98/ 12/ 9

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

● برکات میلاد مسعود مهدی موعود(عج)
● آموزه‌های عملی از اعتقاد به مهدویت
● حقیقت و معنای انتظار
● ویژگی‌ها و وظایف سربازان و منتظران امام زمان(عج)

● برکات میلاد مسعود مهدی موعود(عج)

عدالت؛ برجسته‏ترين شعار مهدويّت‏
شما برادران و خواهران توجّه داريد كه برجسته‏ترين شعار مهدويّت عبارت است از عدالت. مثلاً در دعاى ندبه وقتى شروع به بيان و شمارش صفات آن بزرگوار مى‏كنيم، بعد از نسبت او به پدران بزرگوار و خاندان مطهّرش، اوّلين جمله‏اى كه ذكر مى‏كنيم، اين است: «
اين المعدّ لقطع دابر الظّلمه، اين المنتظر لاقامة الأمت و العوج، اين المرتجى لأزالة الجور و العدوان» يعنى دل بشريت مى‏تپد تا آن نجات بخش بيايد و ستم را ريشه‏كن كند؛ بناى ظلم را - كه در تاريخ بشر، از زمانهاى گذشته همواره وجود داشته و امروز هم با شدّت وجود دارد - ويران كند و ستمگران را سر جاى خود بنشاند. اين اوّلين درخواست منتظران مهدى موعود از ظهور آن بزرگوار است. يا در زيارت آل ياسين وقتى خصوصيات آن بزرگوار را ذكر مى‏كنيد، يكى از برجسته‏ترين آنها اين است كه «الّذى يملأ الارض عدلاً و قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً».انتظار اين است كه او همه عالم - نه يك نقطه - را سرشار از عدالت كند و قسط را در همه جا مستقر نمايد. در رواياتى هم كه درباره آن بزرگوار هست، همين معنا وجود دارد. بنابراين انتظار منتظران مهدى موعود، در درجه اوّل، انتظار استقرار عدالت است....

درد بزرگ بشريت؛ فقدان عدالت‏
درد بزرگِ بشريت، امروز همين مسئله ی فقدان عدالت است. هميشه دستگاه هاى ظلم و جور در سطح دنيا به شكلهاى مختلف بر مردم جفا كرده‏اند؛ بشريت را زير فشار قرار داده‏اند و انسانها را از حقوق طبيعى خود محروم كرده‏اند؛ اما امروز اين معنا از هميشه تاريخ بيشتر است و رفع اين را انسان از ظهور مهدى موعود مى‏طلبد و انتظار مى‏برد. بنابراين، مسئله، مسئله ی طلبِ عدالت است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 30/07/1381


دوره‌ی ولی‌عصر (عج) دوره‌ی آغاز زندگی بشر
..... پيغمبر براى اين مبعوث شده بود كه مردم را تعليم دهد و تزكيه كند
«يعلّمهم الكتاب و الحكمة و يزكّيهم» يا در جاى ديگر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة». بايد انسانها، هم آموزش داده شوند و هم تزكيه شوند، تا اين كره خاكى و اين جامعه بزرگ بشرى بتواند مثل يك خانواده سالم، راه كمال را طى كند و از خيرات اين عالم بهره‏مند شود. هدف همه نبوّت ها و بعثت ها اين است. هركدام از انبيا به نبوّت مبعوث شدند، اين اقدام بزرگِ تعليم و تربيت را تا آن حدّى كه امكانات زمان اجازه مى‏داد، پيش بردند؛ اما دين خاتم و نبىّ خاتم بايد اين حركت عظيم الهى را ابديّت بخشد؛ چون پيغمبرِ ديگرى مبعوث نخواهد شد تا بشر به آن سر منزل نهايى خود در اين عالم - كه زندگى در كره خاكى و در خانواده بشرى، بايد همراه با صلح و صفا و عدالت و با بهره‏مندى از خيرات عالم باشد - نزديك شود و بالأخره به آن برسد. چگونه مى‏شود بشريت را به آن سرمنزل نهايى نزديك كرد؟ آن وقتى كه اين تربيت مستمر باشد. بايد تعليم و تربيت مستمرّى از موضع حكومت و قدرت سياسى - آن هم قدرت سياسىِ كسى مثل پيغمبر؛ يعنى معصوم - اين جامعه بشرى را به تدريج پيش ببرد و تربيت كند و ناهنجاري ها را در ميان آنها كاهش دهد تا بشريت بتواند به آن نقطه‏اى كه شروع زندگى سعادتمندانه‌ی همه‌ی انسانهاست - كه ما آن دوره را، دوره حضرت ولىّ‏عصر ارواحنافداه مى‏دانيم - برسد. دوره‌ی ولىّ‏عصر ارواحنافداه، دوره‌ی آغاز زندگى بشر است؛ دوره‌ی پايان زندگى بشر نيست. از آن‏جا حيات حقيقى انسان و سعادت حقيقى اين خانواده عظيم بشرى تازه شروع خواهد شد و استفاده از بركات اين كره خاكى و استعدادها و انرژي هاى نهفته در اين فضا، براى انسان - بدون ضرر، بدون خسارت، بدون نابودى و ضايع كردن - ممكن خواهد شد. درست است كه امروز بشر از چيزى استفاده مى‏كند، اما به يك چيز ديگر ضرر مى‏زند. امروز نيروى اتم را كشف مى‏كند، اما نيروى اتم را براى نابودى انسان به كار مى‏برد؛ نفت را از اعماق زمين استخراج مى‏كند، اما اين نفت در راه تضييع و تخريب محيط زيست انسان به كار مى‏رود؛ كمااين‏كه در اين صد سال اخير اين‏گونه بوده است. بشر نيروهاى محرّكه و انرژيهاى پنهان و قوّه بخار و ساير نيروها را كشف مى‏كند،اما انسانها را به انواع و اقسام گرفتاريهاى جسمانى از ناحيه اين مشكلاتى كه زندگى مادّى براى انسانها به وجود مى‏آورد، آلوده مى‏كند. به بشر سرعت و سهولت داده مى‏شود؛ اما خيلى چيزها از او گرفته مى‏شود. از آن طرف هم تخريب ارزشهاى اخلاقى است كه امروز انسان دچار آنهاست؛ ليكن در دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه قضيه اين‏گونه نيست. بشر از خيرات عالم، از انرژيهاى پنهان و از نيروهاى نهفته در طبيعت، استفاده بى‏ضرر و بى خسارت مى‏كند؛ استفاده‏اى كه مايه رشد و پيشرفت انسان است. همه پيغمبران آمده‏اند تا ما را به آن نقطه‏اى برسانند كه زندگى بشر تازه شروع مى‏شود.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سالروز عيد سعيد غدير خم24/ 12/ 79


اين ميلاد و اين ياد بزرگ بايد به ما درس بدهد. احساسات، بسيار خوب است؛ عواطف، پشتوانه بسيارى از اعمال نيكوى انسانهاست؛ ايمان و عقيده قلبى به وجود اين منجى عظيم عالم، شفابخش بسيارى از بيماريها و دردهاى معنوى و روحى و اجتماعى است؛ ولى فراتر از همه اينها، ما بايد از اين ياد، از اين خاطره و از اين حادثه عظيم، درس بگيريم. هر سال اين جشنها برپا مى‏شود و دلها را معطّر مى‏كند. اگر درسهاى عميقى كه در تجديد اين خاطره وجود دارد، براى رفتار ما و عمل ما بتواند يك آموزنده و معلّم به حساب آيد، يقيناً پيشرفت جامعه ما به سمت كمال، روا ن تر و سريع تر خواهد شد.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در سالروز میلاد خجسته‌ی امام زمان(عج) 22/08/1379


روز ولادت مهدى موعود ارواحنا لتراب‏مقدمه‏الفدا، حقيقتاً روز عيد همه انسانهاى پاك و آزاده عالم است. فقط كسانى در اين روز ممكن است احساس شادى و خرسندى نكنند كه يا جزو پايه‏هاى ظلم، يا جزو پيروان طواغيت و ستمگران عالم باشند، والاّ كدام انسان آزاده‏اى است كه از گسترش عدالت، از برافراشته شدن پرچم دادگرى و رفع ظلم در سراسر جهان، خرسند نشود و آن را آرزو نكند. آنچه مسلّم است، همه پيغمبران و اوليا براى اين آمدند كه پرچمِ توحيد را در عالم به اهتزاز درآورند و روح توحيد را در زندگى انسانها زنده كنند. بدون عدالت، بدون استقرار عدل و انصاف، توحيد معنايى ندارد. يكى از نشانه‏ها يا اركان توحيد، نبودن ظلم و نبودن بى‏عدالتى است. لذا شما مى‏بينيد كه پيام استقرار عدالت، پيام پيغمبران است. تلاش براى عدالت، كار بزرگ پيغمبران است. انسانهاى والا در طول تاريخ در اين راه تلاش نموده‏اند و بشريت را روزبه‏روز به سمت فهميدن اين حقيقت كه عدالت، سرآمد همه خواسته‏هاى انسانى است، نزديك كرده‏اند. سلسله انبيا، پاك‌ترين و مقدّس ترين و نوراني ترين انسانهاى تمام تاريخ بوده‏اند. در ميان انسانهاى پاك و انسانهاى والا كه داراى روح عرشى و خدايى هستند، وجود مقدّس خاتم‏الانبيا محمّدمصطفى صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله‏وسلّم سرآمد همه و خاندان پاك و اهل بيت مطهّر او - كه قرآن، ناطق به اين طهارت و پاكيزگى و آراستگى است - در شمار برترين و بالاترين انسانهاى پاك و مطهّر و نورانى در همه تاريخند.....
جوانان عزيز؛ .....! يكى از آن خورشيدهاى فروزان، به فضل و كمك پروردگار و به اراده الهى، امروز در زمان ما به عنوان
بقيةاللَّه فى ارضه، به‏عنوان حجةاللَّه على عباده، به‏عنوان صاحب زمان و ولىّ مطلق الهى در روى زمين وجود دارد. بركات وجود او و انوار ساطعه از وجود او، امروز هم به بشر مى‏رسد. امروز هم انسانيت با همه ضعف ها، گمراهي ها و گرفتاريهايش از انوار تابناك اين خورشيد معنوى و الهى كه بازمانده اهل بيت است، استفاده مى‏كند. امروز وجود مقدّس حضرت حجّت ارواحنافداه در ميان انسانهاى روى زمين، منبع بركت، منبع علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است. چشمهاى ناقابل و تيره ما آن چهره‏ى ملكوتى را از نزديك نمى‏بيند؛ اما او مثل خورشيدى درخشان است، با دلها مرتبط و با روحها و باطن ها متّصل است و براى انسانى كه داراى معرفت باشد، موهبتى از اين برتر نيست كه احساس كند ولىّ خدا، امام برحق، عبد صالح، بنده برگزيده در ميان همه بندگان عالم و مخاطب به خطاب خلافت الهى در زمين، با او و در كنار اوست؛ او را مى‏بيند و با او مرتبط است. آرزوى همه بشر، وجود چنين عنصر والايى است. عقده‏هاى فروخورده انسانها در طول تاريخ، چشم به انتهاى اين افق دوخته است تا انسان والا و برگزيده‏اى از برگزيدگان خدا بيايد و تاروپود ظلم و ستم را - كه انسانهاى شرير در همه تاريخ تنيده‏اند - از هم بدرد. امروز، هم بشريت بيش از بسيارى از دورانهاى تاريخ، دچار ظلم و جور است، هم پيشرفتى كه امروز بشريت كرده است، معرفت پيشرفته‏تر است. ما به زمان ظهور امام زمان ارواحنافداه، اين محبوب حقيقى انسانها نزديك شده‏ايم؛ زيرا معرفتها پيشرفت كرده است.
امروز ذهنيت بشر، آماده آن است كه بفهمد، بداند و يقين كند كه انسان والايى خواهد آمد و بشريت را از زيربارهاى ظلم و ستم نجات خواهد داد؛ همان چيزى كه همه پيغمبران براى آن تلاش كرده‏اند، همان چيزى كه پيغمبر اسلام در آيه قرآن، وعده آن‏را به مردم داده است:
«و يضع عنهم اصرهم والاغلال التى كانت عليهم». دست قدرت الهى به‏وسيله يك انسان عرشى، يك انسان خدايى، يك انسان متّصل به عالم هاى غيبى، معنوى و عوالمى كه براى انسانهاى كوته‏نگرى مثل ما قابل درك و تشخيص نيست، مى‏تواند اين آرزو را براى بشريت برآورده كند. لذا دلها، شوق‌ها و عشق‌ها به سمت آن نقطه، متوجّه و روزبه‏روز متوجّه‏تر است. ملت ايران، امروز اين امتياز بزرگ را دارد كه فضاى كشور، فضاى امام زمان است. نه فقط شيعه در همه عالم، بلكه همه مسلمانان در انتظار مهدى موعودند. امتياز شيعه اين است كه اين موعود الهى و قطعىِ همه‌ی طوايف مسلمين، بلكه همه‌ی اديان الهى را با اسم و رسم و خصوصيات و تاريخ ولادت مى‏شناسد.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جشن بزرگ منتظران ظهور، همزمان با هفته‌ی بسیج و روز ولادت حضرت مهدی(عج)03/09/1378


شب نیمه شعبان تالی تلو لیالی قدر
يكى از مهمترين روزهاى سال، روز نيمه شعبان است كه هم مصادف با ولادت ذى‏جود و مسعود حضرت بقيةاللَّه ارواحنافداه شده است و هم شب و روز نيمه شعبان - با قطع نظر از ولادت اين بزرگوار در اين شب و روز - از ليالى و ايام متبرّكند. شب نيمه شعبان، شب بسيار متبرّكى است. تالى‏تلوّ ليالى قدر و وقت توجّه و تذكّر و توسّل به ذيل عنايات بارى‏تعالى و طلب و درخواست است.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی(عج) 25/09/1376


اين ولادت بزرگ و اين حقيقت عظيم، متعلّق به يك ملت و يك زمان خاص نيست؛ بلكه متعلق به بشرّيت است. اين «ميثاق اللَّه الّذى أخذه و وكَّده)»، ميثاق خدا با انسان است. «وعد اللَّه الذى ضمنه»؛ اين، وعده خداست كه تحقّق آن را ضمانت كرده است. همه انسانهاى طول تاريخ، نسبت به اين پديده عظيم و شگفت‏آور، احساس نياز معنوى و قلبى كرده‏اند؛ چون تاريخ، از اوّل تا امروز و از امروز تا لحظه طلوع آن خورشيد جهانتاب، با ظلم و بدى و پليدى آميخته بوده است. همه كسانى كه از ظلمى رنج برده‏اند - چه آنهايى كه به خودشان ظلم شده است و رنج برده‏اند و چه آنهايى كه به ستمكشىِ ديگران نگاه كرده‏اند و رنج برده‏اند - با ياد ولادت اين منجىِ عظيم تاريخ و بشر، در دلشان اميدى به وجود مى‏آيد.
به همين خاطر، شما مى‏بينيد كه اين حقيقت، مخصوص شيعه هم نيست؛ بل همه اديان و مذاهب، عقيده دارند كه يك منجى و يك دست مقتدر الهى، در مقطعى از تاريخ خواهد آمد و در نجات بشر از ظلم و جور، معجزه‏گرى خواهد كرد. فرقى كه ما شيعيان با ديگران و بقيه فِرَق اسلامى و غير اسلامى داريم، اين است كه ما اين شخص عظيم و عزيز را مى‏شناسيم؛ اسمش را مى‏دانيم، تاريخ ولادتش را مى‏دانيم، پدر و مادر و آباء و اجداد عزيزش را مى‏شناسيم و قضايايش را مى‏دانيم؛ ولى ديگران اينها را نمى‏دانند. آنها عقيده پيدا نكردند يا باخبر نشدند و نمى‏دانند؛ ولى ما مى‏دانيم. تفاوت اين جاست. به همين دليل است كه توسّلات شيعه، زنده‏تر و پرشورتر و با معناتر و با جهت‏تر است.
پس امروز، روز عيد واقعى است؛ يعنى روز ولادت، براى همه‌ی بشر و تاريخ -حتّى براى گذشتگان - عيد است. كسانى بودندكه در دوران تاريك فرعونها و نمرودها و ابوجهل‌ها و سلاطين ظالم، در فقر و ظلم و تبعيض سر كردند و مُردند و رنج كشيدند و روى خوبى نديدند؛ امروز براى آنها هم عيد است. اگر روح آنها در عالم برزخ، از بعضى از تفضّلاتى كه پاره‏اى از ارواح برخوردارند، بهره‏مند باشد؛ يقيناً مثل چنين روزى، شادى خواهند كرد. امروز با بقيه ايام و اعياد، تفاوت دارد. واقعاً اگر ما امروز را
«عيد اللَّه‏الاكبر» بناميم، مبالغه و گزاف نيست.

آثار عظیم از ولادت امام زمان (عج)
در قضيه‌ی ولادت آن بزرگوار
و اعتقادى كه به اين حقيقت است، اگر انسان در دو ناحيه و در دو جهت جستجو كند، آثار عظيمى را مشاهده مى‏كند:
اوّل، از جهت معنوى و روحى و تقرب الى اللَّه و جهات تكامل فردى انسان است. كسى كه اعتقاد به اين مسئله دارد، چون با مركز تفضّلات الهى و نقطه اصلى و كانون اشعاعِ رحمت حق، رابطه‏اى روحى برقرار مى‏كند، توفيق بيشترى براى برخوردارى از وسايل عروج روحى و تقرب الى‏اللَّه دارد. به همين خاطر است كه اهل معنا و باطن، در توسّلات معنوى خود، اين بزرگوار را مورد توجّه و نظر دائمى قرار مى‏دهند و به آن حضرت توسّل مى‏جويند و توجّه مى‏كنند. نفسْ پيوند قلبى و تذكّر و توجّه روحى به آن مظهر رحمت و قدرت و عدل حق تعالى، انسان را عروج و رشد مى‏دهد و وسيله پيشرفت انسان را - روحاً و معناً - فراهم مى‏كند.
اين، يك ميدان وسيع است. هر كس كه در باطن و قلب و دل و جان خود، با اين بزرگوار مرتبط باشد، بهره خودش را خواهد برد. البته، توجّه به كانون نور، بايد توجّه حقيقى باشد. لقلقه زبان در اين زمينه، تأثير چندانى ندارد. اگر انسان، روحاً متوجّه و متوسّل شد و معرفت كافى براى خود به وجود آورد، بهره خودش را خواهد برد. اين، يك ميدان فردى و تكامل شخصى و معنوى است.
جهت و وجهه دوم عبارت است از ميدان زندگى اجتماعى و عمومى و آن چه مربوط به سرنوشت بشر و ملتهاست. در اين زمينه، اعتقاد به قضيه مهدى و موضوع ظهور و فَرَج و انتظار، گنجينه عظيمى است كه ملتها مى‏توانند از آن بهره‏هاى فراوانى ببرند. شما كشتى‏اى را در يك درياى توفانى فرض كنيد! اگر كسانى كه در اين كشتى هستند، عقيده داشته باشند كه اطرافشان تا هزار فرسنگ، هيچ ساحلى وجود ندارد و آب و نان و وسايل حركت اندكى داشته باشند، چه كار مى‏كنند؟ آيا هيچ تصوّر مى‏شود كه اينها براى آن كه حركت كنند و كشتى را پيش ببرند، تلاشى بكنند؟ نه؛ چون به نظر خودشان، مرگشان حتمى است. وقتى انسان مرگش حتمى است، ديگر چه حركت و تلاشى بايد بكند؟ اميد و افقى وجود ندارد.
يكى از كارهايى كه مى‏توانند انجام دهند، اين است كه در اين مجموعه كوچك، هر كس به كار خودش سرگرم شود. آن كسى كه اهل آرام مردن است، بخوابد تا بميرد و آن كه اهل تجاوز به ديگران است، حق ديگران را بگيرد تا آن كه چند ساعتى بيشتر زنده بماند. طور ديگر هم اين است كه كسانى كه در همين كشتى هستند، يقين داشته باشند و بدانند كه در نزديكى شان ساحلى وجود دارد. اين كه آن ساحل دور و يا نزديك است و چقدر كار دارند تا به آن برسند، معلوم نيست؛ اما قطعاً ساحلى كه در دسترس آنهاست، وجود دارد. اين افراد چه كار مى‏كنند؟ تلاش مى‏كنند كه خود را به آن ساحل برسانند و اگر يك ساعت هم به آنها وقت داده شود، از آن يك ساعت براى حركت و تلاش صحيح و جهت دار، استفاده خواهند برد و فكرشان را روى هم خواهند ريخت و تلاششان را يكى خواهند كرد تا شايد بتوانند خود را به آن ساحل برسانند.
اميد، چنين نقشى دارد. همين قدر كه اميدى در دل انسان به وجود آمد، مرگ بالهاى خود را جمع مى‏كند و كنار مى‏رود. اميد موجب مى‏شود انسان تلاش و حركت كند، پيش ببرد، مبارزه كند و زنده بماند. ...
بشريت در طول تاريخ و در حيات اجتماعى، مثل همان سرنشينان يك كشتى توفان زده، هميشه گرفتار مشكلاتى از سوى قدرتمندان و ستمگران و قوى‏دستان و مسلّطين بر امور انسانهاى مظلوم بوده است. اميد، موجب مى‏شود كه انسان به مبارزه بپردازد و راه را باز كند و پيش برود. وقتى به شما مى‏گويند انتظار بكشيد، يعنى اين وضعيتى كه امروز رنجتان مى‏دهد و دلتان را به درد مى‏آورد، ابدى نيست و تمام خواهد شد. ببينيد چقدر انسانْ حيات و نشاط پيدا مى‏كند! اين، نقش اعتقاد به امام زمان صلوات اللَّه عليه و ارواحنا فداه است. اين، نقش اعتقاد به مهدى موعود است. اين عقيده است كه شيعه را تا امروز، از آن همه پيچ و خمهاى عجيب و غريبى كه در سر راهش قرار داده بودند، عبور داده است و امروز بحمداللَّه پرچم عزّت و سربلندى اسلام و قرآن، در دست شما ملت مسلمان و شيعه ايران است. هر جا كه چنين اعتقادى باشد، همين اميد و مبارزه وجود دارد.
به همين خاطر، يكى از اساسي ترين كارهاى استعمار و استكبار و ايادى آن، اين بوده است كه عقيده اميد و مبارزه را در دل مردم از بين ببرند. بارها خواسته‏اند اين چراغ را خاموش كنند؛ ولى نتوانسته‏اند. ما مى‏دانيم كه استعمار و استكبار، چه تلاشى را در اين جهت - نه فقط در ايران؛ بلكه در سطح دنياى اسلام - انجام داده است تا اين چراغ را خاموش كند....

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی(عج) 17/10/1374


آنچه كه در باب اين ميلاد مبارك به طور دائم بايد مورد توجّه باشد، اين است كه امام زمان عليه سلام‏اللَّه، رمز عدالت و مظهر قسط الهى در روى زمين است. به همين جهت است كه همه بشريّت، به شكلى انتظار ظهور آن حضرت را مى‏كشند. البته مسلمانان به صورت مشخّص، اين انتظار بزرگ را معلوم و تحديد كردند و شيعيان نسبت به شخصى كه اين لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهي هاى روشن و مشخّص كننده‏اى هم دارند. لذاست كه موضوع امام زمان عج اللَّه تعالى فرجه الشّريف، با اين ديد، نه مخصوص شيعه و نه حتى مخصوص مسلمين است. بلكه انتظارى در دل همه قشرهاى بشر و ملتهاى عالم است. اميدى است در دل بنى‏آدم؛ كه تاريخ بشريّت به سمت صلاح حركت مى‏كند. اين اميد، به بازوان قوّت مى‏بخشد، به دلها نور مى‏دهد و معلوم مى‏كند كه هر حركت عدالتخواهانه‏اى، در جهت قانون و گردش طبيعى اين عالم و تاريخ بشر است.

فرازی از سخنان مقام معظم رهبری در ميهمانان خارجى دهه‌ی فجر و قشرهای مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 18/ 11/ 1371


.... ارتباط قلبى يكايك مردم مؤمن با مقام ولايت عظمى‏ و ولىّ‏اللَّه اعظم، يكى از بركاتى است كه از مشخص بودن مهدى موعود(عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه‏الشّريف) در عقيده‏ى مردم ما ناشى مى‏شود. ما علاوه بر اعتقاد به اصل وجود مهدى و اين‏كه كسى خواهد آمد و دنيا را از عدل و داد پُر خواهدكرد، شخص مهدى را هم مى‏شناسيم و نام و كنيه و پدر و مادر و تاريخ ولادت و كيفيات غيبت و اصحاب نزديك و حتّى بعضى از كيفيات هنگام ظهور او را نيز مى‏دانيم. اگرچه آن شخصيت درخشان و خورشيد تابان را در بيرون و محيط زندگى خود نمى‏بينيم و او را تطبيق نمى‏كنيم، اما معرفت به حال او داريم.
رابطه‏ى بين شيعيانى كه اين اعتقاد را دارند، با مقام ولايت و مهدى موعود، يك رابطه‏ى دايمى است و چه‏قدر خوب و بلكه لازم است كه يكايك ما، قلباً هم اين رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ كنيم. طبق همين زياراتى كه وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زياد به خود معصوم(ع) مستند مى‏باشد، اين رابطه‏ى قلبى و معنوى بين آحاد مردم و امام زمان(عج) يك امر مستحسن، بلكه لازم و داراى آثارى است؛ زيرا اميد و انتظار را به طور دايم در دل انسان زنده نگه مى‏دارد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در ديدار با مسئولان و كاركنان وزارتخانه‏ها در خجسته‌ سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368


حكومت حضرت مهدى(عج)، يك حكومت مردمى‏
درس مهمّ ديگرى كه وجود دارد، اين است كه حكومت آينده حضرت مهدى موعود ارواحنافداه، يك حكومت مردمىِ به تمام معناست. مردمى يعنى چه؟ يعنى متّكى به ايمانها و اراده‏ها و بازوان مردم است. امام زمان، تنها دنيا را پُر از عدل و داد نمى‏كند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تكيه به آنهاست كه بناى عدل الهى را در سرتاسر عالم استقرار مى‏بخشد و يك حكومت صددرصد مردمى تشكيل مى‏دهد؛ اما اين حكومت مردمى با حكومتهاى مدّعى مردمى بودن و دمكراسى در دنياى امروز از زمين تا آسمان تفاوت دارد. آنچه امروز در دنيا اسم دمكراسى و مردم‏سالارى را روى آن گذاشته‏اند، همان ديكتاتوري هاى قديمى است كه لباس جديد بر تن كرده است؛ يعنى ديكتاتورى گروهها. اگر رقابت هم وجود دارد، رقابت بين گروههاست و مردم در اين ميان هيچكاره‏اند. يك گروه به قدرت دست پيدا مى‏كند و در سايه قدرت سياسى‏اى كه همه زمامهاى امور را در كشور در اختيار او مى‏گذارد و با سوءاستفاده از اين قدرت، ثروت و پول و سرمايه به نفع خود گردآورى مى‏كند و آنها را در راه به دست آوردن دوباره قدرت مصرف مى‏كند. دمكراسي هاى امروز دنيا بر پايه تبليغات دروغ و فريبنده و مسحور كردن چشمها و دلهاست. امروز در دنيا هرجا شعار دمكراسى مى‏دهند، شما ببينيد براى تبليغات كانديداهاى رياست جمهورى و يا نمايندگان مجلس چه كار مى‏كنند! پول خرج مى‏كنند. دمكراسى در پنجه اقتدار پول اسير است. مردم‏سالارى امام زمان - يعنى مردم‏سالارى دينى - با اين روش، به‏كلّى متفاوت است. .......

فرازی از بیانات رهبر معظم در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان 30/7/1381


ما همين‏قدر مى‏دانيم كه وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‏ى الهى است. همين‏قدر مى‏دانيم كه اين بازمانده‏ى خاندان وحى و رسالت، عَلَم سرافراز خدا در زمين است. «السّلام عليك ايّها العلم المنصوب و العلم المصبوب والغوث و الرّحمةالواسعة وعدا غير مكذوب»
او وعده‏ى الهى و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است. او مستوره و نمونه اى از اوليا و اصفيا و انبيا و برجسته‏ترين بندگان خداست. او نمايشگر مَبلغ فضل الهى بر بنى‏آدم است. اينها چيزهايى است كه خود آنان بيان فرمودند. اگر ما بتوانيم در حد فهم قاصر و ناقص خودمان، رشحاتى از اين گفته‏ها را درك كنيم و بفهميم، خيلى بُرد كرده‏ايم.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امام عصر(عج) 11/12/1369

● آموزه‌های عملی از اعتقاد به مهدویت

نابودى بناى ظلم، حتمى است‏
اوّلين درس عملى از اين موضوع اين است كه نابود كردن بناى ظلم در سطح جهان، نه فقط ممكن است، بلكه حتمى است. اين، مطلب بسيار مهمّى است كه نسلهاى بشرى امروز معتقد نباشند كه در مقابل ظلم جهانى، نمى‏شود كارى كرد. امروز وقتى ما با نخبگان سياسى دنيا از ظلم هاى مراكز قدرت بين‏المللى و سيستم جهانىِ ظلم - كه امروز به سركردگى استكبار در همه دنيا وجود دارد - صحبت مى‏كنيم، مى‏بينيم آنها مى‏گويند بله؛ چيزى كه شما مى‏گوييد، درست است؛ واقعاً ظلم مى‏كنند؛ اما كارى نمى‏شود كرد! يعنى مجموعه بزرگى از نخبگان كه سررشته كار در دنيا در دست آنهاست، اسير يأس و نااميدى‏اند و اين يأس و نااميدى را به ملتهاى خود سرريز مى‏كنند و آنها را از اين‏كه بتوان نقشه ظالمانه و شيطانى امروز دنيا را عوض كرد، مأيوس مى‏كنند. بديهى است كه انسانهاى مأيوس نمى‏توانند هيچ حركتى در راه اصلاح انجام دهند. آن چيزى كه انسانها را وادار به كار و حركت مى‏كند، نور و نيروى اميد است. اعتقاد به مهدى موعود، دلها را سرشار از نور اميد مى‏كند. براى ما كه معتقد به آينده حتمى ظهور مهدى موعود عليه‏السّلام هستيم، اين يأسى كه گريبان گير بسيارى از نخبگان دنياست، بى‏معناست. ما مى‏گوييم نخير، مى‏شود نقشه‏ى سياسى دنيا را عوض كرد؛ مى‏شود با ظلم و مراكز قدرت ظالمانه درگير شد و در آينده نه فقط اين معنا امكان پذير است، بلكه حتمى است. وقتى ملتى معتقد است نقشه ظالمانه و شيطانىِ امروز در كلّ عالم قابل تغيير است، آن ملت شجاعت مى‏يابد و احساس مى‏كند دست تقدير، تسلّط ستمگران را براى هميشه به طور مسلّم ننوشته است.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نيمه شعبان در مصلّاى تهران‏ 30/ 07/ 81


يك درس از اين درسها اين است كه همه بدانند و همه اذعان و باور كنند كه حركت عالم به سمت صلاح و به سمت آفاق روشن است. مستكبران عالم هرچه مى‏خواهند، بگويند؛ تظاهر به قدرت‏نمايى بكنند؛ اما لشكر حق و حقيقت و كاروانى كه بشريت را به سمت سرمنزل عدل و داد پيش مى‏برد، روزبه‏روز در حال افزايش يافتن است. گذشتِ سالها نمى‏تواند اين اميد را در دلها از بين ببرد يا كم‏فروغ كند كه در آينده - كه اميدواريم آن آينده چندان دور نباشد – همه‌ی آحاد بشر طعم عدالت را به معناى واقعى كلمه خواهند چشيد. حقّانيت آن دولت الهى و حكومت ربوبى در زمين در اين است كه همه آحاد بشر سهم خود را از معرفت حقيقت و عمل به حقيقت خواهند گرفت. قدرتمندان و مستكبران و زورگويان و زراندوزان و زورمداران عالم هرچه تلاش كرده‏اند و بكنند، نخواهند توانست اين حركت و اين رفتار طبيعى بشر را به سمت صلاح متوقّف كنند. البته در كار خدا در زمين طفره نيست و كارها بر طبق روال طبيعى انجام مى‏گيرد؛ اما طبيعت و فطرت عالم اين است؛ كه به سمت كمال برود و مى‏رود.
شعارهايى كه امام زمان عليه‏الصّلاةوالسّلام‏وعجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد كرد، امروز شعارهاى مردم ماست؛ شعارهاى يك كشور و يك دولت است. اين خودش يك گام بسيار بلندى به سوى اهداف امام زمان است. روزى شعار توحيد، شعار معنويت و شعار ديندارى، در دنيا منسوخ شده بود؛ سعى كرده بودند به طور كلّى آن را به دست فراموشى بسپارند؛ اما امروز در اين منطقه عالم، اين شعارها، شعارهاى رسمى حكومت است؛ شعارهاى رسمى اداره كشور و آحاد ملت است؛ علاوه بر اين، اين شعارها آرزوى ملتهاى مسلمان در بسيارى از كشورهاى دنياست؛ و اين شعارها يك روز تحقّق پيدا خواهد كرد.
اين زمينه‏ها وقتى آماده شد؛ آن وقت كه معلوم شد در مقابل قدرت مادّى مستكبران عالم، زمينه اين وجود دارد كه آحاد بشر بتوانند بر روى حرف حق خود بايستند، آن روز، روز ظهور امام زمان است؛ آن روز، روزى است كه منجى عالم بشريت به فضل پروردگار ظهور كند و پيام او همه دلهاى مستعد را كه در همه جاى جهان هستند، به خود جذب كند و آن وقت ديگر قدرتهاى ستمگر، قدرتهاى زورگو، قدرتهاى متّكى به زر و زور نتوانند حقيقت را - آن‏چنانى كه قبل از آن هميشه كرده‏اند - با فشار زر و زور خود به عقب بنشانند يا مكتوم نگه‏دارند.
شما مردم عزيز - بخصوص شما جوانان - هرچه كه در صلاح خود، در معرفت و اخلاق و رفتار و كسب صلاحيت ها در وجود خودتان بيشتر تلاش كنيد، اين آينده را نزديك تر خواهيد كرد. اينها دست خود ماست. اگر ما خودمان را به صلاح نزديك كنيم، آن روز نزديك خواهد شد؛ همچنان كه شهداى ما با فدا كردن جانِ خودشان آن روز را نزديك كردند. نسلى كه براى انقلاب آن فداكاريها را كردند، با فداكاريهاى خودشان آن آينده را نزديك تر كردند. هرچه ما كار خير و اصلاح درونى و تلاش براى اصلاح جامعه انجام دهيم، آن عاقبت را دائماً نزديك تر مى‏كنيم.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در سالروز میلاد خجسته‌ی امام زمان(عج) 22/ 08/ 1379


همه‌ی عقايد سازنده، مورد تهاجم دشمن قرار گرفته است. برادران و خواهران عزيز! اين نكته بسيار مهمّى است. توجّه بفرماييد كه ما امروز چقدر بايد هوشيار باشيم! دشمنان سراغ مجموعه احكام و مقرّرات اسلام رفتند - هر عقيده، هر توصيه‏اى از شرع مقدّس كه در زندگى و سرنوشت آينده فرد و جماعت و امّت اسلامى تأثير مثبتِ بارزى داشته است - و به نحوى با آن كلنجار رفتند، تا اگر بتوانند، آن را از بين ببرند؛ اگر نتوانند، روى محتوايش كار كنند! ...
در مورد ماجراى اعتقاد به مهدى موعود - يعنى اين‏كه در آخرالزّمان از خاندان پيامبر، شخصى ظهور مى‏كند كه دنيا را از عدل، از دادگسترى و از نيكى پُر مى‏سازد و تبعيضها، ظلمها، سوءاستفاده‏ها و فاصله‏هاى طبقاتى را از بين مى‏برد - نيز خيلى كار كرده‏اند.
اين عقيده كه همه مسلمانان هم به آن معتقدند، مخصوص شيعه نيست. البته در خصوصيات و جزئيّاتش، بعضى فِرَق، حرفهاى ديگرى دارند؛ اما اصل اين‏كه چنين دورانى پيش خواهد آمد و يك نفر از خاندان پيامبر چنين حركت عظيم الهى را انجام خواهد داد و
«يملأاللَّه به الارض قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و جوراً» ، بين مسلمانان متواتر است. همه، اين را قبول دارند. خوب؛ اين عقيده از آن عقايد بسيار كارگشاست كه من مختصرى راجع به آن عرض خواهم كرد.
.... در سندى كه من ديدم، بزرگان استعمار و فرماندهان استعمارى توصيه مى‏كنند كه ما بايد كارى كنيم كه عقيده به مهدويّت، بتدريج از بين مردم زايل شود.

اعتقاد به مهدویت: زنده شدن امید در دل‌ها
... چند خصوصيت در عقيده مهدويّت هست كه اين خصوصيات براى هر ملتى، به منزله خون در كالبد و در حكم روح در جسم است. يكى، اميد است. گاهى اوقات دستهاى قلدر و قدرتمند، ملتهاى ضعيف را به جايى مى‏رسانند كه اميدشان را از دست مى‏دهند. وقتى اميد را از دست دادند، ديگر هيچ اقدام نمى‏كنند؛ مى‏گويند چه فايده‏اى دارد؟ ما كه ديگر كارمان از كار گذشته است؛ با چه كسى در بيفتيم؟ چه اقدامى بكنيم؟ براى چه تلاش كنيم؟ ما كه ديگر نمى‏توانيم!......
اين، روح نااميدى است. استعمار اين را مى‏خواهد. امروز استكبار جهانى مايل است كه ملتهاى مسلمان و از جمله ملت عزيز ايران، دچار روح نااميدى شوند و بگويند: ديگر نمى‏شود كارى كرد؛ ديگر فايده‏اى ندارد! مى‏خواهند اين را به زور در مردم تزريق كنند.
.... اگر ملتى براى خودش تحرّكى نداشت و ارزش و آينده‏اى براى خود قائل نبود، دشمنان مى‏توانند بيايند و برايش نقشه بكشند، به او توصيه كنند، به جاى او تصميم بگيرند و عمل كنند! بدون هيچ مانعى اين كارها را مى‏توانند انجام دهند. اين ناشى از عدم تحرّك است. عدم تحرّك، ناشى از عدم اميد است. لذا سعى مى‏كنند مردم را نااميد كنند! شما بدانيد....
آن وقت اعتقاد به مهدويّت و به وجود مقدّس مهدى موعود ارواحنافداه، اميد را در دلها زنده مى‏كند. هيچ‏وقت انسانى كه معتقد به اين اصل است، نااميد نمى‏شود. چرا؟ چون مى‏داند يك پايان روشنِ حتمى وجود دارد؛ برو برگرد ندارد. سعى مى‏كند كه خودش را به آن برساند.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت میلاد حضرت مهدی(عج) 25/09/1376

● حقیقت و معنای انتظار

معانى گوناگون انتظار
من فقط يك جمله در باب انتظار عرض مى‏كنم. اين‏كه در روايات ما وارد شده است كه افضل اعمال امت، انتظار فرج است، يعنى چه؟ مگر انتظار چيست؟ انتظار ظهور حضرت ولىّ‏اللَّه‏الاعظم(ارواحنافداه)، مگر چه مضمون و چه معنايى در بطن خود دارد كه اين‏قدر داراى فضيلت است؟ يك معناى انحرافى در باب انتظار بود كه خوشبختانه امروز از آن فهم و برداشت غلط، اثر چندانى نيست. كسانى كه مغرض و يا نادان بودند، اين‏طور به مردم ياد داده بودند كه انتظار، يعنى اين‏كه شما از هر عمل مثبت و از هر اقدام و هر مجاهدت و هر اصلاحى دست بكشيد و منتظر بمانيد، تا صاحب عصر و زمان، خودش بيايد و اوضاع را اصلاح كند و مفاسد را برطرف نمايد!
انقلاب، اين منطق و معناى غلط و برداشت باطل را، يا كمرنگ كرد و يا از بين برد. پس بحمداللَّه اين معنا، امروز در ذهن جامعه‏ى ما نيست. اما معناى صحيح انتظار، داراى ابعادى است كه توجه به اين ابعاد، براى كسى كه مى‏داند در فرهنگ اسلام و شيعه، چه‏قدر به انتظار اهميت داده شده، بسيار جالب است.
يك بُعد، اين است كه انتظار به معناى قانع نشدن به وضع موجود است. «انتظار داريم»، يعنى هرچه خير و عملِ خوب انجام داديم و به وجود آمده، كم و غيركافى است و منتظريم، تا ظرفيت نيكىِ عالم پُر بشود. يك بُعد ديگر از ابعاد انتظار، دلگرمى مؤمنين نسبت به آينده است. انتظار مؤمن، يعنى اين‏كه تفكر الهى - اين انديشه‏ى روشنى كه وحى بر مردم عرضه كرده است - يك روز سراسر زندگى بشر را فرا خواهد گرفت. يك بُعد انتظار اين است كه منتظر، با شوق و اميد حركت بكند. انتظار، يعنى اميد. انتظار، ابعاد گوناگون ديگرى هم دارد.

ملت ما بايد روح انتظار را در خود زنده كند
ما ملتى منتظر هستيم؛ ملتى كه به اميد پيشرفت و موفقيت، اقدام و تلاش و انقلاب كرد و موفق شد. ما امروز براى انتظار، بايد باب بخصوصى در زندگى خود باز كنيم. حقيقتاً ملت ما بايد روح انتظار را به تمام معنا در خود زنده كند. «ما منتظريم»، يعنى اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيرى، اين دنيايى كه به وسيله‏ى دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيف‏كشى و نكبت حاكميت ستمگران و قلدران و زورگويان پُرشده است، در سايه‏ى تلاش و فعاليت بى‏وقفه‏ى ما، يك روز به جهانى تبديل خواهد شد كه در آن، انسانيت و ارزشهاى انسانى محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايى براى اقدام و انجام خواسته و هوى‏ و هوس خود، پيدا نخواهد كرد. اين روشنايى، در ديدگاه ما نسبت به آينده وجود دارد.

سخنرانى در ديدار با مسئولان و كاركنان وزارتخانه‏هاى بازرگانى، كشاورزى، اطلاعات، و پست و تلگراف و تلفن، مسئولان بنياد شهيد، بنياد مستضعفان و جانبازان، و بنياد مسكن، مسئولان عقيدتى، سياسى و فرماندهان نواحى ژاندارمرى سراسر كشور وجمعى از خانواده‏هاى معظم شهدا و جانبازان، در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج) 2/ 12/ 1368


اعتماد و اميدوارى به آينده، يكى از ابعاد انتظار
انتظار، يكى از پُربركت‏ترين حالات انسان است؛ آن هم در انتظار دنيايى روشن از نور عدل و داد.
«يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». خداى متعال به دست او، سرزمين بشرى و همه‏ى روى زمين را از عدالت و دادگسترى پُرخواهدكرد. انتظار چنين روزى را بايد داشت. نبايد اجازه داد كه تصرف شيطانها و ظلم و عدوان طواغيت عالم، شعله‏ى اميد را در دل خاموش كند. بايد انتظار كشيد. انتظار، چيز عجيبى است و داراى ابعاد گوناگونى مى‏باشد. يكى از ابعاد انتظار، اعتماد و اميدوارى به آينده و مأيوس نبودن است. همين روح انتظار است كه به انسان تعليم مى‏دهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معنى ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معنى ندارد. انتظار واقعى، با اطمينان و اعتماد ملازم است. كسى كه شما مى‏دانيد خواهد آمد، انتظارش را مى‏كشيد و انتظار كسى كه به آمدنش اعتماد و اطمينان نداريد، انتظارى حقيقى نيست. اعتماد، لازمه‏ى انتظار است و اين هر دو، ملازم با اميد است و امروز اين اميد، امرى لازم براى همه‏ى ملتها و مردم دنيا مى‏باشد. ....

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در ديدار با مسئولان و كاركنان وزارتخانه‏ها در خجسته‌ سالروز ولادت امام زمان(عج) 22/12/1368


انتظار مهدى موعود(عج)، ارزش زيادى دارد
مطلب اول درباره‏ى اين بخش عظيم اعتقادى ماست كه عبارت است از انتظار ظهور ولىّ‏عصر و مهدى موعود و منجى بشريت. همه‏ى مسلمانان، حقيقت مهدى موعود را از طريق روايات خدشه‏ناپذيرى كه از نبىّ‏اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏واله‏وسلّم) و اولياى دين رسيده است، قبول دارند؛ اما اين حقيقت در هيچ جاى جهان اسلام، مثل محيط زندگى ملت عزيز ما و شيعيان، اين برجستگى و اين چهره‏ى درخشان و اين روح پُرتپش و پُراميد را ندارد؛ اين به خاطر آن است كه ما به بركت روايات متواتره‏ى خودمان، شخص مهدى موعود را با خصوصياتش مى‏شناسيم. مردم ما ولىّ‏اللَّه اعظم و جانشين خدا در زمين و بقيه‏ى اهل‏بيت پيامبر را با نام و خصوصيات مى‏شناسند؛ از لحاظ عاطفى و فكرى با او ارتباط برقرار مى‏كنند؛ به او مى‏گويند؛ به او شكوه مى‏برند؛ از او مى‏خواهند و آن دوران آرمانى - دوران حاكميت ارزشهاى والاى الهى بر زندگى بشر - را انتظار مى‏برند؛ اين انتظار داراى ارزش زيادى است. اين انتظار به معناى آن است كه وجود ظلم و ستم در عالم، چشمه‏ى اميد را از دلهاى منتظران نمى‏زدايد و خاموش نمى‏كند. اگر اين نقطه‏ى اميد در زندگى جمعيتى نباشد، چاره اى ندارد جز اين‏كه به آينده‏ى بشريت بدبين باشد.......
دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره‏ى حق، همه‏ى قله‏هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است.....

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز میلاد حضرت مهدی(عج) 30/11/1370

● ویژگی‌ها و وظایف سربازان و منتظران امام زمان(عج)

امام زمان مى‏آيد انجام مى‏دهد، يعنى چه؟! امروز تكليف شما چيست؟ شما امروز بايد چه بكنى؟ شما بايد زمينه را آماده كنى، تا آن بزرگوار بتواند بيايد و در آن زمينه آماده، اقدام فرمايد. از صفر كه نمى‏شود شروع كرد! جامعه‏اى مى‏تواند پذيراى مهدى موعود ارواحنافداه باشد كه در آن آمادگى و قابليت باشد، والّا مثل انبيا و اولياى طول تاريخ مى‏شود. چه علّتى داشت كه بسيارى از انبياى بزرگ اولى‏العزم آمدند و نتوانستند دنيا را از بديها پاك و پيراسته كنند؟ چرا؟ چون زمينه‏ها آماده نبود. چرا اميرالمؤمنين على ا‏بن‏ابى‏طالب عليه‏الصّلاةوالسّلام در زمان خودش؛ در همان مدّت كوتاه حكومت با آن قدرت الهى، با آن علم متّصل به معدن الهى، با آن نيروى اراده، با آن زيبايي‌ها و درخشندگي‌هايى كه در شخصيت آن بزرگوار وجود داشت و با آن توصيه‏هاى پيامبر اكرم درباره او - نتوانست ريشه بدى را بخشكاند؟
خودِ آن بزرگوار را از سر راه برداشتند! «قتل فى محراب عبادته لشدّة عدله». تاوان عدالت اميرالمؤمنين، جان اميرالمؤمنين بود كه از دست رفت! چرا؟ چون زمينه، زمينه نامساعد بود. زمينه را نامساعد كرده بودند. زمينه را زمينه دنياطلبى كرده بودند! آن كسانى كه در اواخر يا اواسط حكومت علوى مقابل اميرالمؤمنين صف‏آرايى كردند كسانى بودند كه زمينه‏هاى دينيشان زمينه‏هاى مستحكم و مادّه غليظِ متناسبِ دينى نبود. عدم آمادگى، اين‏طور فاجعه به بار مى‏آورد!

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار اقشار مختلف مردم به مناسبت ميلاد حضرت مهدى (عج)25/ 09/ 76


عقيده به امام زمان، نمى‏گذارد مردم تسليم شوند؛ به شرطى كه اين عقيده را درست بفهمند. وقتى كه اين عقيده به طور حقيقى در دلها جا بگيرد، حضور امامِ غايب در ميان مردم حس مى‏شود. امام بزرگوار و عزيز و معصوم و قطب عالم امكان و ملجأ همه خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده، اما حضور دارد. مگر مى‏شود حضور نداشته باشد؟ مؤمن، اين حضور را در دل خود و با وجود و حواس خويش حس مى‏كند. آن مردمى كه مى‏نشينند، راز و نياز مى‏كنند؛دعاى ندبه را با توجّه مى‏خوانند و زيارت آل ياسين را زمزمه مى‏كنند و مى‏نالند، مى‏فهمند چه مى‏گويند. آنها حضور اين بزرگوار؛ را حس مى‏كنند؛ ولو هنوز ظاهر نشده و غايب است. غيبت او، به احساس حضورش ضررى نمى‏زند. ظهور نكرده است؛ اما هم در دلها و هم در متن زندگى ملت حضور دارد. مگر مى‏شود حضور نداشته باشد؟
شيعه خوب كسى است كه اين حضور را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين، به انسان اميد و نشاط مى‏بخشد. اين ملت بزرگ، بيش از همه چيز به همين اميد نياز دارد؛ ملتى كه در راه خدا و براى عظمت اسلام، مجاهدت و مبارزه مى‏كند و افتخار طول تاريخ بشر و همه تاريخ اسلام شده و پرچم اسلام را در زمان ما به اهتزاز در آورده است. چنين ملتى، بيشتر از همه چيز، به همين اميد درخشان احتياج دارد. آن اعتقاد، اين اميد را به او مى‏بخشد.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در جمع اقشار مختلف مردم در روز ميلاد حضرت ولى عصر (عج)17/ 10/ 1374


در بناى يك جامعه، عدالت از همه چيز مهم‌تر است‏
..... ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتى كه حكومت امام زمان(عليه‏الاف التحيةوالثناءوعجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه) تشكيل خواهد شد، زندگى امروز را در همان جهت بسازيم و بنا كنيم. البته، ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم آن گونه بنايى را كه اولياى الهى ساختند يا خواهند ساخت، بنا كنيم؛ اما بايد در آن جهت تلاش و كار كنيم.
مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و مى‏دانيم كه بزرگترين خصوصيت امام زمان(عليه‏الصّلاةوالسّلام) - كه در دعاها و زيارات و روايات آمده است - عدالت مى‏باشد:
«يملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا». ما بايد امروز جامعه را جامعه‏ى عدالت بكنيم. در بناى يك جامعه، عدالت از همه چيز مهمتر است. عدالت، به معناى عدم تبعيض در حقوق و حدود و احكام است. عدالت، يعنى كمك به مردم محروم و ضعيف. عدالت، يعنى اين كه برنامه‏ها و حركت كلى كشور، در جهت تأمين زندگى مستضعفان باشد. عدالت، به معناى اين است كه كسانى كه در زير سايه‏ى سنگين نظام طاغوتى، از حقوق خود محروم ماندند، به حقوقشان برسند. عدالت، يعنى اين‏كه عده‏ى خاصى براى خودشان حق ويژه اى قايل نباشند. عدالت، يعنى اين‏كه حقوق انسانى و اجتماعى و عمومى و حدود الهى، يكسان بر مردم اجرا شود. اگر جلوى كسانى كه با تكيه بر فريب و زور و يا بر اساس كارهاى ناصحيح و مبتنى بر عقلهاى مادّى و منحرف از معنويت، توانستند به چيزهايى كه حق آنها نبوده است، دست پيدا كنند، گرفته شود تا فرصتى براى ادامه‏ى كار خود پيدا نكنند، عدالت تحقق پيدا كرده است.
البته، كمك به مظلومان و محرومان، شامل كمكهاى فردى هم مى‏شود، اما قضيه بالاتر از اينهاست؛ زيرا تحقق زندگى عادلانه به اين است كه كمك نظام و تشكيلات و حركت آن، در جهت كمك به مستضعفان باشد. ما اگر در اين جهت، زندگى خود را پيش برديم و حركت كرديم، مطمئناً خداى متعال كمك خواهد كرد و قدرتهاى مادّى نخواهند توانست با اين ترفندها و فريبها، ملت ما را از راه پُرافتخار خود منصرف كنند و مقاومتش را بگيرند. ان‏شاءاللَّه روزبه‏روز مقاومت مردم بيشتر خواهد شد.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى در دیدار با مسئولان و کارکنان وزارتخانه‌ها در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج)22/ 12/ 1368


راه اسلامى ما بسيار مطمئن و اميد بخش و روشن است‏
بحمداللَّه راه ما، راه روشن و اسلامى است كه امام(ره) به ما معرفى كرد. راه ما، راه آن اسلامى است كه دشمنان خدا از آن مى‏ترسند و مستضعفان و مظلومان از آن خوشحال و اميدوار مى‏شوند
؛ نه چيزى كه اسمش اسلام است و از اول تا آخر، در خدمت دشمنان اسلام مى‏باشد. ما اين را به عنوان اسلام قبول نداريم. اين، همان اسلام امريكايى است؛ تعبير درستى كه بارها امام فقيد حكيممان، آن را تكرار مى‏كردند.
اسلام ناب، اسلامى است كه بايد ابوجهل ها از آن بترسند. اگر اسلامى بود كه ابوجهل ها و ابوسفيان ها از آن نترسيدند و با آن دشمن نبودند، بايد در اسلام بودنش شك كنيم. آن اسلامى هم كه طبقات مستضعف و محروم به آن اميدوار نشوند و دل ندهند، اسلام نيست. اسلامى كه نتواند آرزوهاى خفته و فروكشته‏ى قشرهاى مظلوم را در سطح دنيا - نه فقط در سطح كشور خودمان - زنده و احيا كند، شك كنيد در اين‏كه اين دين، اسلام باشد.
همه‏ى بشريت متدين، منتظر مصلح است و همه‏ى مسلمين، منتظر مهدى موعودند و خصوصيت مهدى موعود(عجّل‏اللَّه‏تعالى‏فرجه‏وارواحنافداه) در نظر مسلمانان اين است كه:
«يملأاللَّه به‏الارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بين بردن ظلم از سطح زمين، خصوصيت مهدى موعود است. اسلامى كه در آن، تلاش براى عدالت و مبارزه با ظلم نباشد، چه طور مى‏تواند اسلام باشد و بشريت به سمت آن حركت كند؟ بشر به سمت آن چيزى حركت مى‏كند كه مظهر آن، وجود مقدس مهدى(عليه‏الصّلاة و السّلام‏ و عجّل‏اللَّه ‏تعالى‏ فرجه ‏الشّريف) باشد و او كسى است كه در احاديث متواتر وارد شده كه دنيا را از عدل و داد پُر مى‏كند و ظلم را ريشه‏كن مى‏سازد.

فرازی از سخنرانى در ديدار با جمع كثيرى از پاسداران، در سالروز ميلاد امام حسين(ع) و روز پاسدار 10/ 12/ 68


زمينه را براى دوران امام زمان(عج) آماده كنيد
شما جوانان عزيز كه در آغاز زندگى و تلاش خود هستيد، بايد سعى كنيد تا زمينه را براى آن‏چنان دورانى آماده كنيد؛ دورانى كه در آن، ظلم و ستم به هيچ شكلى وجود ندارد؛ دورانى كه در آن، انديشه و عقول بشر، از هميشه فعال تر و خلاق تر و آفريننده‏تر است؛ دورانى كه ملتها با يكديگر نمى‏جنگند؛ دستهاى جنگ‏افروز عالم - همانهايى كه جنگهاى منطقه اى و جهانى را در گذشته به راه انداختند و مى‏اندازند - ديگر نمى‏توانند جنگى به راه بيندازند؛ در مقياس عالم، صلح و امنيتِ كامل هست؛ بايد براى آن دوران تلاش كرد. قبل از دوران مهدى موعود، آسايش و راحت‏طلبى و عافيت نيست. در روايات،
«واللَّه لتمحّصنّ» و «واللَّه لتغربلنّ» است؛ بشدت امتحان مى‏شويد؛ فشار داده مى‏شويد. امتحان در كجا و چه زمانى است؟ آن وقتى كه ميدان مجاهدتى هست. قبل از ظهور مهدى موعود، در ميدانهاى مجاهدت، انسانهاى پاك امتحان مى‏شوند؛ در كوره‏هاى آزمايش وارد مى‏شوند و سربلند بيرون مى‏آيند و جهان به دوران آرمانى و هدفىِ مهدى موعود(ارواحنافداه) روزبه‏روز نزديكتر مى‏شود؛ اين، آن اميد بزرگ است؛ لذا روز نيمه‏ى شعبان، روز عيد بزرگ است.....
انتظار، يعنى دل سرشار از اميد بودن نسبت به پايان راه زندگى بشر. ممكن است كسانى آن دوران را نبينند و نتوانند درك كنند - فاصله هست - اما بلاشك آن دوران وجود دارد؛ لذا تبريك اين عيد - كه عيد اميد و عيد انتظار فرج و گشايش است - درست نقطه‏ى مقابل آن چيزى است كه دشمن مى‏خواهد به وجود بياورد.

عمل به احكام اسلامى، زمينه‏ساز ظهور حضرت مهدى‏(عج)
مطلب دوم در دنباله‏ى همين مسئله است. ما آن وقتى مى‏توانيم حقيقتاً منتظر به حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براى ظهور مهدى موعود(ارواحنافداه) زمينه بايد آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامى و حاكميت قرآن و اسلام است. همان‏طور كه عرض كردم، فرموده‏اند:
«واللَّه لتمحّصنّ» و «واللَّه لتغربلنّ»؛ اين تمحيص و اين امتحان بزرگ كه مريدان و شيعيان ولىّ‏عصر(ارواحنافداه) با آن مواجه هستند، همان امتحان تلاش براى حاكميت اسلام است. براى حاكميت اسلام بايد كوشش كنيد؛ ملت بزرگ ما اين يك قدم را برداشتند......

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در اجتماع بزرگ مردم قم در سالروز میلاد حضرت مهدی(عج) 30/11/1370


سربازى امام زمان(عج)، كار آسانى نيست‏
درس ديگرِ اعتقاد به مهدويّت و جشنهاى نيمه شعبان براى من و شما اين است كه هر چند اعتقاد به حضرت مهدى ارواحنافداه يك آرمان والاست و در آن هيچ شكّى نيست؛ اما نبايد مسئله را فقط به جنبه آرمانى آن ختم كرد - يعنى به عنوان يك آرزو در دل، يا حدّاكثر در زبان، يا به صورت جشن - نه، اين آرمانى است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد. انتظارى كه از آن سخن گفته‏اند، فقط نشستن و اشك ريختن نيست؛ انتظار به معناى اين است كه ما بايد خود را براى سربازىِ امام زمان آماده كنيم. سربازىِ امام زمان، كار آسانى نيست. سربازىِ منجى بزرگى كه مى‏خواهد با تمام مراكز قدرت و فساد بين‏المللى مبارزه كند، احتياج به خودسازى و آگاهى و روشن‏بينى دارد. عدّه‏اى اين اعتقاد را وسيله‏اى براى تخدير خود يا ديگران قرار مى‏دهند؛ اين غلط است. ما نبايد فكر كنيم كه چون امام زمان خواهد آمد و دنيا را پُر از عدل و داد خواهد كرد، امروز وظيفه‏اى نداريم؛ نه، بعكس، ما امروز وظيفه داريم در آن جهت حركت كنيم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شويم. شنيده‏ايد، در گذشته كسانى كه منتظر بودند، سلاح خود را هميشه همراه داشتند. اين يك عمل نمادين است و بدين معناست كه انسان از لحاظ علمى و فكرى و عملى بايد خود را بسازد و در ميدانهاى فعّاليت و مبارزه، آماده به كار باشد.

اعتقاد به امام زمان(عج)، به معناى گوشه‏گيرى نيست‏
اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‏گيرى نيست. جريانهاى انحرافى قبل از انقلاب تبليغ مى‏كردند، الان هم در گوشه و كنار تبليغ مى‏كنند كه امام زمان مى‏آيد و اوضاع را درست مى‏كند؛ ما امروز ديگر چه كار كنيم! چه لزومى دارد ما حركتى بكنيم! اين مثل آن است كه در شب تاريك، انسان چراغ روشن نكند؛ چون فردا بناست خورشيد عالمتاب بيايد و روز شود و همه دنيا را روشن كند. خورشيدِ فردا، ربطى به وضع كنونى من و شما ندارد. امروز اگر ما مى‏بينيم در هر نقطه دنيا ظلم و بى‏عدالتى و تبعيض و زورگويى وجود دارد، اينها همان چيزهايى است كه امام زمان براى مبارزه با آنها مى‏آيد. اگر ما سرباز امام زمانيم، بايد خود را براى مبارزه با اينها آماده كنيم.

منتظران امام زمان(عج) بايد صالح باشند
بزرگترين وظيفه‌ی منتظران امام زمان اين است كه از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پيوندهاى دينى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنين و همچنين براى پنجه درافكندن با زورگويان، خود را آماده كنند. كسانى كه در دوران دفاع مقدّس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدّس شركت مى‏كردند، منتظران حقيقى بودند.
كسى كه وقتى كشور اسلامى مورد تهديد دشمن است، آماده دفاع از ارزشها و ميهن اسلامى و پرچم برافراشته اسلام است، مى‏تواند ادّعا كند كه اگر امام زمان بيايد، پشت سر آن حضرت در ميدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما كسانى كه در مقابل خطر، انحراف و چرب و شيرين دنيا خود را مى‏بازند و زانوانشان سست مى‏شود؛ كسانى كه براى مطامع شخصى خود حاضر نيستند حركتى كه مطامع آنها را به خطر مى‏اندازد، انجام دهند؛ اينها چطور مى‏توانند منتظر امام زمان به حساب آيند؟ كسى كه در انتظار آن مُصلحِ بزرگ است، بايد در خود زمينه‏هاى صلاح را آماده سازد و كارى كند كه بتواند براى تحقّق صلاح بايستد.

فرازی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 30/07/1381




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)