99/ 1/ 10

صفحه اصلی

اخبار

بيانات

پيام‌ها و نامه‌ها

احکام واستفتائات

دروس

دیدگاه‌ها

آثار و کتب

خاطرات و حکايات

صوت و تصوير

ویژه نامه

زندگی نامه

امام خمينی

» جستجوی پيشرفته

 

● تبیین حماسه‌ی دفاع مقدس
● تجلیل از ستارگان فروزان سرزمین شهادت
● وظیفه‌ی ما: پاسداری و حفظ ارزش‌های دفاع مقدس
● تقدیر و سپاس از حضور ارتش، سپاه، نیروهای فعال و مردمی در جنگ تحمیلی

● تبیین حماسه‌ی دفاع مقدس

از وحشيانه‌ترين‌ حلقه‌هاي‌ توطئه‌ي‌ دشمن‌ كه‌ براساس‌ نقشه‌هاي‌ شيطاني‌ و شوم‌، براي‌ هدم‌ اساس‌ اسلام‌ طراحي‌ شده‌ بود، هجوم‌ وسيع‌ نظامي‌ و شروع‌ جنگي‌ بود كه‌ دشمن‌ با استفاده‌ از جاه‌طلبي‌ و غرور حكام‌ عراق‌ طراحي‌ كرد و به‌ راه‌ انداخت‌. اين‌ جنگ‌ كه‌ با شعارهاي‌ قومي‌ و با هدف‌ تجزيه‌ي‌ ايران‌ و به‌ اميد فتح‌ سه‌ روزه‌ي‌ تهران‌ و سقوط نظام‌ اسلامي‌ آغاز شد، خرابي هايي‌ در دو كشور و در منطقه‌ به‌ بارآورد كه‌ كم‌نظير بود و جنايتهايي‌ در دفتر تاريخ‌ به‌ ثبت‌ رساند كه‌ تا كنون‌ نظير آن‌ مشاهده‌ نشده‌ بود.
ملت‌ رشيد ايران‌ به‌ دفع‌ تجاوز برخاست‌ و با دفاع‌ مقدس‌ از كيان‌ اسلام‌ و ميهن‌ اسلامي‌، سيلي‌ محكمي‌ بر دشمن‌ نواخت‌ و با سلاح‌ و صلاح‌ و در سايه‌ي‌ رهبري‌ ولي‌خدا، آن‌ چنان‌ حماسه‌ي‌ استقامت‌ و رشادت‌ مظلومانه‌ و سرسختانه اي‌ سرود كه‌ در تاريخ‌، به‌ مثابه‌ي‌ درس‌ بزرگي‌ باقي‌ خواهد ماند و صراط مستقيم‌ مبارزان‌ و آزاديخواهان‌ را ترسيم‌ خواهد كرد. عنايت‌ خدا در نصرت‌ مظلومان‌ و غلبه‌ي‌ لشكريانش‌، بر همه‌ ظاهر شد و اين‌ مرحله‌ از توطئه‌ي‌ دشمن‌ ناكام‌ ماند و ذليل‌ و شكست‌ خورده‌ و نادم‌ و خسارت‌ ديده‌، با پرونده اي‌ مالامال‌ از جنايت‌، به‌ تغيير حيله‌ پرداخت‌.....
آنچه‌ از حماسه‌ و شجاعت‌ و قدرت‌ و صلابت‌ و فتح‌ رزمندگان‌ اسلام‌ در اين‌ مدت‌ گذشت‌ و آنچه‌ از ايثار و قدرت‌ روحي‌ و توكل‌ به‌ خدا و اعتماد به‌ نفس‌ كه‌ ملت‌ بزرگ‌ ما از خود نشان‌ دادند، با هيچ‌ بيان‌ قابل‌ توصيف‌ نيست‌. آري‌، صحيفه‌ي‌ دل‌ و لوح‌ ذهن‌ پرخاطره‌ي‌ آزاد مردان‌ و شيرزنان‌ و غيور رزمندگان‌ و دلير بسيجيان‌ ملت‌ ما را كه‌ مدرن ترين‌ سلاحهاي‌ ابرقدرتها در برابر اراده‌ي‌ پولادين‌ آنان‌ خنثي‌ گرديده‌ است‌، به‌ آساني‌ نمي‌توان‌ در هيچ‌ گزارشي‌ ترسيم‌ كرد; مگر آن‌ كه‌ همه‌ي‌ كساني‌ كه‌ توانايي‌ نگارش‌ و سرايش‌، ترسيم‌ و تجسم‌ دارند، ديده‌ها و يافته‌هاي‌ خود و ديگران‌ را هنرمندانه‌ به‌ نظم‌ و نثر و تصوير درآورند.
در اين‌جا، از همه‌ي‌ نگارندگان‌ حوادث‌ جنگ‌ و همه‌ي‌ كساني‌ كه‌ توان‌ انجام‌ وظيفه‌ در اين‌ مهم‌ را دارند، درخواست‌ مي‌كنم‌ از ثبت‌ و ضبط جزييات‌ اين‌ دوران‌ غفلت‌ نكنند و اين‌ گنجينه‌ي‌ تمام‌ نشدني‌ را براي‌ آيندگان‌ به‌ وديعه‌ بگذارند. اين‌ دوره‌، دوره‌ي‌ ذخيره‌ي‌ نيروي‌ محركه‌ي‌ تاريخ‌ و الهامبخش‌ امم‌ است‌.
وعده‌ي‌ ظهور قومي‌ را كه‌ "اذله‌ علي‌المؤمنين‌ اعزه‌ علي‌الكافرين‌ يجاهدون‌ في‌ سبيل‌الله‌ و لايخافون‌ لومه‌ لائم‌" باشند، در سيماي‌ پارسايان‌ شب‌ و شيران‌ روز مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد كه‌ در اين‌ دوران‌، معركه‌ي‌ جنگي‌ نابرابر را ميدان دار بودند و قدرت‌ الهي‌ را در فتوحات‌ فجر و ظفر و كربلا و خيبر نمودند و ثبات‌ قدمشان‌، آيات‌ فتح‌ را تفسيري‌ روشن‌ بود و همت‌ بلند و عزم‌ راسخشان‌، اراده‌ي‌ الهي‌ را مظهري‌ آشكار.
اما آنچه‌ از اين‌ مرحله‌ باقي‌ ماند، جز خسران‌ و شكست‌ براي‌ دشمن‌ و سربلندي‌ و افتخار براي‌ ايران‌ اسلامي‌ نبود. صدور قطعنامه‌ي‌ 598 در سال‌ 1366، عكس‌العمل‌ ناگزيري‌ بود كه‌ در برابر شكستهاي‌ رژيم‌ متجاوز عراق‌، از سوي‌ قدرتهاي‌ حمايت‌ كننده‌ي‌ او زمينه‌سازي‌ شد و از شوراي‌ امنيت‌ صادر گشت‌. اين‌ قطعنامه‌ كه‌ زير فشار سهمگين‌ رزمندگان‌ اسلام‌ بر پيكر دشمن‌ صادر شد، سندي‌ است‌ كه‌ شعار دفاع‌ مقدس‌ ما در آن‌ تأمين‌ گرديده‌ بود و اجراي‌ كامل‌ آن‌، دشمن‌ را به‌ شكست‌ قطعي‌ مي‌رسانيد و لذا هرگز جمهوري‌ اسلامي‌ آن‌ را رد نكرد. آنچه‌ براي‌ ايران‌ اسلامي‌ مطرح‌ و موجب‌ عدم‌ شتاب‌ در قبول‌ آن‌ مي‌شد، اصرار بر تنبيه‌ متجاوز به‌ قدر كافي‌ در ميدانهاي‌ نبرد و نيز بي‌اعتمادي‌ در اجراي‌ ميثاقهاي‌ بين‌المللي‌ توسط قدرتهاي‌ بزرگ‌ بود.

پيام‌ به‌ مناسبت‌ نهمين‌ سالگرد جنگ‌ تحميلي‌ 30/6/1368


در ايام هفته‏ى دفاع مقدس - كه يادآور فصل مهمى از زندگى اين ملت و تاريخ پُرافتخار پس از انقلاب است - هيچ چيز شايسته‏تر و لازم تر از اين نيست كه ما از فداكاران دوران جنگ و سربازان جان بر كف اسلام، و كسانى‏كه جان خود را در وسط معركه‏ى حق و باطل به گروگان گذاشتند، تا آبروى اسلام و آبروى اين ملت و حيثيت جهاد در راه خدا را حفظ كنند، تجليل كنيم و آنها را بزرگ بداريم؛ مخصوصاً پاكبازانى كه هرچه داشتند، در اين ميدان نثار كردند؛ يعنى شهداى عزيز ما و خانواده‏هاى صبورِ پُرگذشت آنان، جانبازان فداكار و بلندنظر و گرانقدر ما و خانواده‏هاى رنج‏كشيده‏ى آنان، آزادگان عزيز ما و خانواده‏هاى آنان، و مفقودان و اسراى دور از ميهنمان و كسان و خانواده‏هاى نگران آنان. تجليل از اين عزيزان، وظيفه‏ى بزرگى براى ملت است.

جنگ تحميلى، يك امتحان و يك عبرت
اين جنگ تحميلى، نه فقط براى همان چند سال يك امتحان بود، بلكه براى بعد از دوران خاتمه‏ى جنگ هم يك محك و يك امتحان و يك عبرت است. اگر هر ملتى بتواند در هنگام تهاجم دشمنان و خطرى كه بيگانگان براى او به‏وجود مى‏آورند، از خودش دفاع كند و دشمن را سركوب نمايد و به عقب براند و بعد از جنگ، ويراني اى جنگ را اصلاح كند و اوضاع را به حال اول دربياورد و عزت و آبروى آن ملت را حفظ بكند و يادگارهاى جنگ - يعنى همين رزمندگان و جانبازان و خانواده‏هاى شهدا - را گرامى بدارد، اين ملت ذليل‏شدنى نيست؛ اين ملت عزيز خواهد ماند.

كشتن روح دفاع و سلحشورى در ملتها، بزرگترين جنايت استعمار
بزرگترين جنايت استعمار و ايادى خائن آن - كه در طول سالهاى متمادى بر كشورهاى اسلامى حكومت كردند - اين بود كه روح دفاع و سلحشورى را در ملتها كشتند و آنان را به شعارهاى پوچ، مثل قوميت و مليتهاى افراطى سرگرم كردند؛ لذا مى‏بينيد كه تقريباً از دو قرن پيش، دشمنان ملتهاى اسلامى به كشورهاى آنها سرازير شدند و هر وقت به نحوى آنها را تحقير و ذليل و غارت كردند و رفتند و ملتها همين‏طور آنها را تماشا و تحمل كردند. كار به آن‏جا رسيد كه امروز مى‏بينيد ملتهاى مسلمان، جزو ضعيف ترين ملتهاى جهان هستند؛ در حالى كه اسلام در بطن خود، داراى قدرت و عزت و كرامت است. اسلام كه ذلت‏پذير نيست؛ چرا مسلمانان اين‏طور شدند؟! اين همان كارى است كه حكومتهاى دست‏نشانده با ملتهاى مسلمان انجام دادند؛ آنها را سركوب و ذليل و ذلت‏پذير كردند؛ هر وقت هم عده اى خواستند با الهام گيرى از روح اسلام كارى بكنند، از همه طرف آنها را محاصره كردند.

ملت ما ثابت كرد كه مى‏تواند از خودش دفاع كند
ملت ما بحمداللَّه با پيروزى انقلاب اسلامى و بعد از اين پيروزى درخشان، خود را از اين حالت تحقيرآميز نجات داد. بعد هم ماجراى جنگ تحميلى اتفاق افتاد و اين ملت بزرگ ثابت كرد كه مى‏تواند از خودش دفاع كند؛ اين درسى براى ملتهاى ديگر شد. ما در مقابل بزرگترين قدرتهاى تركيب‏شده‏ى عالم قرار گرفتيم؛ يعنى در طول هشت سال، همه با كمك به دشمنمان، در مقابل ما صف‏آرايى كردند؛ اما بعد از اين هشت سال، نتوانستند يك‏صدم از مقاصد خودشان را به دست بياورند و سرافكنده به جاى اول برگشتند. آيا اين براى يك ملت عزت نيست؟
آنچه كه من مى‏خواهم تأكيد كنم، اين است كه ملت ما نبايد هرگز فراهم‏آورندگان اين عزت را فراموش كند. آنها چه كسانى هستند؟ رزمندگان، نيروهاى مسلح، آحاد بسيج عظيم و بى‏پايان مردمى، جوانان مؤمن اين مملكت و خانواده‏هاى صبور و غيور اين ملت. اينها بودند كه اين حماسه‏ى بزرگ را آفريدند. اين كشور هميشه به رزمندگان دوران هشت‏ساله، بخصوص به خانواده‏هاى شهدا و جانبازان و آزادگان و مفقودان و اسرا و خانواده‏هايشان مديون است؛ ما به اينها مديون هستيم.....
شما ملت عزيز، شما ملتى كه دلهايتان با ايمان روشن شد و به بركت ايمان قوّت قلب پيدا كرديد و در مقابل دشمن ايستاديد و حرف خودتان را پيش برديد، بايد قدر اين ايمان و اين روحيه‏ى سلحشوری و قدر سلحشوران ميدان نبرد را بدانيد و اين ارزشها را زنده نگهداريد. ملت ما در مقابل چنين ظالم هايى سر خم نخواهد كرد.

فرازی از سخنرانى در ديدار با جمعى از رزمندگان، پرسنل و مسئولان ستاد فرماندهى كل قوا، ستاد مشترك و نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران، مسئولان حفاظت اطلاعات و عقيدتى، سياسى نيروهاى مسلح و پرسنل نمايندگى ولىّ‏فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، جمعى از بسيجيان شهرهاى تهران، سمنان و دماوند، گروهى از خانواده‏هاى شهدا و جانبازان شهرهاى تهران، همدان، يزد و قزوين و آزادگان بهار همدان، به‏مناسبت گراميداشت هفته‏ى دفاع مقدس و هفته‏ى وحدت‏ 1370/7/3


...، آنچه كه ملت ما پس از گذشتن دوران سخت جنگ هشت‏ساله بايد مورد تدبر قرار بدهد، اين است كه اين جنگ را چه كسى به وجود آورد، و چرا به وجود آورد، و چه شد كه موفق نشد؟ اين، سه نقطه‏ى اساسى است.

به وجود آورندگان جنگ
سؤال اول: جنگ را چه كسى به وجود آورد؟ نمى‏شود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همه‏ى قراين از اول كار نشان مى‏داد كه استكبار پشت سر عراق است؛ او را كمك نظامى كردند؛ از لحاظ تبليغاتى به او كمك كردند و شوراى امنيت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با اين‏كه جنگِ به اين اهميت در اين نقطه‏ى حساس واقع شده بود، اما روزهايى گذشت كه سازمان ملل در آن روزها، هيچ عكس‏العملى نشان نداد؛ اين عادى نيست. در حمله‏ى عراق به كويت، بعد از چند ساعت شوراى امنيت موضعگيرى كرد؛ اما در حمله‏ى عراق به ايران، تا وقتى كه تانكهاى عراقى پيشروى مى‏كردند، شوراى امنيت ساكت و تماشاچى نشست؛ بعد از آن‏كه هزاران كيلومتر را تصرف كرده بودند، شوراى امنيت يك كلمه حرف زد، كه آن هم تقبيح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نكرد كه چرا تجاوز كرده و جنگ را شروع كرده است؛ به دو طرف گفت كه حالا بياييد دست از جنگ بكشيد و آتش‏بس كنيد! يعنى درحقيقت، تثبيت عراق در اراضى اشغالى ما. البته ما قبول نكرديم و آن قطعنامه را رد كرديم. ....
شرق و غرب پشت سر عراق قرار داشتند. تقريباً تمام اروپا به عراق كمك كردند...... بنابراين، جنگ را رژيم عراق به تنهايى به وجود نياورد - رژيم عراق يك عامل بود - جنگ را همه‏ى دنياى استكبارى و من تبع او به وجود آوردند؛ اين امروز چيز روشنى است و احتياج به بحث زيادى ندارد.

از بین بردن نظام اسلامی؛ هدف دشمن
سؤال دوم: چرا جنگ را به وجود آوردند؟ اين هم امر روشنى است: جنگ را به وجود آوردند، تا نظام اسلامى را از بين ببرند، يا وادار به تسليم كنند؛ براى آنها فرقى نمى‏كرد. مى‏خواستند يا جمهورى اسلامى به خاطر اشغال و گرفتاريهاى جنگ ساقط بشود، يا اگر ساقط نمى‏شود، همان‏طورى كه بيشتر كشورهايى كه به اين مصيبتها دچار مى‏شوند و بالاخره رو به يك قدرتمند مى‏كنند و پيش او دست دراز مى‏كنند، شايد ملت ايران و امام عظيم‏الشأن اين ملت هم مجبور بشوند در مقابل دشمنان تسليم بشوند، دست دراز كنند و بگويند خيلى خوب، ما تسليم هستيم؛ نگذاريد ديگر عراق اين‏قدر ما را بكوبد. بدون ترديد هدفشان اين بود؛ اما اين آرزو هم به دلشان ماند.
اگر ايران در مقابل امريكا تسليم مى‏شد، جنگ زود تمام مى‏شد. البته مصيبت سلطه‏ى امريكا، صد برابر از مصيبت جنگ سخت‏تر است. مصيبت تسلط بيگانه، از مصيبت هر گونه جنگى با هر خسارتى، براى يك ملت سنگين تر و سخت‏تر است. امروز ببينيد با رژيم عراق چگونه برخورد مى‏كنند. همين كه مسلط شدند، همين‏كه در مقابلشان تسليم انجام گرفت، استكبار ديگر هيچ حدى نمى‏شناسد. از ايستادگى مردم است كه اينها حساب مى‏برند و مجبورند حريم بگيرند. هر ملتى كه كوچكترين نشانه‏ى تسليمى از خود در مقابل استكبار نشان داد، باخت؛ باختى بسيار سنگين. هدفشان اين بود كه جمهورى اسلامى را وادار به تسليم كنند؛ ولى نتوانستند.
بعد از هشت سال جنگ، لازم نيست ما قسم و آيه بخوريم كه در جنگ پيروز شده‏ايم. پيروزى در جنگ مگر چيست؟ اگر دشمنى با آن حجم قدرت و با آن عظمت مادّى به يك ملت حمله كند، هشت سال هم عليه او مبارزه كند، اما بعد از هشت سال همه چيز مثل روز اول باشد؛ نه يك قدم از سرزمين اين ملت دست ديگرى باشد، نه اين ملت كوچكترين تحميلى را از دشمن قبول كرده باشد، آيا اين پيروزى اين ملت نيست؟ ملت ما با جوانانش، با رزمندگانش، با ارتش و سپاه و بسيج مردميش، با عشاير دلاورش، با مردم كوچه و بازارش، با خانواده‏هاى ايثارگرش، با زنان و مردان آگاه و هوشيارش، با شجاعت و ايمان و توكل بى‏نظير رهبر عظيم‏الشأنش، توانست در مقابل امريكا و اروپا و شوروىِ آن روز و امپراتورى شرق و غرب بايستد و بعد از هشت سال همه‏ى آنها را وادار بكند كه به پيروزى ملت ايران و به شكست خودشان اعتراف كنند.

عوامل پیروزی در جنگ: توکل بر خدا و وحدت کلمه و فداکاری جوانان ملت
و اما سؤال سوم: چه شد كه اين پيروزى به دست آمد؟ برادران و خواهران عزيز در سراسر كشور! چه شد كه شما پيروز شديد؟ آيا جز ايمان شما، توكل شما به خدا، تصميم شما براى ايستادگى در مقابل دشمنان خدا، وحدت كلمه‏ى شما - كه به هيچ وسيله‏يى نتوانستند آن را در هم بشكنند - فداكارى قهرمانانه‏ى جوانان شما؛ جوانانى كه در عين جوانى، از لذتهاى دنيا گذشتند و تسليم وسوسه‏ها نشدند؛ و پدر و مادرى كه از جوانانشان گذشتند و تسليم وسوسه‏ى محبت و عشق به اولادشان نشدند؛ و بى‏اعتنايى به زخارف دنيا و نگريستن به هدف عالى - يعنى سربلندى اسلام و مسلمين - پيروزى ملت ايران عامل ديگرى داشت؟ اگر ايران در آن روزى كه دشمن از همه طرف به آن حمله كرد، به شرق يا به غرب، به امريكا، به اروپا، به شوروى رو مى‏آورد، باز هم پيروز شده بود؟ نمى‏گذاشتند پيروز بشود. جنگ تمام مى‏شد، اما جنگ بدون پيروزى و بدون افتخار؛ سلطه‏ى خودشان را بر اين ملت از سر مى‏گرفتند.
استكبار جهانى همچنان در فكر سلطه است‏
برادران و خواهران عزيز! تقريباً سيزده سال از پيروزى انقلاب و ريشه‏كن شدن سلطه‏ى امريكا از اين كشور مى‏گذرد؛ اما امريكا و استكبار جهانى همچنان در فكر اين هستند كه سلطه‏ى خودشان را به هر شكلى كه بتوانند، به اين ملت برگردانند. بدانيد كه دشمنان خدا از اسلام و ايمان و وحدت كلمه‏ى شما مردم راضى نيستند؛ از اين‏كه شما پشت سر مسؤولان كشور، پشت سر قرآن و اسلام، پشت سر نشانه‏ها و پرچمهاى دين حركت كنيد، ناراضى هستند. دشمن، اين‏طور زندگى را نمى‏پسندد. شما فرهنگ استكبارى را در دنيا به هم زده‏ايد. امروز كار بر استكبار مشكل شده است....

فرزای از خطبه‏هاى نماز جمعه‏ى تهران‏ 1370/7/5


جنگ هشت ‌ساله و دفاع مقدس، یکی از صحنه‌های عبرت.
اين جمله نهج‏البلاغه خيلى مهمّ است كه: «انّ من صرّحت له العبُر عمّا بين يديه من المَثُلات»؛ هر كه بتواند رنجها و بلاها و حوادث و سختيها را به چشم عبرت ببيند: «حجزته التّقوى‏ عن تقحم الشُّبهات»؛ آن قدر از بدى و زشتى و نهج‏البلاغه: خطبه 16(هنگام بيعت با امام در مدينه)
چيزهايى كه انسان را دچار بدبختى و نابسامانى مى‏كند، رويگردان مى‏شود كه حتّى از شبهه‏هاى آن هم اجتناب خواهد كرد؛ چه رسد به خود آن.
اين جنگ هشت ساله با مقدّمات و مؤخّراتش كه تا امروز هم ادامه دارد، يكى از آن صحنه‏هاى عبرت است. به اين صحنه عبرت نگاه كنيم. قبل از انقلاب، زندگى مردم ايران هم خودش يك صحنه عبرت بود كه آن صحنه امروز هم در نقاطى از دنيا وجود دارد: حكومتهايى فاسد، مردمى گرفتار، دنيا و آخرتى فنا شده، دستى گشاده از سوى دشمنان و بدخواهان و لاشخورهاى بين المللى در زندگى يك ملت و آفاقى بسته و تيره و تار براى انسانهايى كه در آن جا زندگى مى‏كنند و نه دنيا دارند و نه آخرت! قبل از انقلاب وضعيت ما اين گونه بود و امروز هم در دنيا بعضى از كشورها اين طورند. از آن عبرت، ملت ايران خوب استفاده كرد. يكى از اين استفاده‏ها، همان ايستادگى در ميدان جنگ هشت ساله بود.
امام بزرگوار ما - كه تا ابدالآباد نور و رحمت الهى بر روح مطّهر او در حال فيضان باشد - مكرر در طول اين سالها مى‏فرمود: « دشمن مى‏خواهد ايران را به قهقرا برگرداند و همان جايى ببرد كه ملت ما حركت خود را آغاز كرده است و او را در همان حصار گذشته نگه دارد و به منابع و معادن و خيرات و بركات و نيروهاى انسانى كشور دست باز كند و براى خود و نوكرانش پول و لذّت و ثروت جمع آورى كند و ملت ايران را در سياهچال بدبختى‏اى كه زندگى مى‏كرد، رها كند». مردم سخنان ارزشمند امام را باور كردند و جوانان هم حقيقت را فهميدند؛ لذا حماسه آن هشت سال پديد آمد. امروز شما و همه مردم ايران - و بلكه ملتهاى ديگر - بايستى از آن حماسه درس بگيريد.
در اين هشت سال خيلى كارها شد كه هنوز عشرى از اعشار تلاشهاى دهساله جوانان و ملت ما و مادران و پداران و خيرخواهان اين امّت به سلك نگارش در نيامده است و هنوز از آن تلاشهاى بسيار، عدّه‏اى خبر ندارند. من به جوانان امروز - بخصوص نوجوانان - مؤكّداً توصيه مى‏كنم كتابهايى را كه شرح و گزارش گوشه‏اى از جنگ هشت ساله است، قدر بدانند و آنها را بخوانند؛ زيرا حقايق زيادى در آن كتابها بازگو شده است. همين خاطراتى كه جوانان مى‏نويسند و گزارشهايى كه از آن روزها مى‏دهند؛ خواندنى و عبرت‏آموز است.
آنچه كه هنوز بيان نشده، به مراتب بيشتر از آن چيزى است كه تاكنون بيان شده است. خيلى كارها انجام گرفت؛ ليكن يك جمع بندى وجود دارد كه جلوِ چشم همه و مايه عبرت است. يكى از اين جمع بنديها - كه بارها هم گفته شده ولى هر چه بيشتر تكرار شود بهتر است - اين است كه در برهه‏اى از زمان، تمام قدرتهاى سرپاىِ دنيا تقريباً عليه ايران اسلامى دست به هم دادند. هر چند در ظاهر فقط يك ارتش عراق بود كه با ما مى‏جنگيد
؛ اما كارشناسان و جاسوسان و ماهواره‏ها و سلاحهاى امريكايى و اروپايى بلوك شرق (شوروى آن روز و كشورهاى اروپاى شرقى) و نيز پول دولتهاى اطراف خليج فارس و نيروهاى كارشناس غير عرب - كه بعضى گفته‏اند اسرائيلي ها هم در ميانشان بوده‏اند، ولى من چون يقين ندارم نمى‏خواهم بگويم - دست به هم داده بودند و از عراق جانبدارى مى‏كردند. علاوه بر اينها شما مى‏دانيد در جبهه قرار داشتن فقط به اين معنا نيست كه انسان با دشمن گلاويز شود؛ در صورتى كه فراهم كردن زمينه نبردِ آسانتر براى طرف مقابل، كمك زيادى به او مى‏كند. مثلاً دو نفر كه با هم كُشتى مى‏گيرند، اگر عدّه‏اى يك كشتى‏گير را تشويق كردند و برايش امكانات تدارك ديدند و كار يادش دادند و زير پايش را صاف و لباسش را مرتّب كردند و اگر افتاد زير بغلش را گرفتند؛ همه آنها در كُشتى داخلند. جنگ عراق با ما شبيه چنين صحنه‏اى بود.
كسانى كه سرپا بودند، در جبهه ارتش عراق قرار گرفتند؛ براى اين كه اگر بتوانند بخشى از ايران را جدا كنند و يا نيروهايشان را تا مركز كشور ما برسانند - صريحاً گفتند كه اين كار را خواهيم كرد! - و يا منابع نفتى ايران را در جنوب كشور و خليج فارس تصرّف كنند و يا فشار اقتصادى را طورى بر ملت ما وارد كنند كه طاقت خود را از دست بدهد . خلاصه اين كه با ده راه و از ده جهت كارى كنند كه حكومت اسلام و قرآن سرنگون شود. اين هدف آنها بود. يك روز و دو روز هم اين كار انجام نگرفت؛ بلكه هشت سال طول كشيد و با همين شدّت و يكپارچگى جناحهاى مختلف، عليه نظام اسلامى تلاش كردند.
نتيجه همه اتّحادشان اين شد كه نه يك وجب از خاك ايران را توانستند جدا كنند و نه توانستند نظام انقلابى را تضعيف نمايند و نه توانستند بخشى از منابع ايران را بگيرند و نه توانستند ايران اسلامى را دچار اضطراب فكرى و عقيدتى كنند؛ بلكه به عكس، ايران مستحكم‏تر، حكومت ثابت‏تر، مردم علاقه‏مندتر و افكار داراى رشد بيشتر شد و همه چيز صددرصد در جهت خلاف ميل و اراده دشمن پيش رفت. اين يك عبرت و تجربه است. چه دليلى داريد كه اگر در يك برهه ديگر از زمان باز هم همان امريكا و اروپا و ناتو و همان مرتجعان، دست به دست هم بدهند، نتيجه‏اى غير از اين به دست نيايد؟ چرا بعضى كسان دائماً سعى مى‏كنند دشمن را بزرگ كنند و نيروهاى عظيمِ جوشان و خروشان انقلاب را كوچك جلوه دهند؟!
مادامى كه شما ايمان و تقوا و عمل صالح را براى خودتان حفظ مى‏كنيد؛ تمام قدرت خدا، تمام نواميس طبيعت و تمام امكانات يك گروه برگزيده در اختيار شماست. در ميدان سازندگى، در ميدان توطئه تبليغاتى، در ميدان مبارزه و تهاجم فرهنگى، در ميدان خُلقيّات مردم، در ميدان بازِ يك حركت نظامى - كه البته بسيار مستبعد است - و در هر ميدان ديگر اگر دشمن با همه حجم و قدرت و تنّوع و ابزار تبليغاتى و با همان ساز و برگ نظامى وارد شود - كه البته امروز دشمن ديگر آن ساز و برگ گذشته را ندارد؛ آن روز بلوك شرق با آن طول و عرض وجود داشت كه ديگر امروز نيست؛ به علاوه تغييرات فراوان سياسى و جغرافيايى در سطح عالم به وقوع پيوسته است كه همه به سود اسلام و مسلمين است - در مقابل ملت و همين جوانان مؤمن و خانواده‏هاى جوشان از عاطفه و ايمان، هيچ غلطى نخواهد توانست بكند.
همه حرفهايى را كه گفتيم، خداى متعال صد برابر آن را در يك كلمه از آيه قرآن فرموده است: «ولا تهنوا»؛ مبادإ؛ ّّ سست شويد. «ولا تحزنوا»؛ مبادا غمگين شويد. «وانتم الاعلون ان كنتم مؤمنين»؛ آل عمران: 139شما بالاتريد. در جاى ديگر مى‏فرمايد: «فلا تهنوا و تدعوا الى السّلم»؛ محمّد: 35مبادا سست شويد و دعوت به سازش كنيد يا دعوت سازش دشمنِ آشتى‌ناپذير را بپذيريد. سازش با انسانهاى خوب، حتّى سازش با انسانهايى كه با شما كارى ندارند؛ عيبى ندارد. «لاينهيكم اللَّه عن الذين لم يقاتلوكم فى الدّين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبرّوهم و تقسطوا اليهم»؛ ممتحنه: 8 با همه كسانى كه با شما كارى ندارند و اهل صلح و سلامت و اخّوت و برادرى هستند، سازش كنيد: اما با كسى كه با فلسفه وجودى و اساس و ايمان شما و با اصل حكومت اسلامى و ولايت الهى مخالف است؛ «فلا تهنوا و تدعوا الی السّلم»؛ سازش نكنيد. حواستان جمع باشد. كدام صحنه عبرت و درسى بهتر و بيشتر از اين مى‏تواند با انسان حرف بزند؟ هفته دفاع مقدّس يعنى توجّه به همين نكته.
اين ملت و همه ملتهاى ديگر، فقط از جوانان تشكيل نشده‏اند. جوانان نوكِ پيكانند. به آن مادرى كه جوانش را تجهيز كرد و به جبهه فرستاد، نگاه كنيد! به آن خانواده‏اى كه فقط دو پسر جوان داشت و آنها را تقديم اسلام كرده بود و مى‏گفت: «وقتى دو بچه ما رفتند و شهيد شدند، باز ما مثل اوّل تنها شديم» بنگريد! مگر اين صحنه‏ها شوخى است؟ به اين همه ايمان و صفا و اخلاصى كه در جبهه‏هاى جنگ خرج شد، نگاه كنيد! به آن همه ابتكار و ذوقى كه براى خود كافى كردن نيروهاى مسلّح مصرف شد تا پيش ديگران دست دراز نكنيم، توجّه كنيد! در سال پنجاه و نه ما حتّى گلوله آر.پى.جى را هم بايد مى‏خريديم، ولى به ما نمى‏فروختند! پنج هزار آر.پى.جى وارد اهواز شد؛ مثل اين كه همه دنيا را به كسانى كه آن جا بودند، دادند!
امروز همين ملت، همين جوانان، همين استعدادها، همين پاسداران و همين ارتش، قدم در ميدانهايى گذاشته‏اند كه اگر دشمن بشنود، باور هم نخواهد كرد. دشمن تبليغات مى‏كند كه اينها بمب اتم درست مى‏كنند! خودش مى‏داند دروغ مى‏گويد و همه هم مى‏دانند اين ادّعا دروغ است. دشمن نمى‏خواهد پيشرفتهاى ما را باور كند. يكى از بركات دفاع هشت ساله ما، همين پيشرفت هاى علمى و تكنولوژيكى و ساخت دقيق ترين ابزارهاست كه با دست خالى و بدون هيچ سابقه‏اى آنها را به دست آورديم و جزو موجودى ملت ايران شده است. اين مجموعه باارزش است و بايد براى اسلام و مسلمين حفظ شود؛ يعنى جوان رزمنده‏اش كه صف مقدّم است و خاكريز اوّل را نگه مى‏دارد و نيز عواطف و ايمان پدر و مادر و عشق و جوش و شور آن كودك و دختر و پسر جوان و نوجوان كه عمق انقلاب و ميدان جنگ محسوب مى‏شدند، بايد حفظ شود. زمانِ جنگ، وقتى بسيجى به خانه بر مى‏گشت، آن جا را هم صحنه ديگرى مى‏ديد كه او را دوباره اميدوارانه بر مى‏گرداند. مردم، بازار مسلمانان، ادارات، بسيجهاى گوناگون دانشگاه و همه و همه مجموعاً سرمايه ملى هستند. اينها بايد حفظ شوند.

فرازی از بيانات مقام معظم رهبرى و فرمانده كلّ قوا در ديدار با فرماندهان و مسئولان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى‏ 1374/6/29


جنگ، يكى از محيطترين حوادث براى يك ملت است. ما همگى اين را با وجود خودمان، با گوشت و پوست و احساس و ادراك خودمان مشاهده كرديم. اين نيست كه فقط در تاريخ چيزى خوانده، يا به آمارها مراجعه كرده باشيم. ليكن نكته مهم اين است كه ملتها مى‏توانند اين حادثه پُرخسارت را به يك فرصت و به يك سرمايه تبديل كنند. مى‏دانيد؛ خسارت جنگ هم فقط اين نيست كه عزيزان ملت به كام مرگ كشانده مى‏شوند يا ويرانيهايى به بار مى‏آيد و سرمايه‏هايى بر باد مى‏رود. اگر در جنگى عزم ملى و خردمندى سردمداران كشور به كمك كشور نيايد، آن سرافكندگى و ذلّت و هزيمت معنوى‏اى كه بر دوش آن ملت سنگينى خواهد كرد، شايد از همه اين خسارتها بالاتر است.
امروز بيش از صدوپنجاه سال و نزديك به دويست سال از قرارداد ننگين تركمانچاى مى‏گذرد. هر ايرانى كه آن تاريخ را بخواند، بعد از گذشت نزديك به دو قرن، در روح خود احساس شرمسارى، حقارت و شكست مى‏كند و از خود مى‏پرسد: چطور در حادثه‏اى به آن عظمت، سردمداران كشور قادر نشدند عزم ملى و سرمايه‏هاى مادّى و معنوى كشور را به كمك هويّت ملى اين كشور به ميدان بياورند؟! لشكر مهاجم دشمن تا قلب كشور آمد؛ بعد با التماس و درخواست و پيشكش دادن و وساطت دشمنانِ دوست‏نما و خسارتهاى فراوان ملى و آن اهانتهايى كه به ملت ايران شد، قبول كرد كه قدرى عقب بنشيند، در حالى‏كه هفده شهر قفقاز را از ايران گرفته و كشور را از بخشى از پاره تن خودش محروم كرده بود! امروز هم كه شما اين حادثه را در ذهن خودتان يا در كتاب تاريخ مرور كنيد و ببينيد بر ملت ايران در آن حادثه تلخ چه گذشت، احساس خجلت و احساس سرافكندگى و ذلّت مى‏كنيد. همين طور شبيه اين، در حوادث جنگ بين‏الملل دوم، همين شهر تهران محل خودنمايى و پُز دادن افسران كشورهاى مختلف شد كه در خيابانها راه بروند، به ايرانى با چشم تحقير نگاه كنند، از او كار بكشند، به او اهانت و به نواميس او تجاوز كنند. اين يك نوع بود، آن نوع ديگرى بود. اينها نشانه يك خسارت بزرگ براى يك ملت در يك جنگ است.
در جنگى كه در سال 1359 در اين كشور رخ داد، همه اين حوادث ممكن بود. آنهايى كه مى‏خواستند قطعه‏اى از خاك ايران را از ايران جدا كنند، هدفشان فقط اين نبود كه ايران را از آنچه كه هست، قدرى كوچكتر كنند. هدف اين بود كه اين ملت را براى قرنها - حداقل يك قرن، دو قرن - با احساس حقارت سرِ جاى خود بنشانند. و در مردمى كه جرأت كرده بودند مقابل امپراتورى عظيم استكبار جهانى قيام كنند؛ برخلاف همه عرفهاى بين‏المللى، يك حكومت صددرصد مردمى را كه به هيچ قدرتى در دنيا باج نمى‏دهد، سر كار بياورند، روحيه شجاعت و خودباورى را بميرانند. آنچه كه براى آنها غايت مطلوب بود، اين بود. و اين مى‏شد. اگر آن كارى كه رزمندگان كردند، آن كارى كه خانواده‏ها كردند، آن كارى كه بسيج عمومى ملت كرد، آن كارى كه گزارشگران اين صحنه‏هاى شرف كردند و در مقابل چشم مردم قرار دادند و آن كارى كه آن سلسله‏جنبان همه اين افتخارها كرد؛ نمى‏بود، همين مى‏شد؛ ترديد نداشته باشيد. قطعه‏اى از خاك ايران را مى‏گرفتند، بعد با قدرى چك و چانه مقدارى از آن را پس مى‏دادند و منّت هم سر ملت ايران مى‏گذاشتند - البته در طول سالهاى متمادى و قطعاً بيش از هشت سالى كه جنگ طول كشيد اين كار را مى‏كردند - بعد ملت ايران هر وقت به آن منطقه از كشور خود مى‏نگريست، احساس حقارت مى‏كرد!
اين كه شما ديديد پشت سرِ عراق، غرب يكپارچه قرار گرفت؛ شوروى و تمام اروپاى شرقى يكپارچه قرار گرفتند؛ عربهاى خليج فارس و حكومتهاى خليج فارس كه تابع اشاره امريكا بودند، يكپارچه قرار گرفتند و همه به عراق كمك كردند؛ هدفشان اين نبود كه چند شهر را از ايران بگيرند و به عراق بدهند يا يك دولت مستقل درست كنند. هدف، نابود كردن ملت ايران بود. هدف، صاف كردن آن حفره‏هايى بود كه ملت ايران در دستگاه اقتدار امپراتورى استكبار به وجود آورده بود. اما خدا نخواست. «خدا نخواست»، يعنى چه؟ يعنى اگر آحاد ملت ايران غفلت مى‏كردند و مى‏خوابيدند؛ رزمندگان به جبهه نمى‏رفتند؛ امام نمى‏غُرّيد و سينه سپر نمى‏كرد و نمى‏ايستاد و اين همه استعداد و نيرو در اين راه بسيج نمى‏شد؛ باز هم خدا همين‏طور مى‏خواست؟ نه، اراده خداى متعال به نفع يك ملت، تابع اراده آن ملت است. هيچ حقيقت و واقعيتى در متن زندگى يك ملت به اراده‏ى الهى تغيير پيدا نمى‏كند؛ مگر وقتى كه خودِ آن ملت بر آن همت بگمارد. اين صريحِ آيات قرآنى و جزو معارف قطعى دينى است.
اين خسارتى كه بنا بود به وجود آيد - و اگر عزم ملى و تدبير و خردمندى سردمداران و مسئولان كشور و اخلاص و جدّيت كسانى كه در اين راه قدم گذاشتند، نمى‏بود، قطعاً اين پيش مى‏آمد - با اين عزم ملى و با اين ايمان، تبديل به يك فرصت شد. آرى؛ ما در جنگ، بسيار جانهاى عزيز را از دست داديم و خسارتهاى مادّى و معنوى زيادى هم تحمل كرديم؛ اما چيزى در دل اين ملت جوشيد كه بركات و ارزشش براى امروز و فرداى اين ملت، از همه چيز بالاتر است و آن، احساس اتّكاء به نفس، احساس عزّت، احساس استقلال، احساس خودباورىِ ملىِ عظيم و احساس اعتقاد به اين بود كه اگر يك ملت حول محور ايمان به خدا و عمل صالح جمع شوند، معجزاتِ نشدنى يكى پس از ديگرى قابل شدن خواهد شد. اين در زندگى ما اتّفاق افتاد........

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار مديران و هنرمندان دفاع مقدس 6/7/1379


آنها كه‌ نجنگيده‌ بودند، تا هشت‌ سال‌ در خوزستان‌ بمانند و بعد هم‌ بروند سر جاي‌ اولشان‌ بايستند. آنها جنگيده‌ بودند، براي‌ اين‌كه‌ نظام‌ را ساقط كنند، انقلاب‌ را از بين‌ ببرند، ملت‌ ايران‌ را ذليل‌ كنند، خوزستان‌ را جدا كنند و ايران‌ را تجزيه‌ نمايند. با اين‌ قصدها وارد جنگ‌ شده‌ بودند; اما يك‌ مورد، بلكه‌ عشري‌ از اعشار يكي‌ از اهدافشان‌ تحقق‌ پيدا نكرد. چرا؟ چون‌ ملت‌ در صحنه‌ بود، چون‌ شما مردم‌ بوديد، چون‌ شما اراده‌ كرديد، چون‌ شما به‌ خدا تكيه‌ كرديد، چون‌ شما به‌ نصرت‌ الهي‌ اميدوار بوديد، چون‌ شما ايستاديد و بالاخره‌ چون‌ شما به‌ دهن‌ متجاوز زديد و او ناكام‌ ماند. اين‌ روحيه‌ و اين‌ حالت‌ و اين‌ حضور و اين‌ اراده‌ و اين‌ وحدت‌ كلمه‌ و اين‌ استقلال‌ و اتكال‌ به‌ نفس‌ و اتكا به‌ خدا را حفظ كنيد; شما عزيزيد.
چنين‌ مسئله اي‌، براي‌ هر كشوري‌ كه‌ پيش‌ بيايد، آن‌ كشور شكست‌ خواهد خورد. يك‌ نفر را جلو بيندازند، همه‌ي‌ دنيا هم‌ پشت‌ سرش‌ بايستند، تجهيزات‌ بدهند، سلاح‌ شيميايي‌ بدهند، تكنولوژي‌ بدهند، پول‌ بدهند، متخصص‌ بدهند، حتي‌ نقشه‌ و تاكتيك‌ جنگي‌ روي‌ كاغذ بنويسند و به‌ او بدهند، ماهواره‌ها را در خدمتش‌ قرار بدهند. چنين‌ حمله‌ و تهاجمي‌، به‌ هركدام‌ از اين‌ كشورهايي‌ كه‌ هستند، بشود، قطعا به‌ زانو درمي‌آيد; اما ايران‌ به‌ زانو در نيامد و نخواهد آمد و به‌ بركت‌ ايمان‌ مردمي‌ و وحدت‌ كلمه‌، در مقابل‌ قدرتها هميشه‌ پايدار خواهد ماند.وحدت‌ كلمه‌ را حفظ كنيد.

فرازی از سخنراني‌ در ديدار با مسئولان‌ بنياد شهيد، جمعي‌ از اساتيد و دانشجويان‌ دانشگاهها و اقشار مختلف‌ مردم ‌24/5/1369

● تجلیل از ستارگان فروزان سرزمین شهادت

‏ در هفته‏ى دفاع مقدس و در ميان خاطره‏هاى عزيز و با شكوه ملت ايران از دوران هشت ساله‏ى دفاع، از همه درخشان تر، ياد و خاطره‏ى شهيدان گرانمايه و عالى‏قدر است؛ ستارگان فروزانى كه اين قطعه‏ى از تاريخ را نورباران كردند؛ مردان بزرگى كه در كسوت شريف گمنامى، گرانبهاترين هديه‏ها را نثار اسلام و قرآن نمودند؛ دلاورانى كه حصار جهالت و گمراهى را دريدند و شعاع خورشيد هدايت را به دورترين نقاط عالم رساندند؛ مظلومانى كه شجاعانه از حق دفاع كردند و ستمگران زمان را به عجز آوردند. ايران اسلامى و ملت بزرگ و شرافتمند اين كشور ياد اين عزيزان را همواره گرامى خواهد داشت و سنت لايتغير الهى، ذكر آنان را جاودانه خواهد ساخت.
اين‏جانب سلام و درود خالصانه‏ى خود را از اعماق جان بر تربت مطهر اين عزيزان نثار مى‏كنم و سرنوشت سعادت بار آنان را، همچون آرزوى شيرينى براى خود و همه‏ى مشتاقان، از خداوند متعال مسئلت مى‏نمايم.

پیام به مناسبت روز تجليل از شهدا و ايثارگران در هفته‏ى دفاع مقدس 3/7/1376


هفته‏ى دفاع مقدس نمودار مجموعه‏اى از برجسته‏ترين افتخارات ملت ايران در دفاع از مرزهاى ميهن اسلامى و جانفشانى دلاورانه در پاى پرچم برافراشته‏ى اسلام و قرآن است.
و در اين مجموعه‏ى تابناك درخشنده‏ترين و نفيس‏ترين نگين گرانبها ياد و خاطره شهيدان است.
آنان جوانان و جوانمردان رشيد و پاك سرشتى بودند كه با آگاهى و درك والاى خود موقعيت حساس كشور را تشخيص دادند و وظيفه‏ى بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذيرا شدند، هيچ ملتى و كشورى بدون چنين مجاهدتها به عزّت و تعالى دست نخواهد يافت. كشور ما مديون فداكارى اين جانهاى عزيز و خانواده‏هاى صبور آنهاست. هر ملتى كه چنين دلاوران آگاه و شجاعى را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوى تربيت جوانان خود در همه‏ى دورانها بداند. رحمت خدا و درود پيامبران و فرشتگان و بندگان صالح او بر اين ارواح طيب و طاهر باد.

پيام به مناسبت هفته‏ى دفاع مقدس‏ 1379/6/31


با دلى سرشار از تكريم و ستايش، به روح شهيدان عزيز درود ميفرستم و نام و ياد بلندآوازه‏ى آنان را گرامى ميدارم. اين مردان خدا با دلهائى كه به ايمان و اخلاص و شجاعت، مزيّن بود، كشور و ملت خود را در يكى از بزرگترين حوادث تاريخى، از مهلكه نجات دادند و تهديدى را كه ميتوانست به ذلت و اسارت ايران و شكست اسلام بينجامد، دفع كردند. آنان با فداكارى دلاورانه‏ى خود بيدارى اسلامى را در جهان تداوم بخشيدند و پرچم پيروزى اسلامى را كه با انقلاب بزرگ ملت ايران به اهتزار درآمده بود برافراشته نگاه داشتند. دشمن بعثى كه بسود هدفهاى استعمارى غرب، به كشور ما هجوم آورده بود، از دليران مؤمن و غيور ما شكست خورد و پس از هشت سال، سرافكنده در پشت مرزهاى خود متوقف گشت. ملت ايران در اين آزمون مرگ و زندگى، بهاى سنگينى پرداخت ولى استقلال و عزت ملى و هويّت اسلامى خود را كه براى ملتها از همه چيز گرانبهاتر است حفظ كرد و پرچم بيدارى اسلامى را كه دنياى اسلام به آن چشم دوخته است، سربلند نگاه داشت.

پيام به مناسبت روز شهيدان در هفته‏ى دفاع مقدس‏ 1382/7/3


. سلام خدا بر اين عزيزان و بر همه شهيدان اين مرز و بوم كه حصار تحميلى ماده پرستى و خودخواهى را شكافتند و راهى به ملكوت انسانيت والا به روى بشريت گشودند. سلام خدا بر اين فداكاران كه در روز غربت فضيلتها و ارزشهاى اسلامى به يارى دين خدا و دفاع از انقلاب اسلامى قد علم كردند و غريبانه جان دادند. سلام خدا و فرشتگان و بندگان صالحش بر اين اجساد پاك و نورانى كه از خود گذشتند تا كشور و ملت خود را از آسيب متجاوزان محفوظ دارند. سلام ما بر اين پاره‏هاى دل ملت كه دل از زندگى و راحت كندند تا آرامش دل امت و امام تضمين شود، مرگ را استقبال كردند تا اسلام زنده بماند، داوطلبانه به خاك افتادند تا ايران سربلند گردد. درود خدا و اوليائش و درود همه ملت ايران بر آنان باد. اين‏جانب به خانواده‏هاى داغدار و چشم انتظار اين شهيدان تبريك و تسليت عرض مى‏كنم و اميدوارم به بركت اين اجساد طيبه كه شب قدر، اولين شب آرامش آنان در مضجع ابدى است، شبهاى قدر بر آن خانواده‏ها و بازماندگان و بر همه ملت ايران مبارك گردد. و دعاى مستجاب حضرت بقية اللَّه الاعظم (ارواحنافداه) در اين شبها دستگير ملت ايران شود

پيام به مناسبت تشييع پيكر پاك يك هزار تن از شهداى جنگ تحميلى‏ 1371/12/21

● وظیفه‌ی ما: پاسداری و حفظ ارزش‌های دفاع مقدس

ثبت وقایع دفاع مقدس
اين هشت سال دوره دفاع مقدس، شامل هزاران هزار حادثه است. من مى‏خواهم اين را از جامعه فرهنگى و هنرى كشور مطالبه كنم كه از اين هزاران هزار حادثه، لااقل يك فهرست تهيه كنند. بنشينند فكر كنند و در حوادث جنگ، دقّتِ نظر هنرمندانه به خرج دهند؛ يك فهرست از اين حوادث به وجود آورند؛ بعد اين را بگذارند در قبال كارهاى هنرى‏اى كه تا امروز درباره‏ى جنگ شده است - كه البته بسيار هم ارزشمند است - ببينند كه چقدر از اين فهرست را ما پُر كرده‏ايم. من اعتقادم اين است كه اگر اين كار صورت گيرد، خواهيم فهميد كه ما يك هزارم آنچه را كه درباره اين جنگ مى‏بايد تبيين كرد و مى‏توان تبيين و موشكافى كرد، هنوز بيان نكرده‏ايم!......
همه جنگ، داخل جبهه‏ها نيست. بسيارى از مسائل جنگ، داخل خانه‏هاست؛ در راههاست؛ داخل دلهاست؛ در مجموعه‏هاى تصميم‏گيرى است؛ در مجامع بين‏المللى است. ببينيد؛ ما در دوره جنگ، از طرف مجامعى كه ادّعا مى‏كردند در مسائل جهانى بيطرفند، در مقابل يك اعمال غرض واضحى قرار گرفتيم. ادعاهاى بسيار بزرگى هم مى‏كردند. كسانى كه امروز شما مى‏بينيد درباره سلاحهاى كشتار جمعى و سلاحهاى شيميايى و ميكروبى و از اين حرفها داد سخن مى‏دهند و جزو مسائل واضح مى‏شمرند، اينها به رژيم عراق و ارتش عراق سلاح شيميايى دادند؛ برايش ساختند و يا امكان ساخت آن را برايش فراهم كردند. دو قطب بزرگ دنياى آن روز - يعنى قطب امريكا و قطب شوروى سابق - مشتركاً با همه ساز و برگشان به كمك عراق آمدند. اينها كجا و در كداميك از اين آثار هنرى ما درست تبيين و تشريح شده است؟......
امروز ما مى‏بينيم وقتى كه راجع به دفاع مقدّس و جنگ هشت ساله و اين عظمت مطلقى كه ملت ايران آفريد، صحبت مى‏شود - كه مهمترين موضوع هنرى است و يك هنرمند درباره اين‏گونه شكوه‏هاى ملى، خوب مى‏تواند قلم فرسايى يا ميدان دارى كند - بعضى از آثار در گوشه‏وكنار پيدا مى‏شود كه نه فقط عظمت را نمى‏بينند؛ مى‏گردند يك نقطه ضعفى، يا واقعى، يا حتى پندارى، پيدا مى‏كنند و آن را مورد مداقّه قرار مى‏دهند! هدف از اين كارها چيست؟ چرا بايد ما اين فرآورده‏ى عظيم ملت ايران را نديده بگيريم؟! اين خدمت به ملت ايران است كه در تهاجمى كه به مرزهاى او، به شخصيت او، به عزّت او، به تاريخ او، به هويّت ملى او شده است - اين‏گونه مردانه ايستاده و اين‏طور شجاعانه دفاع كرده - ما بياييم آن را زير سؤال ببريم؛ آن هم با زبان هنر؟! اين كارها را مى‏كنند. اينها به نظر من تصادفى هم نيست؛ يعنى نمى‏شود گفت حالا يك هنرمند به اين فكر افتاده كه مى‏شود اين گونه عمل كرد؛ نه. به نظر من غيرعادى مى‏آيد. البته تقصير از مسئولان و سردمداران مسائل هنرى و فرهنگى كشور است؛ آنها هم بايد سازماندهى كنند؛ بايد كار كنند.
اين ملت آنچه كه داشت، در طبق اخلاص گذاشت و آمد. مرد روستايى و زن روستايى، مرد و زن مسضعف شهرى، خانواده‏هاى گوناگون، جوانهاى فراوان، قشرهاى مختلف، سازمانهاى رزمنده كشور - ارتش، سپاه، حتى نيروى انتظامى و بسيج عظيم مردم - همه اينها آمدند وارد ميدان شدند. حقيقتاً ملت ايران در آن هشت سال، كار بزرگى را انجام داد. در تاريخ اين چندين قرنى كه مى‏تواند به مسائل امروز ما متّصل شود، بنده سراغ ندارم كه ملت ايران اين‏گونه با طوع و رغبت وارد يك ماجراى عظيم نظامى شده باشد و از دل و جان مايه گذاشته باشد؛ با ايمان خود، با عاطفه خود، با دست خود. در دورانهاى مختلف، حتى در دوران صفويّه كه جنگهاى بزرگ و كارهاى بزرگى هم شد، اين چيزهايى كه امروز ما مشاهده مى‏كنيم، اصلاً وجود نداشته است. دلايل روشنى هم دارد؛ نه اين كه نشود اينها را تحليل كرد؛ معلوم است چرا. به هرحال اين پديده در تاريخ ايران ما يك پديده حقيقتاً بى‏نظير؛ يا اگر احتياط كنيم، بگوييم كم نظير بود. اين پديده به اين بزرگى، آن هم با اين همه شكوه و با اين همه زيبايى. چه موضوعى براى يك هنرمند از اين جذاب تر؟....
ما در اين ماجراى هشت ساله، يك پيروزى مطلق به دست آورديم. ما كه جنگ را شروع نكرده بوديم كه بگوييم فلان جا را مى‏خواستيم بگيريم، نتوانستيم، پس ناكام شديم؛ قضيه اين نبود. قضيه اين بود كه دشمنى به ما حمله كرده بود و مى‏خواست بخشى از خاك ما را بگيرد؛ همه دنيا هم به او كمك كردند؛ ما هم مردانه ايستاديم؛ ناكام شد و بينى‏اش به خاك ماليده شد و برگشت. پيروزى از اين بالاتر؟ اين پيروزى را با همين ابعاد، با همه خصوصياتى كه در آن وجود دارد، با همه آن هزاران هزار ماجرايى كه آن را به وجود آورده است، ما بايد روايت كنيم. اين كارِ هنرمندان عزيز ماست؛ كار نويسندگان است؛ كار سينماگران است؛ كار شاعران است؛ كار نقّاشان است؛ كار اصحاب فرهنگ و هنر است.


من به همه‏ى گويندگان، نويسندگان و كسانى كه تريبونى در اختيار دارند، توصيه مى‏كنم: اگر صلاح اين كشور و اين ملت را مى‏خواهند، ياد شهيدان، نام شهيدان، خاطره‏ى شهيدان و بازماندگان آنها و جانبازان را گرامى بدارند.
شما فرزندان شهيدان! شما برادران و خواهران شهيدان! افتخار كنيد. فرزندان جانبازان! به چنين پدران و به چنين برادرانى افتخار كنيد؛ اينها مايه‏ى افتخار يك ملتند. و البته دشمنان هم بدانند كه به توفيق الهى نمى‏گذاريم و اين ملت هم نمى‏گذارد كه نام شهيد و نام شهادت در اين كشور فراموش شود؛ و به توفيق الهى روزبه‏روز اين نام در كشور ما برجسته‏تر و ماندگارتر خواهد شد و اين افتخار براى كشور ما باقى خواهد ماند.
اين را هم بدانيد كه شهداى ما و ايثارگران ما در دوران دفاع مقدس و قبل از آن و بعد از آن تا امروز و همچنين خانواده‏هايشان، در طول تاريخ اسلام، بعد از شهداى كربلا، نظير ندارند؛ اينها حقيقتاً برجستگي هاى خودشان را نشان دادند و همه‏ى چيزهايى را كه براى ما مثل افسانه به حساب مى‏آمد - باور مى‏كرديم، اما شبيه افسانه بود - اينها تحقق بخشيدند و به آن واقعيت دادند. راه اين عزيزان را نه فقط خانواده‏هاى شهدا بلكه همه‏ى ملت ايران بايد ادامه دهند و به‏رغم عنف دشمن اين راه ادامه پيدا خواهد كرد. اين راه، راه ارزشهاست؛ راه تعالى ملت و كشور ايران است؛ راه برافراشتگى پرچم اسلام است. اين راه را چه دشمنان مستكبر جهانى بپسندند، چه نپسندند؛ چه بخواهند، چه نخواهند، ملت ايران به فضل پروردگار و به توفيق الهى با همان قوّت و قدرت ادامه خواهد داد.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار خانواده معظم شهدا، جانبازان و آزادگان استان همدان‏ 1383/4/16


فرزندان عزيز من! مواظب باشيد از مسئله‏ى دفاع مقدس كه در اين كشور اتفاق افتاد، غافل نشويد؛ كار بزرگى انجام گرفت. آن جوانها مثل شماها بودند؛ اكثر اين جوانهايى كه در جنگ نقشهاى مؤثر ايفا كردند، از قبيل همين دانشجوها بودند و خيلى‏هايشان هم جزو نخبه‏ها بودند. دليل نخبه بودنشان هم اين بود كه يك جوان بيست‏ودو، سه ساله فرمانده‏ى يك لشكر شد؛ آن‏چنان توانست آن لشگر را هدايت كند و آن‏چنان توانست طراحى عمليات را، كه هرگز نكرده بود، بكند كه نه فقط دشمنانى را كه مقابل ما بودند - يعنى سربازان مهاجم بعثى عراق - متعجب كرد، بلكه ماهواره‏هاى دشمنان را هم متعجب كرد. ما والفجر هشت را كه حركت نشدنى و باور نكردنى است، داشتيم؛ درحالى‏كه ماهواره‏هاى امريكايى براى عراق - لابد اين موضوع را شنيديد و مطلعيد - كار مى‏كردند؛ اطلاعات به آن كشور مى‏دادند؛ يعنى دائماً قرارگاههاى جنگى رژيم بعثى با دستگاههاى خبرى امريكايى و با ماهواره‏هايشان مرتبط بودند و آن ماهواره‏ها نقل و انتقال و تجمع نيروهاى ما را ثبت مى‏كردند و بلافاصله به آنها اطلاع مى‏دادند كه ايرانيها كجا تجمع كرده‏اند و كجا ابزار كار گذاشته‏اند. حتماً مى‏دانيد كه اطلاعات در جنگ، نقش بسيار مهم و فوق‏العاده اى دارد؛ اما زير ديد اين ماهواره‏ها، ده‏ها هزار نيرو رفتند تا پاى اروندرود و دشمن نفهميد! با شيوه‏هاى عجيب و غريبى كه مى‏دانم شماها چيزى از آنها نمى‏دانيد - البته آن‏وقت براى ماها روشن بود، بعد هم براى مردم آشكار شد؛ منتها متأسفانه معارف جنگ دست‏به‏دست نمى‏شود؛ يكى از مشكلات كار ما اين است؛ لذا شماها خبر نداريد - اينها با كاميون، با وانت، به شكل‏هاى گوناگون، مثل اين‏كه گويا هندوانه بار كرده‏اند، توانستند دهها هزار نيروى انسانى را با پوشش هاى عجيب و غريب و در شبهاى تاريكى كه ماه هم در آن شبها نبود، به كناره‏ى اروندرود منتقل كنند و از اروندرود كه عرض آن در بعضى از قسمتها به دو، سه كيلومتر مى‏رسد، اين نيروهاى عظيم را عبور بدهند به آن طرف؛ از زير آب و با آن وضع عجيبى كه اروند دارد كه شماها شايد آن را هم ندانيد. اروند دو جريان دارد: يك جريان از طرف شمال به جنوب است كه آن، جريان اصلى اروند است و رودخانه‏ى دجله و فرات هم در همين جريان به اروند متصل مى‏شوند و با هم به طرف خليج‏فارس مى‏روند؛ جريان ديگر، عكسِ اين جريان است و آن، در مواقع مدّ درياست. در اين مواقع، آب دريا به قطر حدود دو، سه يا چهار متر از طرف دريا، يعنى از طرف جنوب، مى‏آيد به طرف شمال؛ يعنى دريا سرريز مى‏شود در رودخانه. با اين حساب، يعنى اروند دو جريان صدوهشتاد درجه اى كاملاً مخالف همديگر دارد. به‏هرحال، با يك چنين وضع پيچيده اى - آن زمان ما در جريان جزئيات كار قرار مى‏گرفتيم و آن دلهره‏ها و كذا و كذا - رزمندگان اسلام توانستند به آن‏جا بروند و منطقه اى را فتح كنند و كار شگفت‏آورى را انجام دهند. اين كار، كار همين دانشجوها و همين جوانان و همين نخبه‏هايى بود كه در بسيج و در سپاه بودند. آنها يك مشت جوان مؤمن بودند كه در برهه‏ى بسيار حساسى آن كار را انجام دادند كه اگر آن كار را نمى‏كردند، امروز بخشى از كشور شما هم رفته بود و حكومتى هم كه در ايران بود، حكومت شكست‏خورده‏ى ضعيفِ تحقيرشده‏ى ذليلى بود كه ناچار بود هرچه ديگران مى‏گويند - نه بزرگها و گردن‏كلفت‏هاى دنيا، بلكه اين خرده‏ريزه‏هاى دور و اطراف حتى - تحمل كند. امروز يك كشور عزيز، قدرتمند و يك ملت سربلند و دولتى مقتدر در كشور شماست كه تصميم‏گيرهاى دنيا ناگزيرند و اقرار مى‏كنند كه نظر جمهورى اسلامى را بايد در مسائل مهم و حساس جهانى ملاحظه و رعايت كنند. اين به بركت آن فداكارى است كه آن جوانها كردند؛ به ياد آن جوانها باشيد.

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار با جوانان نخبه و دانشجويان‏ 1383/7/5

● تقدیر و سپاس از حضور ارتش، سپاه، نیروهای فعال و مردمی در جنگ تحمیلی

آنچه در ديدار اين مجموعه كم‏نظير و كمياب كه اين‏جا حضور داريد، در درجه اوّل به ذهن انسان متبادر مى‏شود، احساس قدردانى و ستايش است. اين همان مجموعه‏اى است كه در كنار برادران شهيدش، در طول هشت سال بلكه بيشتر، اين كشور را از تهاجم زورگويانه و ظالمانه و متجاوزانه دشمنان مصون نگه داشت. نيروهاى مسلّح ما اين كارنامه درخشان را در پرونده خود دارند و اين هرگز كهنه نخواهد شد. شما سپاهيان و همچنين بسيج و ارتش و همه نيروهاى فعّال، اگر جز همان حضور هشت‏ساله، هيچ نقطه درخشان ديگرى در سابقه خود نداشتيد، براى افتخار و سربلندى و احساس عزّت، كافى بود. چه تن‏هاى پاك، چه جانهاى منوّر، چه زبانهاى ذاكر، چه دستهاى بخشش گر و چه انسانهاى والا و فرشته‏گون كه در طول اين هشت سال، از ميان جمع شما، با همه وجود خود، اين كشور و اين ملت و ناموس تاريخىِ اين ملت را محفوظ نگه داشتند و پاداششان را هم گرفتند: به ملكوت اعلى‏ عروج كردند؛ بعضى هم به شرف جانبازى نائل آمدند؛ جمع كثيرى هم امروز بحمداللَّه در جامعه ما حضور دارند كه شما و بقيه برادران مبارز و مجاهدِ دوران دفاع مقدّس هستيد. اين اوّلين احساسى است كه انسان به ذهنش می رسد

فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار گروه كثيرى از اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى‏ 1381/6/24


ارتش در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی نشان داد كه رکن ركينى براى دفاع از مرزها و استقلال كشور است. شهداى ارتش، ماجراهای جنگ تحميلى، حضور نيروهاى مختلف ارتش در عرصه جنگ - نيروى هوايى يک طور ، نيروى زمينى يك طور، نيروى دريايى يك طور - و نقش عظيم اينها در طول اين مدت در دفاع از اين مرزها، كه نمى‏گويم هيچ انسان با انصاف؛ حتّى انسانى كه چشم دارد و نگاه مى‏كند، نمى‏تواند منكر اين نقش عظيم شود، شاهد اين نكته است

فرازی از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار با جمعى از فرماندهان و پرسنل ارتش، در آستانه روز ارتش جمهورى اسلامى ايران‏ 1376/1/27




مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی - دفترحفظ ونشرآثارحضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای (مدظله العالی)