او
را مىدانستند و از او كار
مىخواستند. خود اميرالمؤمنين يك
هنرمند فوقالعاده است. خود پيامبر يك
هنرمند فوق معمولى است. قرآن يك اثر
هنرىِ فوق بشرى است؛ الهى است. اسلام
از اول با هنر شروع شده است. اگر قرآن
اين زبان هنرى را نداشت، شايد يك
گوشهى كار مىلنگيد.
پس يك مطلب اين است كه بايد روى معرفى
شخصيت رسولاكرم كار كنيم. نه فقط
شخصيت آن بزرگوار به معناى زندگى آن
حضرت؛ بلكه ابعاد گوناگون وجود آن
بزرگوار، مثل اخلاقيات و روش حكومت و
مردمدارى و عبادت و سياست و جهاد و
تعليمات خاص را مورد توجه قرار دهيم.
نه فقط هم كتاب بنويسيم؛ بلكه بايد
كار هنرى و تبليغى را با شيوههاى
جديد و با استفاده از تكنيكهاى موجود
شروع كنيم؛ و نه فقط در جمهورى
اسلامى، بلكه در همهى انحاى اسلام،
آن را انجام دهيم.
هنرمندان و نويسندگان و گويندگان و
مجريان و كارگردانان و هنرپيشگان و
همه و همه، بايد دست به دست هم بدهند
تا اين مفاهيم اسلامىِ ارزشمند و
درخشنده را به صورت برنامههاى هنرى
بسازند تا مردم از آنها تعليم بگيرند.
مراد ما از تعليم در صدا و سيما،
سخنرانى و ميزگرد و تدريس صرف نيست.
صدا و سيما بايد انواع و اقسام روشهاى
هنرى را در برنامههاى هنرى و فيلمها
و نمايشها براى تفهيم و توضيح مفاهيم
و ارزشهاى اسلامى به كار گيرد؛ و اگر
غير از اين باشد، صدا و سيماى جمهورى
اسلامى، صدا و سيماى اسلامى نيست.
آن بزرگوار، فرياد عدالت و تكريم
انسان و برداشتن دست تبعيضها در جامعه
و اهتمام به معنويت و فضيلت روحى و
معنوى را در جهان بلند كرد. امروز هم
طنين همان صداها در فضاى تاريخ و
دنياى كنونى به گوش مىرسد. اينهاست
كه بايد به عنوان مدح پيغمبر و ائمه،
در زبان مداحان و گويندگان محترم جارى
شود تا ما اين بزرگان تاريخ بشر و
برگزيدگان عالم خلقت را بشناسيم.
شما [مداحان] كه آن محبت را از درون
خود مىجوشانيد و از كلمات ديگران و
از اشعار شعرا و از سرودههاى خوب
استفاده مىكنيد و بعضى از شما حتى
سرودههاى خودتان را بيان مىكنيد،
بدانيد كه نقش بسيار والايى داريد. در
اين چند سالى كه مثل امروز در خدمت
برادران بودهايم، بارها اين حرفها را
گفتهايم و سابقه و تاريخچهى اين
مداحى و مدح اهلبيت و خاندان پيامبر
را بيان كردهايم.
... اگر محبت در تشيع نبود، اين
دشمنىهاى عجيبى كه با شيعه شده، بايد
آن را از بين مىبرد. همين محبت شما
مردم به حسينبنعلى ضامن حيات و بقاى
اسلام است. اينكه امام مىفرمود
عاشورا اسلام را زنده نگه داشت،
معنايش همين است. فاطميّه و ميلاد و
وفات پيامبر و ائمه هم همينطور است.
بايد با استفادهى از اين هنر، اين
محبت را در ميان مردم، هم عمق ببخشيد،
هم تر و تازه كنيد، و هم برافروخته
كنيد.
... بهترين اشعار قدما در باب توحيد و
نبوت، همين مدايحى است كه شعراى بزرگ
ما در مقدمهى ديوانها و مثنوىهايشان
ذكر كردهاند و گفتهاند. اين اشعار
شعراى برجسته، مضامينى قوى و حقيقتاً
روشنگر دارد كه انسان مىتواند پيامبر
يا امام يا فاطمهى زهرا را با مضمون
اين اشعار بشناسد. نمىگويم درست
بشناسد، چون ما كه نمىتوانيم آن
بزرگواران را درست بشناسيم؛ اما در
همان حدى كه ممكن است، بايد تلاش
كنيم. مثلاً وقتى راجع به
اميرالمؤمنين شعرى خوانده مىشود،
بايد هم مقام معنوى على - كه ما از آن
خبرِ كمى داريم و از ذهن و فكر و دل
ما آدمهاى پايين و متوسط پنهان است -
و هم عبادت و مظلوميت و حكومت و عدل و
ضعيفپرورى و دشمنستيزى و جهاد
اميرالمؤمنين را بشناسيم.
|